تعدد زوجات یا چند همسری در ادیان ۱۳۹۱/۸/۲ - ۹۱۲۶ بازدید

برای پاسخ به سؤال شما لازم است در ابتدا بیان کنیم که در بحث ازدواج و پاسخ به غریزه جنسی، تعدادی از ادیان و آیین های مذهبی دارای افکار و باورهای خاصی می باشند.
در اصل قبول و تأیید غریزه جنسی و ازدواج سه دیدگاه کلی وجود دارد:
۱-دیدگاه تفریطی
۲-دیدگاه افراطی
۳-دیدگاه معتدل
دیدگاه افراطی مربوط است به روان شناس اتریشی فروید که تمام ناهنجاری ها را در غریزه جنسی جستجو می کند و خاستگاه تمام بی اخلاقی ها و رفتارهای ناپسند را در امر سرخوردگی غریزه جنسی می داند.
برای پاسخ به سؤال شما لازم است در ابتدا بیان کنیم که در بحث ازدواج و پاسخ به غریزه جنسی، تعدادی از ادیان و آیین های مذهبی دارای افکار و باورهای خاصی می باشند.
در اصل قبول و تأیید غریزه جنسی و ازدواج سه دیدگاه کلی وجود دارد:
۱-دیدگاه تفریطی
۲-دیدگاه افراطی
۳-دیدگاه معتدل
دیدگاه افراطی مربوط است به روان شناس اتریشی فروید که تمام ناهنجاری ها را در غریزه جنسی جستجو می کند و خاستگاه تمام بی اخلاقی ها و رفتارهای ناپسند را در امر سرخوردگی غریزه جنسی می داند.
دیدگاه تفریطی مربوط است به برخی ادیان و آیین ها مثل مسیحیت، بودا، جینه، صوفیان و برخی دیگر از گرایش های ایمانی. در این دیدگاه غریزه جنسی امری پلید دانسته شده است و توصیه آنها بر این است که از ازدواج باید دوری کرد زیرا ازدواج انسان را به خود و تعلقات آن وابسته و مشغول می کند و لذا سالک از مسیر اصلی خود باز می ماند.
دیدگاه معتدل مربوط است به دیدگاه اسلام که در آن توصیه به امر ازدواج و پاسخ مثبت به این غریزه طبیعی و خدادادی کرده است و برای این امر ثواب زیادی درنظر گرفته است و کسانی که به ازدواج تن نمی دهند را مورد مذمت و سرزنش قرار داده است.
در اینجا لازم است به این نکته اشاره کرد که سؤال شما مثلا از یونان باستان و یا مصر باستان شاید خیلی دقیق نباشد زیرا اولا این دوره ها یک عصر و یک صده خاص نبوده است و ثانیا اینکه در این دوره ها یک حاکم و یک سلسه مشخص حکومت نکرده اند تا بشود به آن استناد کرد و گفت که مثلا مصر باستان در این موضوع این نظر را دارند لذا پاسخ به سؤال شما همراه با تسامح می باشد و جواب قطعی و منطقی صد درصدی به آن نمی توان داد چون ممکن است یک دوره با باورهایی که دارند موافق با این گونه مسائل باشند و در عصری دیگر مخالف با آن باشد البته بر وجه غالب می توانیم به برخی از مکاتب و آیین ها اشاره کرد که موافق و یا مخالف بوده اند.
در نزد برخی اجتماعات طفل ارزش اقتصادی داشت و زنان را به عنوان سرمایه‌ای می‌خریدند که سود آن، کودکان نوزاد بوده است. در سازمان پدرشاهی، زن و فرزند همچون بندگان مرد به شمار می‌رفتند و هر چه عدد آنها زیادتر بود نماینده فزونی ثروت مرد محسوب می‌شد. مرد فقیر با یک زن به سر می‌برد، ولی این چون ننگی برای وی بود و انتظار روزی را می‌کشید تا به مقام بلندی که مردان چند زنه در برابر دیگران داشتند ارتقا پیدا کند.
تعدد زوجات در اجتماعات اولیه امر مناسبی بوده، زیرا عدد زنان بر مردان فزونی داشته است. از لحاظ بهبود نسل هم باید گفت که چندگانی برتکگانی فعلی ترجیح داشته است. چه، همان گونه که می‌دانیم، اکنون وضع به صورتی است که تواناترین و محتاط‌ترین مردان عصر جدید غالباً دیر موفق به اختیار همسر می‌شوند و به همین جهت، کم فرزند می‌آورند. در صورتی که، در ایام گذشته، تواناترین مردان، ظاهراً، به بهترین زنان دست می‌یافتند و فرزندان بیشتر تولید می‌کردند. به همین جهت است که تعدد زوجات مدت مدیدی در میان ملتهای اولیه بلکه ملتهای متمدن، توانسته بود دوام داشته باشد.
چند زنی در اجتماعات اولیه از امتیازات اقلیت ثروتمند بود و توده مردم به همین جهت با یک زن به سر می‌برند و عمل زنا را چاشنی آن قرار می‌دادند. در صورتی که اقلیت دیگری، خواه ناخواه به عزوبت تن می‌دادند و با این محرومیت زمینه را برای ثروتمندانی که چند زن می‌گرفتند مهیا می‌ساختند. در بعضی ازمواقع اتفاق می‌افتاد که شوهران برخی زنان را از پا درمی آوردند تا بر زنان ایشان دست یابند. با چنین اوضاع و احوال، تعدد زوجات فقط برای کسانی میسر می‌شد که زرنگ تر و چاره‌سازتر بودند. بتدریج که ثروت در نزد یک فرد به مقدار زیاد جمع می‌شد و از آن نگرانی پیدا می‌کرد که چون ثروتش به قسمتهای زیاد منقسم شود سهم هر یک از فرزندان کم خواهد شد، این فرد به فکر می‌افتاد که میان «زن اصلی و سوگلی» و «همخوابه»‌های خود فرق بگذارد، تا میراث، تنها نصیب فرزندان زن اصلی شود. کم‌کم زن اصلی مقام زن منحصر به فرد را پیدا کرد و زنان دیگر، یا محبوبه‌های سری مرد شدند، یا اصلا از میان رفتند.
قبل از اسلام رسم تعدد زوجات در میان تمامی ادیان الهی موجود در آن روزگار به جز مسیحیت وجود داشت. در کتاب مقدس تورات یهودیان چند زنی را به رسمیت شناخته و آورده است که انبیاء بزرگ الهی همانند ابراهیم (کتاب مقدس، سفر پیدایش باب ۲۵: ۱-۶) و یعقوب (سفر پیدایش، باب‌ ۳۲ : ۲۲) و موسی(سفر خروج، باب۲ : ۱۶ تا ۲۱ و سفر اعداد، باب ۱۲: ۱) و داود زنان متعدد داشتند و در خصوص داود کتاب مقدس اسامی ۹ نفر از زنان او را نام می‌برد. (کتاب مقدس، کتاب اول تاریخ ایام، باب سوم)
کتاب تلمود یهودیان نیز چند زنی را مجاز دانسته است. آقای وستر مارک می‌گوید: در تلمود برای تعدد زوجات حدی معین نشده، ولی سفارش کرده است در صورتی که مردی اقدام به چنین عملی کند، باید بتواند آن‌ها را به درستی تأمین نماید و فرد عادی بهتر است ۴ زن و افراد عالی مقام ۸ زن بگیرند، اما اذعان دارند که خداوند برای آن حدی قرار نداده است و در عمل نیز این کار میان یهودیان مرسوم بوده است. و امروزه علی رغم فتوای خاخام «جرشوم» به تحریم چند زنی باز کثیری از مردم اسرائیل (فرقه قرائیین) اقدام به چند زنی می‌کنند، لکن شروطی مثل وسعت مالی مرد یا عقیمی یا دیوانه بودن زن اول و رعایت عدالت بین زنان‌ را قائل می‌شوند.
علاوه بر دین یهود در دین زرتشت و بعضی ملل دیگر این رسم و قانون وجود داشته است. همچنین در میان دین «کنفسیوس» و دین «بودا» چند زنی مجاز دانسته شده است و در دین «لیکی» که در چین پیروانی دارد، تعداد زنانی که یک مرد می‌تواند بگیرد تا ۲۳۰ نفر می‌باشد.
اما همه ادیان برای تعدد زوجات شروطی قائل شده‌اند و یکی از شروط اساسی در این باب شرط عدالت می‌باشد، چنانچه در تورات آمده است که هرگاه شخصی کنیز خود را برای پسرش عقد نماید و سپس پسر مصمم شود که زن دیگری اختیار نماید، نبایستی از غذا و لباس زن اول بکاهد و وظیفه زناشوئی را در مورد او تقلیل دهد.

یونان باستان
ویل دورانت در مورد ازدواج و تعدد زوجات در یونان باستان در کتاب تاریخ تمدن اش می گوید: یک مرد می توانست علاوه بر همسر خویش با زنان دیگری نیز آمیزش کند. دموستن می گوید:« از فواحش تمتع می بریم، با کنیزکان و زنان غیر مشروع خود، در اوقات روز، سلامت جسم خویش را تأمین می کنیم؛ و زنانمان فرزندان مشروع برای ما می آورند و وفادارانه خانه هامان را حفظ و حراست می کنند.» در اینجا در یک جمله شگفت انگیز، عقیده یونانیان آن عصر درباره زن خلاصه شده است. قوانین دراکون تمتع یافتن از کنیزکان و زنان نامشروع را مباح می داند. پس از لشکر کشی به سیسیل در سال ۴۱۵، که تعداد مردانشان بر اثر جنگ کاهش یافته است و دختران بدون شوهر مانده اند، قانون بتصریح برای هر مرد اختیار دو زن را مجاز میدارد. سقراط و اوریپید در زمره کسانی هستند که به این وظیفه میهنی گردن می نهند.
زنان، معمولا با شکیبایی و تحملی مشرق زمینی، وجود کنیزکان را در خانه برخود هموار میکنند، زیرا میدانند که این ((زن دوم))، پس از آنکه دوران زیباییش پایان یافت، در حقیقت به یکی از خدمتکاران خانواده تبدیل خواهد شد، و تنها فرزندان ((زن اول)) مشروع و قانونی محسوب خواهند گشت.
ویل دورانت در جریان نقل زندگی شخصی سقراط، بعد از اشاره به ازدواج او، به ازدواج مجدداش نیز اشاره کرده و این مسئله تعدد زوجات را در قالب قانونی موقت در جامعه آن روز یونان بیان می کند: وی به سیر و سفر رغبتی نداشت، و بندرت از شهر یا از بندرگاه آن دور میشد، کسانتیپه را به زنی گرفت. این زن همواره شوهر خویش را ملامت می کرد و می گفت که وی هرگز به خانه و خانواده خود نمی پردازد. سقراط به کسانتیپه حق میداد و نزد فرزند و دوستان خود دلیرانه از او دفاع و حمایت می کرد. ازدواج برپای او قیدی ننهاده بود. پس از دوران جنگ که تعداد مردان سخت کاهش یافته و قانون، تعدد زوجات را موقتا جایز شمرده بود گویا زنی دیگر نیز اختیار کرد.
بر خلاف باور قبلی یکی از مکاتب یونان باستان به نام کلبیان بر این باور بودند که تمام ثمرات تمدن از قبیل حکومت، ثروت شخصی، ازدواج، دین، برده داری در نظام اجتماعی یونان، تجمل، و همه لذت های حسی مصنوعی بی ارزش بوده و اگر رستگاری و نجاتی هست همانا در ترک جامعه و این گونه مسائل که ازدواج جزء آنها است، می باشد. در این مکتب فکری با اصل ازدواج و تشکیل خانواده مخالفت شده است چه رسد به این که با تعدد زوجات بخواهد موافقت کرده و مورد تأیید قرار دهد.

روم باستان
بعضی از مورخین معتقدند که قدمت تک همسری در اروپا امروزی به دوران باستان، قبل از مسیحی شدن اروپا می‌رسد و حتی نقل می‌کنند که «والانتینین، امپراطور روم، به علل و جهات مخصوص اجازه داد تا مردان چندین زن بگیرند، ولی چون این قانون با آب و هوای اروپا مناسب نبود، از طرف سایر امپراطوران روم مثل «تئودور» و «آکاردیوس » و «مونوریوس » لغو گردید.»
منتسکیو در توجیه این امر می‌نویسد: از آنجایی که زنان کشورهای آسیایی و جنوب زودتر به بلوغ جنسی می‌رسند، زودتر نیز پیر می‌شوند، بنابراین در سنین پیری به واسطه از دست دادن زیبائی خود نمی‌توانند نفوذی بر شوهر خود داشته باشند، در حالی که زنان اروپائی به جهت مختصات آب و هوا زیبائی خود را مدتی حفظ می‌کنند و در ایام پیری هم در مردان نفوذ دارند. او همچنین دیر ازدواج کردن زنان اروپایی و مصرف مشروبات الکلی از طرف مردان را علل دیگر این امر می‌داند. (منتسکیو ، ص ۴۳۴ و ۴۳۳)
در اناجیل اربعه نصّ خاصی در مورد ممنوعیت چند زنی وجود ندارد، بلکه در رساله پولس مطالبی است که جواز تعدد زوجات را می‌رساند، آنجا که پولس می‌گوید: لازم است اسقف تنها یک زن بگیرد (رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس، باب سوم: ۲ و ۱۲) و این‌که اسقف را ملزم به یک زن نموده است، دلیلی بر این‌ می‌باشد که برای غیر اسقف، بیش از یک زن جایز بوده است. به لحاظ تاریخی هم ثابت شده است که بعضی از مسیحیان اولیه بیش از یک زن می‌گرفتند. وستر مارک بیان می‌کند: با اعتراف کلیسا چند زنی تا قرن هفتم میلادی در بین مسیحیان وجود داشته است، او همچنین اذعان کرده است که پادشاه ایرلند «لدیار مات» و شارلمان دو زن داشتند و لوتر هم در اعتراضات خود به مسیحیت گفته که چند زنی به امر خدا حرام نشده است. امروزه فرقه مورمون‌ها قائل به چند زنی هستند و این امر در بین آن‌ها رواج دارد.
اینکه به چه دلیل امروزه در عالم مسیحیت چند زنی ممنوع است، بسیاری از نویسندگان معتقدند حرمت چند همسری مسیحیت از قوانین حاکم بر روم باستان ناشی شده است، چنانچه جرجی زیدان می‌گوید: در متون دین مسیحیت نص صریحی دال بر ممنوعیت چند زنی وجود ندارد، بلکه کلماتی است که می‌توان جواز چند زنی را از آنها بدست آورد، لکن از آنجا که در نظر رؤسای اولیه کلیسا اکتفا به یک زن برای حفظ نظام و خانواده بهتر به نظر رسید و از قدیم نیز در دولت روم قانون تک همسری حاکم بود، پس به خودشان زحمت بررسی نصوص دینی مسیحیت را ندادند، تا این‌که به مرور زمان ازدواج با زن دوم حرام محسوب شد.
«وستر مارک» و «ارجست فوربل» و افراد دیگری هم‌چون صابراحمد طه معتقدند که کلیسا برای جلب بزرگان دولت روم به دین مسیحیت این قانون را پذیرفت و در حقیقت عملاً برای خوش آمدن دیگران دست به تحریف دین مسیحیت زد. (احمد طه، ۲۰۰۳: ص۶۴-۶۳)
هرچند ازدواج دوم در اروپا از نظر قانونی جرم بوده است، لکن در عمل به قاعده تک همسری مقید نبودند. چنانچه لورا بتزیگ تاریخدان داروین‌گرا نشان داده است که هم در امپراطوری روم باستان و هم در عالم مسیحیت قرون وسطایی، اگر چه ازدواج، تک همسری بوده، اما جفت گیری اغلب چند زنی بوده است.
اینکه ویل دورانت ادعا کرده است که با ظهور دین مسیحیت چند زنی حداقل در اروپا از بین رفته و زن منحصر به فرد، صورت اساسی و رسمی ازدواج را تشکیل می‌داده است»، احتمالاً به‌جهت عدم اطلاع از قوانین روم باستان بوده است، زیرا شکی نیست که ظهور دین مسیحیت ربطی به تک همسری در اروپا نداشته، بلکه قانون تک همسری در اروپا از مدت‌ها قبل در روم باستان جاری و حاکم بوده است.

هند باستان
تعدد زوجات بدون تمدید و مقید بودن به عدد خاص میان هندوها وجود داشته و لیکن یکی از آنها رئیس دیگران بوده است.
آمده است که خانواده‌ها در هند، از پدر و مادر و گاه زن دوم، دختران شوهر نکرده، پسران، غلامان، و زنان و فرزندان و غلامان آن پسران تشکیل می شود.


تعدد زوجات در چین
شریعت «لیکی» چین تعدد زوجات را تا یکصد و سی تن اجازه داده است. و یکی از پادشاهان قدیم چین در حدود سه هزار زن داشته است. چینیان نیز همچون هندیان یکی از زنان را بر دیگران ترجیح می‌ دادند و رئیس آنان می دانستند.

تعدد زوجات در مصر
ثروتمندان و بویژه امیران و خانواده های سلطنتی در تعدد همسران اسراف می‌کردند،‌ و حدی برای آن قائل نبودند و بدان می‌بالیدند تا جایی که « رامسیس » دوم افتخار می‌کند به اینکه از زنان متعددش یکصد و شش فرزند داشته باشد،‌ و لیکن یک زن اصلی بوده و بقیه زنان درجه دوم به حساب می‌آمدند.


در اینجا به چند نکته در فلسفه و علت چند همسری در مردان اشاره می کنیم:
یک. پیشینه تعدد زوجات
چند همسرى ریشه اى کهن در میان جوامع مختلف بشرى و ادیان پیش از اسلام دارد. ابتکار اسلام در این باره این است که آن را محدود ساخت و شرایط سنگینى از جهت اخلاقى، اقتصادى و ... بر آن حاکم کرد و بدون تحقّق آن شرایط، چند زنى را غیرمجاز اعلام نمود.
دو. چرایى چندهمسرى
در رابطه با چرایى چندزنى، علل مختلفى ذکر شده که به جهت اختصار به دو عامل اشاره مى شود:
۱. فزونى زنان آماده ازدواج بر مردان؛ در طول تاریخ و در غالب جوامع به طور معمول تعداد زنان آماده ازدواج، از مردان افزون تر است.
۲. همواره بر اثر حوادث اجتماعى - مانند جنگ ها - تعداد بیشمارى از مردان تلف مى شوند و همسران آنان بى سرپرست مى گردند. همچنین غالباً تصادفات، غرق شدن ها، سقوطها، زیر آوار ماندن ها و ... تلفات بیشترى را متوجه جنس مرد مى کند.
۳. از نظر روان شناسى، تفاوتى اساسى بین ساختار روانى و گرایش ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. برخى از دانشمندان مانند مرسیه، ویل دورانت، اشمید، دونتزلان، راسل لى و ... معتقدند: زنان به طور طبیعى «تک همسرگرا» (Monogamous) مى باشند و فطرتاً از تنوع همسر گریزانند. آنان خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفى و عملى یک مرد مى باشند. بنابراین تنوع گرایى در زنان، نوعى بیمارى است؛ ولى مردان ذاتاً تنوع گرا و «چندزن گرا» (Polygamous) هستند.
۴ - دکتر اسکات مى گوید: «مرد اساساً چند همسرگرا است و توسعه تمدن، این چندهمسرگرایى طبیعى را توسعه بخشیده است».
البته این عامل از اهمیت عامل نخست برخوردار نیست. آنچه کاملاً باید جدى گرفته شود و براى آن چاره اندیشید، همان عامل نخست است.

سه. روى آوردها
در برابر این واقعیات، سه راه وجود دارد:
۳-۱. همیشه تعدادى از زنان، درمحرومیت کامل جنسى به سربرند! چنین چیزى فاقد توجیه منطقى است؛ زیرا به معناى سرکوب غریزه و نیاز طبیعى گروهى از انسان ها و نوعى ستم بر آنان است. افزون بر آن در سطح کلان و در طولانى مدت، شدنى نیست. به عبارت دیگر سرکوب غریزه، در نهایت به سرکشى و طغیان آن خواهد انجامید. تجربه آلمان و بسیارى از دیگر کشورهاى غربى، شاهد این مدعا است.
استاد مطهرى در این باره مى نویسد: «اگر عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند، فزونى داشته باشد، منع تعدد زوجات خیانت به بشریت است؛ زیرا تنها پایمال کردن حقوق زن در میان نیست ... بحرانى که از این راه عارض اجتماع مى شود، از هر بحران دیگر خطرناک تر است. هم چنان که خانواده از هر کانون دیگر، مقدس تر است ... .
۲. گزینه دیگر این است که راه روابط نامشروع و روسپى گرى و کمونیسم جنسى، گشوده و جامعه به فساد کشیده شود. این همان راهى است که عملاً غرب مى پیماید: نتیجه این روى آورد را مى توان در گزارش دکتر اسکات - مأمور پزشکى شهردارى لندن - مشاهده کرد. در گزارش او آمده است: «در لندن از هر ده کودکى که به دنیا آمده اند، یکى غیرمشروع است! تولدهاى غیرقانونى در حال افزایش دائمى است و از ۳۳۸۳۸ نفر در سال ۱۹۵۷ به ۵۳۴۳۳ نفر در سال بعدى افزایش یافته است».
۳. راه سوم این است که به طور مشروع و قانونمند، با قیود و شرایطى عادلانه، راه چند همسرى گشوده شود. دین مبین اسلام این راه را - که حکیمانه ترین و بهترین راه است - گشوده و اجازه چندزنى را به مردانى مى دهد که توانایى کشیدن بارسنگین آن را به نحو عادلانه دارند و دستورات اکیدى در این زمینه براى آنان وضع کرده است. این روش در واقع حقى براى زن و وظیفه اى بر دوش مرد ایجاد مى کند و نه تنها به ضرر زنان نیست؛ بلکه بیشتر تأمین کننده مصالح و منافع آنان است.
امتیاز روى آورد اسلام
رابرت ا.هیوم مى نویسد: « ... برخى از محققان معقول نشان مى دهند که [حضرت] محمد روى هم رفته موقعیت زنان را ارتقا بخشید و به آنها مرتبه اى از آزادى اقتصادى داد که هنوز در پاره اى از کشورهاى غربى و یا به اصطلاح مسیحى تا آن حد به زنان، آزادى اقتصادى داده نشده است و براى چندهمسرى نامحدود - که تا آن زمان به دلخواه انجام مى شد - حد و مرزى مقرر داشت که بسیار لازم و نافع بود.
بنابراین، اسلام قانون تعدد زوجات را بدون قید و بند تشریع نکرده، و اصلا آن را بر همه مردان واجب و لازم[جایز] ننموده، بلکه به طبیعت و حال افراد توجه فرموده، و همچنین عوارضى را که ممکن است احیانا براى افرادى عارض شود در نظر گرفته، صلاحیت قطعى را شرط نموده و مفاسد و محذورهایى را که در تعدد زوجات وجود دارد بر شمرده و در چنین موقعیتى است که آن را جایز دانسته، تا مصالح مجتمع اسلامى انسانها تامین شود. و حکم جواز را مقید به صورتى کرده است که [هیچ مفسده ای] پیش نیاید و آن در صورتى است که مرد از خود اطمینان داشته باشد به اینکه مى تواند بین چند همسر به عدالت رفتار کند. ازاین رو، چنانچه افرادی بتوانند به این شروط عمل کنند یعنی اطمینان داشته باشند که هرگز از طریق عدالت و میانه روى خارج نشده چه از لحاظ علاقه قلبى و چه از نظر تأمین وسائل آسایش تعدد زوجات ،نه تنها منعی نخواهد داشت بلکه جایز خواهد بود.
از نظر قانونی:طبق ماده ۱۶ قانون حمایت ازخانواده ، مصوب مجلس شورای اسلامی؛ مرد نمی تواند با داشتن زن ،همسر دوم اختیار کند مگر در موارد زیر : ۱ .رضایت همسر اول. ۲. عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی. ۳. عدم تمکین زن از شوهر. ۴.ابتلا زن به جنون یا امراض صعب العلاج موضوع بندهای ماده ۸ ( محکومیت زن یا شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعا منتهی به پنج سال یا بیشتر و بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.) ۵.محکومیت زن[به مدت طولانی ومحبوس بودن او] ۶.ابتلا زن به هر گونه اعتیاد مضر برابر بند ۹ ماده ۸. ۷.ترک زندگی خانوادگی از طرف زن. ۸.عقیم بودن زن. ۹ - غایب ومفقودالاثر شدن زن ‌طبق ماده ۱۷ این قانون دادگاه با انجام اقدامات ضروری و در صورت امکان تحقیق از زن فعلی و احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت در مورد [همسران] اجازه اختیار‌همسر جدید خواهد داد.(منبع سایت خانه ملت)
شایان ذکر است هرگاه مردی با داشتن همسر بدون تحصیل اجازه از دادگاه مبادرت به ازدواج نماید به حبس از شش ماه تا یک سال محکوم خواهد شد. خلاصه آنکه؛ از دیدگاه شرع مقدس کسی که بتواند بین همسران به عدالت رفتار کند به گونه ای که هیچ مفسده وبحران خانوادگی پیش نیاید وشرایط زندگی فرد اقتضای آن را کرده باشد ،جایز خواهد بود .وطبق قانون مصوب مجلس شورای اسلامی چنانچه یکی از شرط وشروط مطرح شده در ماده ۱۶ این قانون پیش آید فرد مجاز به اختیار همسر جدید خواهد بود. البته از نظر عرف جامعه ؛با توجه به وضعیت اقتصادی ومعیشتی ونیز فرهنگی ،اختیار همسر دوم ودر اصطلاح تعدد زوجات ،عمل قبیح شمرده می شود وچندان مورد مقبول جامعه نیست .مگر در موارد خیلی نادر،که به شرایط اقتصادی وفرهنگی آن محل بستگی دارد. قوانین اسلام براساس نیازهاى واقعى بشراست، نه احساسات، زیرا ممکن است هر زنى از آمدن رقیب (در زندگى ناراحت بشود، ولى وقتى مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن مى شود.
تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از دریچه چشم همسر اول مورد بررسى قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعى باید مورد مطالعه قرار داد. آن ها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان مى کنند، کسانى هستند که یک مسئله سه زاویه اى را تنها از یک زاویه نگاه مى کنند، زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دیدهمسر اول، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم. با توجه به این واقعیات, دین مبین اسلام راه سوم که حکیمانه ترین و بهترین راه است را گشوده و اجازه چندزنى را تنها به مردانى مى دهد که توانایى کشیدن بارسنگین آن را به نحو عادلانه داشته باشند و دستورات اکیدى در این زمینه براى آنان وضع نموده است و این نه تنها به ضرر زنان نیست بلکه درواقع بیشتر براى تأمین مصالح و منافع آنان است. علاوه بر این که بر حل معضلات اجتماعی، گاهی باید میان بد و بدتر، بدتر را رها کرد. البته رفتار ناخوشایند برخی مردان بوالهوس را نباید به حساب نقص قانون گذاشت بلکه کسانی که از جهت اخلاقی و فرهنگی ناهنجار باشند اگر قانون تعدد زوجات هم نباشد از راه های دیگر چه بسا خطرناک تر موجب اذیت و آزار می شوند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.