تصویر ذهنی خداوند ۱۳۹۱/۱۲/۲۶ - ۶۰۸ بازدید

چند نکته در مورد خدا شناسی وانسان شناسی میخوام بدونم تا بفهمم تصویر خدا چطوریه؟

با سلام خدمت دوست گرامی، از اینکه با ما ارتباط قرار کردید سپاسگذاریم. قبل از اینکه راهکارهای عملی برای رفع افکار مزاحم رابیان کنیم، چند نکته در مورد خدا شناسی وانسان شناسی اشاره می کنیم.۱- تصور خدا ممکن نیست ومحال است
اگر ما خداوند را به شکل موجودی تصور کنیم،تصور و تصویر خداوند محال خواهد بود، چون خداوند دارای صورتی قابل تصویر نیست. هرآنچه از خداوند تصویری در ذهن مان ایجاد کنیم، ساخته و پرداخته ذهن ما خواهد بود، وخداوندی که خالق هستی است، نمی تواند مخلوق ذهن بشر باشد.
لذا درمعارف دین اسلام تصور خدا ا محال دانسته شده، چرا که ذات خداوند خیلی برتر از آن است که به تصور و عقل درآید.حضرت علی (ع) در خطبه اول نهج البلاغة می فرمایند«لا یدرکه بعد الهمم و لا یناله غوص الفطن،الذی لیس لصفته حد محدود و لا نعت موجود و لا وقت معدود و لا اجل ممدود»[۱]
یعنی(خدایی که اندیشه های با عظمت و افکار بلند به قله عظمتش دست نیابند، و افراد ژرف نگر به عمق ذاتش پی نبرند، خدایی که نشانه هایش محدود نیست، نه کلام گنجایش تعریف او را دارد و نه وقت) بنابراین تصور ذات کبریایی باری تعالی؛ نه تنها به ذهن و تصور ما انسانها نمی آید، بلکه قابل تصور برای انبیاء و اولیاء خدا نیز نمی باشد.
قرآن کریم نیز با صراحت می فرماید:«لَیسَ کَمِثْلِهِ شَی ءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ»[۲]
یعنی(هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست)
بنابراین تصور خداوند امکان پذیر نیست. و هر گونه تصور در این زمینه، انسان را یا دچار انواع«تشبیه»کرده و یا به «تجسیم»خداوند گرفتار می کند که منجر به شرک در اعتقاد و عقیده خواهد شد.
۲- منع تفکر در ذات خدا
دربعضی روایات فکر کردن در مورد ذات خدا منع شده؛ پیامبر(ص) فرموند« درباره ذات خدا فکر نکنید(که به جائی نمی رسید،( بلکه از این راه ممکن است شیطان سوء استفاده کرده وشما را منحرف سازد) اما درباره ی نعمتها وآثار عظمت او فکر کنید( تاهر ساعت برمعرفت وایمان شما افزوده شود)»[۳]معنای این روایت این نیست که وارد بحث خدا شناسی نشوید،بلکه بحث درباره خدا و وجود او وصفات آثار او تا حد زیادی لازم است ،اما کسی انتظار نداشته باشدکه به کنه ذات خداوند می تواند پی ببرد.
۳-در بحث شناخت انسان ازجهت افکار، باید بدانیم، افکاری که بر قلب انسان عارض می شود خاطر نامیده می شود، حال اگر این افکار طوری باشند که آدمی را به سوی شرّ دعوت نمایند بدان وسوسه می گویند، و اگر افکاری پسندیده باشند و آدمی را به خیر و صلاح دعوت نمایند بدان الهام می گویند.
در توضیح این مطلب باید گفت که؛ در اکثر موارد خطور افکار بر ذهن انسانی یا الهام است که از سوی ملائکه بر ذهن انسان خطور می کند، یا وسوسه است که از طرف شیطان بر ذهن خطور می کند، پس با وجود اینکه افکار در ذهن در بیشتر مواقع، به صورت خطوراتِ ناخواسته است،انسان باید به افکار خودجهت دهد.یعنی در مواقعی که افکار، شیطانی است آنها را فورا منحرف کند. ودر صورتی که افکار غیر شیطانی و مثبت است، بداند که این افکار از سوی ملائکه والهام است، آن را تقویت کند.
البته نباید از این نکته غافل شدکه روانشناسان یک نوع خطورات وسواسی رامطرح می کنندکه؛ افکاری که بر ذهن شما خطور می کند، بیشتر از این قبیل است که به آن وسواس فکری می گویند. وسواس فکرى عبارت است: از یک سلسله افکار پوچ و بیهوده(یا عقائد یا تصاویر ذهنی ) تکرارى، که گرچه شخص به بیهودگى آن اطمینان دارد، ولى براى جلوگیرى از آن نمى تواند اقدامى کند،[۴] اغلب مبتلایان به وسواس فکرى، افکار بیهوده و شرم آور و یا وحشتناکى در ذهن خود به وجود مى آورند که این افکار در چرخه اى بى پایان، مرتب تکرار مى شود.
بعضى از مبتلایان، مشکل خود را پنهان نگه مى دارند و گاهى دور از چشم دیگران چندین ساعت را صرف افکار خود مى نمایند، اما خوشبختانه شما با ارسال نامه به طرح موضوع پرداخته اید و در واقع تصمیم به حل و درمان آن دارید.
پس نیمى از راه درمان را که شناخت مشکل و عزم بر درمان آن است پیموده اید. در ادامه و حل کامل مشکل، باید بدانید که درمان وسواس فکرى ، نیاز به صبر و حوصله و پشتکار دارد. انتظار حل و درمان یک شبه آن را نداشته باشید، پس راهکارهایى را که ارائه مى شود، با دقت مورد توجه قرار دهید و ارزیابى و نتیجه آن، همچنین میزان پیشرفت خود در مهار وسواس را در مکاتبه بعدى مشخص فرمایید.
راهکارهاى عملى جهت مقابله با وسواس فکرى عبارتند از:
۱ - بازسازى شناختى: درمان وسواس فکرى به تصمیم و همت شما بستگى دارد. در این جهت کسى جز خودتان نمى تواند به شما کمکى بنماید. امام على(ع) مى فرماید: «کسى که در اصلاح خود کمک نکند، دیگرى نه مانع بروز مشکلات او مى شود و نه او را به سوى رشد و خیر مى کشاند»[۵]
باید کمر همت را ببندید و با اتکا به توانایى هاى خود وارد عمل شوید و نسبت به درمان مشکل خویش امیدوار باشید.
۲ - شفاف کردن افکار: براى مقابله با افکار انحرافى باید اندیشه خود را پالایش کنید، و ابهام زدایى نمایید. امام على(ع) مى فرماید: «به دلیل شفافیت افکار ملائکه، آنان به وسواس فکرى مبتلا نمى شوند».[۶]
اگر شبهه و سؤالى در ذهن خود نسبت به خدا و یا اولیاى الهى دارید، بدون واهمه آن ها را مطرح نمایید و در پى پاسخ برآیید.که رفع شبهات در شناخت شما اثر خواهد گذاشت، درنتیجه با رشد شناخت نسبت به خود و پیرامون محیط خود، وهستی،افکار انحرافی در ذهن جایگاهی نخواهد داشت،
۳ - ذکر زبانى: شخصى از امام صادق(ع) در مورد وسواس و شک سؤال کرد، حضرت فرمود: «لا شى فیها، تقول لا اله الا الله؛ این وسواس و شک مشکلى ندارد. هر گاه به وسواس فکرى مبتلا شدى، لا اله الا الله بگو».[۷] با این ذکر و تغییر حالت دادن، از فکر تکرارى رهایى مى یابید. همچنین ذکر(لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم )موثر است.
۴- ورود افکار منحرف را به ذهن دراختیار خود بگیرید، تا این افکار ناخواسته به ذهن شما وارد نشود. به این منظور براى فکر در این امور، ساعت خاصى تعیین کنید، یعنى با خود عهد ببندید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد.
در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهنتان شد، به خود بگویید: زمان فکر کردن فلان ساعت است. در زمان مقرر مدتى را به فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید، تا در طول روز ذهنتان مشغول آن نشود. البته زمان اختصاصى را به تدریج در طى (مثلاً سى روز) روزى یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.
۵- هر روز به خود تلقین کنید که من قادرم افکار ناخواسته را کنار بگذارم. تلقین یکى از راه هاى مبارزه با افکار منفى است
۶-از آنجا که معمولاً این افکار به هنگام بیکارى به سراغ فرد مى آید، سعى کنید با یک برنامه ریزى دقیق و حساب شده تمام اوقات شبانه روزى خود را پر کنید، و هیچ گاه بیکار نباشید. به مطالعه، نظافت اتاق، کمک به دوستان، ورزش و... مشغول باشید. و هر گاه بیکار شدید خود را به کارى مشغول سازید.
۷- هرگاه این افکار به سراغتان آمد و متوجه شدید، وسط افکار به خود بگویید: «بس است دیگر» و بدین وسیله رشته افکار مزاحم را قطع کرده و به سراغ مطلبى دیگر خواهید رفت. یا می توانید کش نازکی دور مچ دست خود ببندید، هرگاه افکار وسواس به سراغ شما آمد، با کشیدن و رها کردن آن روی دستتان و ایجاد درد مختصری روی مچ خود، از آن فکر رهائی یابید.
توجه به دو نکته ذیل برای شما مفید است.
۱- نکته مهم و قابل توجه آن است که از افکار ناخواسته و مزاحم، احساس وحشت و نگرانى نکنید و بدانید که آن ها موجب کفرنمى شود و اصلاً گناه نیست، بلکه یک نوع اختلال روانی است که باید درمان شود. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «از امت من هر چه که در ذهنشان خطور مى کند، عفو شده است، تا وقتى که آن را به زبان جارى نکرده و عملى انجام نداده باشند».[۸] پس بنابراین نسبت بد دادن در ذهن و یا تصویر نادرست ایجاد کردن نسبت به خدا یا ائمه یا هرکسی از اولیا خدا، هیچ کدام از نظر فقهى گناه محسوب نمى شود و نباید از این نظر نگران باشید.
۲- مطالعه کتابهای ذیل برای شما خیلی مفید است.
۱- خدا شناسی- نوشته محمد رضا کاشفی – چاپ دفتر نشر معارف (نهاد نمایندکی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها)
۲- اختلالات رفتاری – نوشته ابوالقاسم بشیری - چاپ دفتر نشر معارف (نهاد نمایندکی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها)
--------------------------------
[۱] - نهج البلاغة،خطبه اول
[۲] - سوره شوری، آیه ۱۱
[۳] -اصول کافی،ج۱ص۹۳
[۴] - دکتر شکوه نابى نژاد، رفتارهاى بهنجار و ناهنجار، ص ۱۶۲
[۵] - نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۸۹
[۶] -همان، خطبه ۹۰
[۷] -کافى، ج ۲، ص ۴۲۴
[۸] - بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۴۲.

ممکن است این مطلب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام علیکم من خیلی در نماز شک میکنم خیلی خیلی مامانم بنده خدا میگه صلوات زیاد بفرست و نعلت کن بر شیطون تا شیطون از تو دور شه راحت نماز بخوانی اما هرکار می‌کنم نمیتونم نمازم را درست بخونم من ادمی هستم از روز اول قبر روز حسرت عظیم نکیر و مکنر و از جهنم و پل صراط میترسم فکر میکنم از خداوند دور شدم خیلی ناراحتم خیلی


سلام علیکم
از حسن اعتماد شما خرسندیم, لطفا سوال خود را از طریق یکی از راه های زیر با ما در میان بگذارید:
پیامک ۳۰۰۰۱۶۱۹
http://www.porseman.org/q
ربات @porsemanbot
میهمان
سلام
به نظر بنده بیشترین چیزی که کمک میکنه این افکار از بین بره اولا کمک از خدا و ائمه دوما اصلا به این افکار توجهی نشه....
میهمان
اینجور افکار گناه نیست وشبیه ان در روایت آمده است که شخص پیش پیامبر امد وگفت هلاک شدم دقیقا یادم نیست ولی اینطور که ذهنم هست یک فکر شیطانی درباره خدا بوده است پیامبر فرمود هر وقت چنین چیزی پیش امد بکو لا اله الا الله. ایکونه افکار در ذهن خبلی هست که از ترس اینکه کفر است بیان نمیکنند. ولی در واقع اینگونه نیست بلکه القائات شیطانی است که شیطان از این طریق میخواهد یک مومن را اذیت کند. موردی سراغ داشتم که به خاطر اینجور افکار حتی به فکر خود کشی افتاده بود.اما بهترین ذکر در مورد تصویر خداوند که ممکن است ریشه در دوران کودکی دارد گفتن ذکر سبحان الله است. یعنی اینکه خدایا تو از انچه به تصویر من رسیده مبرا و منزه هستی.اینطوری با یک چنین تصویری هم ذکر کفته ای و هم شیطلن را از خود رانده ای. در واقع انچه مشکل دارد این است که عقل انسان چنین عقیده ای را قبول کند ولی تصویر مربوط به قوه متخیله است و چون عقل قبول نمیکند صاحب تصویر با این چنین تصویرهایی اذیت میشود
میهمان
عالی و سازنده بود .
میهمان
خوب بود
میهمان
فکر کردم فقط من این مشکلو دارم
من هم دچار وسواس فکری هستم و موقع خوندن نماز افکار زشتی درباره ی خدا و ائمه (علیهم السلام) به ذهنم میومد که واقعا افسرده شده بودم
میهمان
سـلام علیکم
مدتی هست که در قرائت قرآن به اسما الهی میرسم فکرهای پریشان در ذهنم نقش می بندد و یا هنگامی که احساس می کنم فکری می خواهد به ذهنم خطور کند علیرغم گفتن ذکر و خواندن آیه قرآن باز آن فکر پریشان برایم اتفاق می افتد (احساس ضعف دارم ) . بیش از اندازه ناراحت و افسرده شده ام
این افکار بار گناه دارد ؟
تو رو خدا راهکار بدهید ؟

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.