تعریف عرفان های نوظهور ۱۳۹۱/۳/۷

امروزه بسیاری از آیین ها ادعای برادری با دیگر مکاتب دارند و شعار دوستی و محبت سرداده، می گویند: همه ادیان و مکاتب روحی هدفشان یک چیز است؛ رساندن آدمی به حقیقت؛ اما بیش از همه از دین مایه گذاشته، حقیقت آن را تغییر داده و در ماهیت دین تصرف کرده اند.
امروزه بسیاری از آیین ها ادعای برادری با دیگر مکاتب دارند و شعار دوستی و محبت سرداده، می گویند: همه ادیان و مکاتب روحی هدفشان یک چیز است؛ رساندن آدمی به حقیقت؛ اما بیش از همه از دین مایه گذاشته، حقیقت آن را تغییر داده و در ماهیت دین تصرف کرده اند.
تلاش می کنند نیاز به معنویت را از قبیل نیاز به هنر و دسر غذا معرفی کنند، نه نیاز ذاتی و فطری؛ در حالی که نیازمندی به دین مانند نیاز به هوا و انرژی است که بدون آن، حیات امکان ندارد. امروزه دین را نه مسیری واقعی و راهی حقیقی برای کسب سعادت آدمی، بلکه یک سرگرمی شخصی آرام بخش معرفی می کنند. باید پرسید آیا دین مسئله ای ذوقی است یا راهی است برای شکوفایی استعدادهای روحانی بشر؟ آیا دین از این روی که نیاز اولیه و اصیل روح انسان است وجودش لازم است یا از این جهت که نوعی سرگرمی و تفنن است؟ آیا دین هم‌چون هوا و نیاز به تنفس است که بدون آن هلاکت روح قطعی است، یا هم چون دسر غذاست که در نبود آن ضرری متوجه انسان نمی‌شود؟
اساساً دینی که برای هر فرد متفاوت از دیگری باشد، حقیقتش چیست و مأموریتش کدام است؟ چنان‌که دلایی لاما می گوید: «پنج میلیارد انسان روی کرۀ زمین زندگی می کنند و من معتقدم به پنج میلیارد دین نیاز داریم»
در بیان بالا آن‌چه دالایی لاما در برابرش سرتسلیم فرود آورده، همان است که امروزه از آن با «کثرت گرایی دینی» و « پلورالیزم دینی» یاد می شود.
....................
۱. هنر شادمانگی، حمید رفیعی ص ۲۹۴

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.