نسخه آزمایشی

تشکل‏های دانشجویی ۱۳۹۱/۱۱/۱۲

لطفا درباره تشکل های دانشجویی توضیح دهید؟


با سلام و احترام خدمت شما , در پاسخ سؤال شما ابتدا نگاهی گذرا به پیشینه تشکل های دانشجویی  خواهیم داشت و سپس به مهمترین تشکل های دانشجویی اشاره می کنیم .
« پیشینه تشکل‏های دانشجویی»
سابقه انجمن‏های اسلامی در دانشگاه‏ها و مراکز آموزش عالی به دهه ۱۳۲۰-۱۳۳۰ باز می‏گردد. در آن سال‏ها جو حاکم بر دانشگاه‏ها به شدت از فضای چپ حاکم بر جهان یعنی گرایش مارکسیستی – کمونیستی متأثر بود جمعی از دانشجویان و استادان مسلمان به تأسیس انجمن اسلامی در دانشگاهها اقدام کردند تا ضمن تبلیغ اسلام، از گسترش تفکرات کمونیستی و فرهنگ الحادی در فضای آموزشی و دانشگاهی جلوگیری کنند. مهندس بازرگان، ید الله سحابی، مصطفی چمران، عباس شیبانی از پیشگامان و بنیانگذاران اولیه انجمن‏های اسلامی در دانشگاهها می‏توان دانست.
جنبش دانشجویی ایران چهار موج را پشت سر گذارده است.
- موج اول: موج چپ گرایی (سال ۱۳۲۲-۱۳۵۶)
به دنبال خروج رضا شاه از ایران و در فضای باز سیاسی دهه ۲۰ گفتمان چپ تبدیل به گفتمان غالب جامعه روشنفکری ایران و جامعه دانشجویی گردید.
اتحادیه دانشجویی حزب توده از نخستین تشکل‏های رسمی دانشجویی در ایران بود که در سال ۱۳۲۲ زیر نظر سازمان جوانان حزب توده شکل گرفت. این تشکل خیلی زود به عنوان نماینده رسمی دانشجویان پزشکی و داروسازی دانشگاه تهران پذیرفته شد و دو سال بعد این اتحادیه با تحت پوشش قرار دادن دانشجویان دانشکده‏های حقوق، فنی، ادبیات و کشاورزی به عنوان نماینده رسمی این دانشجویان نیز شناخته شد. در سال ۱۳۲۷ به دنبال غیر قانونی اعلام شدن حزب توده، این حزب اقدام به تشکیل سازمان دانشجویان دانشگاه تهران کرد. در دهه ۲۰ گفتمان چپ بر جنبش دانشجویی ایران
غلبه و نفوذ زیادی داشت. این نفوذ موجب شکل گیری تشکل‏های دانشجویی رقیب، هر چند به صورت ضعیف، توسط نیروهای اسلام گرا و ملی گرایان لیبرال شد. غلبه و نفوذ تفکرات چپ سوسیالیستی – مارکسیستی در جنبش دانشجویی ایران در این دوره تا بدان حد قوی بود که حتی تعدادی از دانشجویان میلمان برای باقی ماندن در فضای فکری آن دوران و بهره مندی از توان عرضه اندام فکری دینی، تشکیلاتی با عنوان نهضت خداپرستان سوسیالیست را در سال ۱۳۲۲ راه اندازی کردند.
شکل گیری سازمان‏های چریکی و مبارزات مسلحانه در سال‏های نخست دهه ۵۰، جنبش دانشجویی را نیز تحت تأثیر قرار می‏دهد و این سازمانها از میان جنبش دانشجویی یار گیری می‏کردند.
با شکست جنبش مسلحانه، جنبش دانشجویی چپ در ایران به بن بست رسید و گفتمان اسلام گرایی فرا روی این جنبش قرار گرفت.
-موج دوم : موج اسلام گرایی (۱۳۵۵-۱۳۷۵)
رشد تفکر اسلام گرایی در میان دانشجویان را بایستی از سالهای دهه ۱۳۲۰ یعنی زمانی که در سال ۱۳۲۲ انجمن اسلامی دانشجویان شکل گرفته، جستجو کرد ولی برای تبدیل آن به گفتمان غالب سه دهه طول کشید. در این میان ظهور نهضت امام خمینی در سال ۴۲ به این جریان جانی دوباره بخشید.
  رشد شاخص‏های تفکر اسلام گرایی در میان جنبش دانشجویی طی سال‏های ۱۳۵۶ کاملاً مشهود بود در خرداد این سال برای اولین بار پس از کشتار خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، مراسم بزرگداشتی در کوی دانشگاه تهران برگزار شد. درگذشت دکتر شریعتی و شهادت مصطفی خمینی موجب اوج گیری جنبش دانشجویی شد.علاوه بر رشد تفکر اسلام گرایی در میان دانشجویان، رشد نمادهای ظاهری اسلام گرایی نیز در میان آنها کاملاً مشهود بود نمادهایی مثل گرایش به حجاب و پوشش اسلامی در میان دانشجویان دختر و مشارکت گسترده دانشجویان در مراسمات مذهبی.
با انقلاب اسلامی و دگرگونیدر حوزه‏های مختلف، جنبش دانشجویی نیز دچار تحولات اساسی گردید. دانشجویان فدایی خلق و مجاهدین خلق رو در روی مردم و آرمان‏های انقلاب و ارزش‏های اصیل اسلامی صف آرایی کردند و به دلیل ماهیت وابسته‏ای که به بیگانه داشتند به روی مردم اسلحه کشیدند که موج انقلابی مردم آنها را از صحنه کنار زد.
  اما جنبش اصیل دانشجویی که پیکره اصلی آن را دانشجویان انقلابی تشکیل می‏دادند با تحلیل درست از زمینه‏ها و پیدایش جنبش دانشجویی با انقلاب همراه گردیدند. دفاع از انقلاب ونظام، پاسداری از دستاوردهای انقلاب، مبارزه با امپریالیست شرق و غرب به مثابه گفتمان مسلط دانشجویی در سال‏های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی بودکه با سازماندهی دانشجویان انقلابی که در قالب انجمن‏های اسلامی فعالیت می‏نمودند اتحادیه انجمن‏های اسلامی دانشجویان شکل گرفت.
طی دهه شصت شاهد فعالیتگسترده این جنبش هستیم اما در دهه هفتاد این جنبش سال‏های بی تحرکی و حتی سیاست گریزی را پشت سر گذاشت.
- موج سوم: موج آزادی خواهی (۱۳۷۵-۱۳۸۴)
در این دوران شاهد چرخش زیادی در مواضع جنبش دانشجویی هستیم به گونه‏ای که شعار جنبش دانشجویی از عدالت خواهی به آزادی خواهی تغییر نمود و اسلام گرایی ناب جای خود را به رگه‏هایی از سکولاریسم و پلورالیسم دینی دارد و استکبار ستیزی به تسامح و تساهل و حتی مذاکره با آمریکا داد. در چنین فضایی گفتمان جنبش دانشجویی متأثر از گفتمان جناح حاکم کشور،گفتمان آزادی، جامعه مدنی، توسعه سیاسی، قانون گرایی و... است.
  شاخصه جریان جنبش دانشجویی در این دوران، افراط گرایی و یکه تاری است به گونه‏ای که این جنبش در مقطعی از گفتمان غالب که اصلاحات بود فراتر رفته و هم صدا با جریان‏های رادیکال و افراطی، شعار عبور از خاتمی را سر داد. در این دوران شاهد پیاده کردن اهداف جناح‏های افراطی توسط جنبش دانشجویی بودیم و در عمل این جنبش به ابزار دست جناح‏های سیاسی کشور تبدیل شده بود که همین مسأله به جایگاه آن آسیب رساند. با افول جریان اصلاح طلبی، جنبش دانشجویی نیز به خمودی گرایید.( قویدل معروفی، حسین، پور نجمی، مجید، تاریخ جنبش دانشجویی ایران، دفتر تحکیم وحدت، تهران: نجم‌الهدی، ۱۳۸۵، ص ۲۴- ۳۶ )
- موج چهارم : (۱۳۸۴- تا به امروز)
با شکل گیری گفتمان اصول گرایی، طیف افراطی چپ در جنبش دانشجویی به حاشیه رانده شد و گفتمان اصول گرایی و عدالت خواهی بر جنبش دانشجویی حاکم شد. البته سایه سنگین افراط گرایی‏ها و انحصار طلبی‏ها هنوز بر فعالیت‏های جنبش دانشجویی سایه افکنده است و آن را تحت تأثیر خود قرار داه است اما با توجه به ظرفیت و توانمندی بالای این جنبش و روحیه آرمان خواهی آن در آینده شاهد پویایی آن خواهیم بود.
نکته قابل توجه در مورد جنبش دانشجویی اینکه ویژگیهایی همچون عدالت خواهی وآرمان طلبی و جوانیو نشاط همواره از ظرفیت‏های این جنبش بوده است.از این رو این جنبش برای اینکه در این مسیر حرکت کند و به عنوان عنصری پویا در نظام اسلامی نقش آفرین باشد باید ضمن توجه به این اهداف و آرمان‏ها از هر گونه افراط و یکه تازی خود داری نموده و از دخالت جناح‏های سیاسی کشور در این جنبش و بهره برداری در جهت منافع حزبی و گروهی خود جلوگیری به عمل آورد تا استقلال این جنبش و خصلت دانشجویی آن زیر سؤال نرود و مراقبت از نفوذ دشمنان نظام اسلامی در آن نیز باید سرلوحه برنامه‏های آن باشد. به هر حال این جنبش باید به عنوان جنبشی جوان و پویا در خدمت اهداف و مبانی اصیل نظام اسلامی بوده و صرفنظر از حاکمیت گروههای مختلف در برهه‏های تاریخی، از مسیر آرمان‏های انقلاب جدا نشود.
« مهمترین تشکل های دانشجویی »
= دفتر تحکیم وحدت
در سالهای آغازین انقلاب اسلامی جریان عمده دانشجویی که پیرو خط امام بودند در انجمن‏های اسلامی دانشجویان متمرکز شده بودند و این انجمن‏ها تبدیل به مراکزی شده بود که به اصطلاح بچه مسلمان‏ها فعالیت‏های خود را از طریق این تشکل در دانشگا هها پیگیری می‏کردند در این بین در برابر تشکل‏های دانشجویی معاند نظام، نیاز به کانونی برای تمرکز فعالیت دانشجویان مسلمان احساس می‏شدکه با فراگیر بودنش به تجمیع توان نیروهای انقلابی در راستای دفاع همه جانبه از انقلاب بپردازد. در کنار این مسأله ضعف عملکرد دولت موقت نیز عاملی برای تشکیل دفتر تحکیم بود. بدین ترتیب پایه‏های یک تشکل فراگیر و همه جانبه دانشجویی ریخته شد و اتحادیه سراسری از طرف انجمن‏های اسلامی دانشجویان به وجود آمد.که پس از گزارش کار خدمت امام، مورد تأیید ایشان قرار گرفت و بعدها در پی رهنمود‏های امام خطاب به دانشجویان که بروید و بین خودتان تحکیم وحدت کنیداین اتحادیه به عنوان دفتر تحکیم وحدت نامگذاری شد. ماجرای تسخیر لانه جاسوسی موجب شد، مدتی فعالیت این دفتر تحت الشعاع آن قرار بگیرد . در این حرکت پیشتازان و رهبران حرکت افرادی چون محسن میر دامادی، ابراهیم اصغر زاده، معصومه ابتکار و... بودند که بیشتر تشکیل دهندگان اولیه تحکیم وحدت بودند و پس از گذشت چند ماه از تسخیر لانه جاسوسی، دانشجویانی که به وجودشان در لانه جاسوسی نیازی نبود، فعالیت دفتر را دوباره از سر گرفتند. به دنبال تعطیلی دانشگاهها و انقلاب فرهنگی، دفتر تحکیم وحدت به سازماندهی و تثبیت تشکیلات خود پرداخت.( همان، ص ۴۸- ۵۴ )
  دفتر تحکیم وحدت در آن سال‏ها نماینده رسمی، اصلی و فراگیر دانشجویی در کشور محسوب می‏شد.
مقاطع تاریخی فعالیت دفتر تحکیم وحدت
- مقطع نخست : از زمان تأسیس تا سال ۶۲ که مهمترین حادثه آن جریان تسخیر لانه جاسوسی بود که بیشتربنیانگذاران دفتر تحکیم وحدت در آن حضور داشتند و تحت عنوان دانشجویان پیرو خط امام اقدام به این کار کردند که این اقدام یکی از تاریخی ترین حرکتهای انقلاب اسلامی را رقم زد.
در این مقطع میان دفتر وشاخه دانشجویی حزب جمهوری اسلامی ارتباط ناپایداری وجود داشت. شاخه دانشجویی حزب که نتوانست همکاری دفتر را جذب کند، شروع به همکاری با انجمن‏های اسلامی دانشجویان به طور مستقل نمود که این مسأله سبب بروز عکس‌العمل‏هایی از سوی دفتر شد که صف آرایی موافقین حزب جمهوری اسلامی و مخالفین آن، نقطه آغازین اختلاف در دفتر بود.
- مقطع دوم : سال‏های ۶۲ تا ۶۸
در سال ۶۲ و همزمان با آغاز فعالیت‏های انتخاباتی دومین دوره مجلس شورای اسلامی، بحث چگونگی مشارکت دفتر تحکیم وحدت در انتخابات در داخل مجموعه دفتر موجب تشدید اختلافات درونی دفتر شد. پس از انتخابات وپیرو تصمیم شورای مرکزی مبنی برگرداندن دانشجویان پیرو خط امام به شورای عمومی دفتر، طیف اقلیت از دفتر خارج شده و شورای عمومی و مرکزی این دفتر یکدست شدند. در انتخابات سومین دوره مجلس نیز که به حاکمیت گروههای چپ انجامید، دفتر حضور فعالی داشت.
در این دوره شاهد یکه تازی دفتر تحکیم وحدت در عرصه دانشگاه و موضع چپ گرایانه و گفتمان عدالتخواهانه این دفتر هستیم.
-مقطع سوم: سال‏های ۶۸ تا ۷۶
در این دوره سخن گویان و نمایندگان دیگری وارد عرصه فعالیت دانشجویی می‏شوند و انحصار و سیطره دفتر تحکیم وحدت شکسته می‏شود. جامعه اسلامی دانشجویان، بسیج دانشجویی و تشکل دانشجویی با رهبری طبرزدی سه تشکل دانشجویی هستند که در این دوره پا به عرصه حیات سیاسی می‏گذارند.
  افزایش گرایش انتقادی به حکومت و علاقه مندی به مسائل صنفی در کنار کاسته شدن از موضع چپ گرایانه و رویکرد ایدئولوژیک در این دوره آرمان جنبش دانشجویی عمدتاً حول عدالت طلبی، ؛ قانون گرایی و آزادی خواهی تمرکز می‏یابد. انتقاد از سیاست‏های دولت به ویژه در زمینه تعدیل اقتصادی، گرفتن وام خارجی و همکاری با دولت‏های غربی از یک سو و انتقاد از گسترش شکاف طبقاتی و تجمل گرایی، محور فعالیت‏های جنبش دانشجویی است. دفتر تحکیم وحدت در این دوره آشکار از موضع مجمع روحانیون حمایت می‏کند.
- مقطع چهارم : سال‏های ۷۶ تا ۸۴
دفتر تحکیم وحدت در این دورهدر ابتدا با جریان‏های اصلاحات همراهی و همفکری نمود. در این سال‏ها دفتر با طیف افراطی اصلاحات همکاری نموده و در اقدامات افراطی آنان نقش ایفا می‏نمود. جریان کوی دانشگاهو ماجرای شرکت علی افشاری از اعضای شورای مرکزی دفتر در کنفرانس برلین و تنش و درگیری و آشوب در نشست دفتر در خرم آباد که در اعتراض به دعوت افرادی همچون سروش، کدیور، علوی تبار و... صورت گرفت. همراهی در طرح عبور از خاتمی و... از جمله اقدامات این دفتر در این مقطع بود که در نهایت عملکرد افراطی و رادیکالی دفتر و سیاست زدگی مفرط آن زمینه را برای انشعاب در آن فراهم نمود.( همان، ص ۷۵- ۱۷۶ )
- انشعاب در دفتر تحکیم وحدت
  اولین انشعاب و جدایی در سال ۱۳۶۵ با عنوان جامعه اسلامی دانشجویان صورت گرفت. این تشکل با گرایش سیاسی به مجموعه جریان راست ملحق شد و سال‏ها در جبهه پیروان خط امام و رهبری همسو با جامعه روحانیت مبارز تهران عمل می‏کرد، به فعالیت پرداخت.
  پس از آن در سال ۱۳۷۱ بسیج دانشجویی نیز به تشکل دانشجویی اضافه شد. این تشکل با داعیه نگرش فراجناحی پا به عرصه وجود گذاشت.
سال ۱۳۷۸ انشعاب دیگری در تشکل‏های دانشجویی صورت گرفت که طی آن انجمن‏های پانزده دانشگاه طی نشستی انشعاب این دانشگاهها از دفتر تحکیم وحدت و تشکیل اتحادیه‏ای جدید تحت عنوان « اتحادیه انجمن‏های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور » را اعلام نمودند.
در سال ۱۳۸۰ انشعاب در داخل دفتر نه در قالب اتحادیه جدید بلکه به صورت انشعاب در درون آن صورت گرفت که تعدادی از انجمن‏های اسلامی دانشجویان طی نشستی با فاصله زمانی اندکی دردانشگاه شیراز و دانشگاه علامه انشعاب دو طیف علامه و شیراز را در دفتر رقم زدند که به طیف علامه و طیف شیراز دفتر تحکیم وحدت معروف شدند.
طیف علامه تحکیم ابتدا به دو فراکسیون سنتی و مدرن تقسیم شد که صبغه اصلی سنتی‏ها، مؤلفه مذهبی و صبغه فراکسیون مدرن بیشتر سکولار بود. از دانشگاههای عضو فراکسیون سنتی می‏توان به دانشگاه‏های تهران و علوم پزشکی و تربیت مدرس، شهید بهشتی، گرگان و علوم پزشکی یزد اشاره کرد. دانشگاه‏هایی مانند علم و صنعت، امیرکبیر، شریف، خواجه نصیر الدین طوسی، صنعتی اصفهان و تربیت معلم و علامه طباطبایی نیز در فراکسیون مدرن قرار گرفتند.
از دل خود این دو فراکسیون، فراکسیون جدیدی به نام دموکراسی خواه ملی شکل گرفت. سنتی‏ها به روشنگری تغییر نام دادند و ترکیب جدید طیف علامه در قالب سه فراکسیون، روشنگری، مدرن و دموکراسی خواه ملی شکل گرفت.
طیف شیراز نیز شامل دو طیف سنتی و نوگرا می‏شد.
در سال ۱۳۸۱و۱۳۸۲ جنبش عدالت خواه دانشجویی از دل بسیج دانشجویی زاده شدکه تمایز آن عمل به روش‏های چپ و تا حدودی رادیکال تر نسبت به بسیج دانشجویی است.
ورود افراد فاقد صلاحیت به شورای مرکزی تحکیم وحدت به عنوان وسیله ای برای پرش به مقاصد مادی و دنیوی، تبدیل دفتر به پیاده نظام احزاب و گروه های سیاسی، ورود مستقیم در فعالیت های انتخاباتی و سهم خواهی علنی از قدرت، تغییر گفتمان حاکم بر فضای عمومی کشور پس از اتمام جنگ و تغییر ذائقه فعالین سیاسی دانشجویی و نیز تغییر گفتمان از دفاع از مستضعفین و جنگ فقر و غنا به طرح شعار های آزادی خواهی و دفاع از حقوق شهروندی، همچنین فقر شدید ایدئولوژیک و فکری که سبب تبدیل این دفتر، به محلی برای مناقشه بین نحله های مختلف فکری همچون حلقه کیان و نهضت آزادی و سایر تفکرات الحادی شد، عوامل ایجاد چند دستگی در داخل این دفتر و انشعاب در آن بود.( همان ، ص ۱۸۵-۱۸۶ )
از سال ۷۶این دفتر از آقای خاتمی حمایت قاطعی انجام داد واز گروههای ائتلاف جبهه دوم خرداد محسوب می‏گردید. سال ۱۳۷۸ وبعد از ماجرای کوی دانشگاه رفته رفته دفتر تحکیم آمادگی تبدیل شدن به یک اپوزیسیون مستقل داخلی را پیدا کرد و در سال ۷۹ بخشی از تحکیم از اصلاح طلبان و دولت خاتمی و حزب مشارکت جدا شد و شعار عبور از خاتمی و در خواست همه پرسی را مطرح کردند. وضعیت جدید با ورود نیروهای جدید به شورای مرکزی تحکیم مانند علی افشاری، عبد الله مؤمنی، اکبر عطری، رضا دلبری و مهدی امینی زاده ایجاد شد و گروهی که به اصلاحات در چارچوب نظام و قانون اساسی معتقد بودند از تحکیم خارج شدند و طیف علامه به عنوان دفتر تحکیم در محافل سیاسی مطرح شد اما احزاب اصلاح طلب به ویژه مشارکت و مجاهدین انقلاب که به شدت به جریان‏های دانشجویی نیاز داشتند، شروع به دخالت در طیف علامه کرده و در نهایت با حمایت انجمن همیشه سنتی دانشگاه تهران توانستند عده معدودی از طیف علامه را جدا کنند. که فراکسیونی به نام فراکسیون روشنگری ایجاد کردند و بقیه به فراکسیون مدرن شهرت یافتند.
آنچه درباره دفتر تحکیم وحدت بایدگفت آن است که تشکلی که در سال ۵۹ توسط دانشجویان تسخیر کننده سفارت آمریکا و به منظور سازماندهی و کادر سازی دانشجویان مذهبی برای رویارویی با تفکرات چپ و التقاطی آغاز به کار کرده بود به دلیل فاصله گیری از فلسفه وجودی اولیه، دگر دیسی در اندیشه‏ها و باورها، جابه جایی نسل‏ها در مدیریت جنبش دانشجویی، فراز و فرودهای زیادی طی کرده است. تشکلی که روزی نماد جنبش اصیل دانشجویی در اسلام خواهی، مردم سالاری دینی، ضد امپریالیستی و عدالت خواه محسوب می‏شد، امروزه به گونه‏ای دچار فرسایش شده است که برخی از تشکل‏های انشعابی و سخن گویان آن‏ها از گفتمان سکولار و خروج از حاکمیت سخن می‏گویند.
بی تردید وضعیت کنونی حاکم بر جنبش دانشجویی نیاز به آسیب شناسی جدی دارد. ضعف‏هایی چون از دست دادن روحیه استقلال خواهی، نگرش باندی و جناحی، دور شدن از فلسفه وجودی، عدم توجه وباور به کارویژه‏های دانشجویی چون عدالت خواهی، حق طلبی، آزادی خواهی، بیگانه ستیزی، مداخله احزاب و تشکل‏های سیاسی بیرون از دانشگاه و مدخلیت آن‏ها بر عملکرد تشکل‏های دانشجویی، تمامیت خواهی و انحصار طلبی برخی تشکل‏های دانشجویی، روحیه افراطی و رادیکالیسم بعضی از اشخاص و تشکل‏های دانشجویی را باید از جمله دلایل آسیب‏های وارده به جنبش دانشجویی برشمرد.
جنبش دانشجویی به طور عام و دفتر تحکیم وحدت به طور خاص برای آنکه بتواند به جایگاه اصلی خود باز گردد و در عرصه‏های مختلف نقش آفرینی کند به باز تعریف چرایی جنبش دانشجویی نیاز دارد. تدوین بیانیه مأموریت برای رسالت و انتظاراتی که از تشکل‏های دانشجویی وجود دارد، یک گام مهم تلقی می‏شود.
  فاصله گیری از احزاب و تشکل‏های سیاسی که بعضاً به مثابه پیاده نظام آن‏ها عمل می‏کنند یک ضرورت جدی است پرهیز از باند بازی و سیاست زدگی و روی آوردن به کار سیاسی با مبنا و اصول آن باید در دستور کار قرار گیرد. نباید نسل جدید دانشجویی از فعالیت دانشجویی احساس سرخوردگی و ناامیدی داشته باشد.
  جنبش دانشجویی باید فرزند زمان خویشتن باشد با درک درست زمان و مکان و انتظاراتی که مردم و جامعه از جنبش دانشجویی دارد، با پایدرای بر اصول و وفاداری به آرمان‏ها به رسالت تاریخی خود بپردازد.( دارابی، علی، جریان شناسی سیاسی در ایران، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی , ۱۳۸۸ ، ص ۳۳۵- ۳۳۶ )
= بسیج دانشجویی
بسیج دانشجویی از جمله تشکل‏های دانشجویی اسلامی است که با فرمان حضرت امام خمینی (ره)در دوم آذرماه ۱۳۶۷ با هدف پاسداری از اصول انقلاب و اسلام، دعوت به اتحاد و یگانگی حوزه و دانشگاه،ایجاد حکومت بزرگ اسلامی و فتح جهان توسط اسلام تشکیل شد. امام در این باره فرمودند :
امروز یکى از ضروریترین تشکلها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینى و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجى‏ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقى و نه غربى» باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلى بیشتر به اتحاد و یگانگى احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادى امریکا و شوروى در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام مى‏پذیرد. مسائل اعتقادى بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمى است. حوزه علمیه و دانشگاه باید چهارچوبهاى اصیل اسلام ناب محمدى را در اختیار تمامى اعضاى بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامى نیست، باید هسته‏هاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.( صحیفه امام، ج۲۱، ص ۱۹۵ )
پس از اعلام این طرح از سوی امام راحل، شورایعالی انقلاب فرهنگی طرح نحوه تأسیس بسیج دانشجویی را تصویب کرد. لذا مرکز بسیج دانشجویی تهران پس از تصویب در سیزدهم دیماه ۱۳۶۹مسئولیت تشکیل دفاتر بسیج در دانشگاهها را عهده دار شد.
راهی که فرزندان خمینی کبیر(ره)آغازگر آن بودند،با تأکید بر تداوم اهداف بسیج توسط حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) به منظور تحقق آرمانها و ارزشهای انقلاب و ضرورت تسریع در حرکت اسلامی کردن مراکز آموزش عالی و اشاعه تفکر بسیجی بود.
از سال ۱۳۷۴ به بعد با موافقت نامه‏هایی که بین نیروی مقاومت بسیج با وزارت فرهنگ و آموزش عالی، دانشگاه آزاد اسلامی، وزارت بهداشت ودرمان و آموزش پزشکی به امضا رسید به فعالیت‏های خود در این راستا ادامه داد.
سال۱۳۷۶ در ادامه شکل‏گیری این تشکل انقلابی اسلامی دیداری که توسط گروهی از دانشجویان بسیجی دانشگاه تهران با مقام معظم رهبری صورت گرفت، سرآغاز تحولی بنیادین در بسیج دانشجویی به ویژه در عرصه‏های فرهنگی و سیاسی شد.
یکی دیگر از سرفصل‏های تحول بسیج دانشجویی در سال ۱۳۷۹در نهمین نشست سالانه بسیج با مقام معظم رهبری صورت گرفت و فعالیت‌هایی مبتنی بر رویکرد آینده نگر و استراتژیک منجر به تغییرات بینشی، نگرشی، و ساختاری در این تشکل شد.
ریاست کنونی سازمان بسیج دانشجویی با حسین قدیانی است. واکنون بالغ بر ۲۵۰۰ دفتر بسیج دانشجویی در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور مشغول فعالیت‏های این تشکل دانشجویی در راستای به انجام رساندن آرمان‏های امام راحل هستند.( خبر نامه دانشجویی ایران ، iusnews.ir/?pageid=۱۴۶۴۳۴ )
= جامعه اسلامی دانشجویان
جامعه اسلامی دانشجویان در سال ۱۳۶۸ به منظور ایجاد پایگاهی برای فعالیت فرهنگی و سیاسی نیروهای حزب اللهی و ارزشی دردانشگاهها تأسیس شد. اعضای هیأت مؤسس این تشکل دانشجویی شامل محمد نصر اصفهانی،مهدی فضائلی، امیرحسین درخشان، محمد مرادیان و سهلانی بودند که در انتخابات میان دوره‏ای دوره سوم مجلس اعلام موجودیت کردند. پس از گسترش فعالیتهای جامعه در سطح دانشگاههای کشور، اولین کنگره این تشکل دانشجویی با پیام مقام معظم رهبری و سخنرانی رؤسای مقننه و قضائیه در تالار علامه امینی دانشگاه تهران و در سال ۱۳۷۵ برگزار شد و کنگره اخیر که چهاردهمین کنگره سالیانه این تشکل دانشجویی به حساب می‏آید، در تابستان ۱۳۹۰ در دانشگاه شهید بهشتی برگزار گردید .
تأسیس جامعه اسلامی دانشجویان برای نیل به اهدافی بود که آن چنانکه در اصل دوم اساسنامه این اتحادیه تعریف شده «تعمیق فرهنگ و معارف اسلامی، رشد بینش سیاسی و انقلابی، تقویت روحیه‏ی مسئولیت پذیری و گسترش مشارکت مدنی دانشجویان در راستای پرورش نیروهای توانمند در جهت تحقق آرمانهای اسلام ناب محمدی (ص) بر اساس دیدگاه‏های حضرت امام خمینی (ره) و ولی فقیه زمان، بهره گیری بهینه از توانمندی اعضای اتحادیه در راستای آئین و میثاق مشترک و منافع ملی و برقراری ارتباط سازنده با تشکلهای دانشگاهی در سطوح ملی، منطقه‏ای و بین المللی، در چارچوب منافع نظام اسلامی» از جمله این اهداف می‏باشد.
ثبات فکری و سیاسی جامعه اسلامی دانشجویان در طول سالیان متمادی، و همچنین صحت و دقت این جهت گیریها، از دیگر وجوه نشان دهنده استحکام این تشکل بوده و مقوله‏ای است که مقام معظم رهبری نیز چندین بار به آن تأکید نموداند. در دیداری هم که مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۴ با اعضای این اتحادیه داشتند، ضمن تأکید مجدد بر مواضع صحیح و اصولی این تشکل دانشجویی فرمودند: من تشکل شما را هم که دوست دارم بخاطر همین است، این جهت گیری درست که با رفت و آمد انسانها و سلایق مختلف عوض نمی‏شود، این را مغتنم بشمارید... رعایت تعادل و عقلانیت در مواضع و عدالت و انصاف در انتقاد، از شاخصه‏های فعالیت سیاسی این اتحادیه دانشجویی بوده و مشی خود را در طول سالیان فعالیت خود، بر اساس پرهیز از افراط و تفریط قرار داده است.
پایه فعالیت‏های تشکیلاتی و سازوکار روابط افراد و مجموعه‏ها در جامعه اسلامی دانشجویان براساس تفکرات شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی است که بعنوان تئوریسین تشکیلاتی جمهوری اسلامی شناخته می‏شود. مبنای اعتقادی فعالیت جامعه اسلامی دانشجویان برگرفته از نظرات استاد شهید مطهری(ره) و مشی و منش سیاسی این اتحادیه بر مبنای تفکرات و اندیشه‏های حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله) پایه ریزی شده است.
جامعه اسلامی دانشجویان بنا بر رسالت خود سعی در کادرسازی و پرورش نیروهای نخبه برای نظام و انقلاب داشته و در این راستا، فعالیت آموزشی خود را بر تقویت قوه تحلیلی و فکری و توانایی‏های سیاسی و مدیریتی نیروها متمرکز کرده است.
هم اکنون دفاتر جامعه اسلامی دانشجویان در بیش از پنجاه دانشگاه کشور ودر ۲۷ استان کشور مشغول فعالیت هستند که دانشگاههایی ازوزارت علوم،وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش، وزارت نفت و قوه قضائیه را شامل می‏شود.
در چشم انداز این تشکل دانشجویی، تبدیل شدن به عمده بازوی مشورتی دانشجویی رهبری، پیشرو بودن در وحدت حوزه و دانشگاه، پیشرو بودن در نهضت تولید علم و تربیت نیروهای مؤمن ومتخصص در سطح تراز انقلاب اسلامی در ایران و جهان (اعم از محقق، متفکر، سخنران،روزنامه نگار، نظریه پرداز و در صورت نیاز مدیران) دیده شده است و در این راستا تقویت و توسعه دفاتر دانشگاهی، جذب و تقویت نیروهای نخبه و تقویت آنان به منظورکادرسازی برای نظام و گفتمان سازی برای انقلاب را از مهمترین راهها برای رسیدن به این چشم انداز می‏داند. واحدهای فعال در جامعه اسلامی دانشجویان شامل واحد آموزش،واحد سیاسی، واحد فرهنگی، واحد تشکیلات، واحد خواهران، واحد روابط عمومی و تبلیغات و سایر واحدهایی است که بنا به سلایق و اقتضای هر دانشگاه در جامعه اسلامی دانشجویان آن دانشگاه پیش بینی شود . ( پایگاه اطلاع رسانی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان www.jadnews.ir )
= انجمن اسلامی دانشجویان مستقل
پس از رویدادهای سیاسی دوم خرداد ۱۳۷۶ و روی کار آمدن دولت اصلاحات، انجمن‏های اسلامی دانشجویان وابسته به دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه‌ها، با تغییر رویکردی آشکار نسبت به گذشته فضای جدیدی را وارد گفتمان دانشجویی کشور کردند.
از آنجایی که تفکر حاکم بر جریان دفتر تحکیم وحدت دچار چنین خطای تحلیلی و در نتیجه آن تفکر، دچار رفتاری متناقض با آرمان‏های دفتر تحکیم وحدت شده بود و وابستگی به جریان‏های سیاسی و فکری معاند نظام باعث شد بعضی از انجمن‌های اسلامی دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت- همچون انجمن‏های اسلامی دانشجویان علوم پزشکی و شهید چمران اهواز، علوم پزشکی و بوعلی سینا همدان به همراه تعدادی از انجمن‌های اسلامی دانشجویانی که از ابتدای تأسیس عضو دفتر تحکیم وحدت نبودند (همچون انجمن‏های اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد تهران، دانشگاه تربیت معلم تهران، دانشگاه سمنان، دانشگاه علوم پزشکی بابل، دانشگاه علوم پزشکی ایلام، دانشکده علوم پزشکی سبزوار) با تشکیل یک جمع ۱۸   نفره از انجمن‌های اسلامی سراسر کشور، در ۱۳ آبان سال ۱۳۷۸ در قالب «اتحادیه انجمن‏های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‏های سراسر کشور» اعلام موجودیت کنند.
این سومین انشعابی بود که در دفتر تحکیم وحدت به وقوع پیوست، با این تفاوت که این بار دیگر این دانشجویان مسلمان نبودند که بصورت فردی از تشکیلات انجمن‏های اسلامی دانشجویان جدا می‏شدند، بلکه انجمن‏های اسلامی بصورت تشکیلاتی از دفتر تحکیم وحدت خارج می‏شدند و اولین انشقاق تشکیلاتی را در تاریخ دفتر تحکیم وحدت ثبت کردند.
این انجمن‏ها معتقد بودند که انتقاد به جریان‏ها و مسئولان یکی از ضروریات و وظایف جنبش دانشجویی می‏باشد، اما این به معنای نفی حاکمیت نظام دینی نیست بلکه در جهت رسیدن به چنین نظامی قابل تعریف می‏باشد.
هر چند که این انشعاب به مذاق برخی از سیاستگذاران وقت وزارت علوم خوش نیامد اما انجمن‏های اسلامی دانشجویان تشکیل دهنده این اتحادیه، خیلی سریع توانستند بر اساس حرکت در جهت آرمان‏ها و اصالت‏های جنبش دانشجویی مسلمان و بهره مندی از منطق معقول گفتمان انتقادی در دیگر دانشگاه‏ها برای خود جا باز کنند و در پنجمین نشست سالانه، مقام معظم رهبری پیامی را خطاب به نشست این تشکل دانشجویی صادر فرمودند که نشان از حفظ پویایی و در عین حال حرکت در مسیر صحیح این تشکل دانشجویی داشت.
ایشان در این پیام فرمودند: جناب آقای قمی، به این جوانان عزیز سلام مرا ابلاغ فرمائید. از خداوند متعال سپاسگزارم که این شور و همت مؤمنانه را برای زنده نگه داشتن شعارهای اساسی این دوره از حیات نظام اسلامی به جوانان نخبه ما ارزانی داشته است. چه فاصله ژرفی است میان این دل‏های روشن و نیت‏های پاک، که اصلاح و اکمال نظام اسلامی را هدف خود ساخته اند با غفلت زدگان روشنفکرنمایی که در خدمت به نظام سلطه خشن و مسلح استکباری، مردم و نظام مردمی خویش را آماج تهمت و نیرنگ و جفای خود قرار می‏دهند.
اتحادیه انجمن‏های اسلامی دانشجویان مستقل، تا پایان فعالیت دولت اصلاحات تعداد دفاتر دانشگاهی خود را به حدود ۳۰ انجمن اسلامی دانشجویان و انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (این اتحادیه در دانشگاه‏هایی که جریان دفتر تحکیم وحدت صاحب دفتر بوده است با اضافه کردن پسوند «مستقل» مجوز فعالیت می‏گرفتند.) افزایش داد، تا بتواند زمینه‏های تشکیل بزرگترین اتحادیه انجمن‏های اسلامی را پس از دوران از هم پاشیدگی دفتر تحکیم وحدت ایجاد کند و توانست در اسفندماه سال ۱۳۸۳، به‌عنوان اولین تشکل دانشجویی مواضع فکری خود را مهندسی و در قالب «سندگفتمان جنبش دانشجویی مسلمان» منتشر کند.
این اتحادیه با حدود ۵۰ دفتر دانشگاهی در حال حاضر ضمن حفظ پویایی تشکیلاتی خود در عرصه دانشگاهی در فضای سیاسی اجتماعی نیز با درک صحیح گفتمان انقلاب اسلامی است.( خبر گزاری دانشجو، snn.ir/print-۱۳۹۰۰۶۲۵۰۲۵.aspx )
= جنبش عدالتخواه دانشجویی
شکل‌گیری جریان جنبش عدالت‌خواه از به هم پیوستن حلقه‏ها وگروه‌‏ها و جمع‌های پراکنده‌ی همفکر و منتقد به وضع موجود بوده است برخی حلقه‌های فکری، دانشجویی نقشی مهم در شکل گیری این جریان داشتند. جلسات هفتگی حیدر رحیم پور، کارگاه نویسندگی وحید جلیلی درمشهد(مجمع تبشیر) و تهران (مجمع حزب الله) از جمله‌ی این‌ جمع‏هاست.بعد از پیام رهبری در سال ۸۱ به جنبش دانشجویی برای پیگیری عدالت، حلقه‌ها‏ی دانشجویی مختلف همدیگر را از طریق محصولات و جلساتی که پیش از این شکل گرفته بود یافتتند و تلاش در انسجام و ارتباط با یکدیگر کردند. بعضی نشریات دانشجویی مثل هفت قفل نشریه معاونت فرهنگی بسیج دانشگاه امام صادق(ع)، نشریه خیزش مجمع دانشجویان حزب الله دانشگاه علم و صنعت، مستضعفین شریف و بعدها تهران و برخی نشریات بیرون دانشگاهی مانند سوره و ابرار در دوره‏ی وحید جلیلی، و مؤسسات فرهنگی مانند میثاق، مجمع مطالبه‏ی مردمی و انجمن طلاب و دانشجویان مشهد مقدس به جمع شدن این حلقه‌ها کمک کردند. بعضی اساتید به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مثل وحید جلیلی، حسن و حیدر رحیم پور ازغدی، محمد صادق کوشکی، و سیدعباس نبوی، سعید قاسمی، سلیمی نمین، ابراهیم فیاض، مسعود ده نمکی و … در گفتمان سازی برای این حلقه‌ها موثر واقع شدند.اولین جلسه مشترک فراگیر این حلقه‌ها سال ۸۱ قبل از ثبت رسمی جنبش در قم در دیدار با آیات مصباح یزدی و جوادی آملی، ابراهیم امینی و محمدرضا حکیمی، شکل گرفت و بعدها این جلسات به صورت فصلی با اساتید جبهه‏ی انقلاب پی گرفته شد.
در اواخر ۸۲ جنبش عدالتخواه دانشجویی به صورت رسمی از جانب نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها به رسمیت شناخته شد.
تصمیم دانشجویان این بود که تشکل جدید تاسیس نشود و صرفاً یک دفتر هماهنگی برای جهت دهی به فعالیت‌های انقلابی و ایجاد یک مزرعه‏ی نمونه برای اصلاح محل اصلی نیروهای حزب اللهی که بسیج دانشجویی است، تأسیس شود.
جنبش عدالت‌خواه دانشجویی، با رویکرد کلی عدالت‌خواهی، انتقاد و مطالبه‌گری از مسئولین و نهادها و توجه به مشکلات و معضلات سیاسی و اجتماعی است. این جریان خود را فراجناحی می‌داند و به تقسیم‌بندی‌های سیاسی و جناحی کشور اعتقادی نداشته و رفع مشکلات اجتماعی و کارآمدی نظام اسلامی را از اهداف خود می‌شمرد. جنبش عدالت‌خواه در موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی دارای فعالیت بوده‌است. فقر، دفاع از مستضعفین و اقشار ضعیف، معضلات اجتماعی، فسادهای اداری و اقتصادی در ارکان حکومتی، حرکت‌های ضدامپریالیست و دفاع از نهضت‌های آزادی‌بخش و مسائل و برنامه‌های اقتصادی از جمله سرفصل مواردی بوده که جنبش عدالت‌خواه به آن‌ها اهتمام داشته‌است.
این تشکل الگوی خود را تفکر و منش بنیانگذار انقلاب آیت الله خمینی و مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی و اصول انقلاب اسلامی می‌داند.
این اتحادیه که به نسبت جریان‌های دانشجویی دیگر جوان‌تر است، هم‌اکنون در چندین دانشگاه کشور مجوز فعالیت و رو به گسترش است در محافل دانشجویی، سیاسی و رسانه‌ای از این جریان اختصاراً با عنوان «جنبش» یاد می‌شود.
در کنار کارهای عادی این تشکل مانند توزیع محصولات جبهه‏ی فرهنگی انقلاب و حلقه‌های مطالعاتی و سخنرانی و … نقد جدی به عملکرد مجالس ششم و هفتم، نقد صدا و سیما و نهادهای فرهنگی، نقد کمیته‏ی امداد امام خمینی، قوه‏ی قضائیه و … در دستور کار قرار گرفت. تجمع مقابل قوه‏ی قضائیه و دیدار با رییس قوه در پی آن در سال ۱۳۸۱ شروع جلب توجه‏های جدی به جنبش بود.
تحصن در اعتراض به پذیرش دانشجویان پولی در دانشگاههای دولتی، اعتراض به فضای بسته دانشگاهها و محدودیت‌های انجام گرفته در مورد فعالان و تشکل‌های مربوط به جنبش، اعتراض به سفارت انگلیس در قضیه‏ی هسته ای، حلقه‌ انسانی دور یوسی اف و نطنز در سال ۱۳۸۴، تشکیل صندوق دانشجویی کمک به نابودی اسراییل، پیگیری تحریم کالاهای صهیونیستی،کاروان اعزام به فلسطین و لبنان در جنگ ۳۳ روزه، تحصن فرودگاه مهرآباد برای اعزام به غزه و... از مجموعه اقدامات این جنبش می‏باشد.( خبرنامه دانشجویان ایران ، www.iusnews.ir )
جنبش در دوران اصلاحات تنها به دولت دوم خرداد اعتراض نمی‌کرد، بلکه منتقد کل فضای سیاسی کشور بود و به هیچ وجه حاضر نشد در بازی دو جناح قرار بگیرد. اعضای جنبش در انتخابات‌هایی نظیر مجلس هفتم هم تلاش کردند در شهرهای مختلف و به ویژه مشهد چهره‏های مستقل جبهه فرهنگی انقلاب مانند سعید جلیلی را وارد انتخابات کنند.
در انتخابات ریاست جمهوری نهم اعضای جنبش عدالتخواه معتقد بودند که باید گفتمان انتخابات را عوض کرد و مسائل اصلی نظیر عدالت خواهی و استکبارستیزی جریان سازی شود. همایش و بیانیه‏های متعدد، دیدار نمادین از خانه‏ی شهید رجایی و درخواست دیدار از منازل کاندیداها، طرح سؤالات را در فضای سیاست خارجی، نظام آموزشی، کشاورزی و … برای عقلانی و علمی کردن فضای انتخابات بخشی از این برنامه‌ها بود.
با توجه به ضعف‌ها و قوت‌ها مشترکا از آقای احمدی نژاد و قالیباف و در دور دوم از احمدی نژاد حمایت کرد. بعد از پیروزی احمدی نژاد احساس شد باید فضای فکری برای دولت شکل بگیرد و لذا همایش دولت نهم چالش‌ها و راهکارها را با حضور بسیاری از اساتید و مسئولین عدالتخواه برگزار شد.



ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.