تشخیص وظیفه-عمل به وظیفه-وظیفه شیعیان ۱۳۸۷/۱۱/۲۷ - ۴۳۱ بازدید

تشخیص وظیفه که در کلام علمای اخلاق و عرفان آمده است چیست و کلا به چه معناست یعنی انسان در کوچکترین فکر و حرکتی دنبال وظیفه اش باشد، چگونه ممکن است غیر معصوم بتواند به اینجا برسد؟ بهترین وجه عمل را چگونه می توان تشخیص داد؟

وظیفه شناسی از مسائل مهم یک مسلمان است . وظیفه ای که در کلام علمای اخلاق و عرفان بدان تاکید فراوان می شود و جنبه عمومیت دارد، وظایف انسان در مقابل خدای متعال است، ولی در عین حال هر کس بر اساس مسئولیت خاصی که دارد وظایف دیگری نیز برای او تعریف شده است ؛ کسی که مادر است , وظایف خاصی نسبت به فرزندان خود دارد که دیگری فاقد این وظیفه است .
شاگرد نسبت به معلم و معلم نسبت به شاگرد ؛ زن نسبت به همسر و متقابلأ مرد نسبت به همسرش , کارمند در مقابل ارباب رجوع و بالعکس و ... هر یک وظایفی دارند که بعضی از آنها مشترک و برخی متفاوت است .
وظیفه هر فردی متناسب با موقعیت او مشخص می شودٰکسی که محصل است وظیفه اصلی او تحصیل است وپرداختن به اموری که مانع تحصیل است ،کاری بر خلاف وظیفه می باشد .وقتی معلم شد وظیفه دیگری دارد،وقتی همسر اختیار کرد وظیفه او اداره درست خانواده وتأمین ما یحتاج آنهاست، هنگامی که کشور در معرض تهدید قرار گرفت، وظیفه انسان تلاش در مسیر رفع تهدید است.البته اینها مثالهائی بود برای تشخیص وظیفه ،زیرا انسان دارای وظائف گوناگونی است در برابر خود و خداو خانواده وجامعه،در هر صورت مهمترین وظیفه انسان دربرابر خدای متعال است که به عنوان واجبات ومستحبات وترک محرمات بیان شده است.
کسی که مسلمان است در قبال ایمان و دین اش وظیفه ای دارد که شناختن و انجام دادن آن برایش اولویت دارد. از نظر اسلام تمامی اعمال انسان خالی از احکام پنجگانه نیست. واجب، حرام، مستحب، مکروه، مباح. یعنی هر کاری که ما انجام میدهیم یا واجب است یا حرام یا مستحب یا مکروه و یا اگر هیچکدام از این احکام را نداشته باشد، مباح است، ، یعنی انجام و ترک آن در اختیار خود او است و دین نظر خاصی درباره اش نداردد.
اگر کسی بخواهد در تمامی افکار و رفتار به وظیفه خود عمل کند، نیاز ندارد که حتما معصوم باشد. کافی است که احکام شرعی را درباره هر یک از این احکام پنجگانه بشناسد و در حد توان و امکانات، خود را موظف نماید تا به آنها عمل نماید.
چیزی که بیشتر وظیفه ما را سنگین می کند آن است که ما را شیعه می نامند و با این نام میشناسند ؛ چرا که معتقد به ولایت علی بن ابی طالب هستیم . اما آیا این اعتقاد , برای نامگذاری و ملقب کردن فرد , به شیعه بودن , کافی است ؟
با توجه به روایاتی که از اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) به ما رسیده است , کسی که ملقب به شیعه می باشد , وظایف سنگینی نیز بر دوش دارد ؛ لذا این احادیث , وظیفه ی ما را در طول زندگی نسبت به خدا و خود و خلق خدا , معلوم میکند .
امام صادق علیه السلام می فرمایند : شیعیان ما اهل پارسایی و سخت کوشی در(عبادت) هستند , اهل وفاداری و امانتداریند , اهل زهد و عبادتند , آنانند که در شبانه روز , پنجاه و یک رکعت نماز میگذارند , شبها را به عبادت سپری می کنند و روزها را به روزه داری , زکات اموال خود را میپردازند و به حج میروند و از هر حرامی دوری میکنند . (۱)
کسی که نام مسلمان به روی او گذاشته شده و معتقد به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) است , میبایست قدم به قدم پشت سر اهل بیت حرکت کند . آری احدی نمیتواند درمنزلت و مقام , هم رتبه اهل بیت شود , اما میتوان به آنها نزدیک شد !
سلمان , ابوذر , مقداد , فضه و ..... هیچ کس در شأن و منزلت با ائمه , برابر نبودند ؛ اما توانستند در حد خویش , صاحب عصمت شوند ؛ یعنی ترک گناه و عمل به وظایف خویش کنند .
عصمت اهل بیت طاهرین , مخصوص خود آنها است ؛ نه به این معنا که ما نمیتوانیم معصوم از گناه شویم . اگر کسی به وظایفی که قرآن و سنت مشخص کرده , عمل کند او نیز به عصمت ( در رتبه خویش ) رسیده است ! مهم تشخیص وظیفه و سپس عمل به آن است ؛ یعنی بر اساس علم و معرفت , به وظایف خود عمل کنیم .
راه تشخیص وظیفه و چگونگی عمل به آن را نیز , تنها میتوان از قرآن و سنت و سیره اهل بیت علیهم السلام , بدست آورد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند : شیعه ما کسی است که از ما پیروی کند و پا جای پای ما بگذارد و به کردار ما اقتدا نماید (۲)
اگر وظیفه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله برای ما تعیین نمودند , غیر ممکن بود , این سخن حضرت , لغو و بیهوده بود . در حالیکه خداوند درباره حضرت میفرمایند : او کسی است که لا ینطق عن الهوی یعنی او از روی هوا سخن نمیگوید .
امام حسن علیه السلام در جواب مردی که عرض کرد : من از شیعیان شما هستم , فرمود : ای بنده خدا ! اگر مطیع اوامر و نواهی ما باشی راست میگویی ؛ ولی اگر چنین نباشی پس با ادعای منزلت والایی که تو اهل آن نیستی , بر گناهانت می افزایی . مگو : من از شیعیان شما هستم بلکه بگو : من از دوستداران شما و دشمن دشمنان شما هستم در این صورت , تو آدم خوبی هستی و به خوبی گرایش داری .(۳)
البته باید در عمل به وظایف , اولویت بندی کرد . مثلا کسی که تلاش میکند نماز مستحبی بخواند در حالی که نماز صبحش قضا میشود , نماز مستحبی اش , او را به هیچ مقامی نخواهد رساند !
بهترین وجه عمل را خود قرآن بیان فرموده که : اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنید ؛ پس نه از اهل بیت فاصله بگیریم و نه جلو تر از آن ذوات نورانی حرکت کنیم ؛ به تعبیری دیگر نه اهل تفریط و نه اهل افراط باشیم ؛ بلکه قدم به قدم پشت سر آنها حرکت کنیم . در این صورت امید است وظیفه شناس و اهل عمل به وظیفه شویم .
در زیارت جامعه کبیره خطاب به اهل بیت عرض میکنیم : فالراغب عنکم مارق و اللازم لکم لاحق و المقصر فی حقکم زاهق و الحق معکم و فیکم و منکم و الیکم . هر کس از طریق شما برگشت , از دین خدا خارج شده و آنکه ملازم شما بود به حق رسید و آنکه در حق شما کوتاهی کرد نابود گردید . حق , با شما است و در خاندان شماست و از شما و به سوی شما است .
موفق باشید.
(۱) میزان الحکمه / ج ۶ / ص ۲۹۲۵
(۲) میزان الحکمه / ج ۶ / ص ۲۹۲۶
(۳) میزان الحکمه / ج ۶ / ص ۲۹۲۶

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.