نسخه آزمایشی

تعارض بین علم و دین ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ - ۲۰۱۲ بازدید

علم داراى معانى گوناگون است و ابتدا باید دید کدام معناى از علم مورد سؤال است. در این‏جا به برخى از معانى آن اشاره مى‏شود: ۱- علم به معناى قطع، این معنا مسلماً مورد بحث نمى‏باشد. ۲- علم به معناى آگاهى قطعى و مطابق با واقع، علم به این معنا هرگز با دین تعارض ندارد. ۳- علم به معناى مطلق آگاهى (Knowledge).
علم داراى معانى گوناگون است و ابتدا باید دید کدام معناى از علم مورد سؤال است. در این‏جا به برخى از معانى آن اشاره مى‏شود: ۱- علم به معناى قطع، این معنا مسلماً مورد بحث نمى‏باشد. ۲- علم به معناى آگاهى قطعى و مطابق با واقع، علم به این معنا هرگز با دین تعارض ندارد. ۳- علم به معناى مطلق آگاهى (Knowledge). استعمال کلمه علم در این معنا دو گونه مقصود است: الف) استعمال حقیقى، و آن وقتى است که صورت ذهنى (علم) با واقع عینى(Object) مطابقت داشته باشد. ب) استعمال مجازى، و آن وقتى است که مراد از علم صرف تصور و تصدیق ذهنى (Subjective) باشد، اعم از آن که با واقع خارجى مطابقت داشته باشد. (شبیه علم به معناى دوم) یا نداشته باشد (جهل مرکب). وجه مشترک همه معانى فوق آن است که در هیچیک از آنها محدودیت روشى و متدلوژیک (Methodologic) وجود ندارد. ۴- علم به معناى دانش تجربى (Science) علم در این معنا داراى ویژگى‏هاى زیر است: الف) ظنى است و مانند علوم فلسفى و ریاضیات مبتنى بر براهین قطعى نمى‏باشد. ب) داراى متد تجربى (#xperimental) است. ج) مرکب از گزاره‏هاى صحیح و سقیم است. آنچه بیشتر در بحث رابطه علم و دین مطرح است، ارتباط دین با علوم تجربى است. اگر به دقت ویژگى‏هاى علوم تجربى مورد بررسى قرار گیرد به خوبى مى‏توان فهمید که آیا بین گزاره‏هاى دینى و علمى تعارضى وجود مى‏تواند داشته باشد یا نه؟ داده این دسته از علوم به دو بخش تقسیم پذیرند:

(۱) قوانین علمى‏

؛ این بخش از گزاره‏هاى علمى تا حدى از قطعیت برخوردار است و تأثیرپذیرى کمترى از عوامل ظنى دارد. این قضایا معمولاً با گزاره‏هاى قطعى دینى هیچگونه برخورد و تعارضى ندارد. البته مقصود ما از دین در این بحث خصوص اسلام است، نه هر دینى، زیرا چه بسا بر اثر تحریفات پدید آمده در ادیانى چون مسیحیت تعارضات جدى در این مرحله نیز یافت شود.

(۲) نظریات علمى (Theovies)

؛ با توجه به این‏که نظریات علمى از قطعیت برخوردار نیست و در موارد بسیارى این نظریات دچار ابطال و دگرگونى مى‏شوند، بنابراین نباید انتظار داشت که همیشه نظریات علمى با داده‏هاى دینى هماهنگ و کاملاً سازگار باشد، زیرا لازمه آن این است که دین نیز مانند آراى ظنى و تجربى دانشمندان همواره دستخوش تغییر و دگرگونى شود. بنابراین ممکن است برخى از گزاره‏هاى دینى با برخى از گزاره‏هاى علمى در زمانى معارض افتد و در زمان دیگرى موافق شود. به عنوان نمونه مى‏توان دیدگاه قرآن درباره پیوند بیولوژیک جنین با والدین را در نظر گرفت. که تا اواخر قرن نوزدهم مغایر نگرش علمى رایج در زیست‏شناسى بود، ولى در نیمه دوم قرن ۱۹ نظریات مبتنى بر پیوند یکسویه فرزند باپدر یا مادر همگى منسوخ گردید و علم جدید نیز با دیدگاه قرآن در این زمینه همسو شد. از طرف دیگر باید توجه داشت که کاروان علمى بشر هنوز در نیمه راه است و بسیارى از نظریات علمى موجود نیز در آینده دگرگون خواهد شد، طبیعى است در میان این آرا اندیشه‏هاى صحیح و سقیم بسیارى وجود خواهد داشت، بنابراین انتظار هماهنگى کامل دین و علم به معناى دانش تجربى انتظارى نابجاست، لیکن آنچه مسلم است این است که بین قطعیات دین و علم تعارضى نبوده، و نخواهد بود. نکته دیگر این‏که در سؤال نخست از «رابطه عقل و دین» آمده است این تعبیر نیز به معانى گوناگونى به کار مى‏رود و در هر معنا پاسخ ویژه‏اى دارد: الف) عقل به معناى ره‏آوردهاى علمى تجربى بشر. اگر عقل به علوم تجربى فروکاسته (reducted) شود در واقع مطلب فوق به معناى همان رابطه علم و دین است که گذشت. ب ) عقل به معناى خرد جزءنگر راسیونالیستى (Rationalistic) و یا خرد ابزارى (InstrumentalReuson). این معنا از خرد در برخى از موارد نه تنها با دین، بلکه با خود عقل به معناى دیگرى که خواهد آمد در تعارض مى‏افتد، و علت آن، نه وجود نقص در دین، بلکه بخاطر لنگان بودن این عقل است. عقل ابزارى و جزءنگر در محدوده خرد لازم و مفید است، امّا اصالت دادن به آن و حقایق برتر را رها کردن آفت بزرگى است که گریبانگیر راسیونالیسم (Rationalistim) و عقل‏گرایى افراطى غربى شد. عقل‏گرایى افراطى راسیونالیستى و ابزارى به هیچ روى با ارزش‏ها و فضایل معنوى و امور معنوى و کمال آفرین کارى ندارد و سر آدمى را در آخور مادیت و حیوانیت فرو مى‏برد و تنها به نیازهاى دنیایى انسان مى‏اندیشد، ازاین‏رو گاه با تعالیم دین در تعارض مى‏افتد، زیرا در بسیارى از موارد رسیدن به ارزش‏ها و کمالات در گرو فرو نهادن بخشى از تمایلات مادى و حیوانى است. ج ) عقل کل نگر توحیدى. چنین خردى نه تنها با دین اندک تعارضى ندارد، بلکه بین دین و عقل به این معنا هرگز جدایى و اصطکاک نیست الدین والعقل توأمان‏ در اسلام عقل - البته عقل قطعى، نه ظنى - یکى از منابع کشف احکام الهى است. از دیدگاه قرآن یکى از بیمارى‏هاى بزرگ بشریت که او را از دین دور ساخته است عقل گریزى است، ازاین‏رو قرآن مجید در جاى جاى خود انسان‏ها را دعوت به تعقل و ژرف‏اندیشى مى‏کند، زیرا در پرتو قرآن عظمت، حقانیت و سودمندى تعالیم انبیا کشف و درک مى‏شود، تا آنجا که در نصوص اسلامى آمده است: العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به‏الجنان...؛ یعنى، به واسطه عقل خداوند مورد پرستش قرار مى‏گیرد و به حکم آن بهشت به دست مى‏آید.
حاصل کلام آنکه: اساسا علم تعارضی با دین ندارد، در واقع غربی ها به دلایل خاصی همچون انحراف دردین مسیحیت و نیز اشتباه در خلط برخی یافته های حدسی علمی با احکام دینی و مبنا قرار دادن آن به عنوان یک دیدگاه دینی و ... موضوعی به نام تعارض علم و دین را مطرح کردند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.

آخرین مطالب