ترک گناه و محرمات(۲) ۱۳۹۱/۶/۴ - ۲۱ بازدید

قبح فعلی و قبح فاعلی
قبح فعلی و قبح فاعلی

شدّت و ضعف گناه در هر دو قسم (صغیره و کبیره) منوط به دو چیز است: قبح فعلی و قبح فاعلی. قبح فعلی مربوط است به مفاسد و زشتی های موجود در خود عمل قطع نظر از خصوصیات روحی و شرایط شخص بزهکار. قبح فاعلی مربوط است به شرایط ذهنی و روحی بزهکار قطع نظر از خصوصیات خود عمل. شرایط ذهنی بزهکار عبارت است از داشتن روح تمرّد و طغیان و قانون شکنی و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. البته تمام گناهان از این حیث (قبح فاعلی) بزرگ و عظیم اند، زیرا سرپیچی از دستورهای خداوند بزرگ و مهربان با علم و اختیار، بسیار زشت و ناپسند است. قطب راوندی نقل می کند:

خداوند به عزیر وحی کرد: ای عزیر! گاهی که در معصیت افتادی به کوچکی آن نگاه مکن بلکه نگاه کن به کسی که نافرمانی اش کرده ای یعنی خداوند متعال... . ۱

ولی با تمام اینها، این حالت (قبح فاعلی) نیز در تمام بزهکاران یکسان نیست، زیرا ممکن است شخصی در اثر طغیان غریزه شهوت مرتکب گناهی بشود که دیگری همان گناه را با انگیزه فساد و افساد و الحاد انجام دهد، و شک نیست که گناه دومی بزرگتر از اولی است زیرا انگیزه گناه در فرد دوم افساد و تباهی مردم است. این گونه گناه بحدّی بزرگ و قبیح است که در صورت اصرار و تکرار، عامل آن به عنوان «مفسد فی الارض» شناخته شده و احیاناً به کیفر اعدام باید محکوم شود، برعکس فرد اول که تا این حد سزاوار تقبیح و تنبیه نیست.

بنابراین، هم در قبح فعلی و هم در قبح فاعلی شدت و ضعف وجود دارد و همین شدت و ضعف موجب می شود که یک گناه گاهی از هر دو جهت کبیره و گاهی از هر دو جهت صغیره محسوب شود، چنانکه ممکن است از لحاظ قبح فعلی کبیره و از لحاظ قبح فاعلی صغیره، و برعکس، از نظر فعلی صغیره و از لحاظ فاعلی کبیره به حساب آید.

با توجه به این مقدمات، در مقام جمع بندی به دو نتیجه مهم می رسیم:

نخست آنکه گناهان قُرُقگاه الهی (منطقه ممنوعه) است. کسانی که می خواهند از ورود به این منطقه احتراز کنند باید از نزدیک شدن به آن نیز اجتناب ورزند، چنانکه خداوند متعال می فرماید:

«... تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها»۲

... اینها حدود و مرزهای خداوند است، پس به آن نزدیک نشوید.

و در جای دیگر می گوید:

«تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها»۳

اینها حدود الهی است، از آنها تجاوز نکنید.

البته تعبیر «فلا تقربوها» در تفهیم منظور رساتر است زیرا در این تعبیر از نزدیک شدن به مرز (گناه) منع شده و در تعبیر دیگر تجاوز از مرز مورد نهی قرار گرفته است. و در آیه دیگر می فرماید:

«وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنا إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً»۴

به زنا نزدیک نشوید) یعنی در اطراف زنا از قبیل نگاه و ملامسه و عوامل شهوت انگیز وارد نشوید(که آن): (زنا) عملی زشت و راهی نادرست است.

خداوند متعال در تمام این آیات هشدار می دهد که به مرز گناه نزدیک نشوید که هر کس در اطراف قرقگاه (منطقه ممنوعه) عبور کند چه بسا قهراً وارد آن شده و به هلاکت برسد.

و به همین مضمون احادیثی از رسولخدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ رسیده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: کارها بر سه گونه است: حلال آشکار و حرام آشکار و شبهاتی میان ایندو که کاملاً حکمش معلوم نیست. پس، هر کس موارد شبهه را ترک کند مسلّماً از محرّمات نجات یابد و هر کس شبهات را بگیرد قهراً به حرام می افتند و از آنجا که نمی داند به هلاکت می رسد.۵

از امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ نقل شده است که فرمود:

امور عالم بر سه گونه است: حلال آشکار و حرام آشکار و شبهاتی میان ایندو. هر کس از موارد شبه ناک پرهیز کند مسلّماً نسبت به موارد قطعی پرهیزکارتر است، چون گناهان قرقگاه خداوند است و هر کس گلّه خود را در اطراف قرقگاه بچراند ممکن است وارد آن شود. ۶

ناگفته نماند که مقصود ما از ذکر این بحث و استشهاد به آیات و اخبار، تأیید نظریه اخباریین مبنی بر لزوم احتیاط در موارد شبهه حکمیه نیست بلکه مقصود آن است که اگر کسی بخواهد مصون از گناه باشد و در مصادیق قطعی مرتکب گناه نشود لازم است در شبهات مصداقیه احتیاط کند و در اطراف شبهه وارد نشود تا مبادا وساوس شیطانی و نفسانی او را وارد گناه کند. و این نوعی ریاضت و تمرین است که سالکان راه باید به آن توجه خاص مبذول دارند و اگر کسی در این وادی قدم نگذارد بعید است که در ترک معاصی کاملاً موفقیت داشته باشد.

دوم عدم اصرار بر گناه است؛ یعنی گناه هر چند کوچک باشد مؤمن سالک باید از آن دوری کند و اگر در اثر طغیان غرایز یا در اثر کوچک شمردن گناه مرتکب گناهی شود باید بی درنگ خدا را یاد کند و با اشک ندامت و آب توبه خود را شستشو دهد، چنانکه خداوند متعال می فرماید:

«وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ»۷

صاحبان تقوا آنهایی هستند که اگر کار بسیار زشتی انجام دهند گناه کبیره یا به خود ستم روا دارند گناه صغیره بی‌درنگ خدا را یاد کنند و از او آمرزش بخواهند ـ و آیا کسی جز او آمرزنده هست؟ ـ و اینان با علم و آگاهی بر گناه اصرار نمی ورزند.

بنابراین، انسان نباید هیچگاه گناه را کوچک بشمرد و در مقام تدارک و جبران بر نیاید. امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید:

«لا تستصْغروا قلیل الآثام فانَّ الصَّغیر یحْصی و یرجعُ إلی الْکبیر.»۸

گناه کم را کوچک نشمارید زیرا گناهان کوچک به حساب شما نوشته می شود، که در اثر تکرار و اصرار، به گناه بزرگ برمی گردد.

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ در جای دیگر می فرماید:

خدای تبارک و تعالی چهار چیز را در چهار چیز پنهان کرده است. یکی از آنها خشم اوست که در میان نافرمانی از دستورهایش پنهان کرده است. پس هیچ گناهی را کوچک مپندار که ممکن است خشم خدا در آن نهفته باشد و تو ندانی.۹



سرانجام شوم اصرار بر گناه

اصرار بر گناه ممکن است انسان را به مرز کفر و الحاد بکشاند، چنانکه خدای تعالی می فرماید:

«ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوآی أَنْ کَذَّبُوا بِآیات اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنْ.»۱۰

سرانجام آنها که به بدی اصرار می ورزند به تکذیب آیات خدا و مسخره کردن آن می رسد.

ـ چرا اصرار بر گناه چنین سرانجامی را در پی دارد؟

زیرا اصرار بر گناه قلب آدمی را فاسد می کند. گناه مانند سمّی مهلک است که اگر ساعتی تأخیر در علاج آن کند تمام روحِِ انسان را متلاشی و او را نابود می کند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:

پدرم امام باقرـ علیه السّلام ـ می‌فرمود: هیچ چیز برای قلب زیانبارتر از گناه نیست؛ چه آنکه قلب با گناه می‎آمیزد و با آن گلاویز می شود تا بالاخره گناه بر قلب چیره شده و آن را وارونه می سازد.۱۱

یعنی قلب به حساب طبع اولی، ملکوتی و رو به خدا است ولی در اثر گناه چهره اش وارونه گشته، ناسوتی و شیطانی می شود.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:

«إنَّ الرَّجُل یُذُنِبُ الذَّنبَ فیُحْرم صلوة الَّلیل و إنَّ الْعمل السَّیِیّءَ اسْرعُ فی صاحبهِ من السّکّینِ فی اللَّحْم.»۱۲

انسان، گناه می‌کند و در نتیجه از نماز شب محروم می‌شود. همانا تأثیر گناه در شخص از کارد برنده در گوشت سریع‌تر است.

مرحوم نراقی می فرماید: مبادا کسی فکر کند که وزر و وبال گناه گریبان او را نمی گیرد؛ چنین چیزی نشدنی است، زیرا پیامبران از آثار ترک اولی مصون نماندند چه برسد به دیگران. البته چون خداوند پیامبران و اولیای خود را دوست می دارد آنها را در همین دنیا زود گوشمالی می دهد تا در آخرت آسوده باشند اما کفّار و فجّار از این نعمت محرومند و آنقدر به آنها مهلت داده می شود که بر گناه بیفزایند تا مستوجب عذاب بیشتر شوند.۱۳

از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است:

هرگاه خداوند عزّوجلّ برای بنده ای خوبی بخواهد کیفر او را در دنیا جلو می اندازد، و چنانچه بدی او را بخواهد به او مهلت می دهد تا در روز قیامت به طور کامل کیفر شود.۱۴

این کلام، مضمون آیه شریفه ۱۷۸ سوره آل عمران است که می فرماید:

«وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ»

آنها که کافر شدند (و راه طغیان پیش گرفتند) تصور نکنند اگر به آنان مهلت می دهیم به سود آنها است. ما به آنها مهلت می دهیم که بر گناهان خود بیفزایند و عذاب خوارکننده ای برای آنها است.

محمد رضا مهدوی کنی - نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص۱۰۳

--------------------------------------------------------------------------------

۱. جامع احادیث الشیعه، ج ۱۳ / صفحه ۳۳۴. از اینجا می توان حدس زد که چرا اصرار بر گناهان صغیره کبیره شمرده می شود، زیرا اصرار بر گناه دلیل بر روح تمرّد و طغیان است و آن موجب افزایش قبح فاعلی و در نتیجه باعث عظمت گناه می شود هر چند خود عمل خیلی زشت نباشد. در حدیث آمده است: «اعظم الذُّنوب ذنبا ما أصَرَّ علیه صاحبهُ»: بزرگترین گناه آن است که صاحبش بر آن اصرار ورزد.

۲. سوره بقره، ۱۸۷.

۳. سوره بقره، ۲۲۹.

۴. سوره اسراء، ۳۲.

۵. اصول کافی، ج ۱، صفحه ۶۸، کتاب فضل العلم، باب اختلاف الحدیث؛ وسائل الشیعه، ج ۱۸، صفحه ۱۱۴، حدیث ۹.

۶. نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج ۱، صفحه ۲۲۵.

۷. سوره آل عمران، ۱۳۵.

۸. بحارالانوار، چاپ بیروت، ج ۷۰، صفحه ۳۵۱، حدیث ۴۷.

۹. خصال صدوق، ج ۱، صفحه ۱۹۸، حدیث ۲۶.

۱۰. سوره روم، ۱۰.

۱۱. اصول کافی، ج ۲، صفحه ۲۶۸، باب الذنوب، حدیث ۱.

۱۲. همان، صفحه ۲۷۲، حدیث ۱۶؛ جامع السعادات، ج ۳، صفحه ۴۸.

۱۳. جامع السعادات، ج ۳، صفحه ۴۸.

۱۴. اصول کافی، ج ۲، صفحه ۴۴۵.
به نقل از پایگاه اخلاق

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.