تعریف و جلب رضایت خدای متعال ۱۳۹۹/۰۱/۱۵ - ۲۱۱ بازدید

سلام من فردی هستم که در ابتدای جوانی قرار دارم و درباره هدف خلقت و افرینش انسان که مهمترین رکن زندگی است مطالعه کردم و به این نتیجه رسیدم که ادمی می بایست تمامی امور خود را در راستای رضای خدا انجام دهد و به سوی کمالات حرکت کند(معنوی و مادی) و دل و جان خود را به خدا نزدیک کند و از استعداد هایی که خداوند به او داده( مادی و معنوی ) بهره ببرد تا به عبد حقیقی خدا تبدیل گردد. ایا برداشت من درست است؟

خدای متعال را شاکریم بر نعمت وجود جوان با ایمانی مانند شما و امیدواریم در پناه دعاهای امام عصر روحی فداه همیشه موفق و پایدار در این تصمیم مهم باشید . خدای سبحان منزه از هر نقص و نیاز و کمک و خدمت و اعمال ما نیازی ندارد .
قرآن مجید دارد : «انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید؛ شما به خدا نیازمندید و خدا بی نیاز ستودنی است». (فاطر (۳۵)، آیه ۱۵) امام علی علیه السلام می‌فرماید : «خداوند مخلوقات را آفرید، در حالی که از اطاعتشان بی‌نیاز و از پیامد سوء نافرمانی آن‌ها در امان بود».( نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۸۴ ) . همه کارهایی که انجام میدهیم اعم از اینکه برای رضای خدا یا ... انجام می‌دهیم، سود و نفع آن برای خودمان است . پس ما به خدا نیاز داریم ، تکامل ما در قرب و نزدیکی به او است . البته قرب و بُعد مکانی و زمانی در مورد خدا بی‌معنی است. خداوند هیچ نسبتی با زمان ومکان ندارد، بلکه منظور قرب معنوی است. راه رسیدن به قرب پروردگار، بندگی و عبادت است . عبادت یعنی انسان همه کارها و رفتارهای خود را به انگیزۀ اطاعت خداوند برای جلب رضای او انجام دهد .
هیچ کار اختیاری انسان بدون نیت و انگیزه انجام نمی گیرد. البته انگیزه‌های فاعل، متنوع و گوناگون میتواند انجام گیرد . اگر کاری برای خدا نباشد، برای انجام آن، انگیزۀ دیگری مد نظر باشد . اگر عمل با انگیزۀ الهی صورت نگیرد، هر چند به انگیزه انسان دوستی و عاطفی انجام شود، آدمی را به کمال نهایی نخواهد رساند .
نکته دیگر آن است که عمل با انگیزۀ الهی، رنگ جاودانگی به خود می‌گیرد.
قرآن مجید دارد : «ما عندکم یَنْفَد و ما عند الله باقٍ؛ هر چه نزد شما است، در معرض نابودی است و آن چه نزد خدا است، باقی و ماندگار است.»( نحل (۱۶)، آیه ۹۶ ) . عقل و منطق حکم می‌کند انسان کارش را به گونه‌ای انجام دهد که ماندگار و زوال ناپذیر باشد . نکته دیگر: کسی که کارش برای خدا انجام می‌دهد، خود را از پیرامون محور «خویش» آزاد می‌کند، در نتیجه از خودخواهی که ریشۀ مفاسد است، در امان می‌ماند و پرتو دید او گسترش می‌یابد و قدرت فکر و عقل و تدبیر و درک و تشخیص او تقویت می‌گردد . جلب رضای الهی رمز موفقیت پیمودن راه خدایی و تحصیل رضای الهی است . رتبه های آن وابسته به عبودیت و درجات بندگی بندگان نسبت به خدای سبحان می باشد, هر درجه ای از عبودیت رضایت متناسب با آن درجه را به همراه دارد .
انجام وظایف شرعی :
هر آن کس در این وادی بیشتر موفق شد بیشتر تحصیل رضای الهی نموده است . هر چه دقیق تر انجام دادن وظایف شرعی موجب رضایت خدای سبحان را تحصیل نموده است . کسی که با فعل واجبات و ترک محرمات بهترین مردم شده باشد از منظر خدای سبحان و ائمه هدی علیهم السلام پسندیده ترین مردم است . اگر در این وادی کسی موفق شد حتی این وسوسه قلبی که شاید خدا و ائمه هدی علیهم السلام از من راضی نباشند خود, صفای دل را به هم می زند و آدم بی صفا مورد رضایت حق تعالی نیست . بنابراین با انجام هر چه دقیق تر واجبات و ترک محرمات باید رضایت بیشتر را تحصیل کرد و آن وسوسه قلبی را از دل زدود .

نشانه های رضای خدا
پیرامون موجبات رضایت خداوند و نشانه های راضی بودن خدا از خلق نکات مختلفی در روایات مطرح گردیده است . 
۱. مخفی بودن موجبات خشنودی خدا
در روایتی از امام علی علیه السلام نقل شده که خدای تبارک و تعالی چهار چیز را در دل چهار چیز نهفته است خشنودی خود را در طاعتش نهفته است، پس هیچ طاعتی را کوچک نشمارید زیرا بسا که آن طاعت با خشنودی خدا همراه باشد و تو بی خبر باشی
- برای کسب رضایت الهی هر کار خیر و پسندیده را انجام دهید و لو کوچک باشد زیرا احتمال دارد رضایت الهی با آن کسب شود .
۲. سه چیز است که بنده را به خشنودی خدا می رساند: استغفار زیاد،‌ فروتنی و صدقه دادن زیاد .
با راحتی بدن و تأمین خواسته های جسمانی و پیروی از خواهشها رضایت خدا تأمین نمی شود .
بنابراین استغفار زیاد- صدقه دادن زیاد و انجام هر اعمال خیر و مخالفت با هوا و هوسها سبب رضایت خداوند می شود .
نقل شده که حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: ای پروردگار مرا به کاری که خشنودی تو از من در آن است راهنمایی فرما تا بدان عمل کنم؟
خداوند به او وحی فرمود که همانا خشنودی من در ناخشنودی توست و تو بر آنچه ناخوشش داری صبر نتوانی کرد موسی عرض کرد: پروردگارا مرا به آن کار راهنمایی فرما. خداوند فرمود: خشنودی من در خرسندی تو به قضای من است .
۳. در نتیجه راضی و تسلیم بودن در برابر قضای الهی ولو بر خلاف میل انسان باشد خشنودی خدا را در پی دارد .
رضای خدا و نشانه های آن
۱. روایت شده که موسی علیه السلام گفت: پروردگارا مرا از نشانه ناخشنودی خود از بنده ات خبر ده خدای تعالی به او وحی فرمود: هر گاه دیدی که من بنده ام را برای طاعت خود آماده و از معصیتم روی گردان می کنم این نشانه خشنودی من است .
۲. در روایتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمده: نشانه خشنودی خدا را خلقش ارزانی نرخها و دادگری فرمانروایشان است و نشانه خشم خدا بر خلقش، ستمگری فرمانروایشان گرانی نرخهاست . 
۳. و نیز آمده است که نشانه خشنودی خدا سبحان از بنده خرسندی اوست به آنچه خدای سبحان به سود و زیان او مقدر فرموده است. امام علی علیه السلام : اگر راضی به مقدرات الهی بود نشانه رضایت خداوند است .
۴. در کلام دیگری از امام علی علیه السلام آمده: خشنودی خدای سبحان قرین طاعت اوست. و در یک کلام اگر انسان دربست تسلیم خدا باشد و مطیع محض او در این صورت خدا از او راضی است . 
نکته دیگر آن است مقام «رضوان» از بزرگترین مواهب و مقاماتی است که خداوند به مؤمنان و مجاهدان می بخشد و این رضوان چیزی غیر از باغ های بهشت و نعمت های جاویدان و غیر از رحمت گسترده پروردگار است و رضوان من الله اکبر. هیچ کس نمی تواند آن لذت معنوی و احساس روحانی را که به یک انسان به خاطر توجه رضایت و خشنودی خدا از او دست می دهد توصیف می دهد، توصیف کند. رضایت خدا از همه برتر و بزرگتر است. قرآن کریم اسماعیل علیه السلام را با صفت «مرضی» توصیف نموده است. «وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا »( مریم/۵۵ ) ؛ و همواره مورد رضایت پروردگارش بود. این در واقع اشاره به این حقیقت است که او در کل برنامه هایش رضایت خدا را جلب کرده است اصولا نعمتی از این بالاتر نیست که معبود و مولا و خالق انسان از او راضی و خشنود باشد به همین دلیل در بعضی از آیات بعد از آنکه معمت بهشت جاویدان را برای بندگان خاص خدا بیان می کند در پایان می گوید: «رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ » }( مائده/۱۱۹ ){ ؛ خداوند از آنها خشنود و آنها نیز از او خشنود خواهند بود و این فوز عظیم و رستگاری بزرگی است. و این نشان می دهد تا چه اندازه این رضایت دو جانبه واجد اهمیت است(رضایت پروردگار از بندگان و رضایت بندگان از پروردگار )
زیرا ممکن است انسان غرق عالی ترین نعمتها باشد ولی هنگامی که احساس کند مولی و معبود و محبوب او از او ناراضی است تمام آن نعمتها و مواهب در کام جامش تلخ می گردد و نیز ممکن است انسان واجد همه چیز باشد ولی به آنچه دارد راضی و قانع نباشد بدیهی است آن همه نعمت با این روحیه او را خوشبخت نخواهد کرد و ناراحتی مرموزی دائما او را آزار و شکنجه می دهد و آرامش روح و روان را که از بزرگترین مواهب الهی است از او می گیرد- علاوه بر این هنگامی که خدا از کسی خشنود باشد هر بخواهد به او می دهد و هنگامی که هر چه خواست به او داد او نیز خشنود می شود.
نتیجه اینکه بالاترین نعمت این است که خداوند از انسان خشنود و او نیز از خدایش راضی باشد .
منابع :
میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی،‌ نشر دارالحدیث، ج۵، ص۲۰۹۸ و ۲۱۰۰ ح ۷۳۳۲ و ۷۳۳۶/۷۳۲۸و ۷۳۳۷و ۷۳۳۹و ۷۳۴۰و ۷۳۴۱ .
تفسیر نمونه، ج۵، ص۱۳۹، ج۱۳ ص۹۶
 
برای توجه دائم داشتن به امام زمان علیه السلام و یاد مستمر آن حضرت علیه السلام باید مقام و منزلت والای آن ولی اعظم خداوند را به درستس شناخت و با جایگاه آن حضرت عجل الله فرجه الشریف در نظام آفرینش آشنا شد . اگر کسی مقام ایشان را در عالم هستی به درستی بشناسد و ایشان را واسطه فیض الهی و مظهر علم الهی و شاهد بر اعمال و نیات خود بداند که دمی از اعمال و نیات ما غافل نیست غفلت از ایشان را روا ندانسته و پیوسته ایشان را ناظر بر اعمال خود دانسته و از او غلفت نمی کند .

ممکن است این مطلب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.