تغییر حجاب از چادر به مانتو ۱۳۹۹/۰۷/۰۸ - ۱۵۸۹ بازدید

سلام. می خواستم دررابطه با موضوعی باهاتون مشورت کنم. من یه دختر ۱۸ ساله ام، امسال کنکور داشتم و با توجه به اینکه نتایج انتخاب رشته هنوز مشخص نیست، احتمالا در یکی از چهار شهر تهران، مشهد،شیراز و یا اصفهان قبول میشم.
از وقتی چشم باز کردم، خودم رو درخونواده ای دیدم که حجاب براش اهمیت زیادی داشته، به خصوص مادرم. پدر و مادرم انتخاب نوع پوششم رو به عهده خودم گذاشتن و من پنج شش سالی هست که چادری ام، و حتی بهش عادت کردم. بحث من حجاب نیست، چون حجابم رو تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم کنار بذارم. اما چیزی که در موردش تردید دارم، چادره. ما تو یه شهر کوچک زندگی می کنیم و چادری بودن اصلا کار سختی نیست، و چه بسا عرف شهر ما هم همین رو حکم کنه. اما نمی دونم می تونم توی شهرهایی که اسم بردم هم، چادری بمونم؟ همه رو بارها از نزدیک دیدم، چیزایی هم در موردشون شنیدم، شما هم از وضع الان جامعه باخبرید... سختی چادری بودن، اصلا کم نیست، اصلا... مخصوصا برای یه دختر دانشجو که بخواد تنها و دور از خانواده، تو این شهرا چندسالی زندگی کنه. صادقانه بگم، مطمین نیستم که اگه چادری برم، چادری می مونم و چادری هم برمیگردم ... من چادرم رو واقعا دوست دارم ولی دلم قرص نیست... نمی دونم ایا چادر اونقدری باارزش هست که به خاطر اصرار بهش، بخوام این سختی ها رو تحمل کنم؟ ایا می تونم طعنه های اطرافیان و تنهایی تو خوابگاه و کلاس، و کم محلی استاد و ... تحمل کنم؟ از یه طرف هم فکر میکنم، چادر، هرچقدر مهم، مستحبه!... من با چادر برم و طعنه هاش رو هم بشنوم و سختی هاش رو هم بکشم، بعد اگه درددل م رو پیش خدا ببرم، خدا نمیگه چرا واسه یه چیز مستحب خودت رو اذیت کردی !... مگه من واجب کرده بودم؟!...
حجابم رو کنار نمیذارم اما درمورد چادر به شدت تردید دارم. ممنون میشم راهنماییم کنید.

خواهر عزیز آنچه بر زن لازم است این که در برخورد با نامحرم زمینة فساد را فراهم نکند و لباسش انگشت‌نما و لباس شهرت نباشد، حال پوشش او چادر باشد یا چیز دیگر، فرقی نمی‌کند(ستار هدایت خواه‌، زیور عفاف‌، پاسخ به اشکالات و شبهات بر حجاب اسلامی‌، ص ۲۵۵ و ۲۵۶) بنابراین‌; هر لباسی که دارای ۳ ملاک زیر باشد مصداق حجاب اسلامی است .( همان‌، ص ۱۹۵.)۱.تمام اعضای بدن‌، از فرق سر تا ناخن پا را بپوشاند. (به جز دستها تا مچ و گردی صورت اگر زینت نداشته باشند.)
۲.تمام برجستگیهای بدن زن را بپوشاند به طوری که حجم بدن او مشخص نباشد.
۳.توجه نامحرم را به خود جلب نکند و تحریک‌آمیز هم نباشد.
پس با توجه به این مطالب‌; حجاب اسلامی تنها در چادر خلاصه نمی‌شود. اما به عقیده ما چادر بهترین و کاملترین نوع حجاب است‌ ولی مشکل اینجا است که بسیاری از دختران چادری که به هر دلیل چادر را کنار می گذارند متاسفانه کم کم به سوی بدحجابی سوق داده می شوند و مثلا هوس می کنند مانتوهایشان کوتاه چسبان و همرنگ جماعت شود تا به آنها متلک نگویند و مقداری موهایشان هم بیرون باشد تا نگویند فلانی امل است و به همین ترتیب از آموزه حجاب دور می شوند و مجبور می شوند که همرنگ محیط گردند و از باورهای خود دست بردارند. که خوب این حالت باعث نوعی دوگانگی شخصتی هم می شود که برایشان آزار دهنده است.
خواهر گرامی حجاب اسلامی یا مانتوی بلند و مقنعه در صورتی کامل است که‌: مانتو برجستگیهای بدن را بپوشاند، آستین آن بقدری گشاد نباشد که بالاتر از مچ را نمایان سازد. گریبان آن به گونه‌ای نباشد که زینتها و لباسهای زیر را آشکار نماید، رنگ و مدل آن توجه نامحرمان را به خود جلب نکند، مقنعه‌ای که می‌پوشد ساتر موها، تمام گردن‌، زیر چانه و سینه او باشد. علاوه بر آن جورابهایی بپوشد که رنگ پا را نمایان نکند. و نیز کفشی هم بپوشد که رنگ و صدای آن توجه نامحرم را به خود جلب کند. لذا اگر لباسهای او خصوصیات فوق را داشته باشد مصداق حجاب اسلامی است‌.( همان‌، ص ۱۹۷(
حقیقت آن است که وقتی زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاک دامنی را رعایت کند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمی یابند. بیمار دلانی که در پی شکار می گردند، فرد دارای حریم را شکاری مناسب نمی بینند. در روایات آمده است: «المرأة ریحانه؛( وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۲۰) زن همچون ریحانه یا شاخه گلی ظریف است.» بی تردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین مصون نمی ماند. قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می کند: «کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ.»( سوره واقعه: ۲۳) افزون بر این، گاه آن ها را به جواهرات اصیلی چون یاقوت و مرجان که جواهر فروشان در پوششی ویژه قرار می دهند تا همچون جواهرات بَدَلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان کاستی نپذیرد، تشبیه می کند.( گستره عفاف به گستردگی زندگی، حمیده عامری، کتاب زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش ۱۲، ص ۱۱۷)
مطالب مفیدی درمورد حجاب و عفاف در سایت است که توصیه می کنیم سری به آنها بزنید.
کتاب جهت مطالعه ای بیشتر؛
کتاب حجاب شهید مطهری(ره).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
من زنی شصت دو ساله هستم باایمان به خدا و نمازخوان ولی گاهی موقع‌ها نمازم قضا میشود که قضاشده رامیخوانم اما همسرم اول ازدواج میخوند ولی بعدها ترک کرد و پسرم ودخترم تا ده یادواره سالگی تقریبا دقیقا یادم نیست نماز میخواندن ولی مسابقه می گذاشتن ومن یک بار بهشان کمی با تندی گفتم این چه نماز خواندنی هست دیگر بعد از آن پسرم نماز نخوند ولی دخترهایی تا قبل از ازدواج می‌خواندم ولی گاهی نماز صبح راقضا میکردم خیلی میگفتم که قضایش راظهر بخؤانند ولی بعد ازدواج نماز را کنار گذاشتن هرچه بیشتر میگویم ناراحت میشوند و میگویند تووظیفه آن را گفته ای ناراحت نباشه ولی من خیلی ناراحت هستم دیگر حرفهای من اثر ندارد به من محبت دارند ولی من برای ضعف
ایمانشان ناراحت هستم
پرسمان
سلام علیکم، قبل از هرچیز در خصوص این مساله خوب است بدانید که جذب دیگران به نماز ارتباط نزدیکی به نوع شخصیت افراد دارد ؛ چراکه براساس روان شناسی تربیتی شخصیت انسان ها از تیپهای گوناگونی است مثل شخصیت خودکار، سازش پذیر، بدگمان، افتاده، مبارزه طلب، تعدیل نیافته، ماجراجو، مشتاق، اخلاقی که برای هر یک می توان از به یک یا چند روش از روشهای متعددی که در این زمینه وجود دارد استفاده نمود .
با در نظر داشتن نکته گفته شده برای اینکه بتوانید با موفقیت دیگران را به نماز خواندن تشویق نمائید دو پیشنهاد عمده را به شما هدیه می نمائیم:
پیشنهاد اول : موانعی که باعث سستی افراد نسبت به نماز می شود را بر طرف نمائید؛ که مهمترین آنها از قرار ذیل می باشد.
۱ ـ عدم اعتماد به نفس
ایجاد اعتماد به نفس در افراد برای مقابله و مواجهه با محیط های ناسالم ، تمسخرهای افراد نادان و همچنین خجالتی بودن .زیرا بعضاً ممکن است فردی که ) به خوصوص نوجوان ها ) اقدام به خواندن نماز می‌کند توسط دیگران مورد تمسخر قرار بگیرد در چنین شرایطی اگر اعتماد به نفس نداشته باشد از میدان بدر رفته و نماز را ترک کند.
۲ ـ گناه
راه برطرف نمودن این مانع، آشنا نمودن اینگونه افراد با پیامدهای منفی گناهان و تشویق به ترک گناه و معاصی کوچک و بزرگ از جمله ترک تماشاى فیلم ها و صحنه هاى مبتذل و آلوده به گناه و همین طور حضور در محیط هاى ناسالم می باشد .شما می توانید برای شناساندن گناهان وی را به خواندن کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب و همینطور کتاب گناه شناسى، محسن قرائتى تشویق نمائید .
۳ ـ دوستان ناباب
وجود دوستان ناشایست درانحراف آدمی به سمت ناهنجاری های اخلاقی بسیار موثر است. چه بسا جوانانی که در مسائل دینی علا قمند و به دینداری خود را غبند و لیکن در محیط های مختلف از قبیل محل هایی که در آن زندگی می کنند یا محیط کار و تحصیل که در آن ساعاتی را سپری می سازند با افرادی آشنا شوند که کارهاى نادرست انجام مى دهند یا حرفهاى لغو و بیهوده مى زنند به مرور زمان موجب مى گردد که حالات و رفتار آنها در روح انسان تأثیر بگذارد و حال نماز و دعا و مناجات از انسان سلب شود و به تدریج او را در دام بی دینی و لا ابالی گری گرفتار می کنند.راهی که در خصوص چنین افرادی توصیه می شود کنترل دوستان پیرامون خانواده می باشد ؛ لذا اگر دوستانى دارد که اهل نماز نیستند و نسبت به مسائل دینى و شرعى توجه ندارند و از خانواده هاى لاابالى هستند باید به نحوى او را از آن ها جدا شد و دوستانى مناسب را جایگزین آنها نمود .
۴ ـ ضعف بنیه های اعتقادی
رای رفع این مانع می توان از کتاب هاى اعتقادى آقاى محسن قرائتى آغاز نموده و سپس از کتاب هاى استاد شهید مطهرى مثل: «توحید»، «نبوّت»، «اصل عدل در اسلام»، «امامت و رهبرى»، «معاد». کتاب «عدل الهى» آن شهید هم مفید است. کتاب «آموزش عقاید» اثر استاد مصباح هم در سیر مطالعاتى اصول عقاید مفید و لازم است..
۵ ـ نا امیدی
احتمال دارد که بدلیل انجام گناهان ؛ چنین شخصی از درگاه الهی نا امید شده و به همین دلیل دیگر نماز نمی خواند لذا به رحمت و مغفرت الهى امیدوارش نمائید بگونه ای که گناهان و اشتباهات احتمالى که ممکن است قبلا یا هم اکنون مرتکب شده باشد باعث یاس و ناامیدى وی نشود و به او اطمینان بدهید که خداوند توبه پذیر است و در صورت توبه همه گناهان را هر چند خیلى بزرگ باشند مى آمرزد.
۶ ـ برآورده نشدن حاجت
برخی از افراد نیز بدلیل اینکه به خواسته های خود نمی رسند با خدا لج بازی نموده و بوسیله ترک نماز با خدا قهر می کند .اگر کسی با خدا قهر کرده باید به او یادآوری شود که : چه بسا چیزهایى که انسان به آن دست می یابد ، ولى سرانجام بلاى جان و مایه اندوهش مى گردد؛و چه بسیار اموری که در نظر انسان ناگوار و ناخوشایند است و گاه مورد نفرت او است ولی باطن و سرانجام آن برای او خیر و مبارک است ، قرآن کریم بر این حقیقت ریشه دار انگشت کذاشته و می فرماید : و عسى ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسى ان تحبّوا شیئاً و هو شرّ لکم ؛ چه بسا چیزى را ناگواربد انید ولى در واقع مایه خیر شما است و چه بسا به چیزى دل ببندید که در واقع برایتان زیانبار است( بقره:۶ ۲۱ ) .
پیشنهاد دوم : از ابزارهایی که خداوند متعال برای هدایت انسان ها قرار داده به بهترین وجه بهره بگیرید.
خداوند متعال جهت هدایت بشر سه ابزار مهم را در نهادش به ودیعت گذاشته که می توان با به کارگیری این ابزارها به اصلاح زیر بناهای فکری افراد بی نماز پرداخته و آنها را به نماز تشویق و ترغیب نمود .
یک : فطرت انسان
برای بهره برداری از این ابزار می توانید به دو موضوع تاکید نمود .
الف - فطری بودن خدا خواهی : همه انسانها دارای فطرت الهی می باشند لذا می توانید از این ویژه گی خدایی بهره جسته و شخص مورد نظرتان را تشویق به نماز کنید و به عنوان نمونه اینگونه مطرح نمائید که : برخی از مسائل است که تنها به دست خدا بوده و هیچ بشری نمی تواند در آن دخل و تصرف کند مانند طول عمر و عافیت و سلامتی ، کمی یا زیادی روزی و یا اینکه زندگی انسان همیشه به یک منوال نبوده و بسیاری از اوقات دچار فراز و نشیب های گوناگون می شود که برخی از اینها در صورت نبود پشتوانه ای خدایی همچون طوفانی سهمگین زندگی انسان را نابود می کند .
از او بپرسید در چنین مواقعی می خواهد دست به دامن چه کسی بشود اگر می خواهد دست به دامن غیر خدا بشود که از آنها کاری بر نمی آید و اگر می خواهد از خدا استمداد بجوید این کار را چگونه می خواهد انجام دهد آیا می تواند از خدایی که به دستوراتش گوش نداده بخواهد که او به حرفش گوش کند و خواسته اش را برآورده کند . پس انسان باید یک راهی را جهت ارتباط بین خود و خدا برای خود باز بگزارد تا بتواند در چنین مواقعی به درگاه الهی التماس کند و بهترین راه همان نماز می باشد .
ب‌- فطری بودن تشکر و سپاسگذاری در انسان : از ویژگی های فطری هر انسانی این است که در مقابل نعمتی که دیگران به وی عطا می کند سپاسگذار بوده و تشکر می نماید . فطرت انسان خواهان تشکر از ولى نعمت است. پیامبر خدا فرموده اند : « جبلّت القلوب على حبِّ من احسن الیها قلب ها »( بحار الأنوار ج ۷۴ ص ۱۴۲) ؛ « بر اساس دوستى و محبت کسى که به انسان احسان کند، آفریده شده است » و از آنجا که در اصل خداى سبحان خالق و هستى بخش ماست و از سویى همه نعمت ها و برکاتى که در زندگى ما وجود دارد از آن اوست. بنابر این لازم است به اقتضاى تکلیف فطرى خودمان از قادر منّان تشکر کنیم. حال این تشکر باید به چه شکل و کیفیتى باشد؟ انبیاى الهى روشنگر این حقیقت بوده اند و نبىّ مکرّم اسلام نیز به نوبه خویش نماز را با این شکل و هیئت خاص به ما معرفى فرموده اند. بنابر این همان گونه که پروردگار مهربان هر شب و روز، ما را رهین الطاف و برکات خویش گردانیده است، ما بندگان نیز موظّفیم هر چند ساعت یک بار در برابر محبوب قلب و عزیز دلمان بایستیم و از او نهایت سپاسگزارى و تشکر را بنماییم. دو : ابزار عقل و استدلال
یکی از مهمترین ابزارهایی که خداوند متعال در اختیار بشریت قرار داده عقل و اندیشه می باشد که بوسیله آن به مصالح و مفاسد خود پی برده و می تواند مسیر صحیح را انتخاب نماید . شما نیز می توانید با طرح موضوعات و مسائل گوناگونی این ابزار مهم را به کار انداخته و افراد را به اندیشه وادارید تا به این وسیله به نماز رو بیاورند . در این قسمت برای نمونه به موضوعاتی که می توانید طرح نمائید اشاره می شود
الف- یاد آوری نمائید که اگر بر فرض خواندن نماز ، واجب نباشد و یا کار درستی نباشد ؛ آنهایی که نماز می خوانند در برابر آنهایی که نماز نخوانده اند چیزی را از دست نداده اند (چون به غیر از مدت کوتاهی که در روز برای نماز گذاشته اند مانند بقیه مردم از این دنیا بهره برده اند ) ؛ اما اگر آنچه را که نماز خوانها می گویند درست باشد ( که قطعا نیز همینگونه است ) کسانیکه نماز خوانده اند نجات یافته اند و آنهایی که نماز نخوانده اند چیزی جز هلاکت و نابودی ابدی نسیبشان نخواهد شد .
ب‌- وی را با فلسفه نماز آشنا نمائید
علاوه بر اینکه وی را با کتابهایی که در این خصوص به نگارش در آمده آشنا می نمائید؛ در فرصت هاى مناسب فلسفه نماز را بیان کنید مثلًا سؤال و جواب هایى که قبلًا تهیه دیده اید، بین شما و دیگران مطرح و جواب داده شود. البته لازمه اش مطالعه و پیش بینى قبلى است.
ج‌- بر اساس آیات و روایات اهمیت و آثار و برکات نماز را یادآوری نمائید .
د - پیامدهای منفی دنیوی و اخروی ترک نماز را مطرح نمائید به خصوص اگر به روش غیرمستقیم ارائه گردد و موجب تنبه و موعظه کردن را فراهم سازد.
هـ - هر از چند گاهی ( همچون شب های جمعه ) سری به قبرستان و گذشتگان بزنید و به وی گذر عمر و مرگ و بیهوده نبودن جهان هستی را یاد آور شوید که این امر علاوه بر اینکه تاثیر بسزایی در کاهش روحیه تکبر و غرور دارد انسان را به فکر و عبرت اندوزی فرو خواهد برد .
و‌- دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستى، انسان، معاد و... امورى است که داراى نتیجه مستقیم بر عملکرد فرد است. پس باید به تقویت و اصلاح این مبانى کوشید. اگر خلأ عمده اى که موجب ترک نماز شده، مشکل فکرى است و در فلسفه نماز دچار اشتباه شده و آن گاه نتیجه نادرستى گرفته است به پر کردن این خلأ فکری بپردازید و راه اصلاح وى نیز تصحیح اندیشه ایشان است که البته کار آسانى هم نیست و نیازمند فرصتى طولانى و نیز استفاده از روش هاى اصولى و تدابیر خردمندانه است.
ز‌- از او سوال نمائید که دوست دارد چگونه فرزندی داشته باشد فرزندی که نسبت به مسائل دینی مقید باشد و یا فرزندی که در خصوص مسائل دینی بی موالات باشد و اگر جواب وی این است که دوست دارد فرزندش مقید به مسائل دینی باشد به او متذکر شوید که نسبت به این مساله فکر کند که یک مادر بی موالات نسبت به مسائل مذهبی چگونه می تواند فرزندی متدین را تربیت نماید .
سه - ابزار احساس و عاطفه.
الف ‌- اگر دوستانى مذهبى و از خانواده هاى مذهبى دارد از طریق آنها مى توان توجه او را بیشتر به نماز جلب کرد به این صورت که اگر مسجدى در نزدیکى خانه ى شماست به دوستان او تلفن بزنید که بیایند در خانه و او را با خود به مسجد ببرند و او را با مسجد مرتبط بسازید یقینا اثر بسیار چشمگیرى بر او خواهد گذاشت.
ب - از اتفاقات پیرامونی خود جهت راهنمایی وی استفاده کنید به عنوان مثال شنیدن خبر مرگ ناگهانی دوستان و آشنایان و فامیل معمولا بسیار بر روی افراد تاثیر می گذارد و شما می توانید در چنین موقعیت هایی متذکر شوید که مرگ معلوم نیست چه موقع به سراغ ما بیاید و چه بسا فرصت جبران گذشته را به ما ندهد و اگر ما دست خالی به ان دنیا برویم سرنوشت بسیار بدی پیدا خواهیم کرد ؛ پس چه خوب است تا زنده ایم فرصت را غنیمت شمرده و برای خود ره توشه ای ذخیره نمائیم .
د - از داستانهای عبرت آموز بهره بگیرید که می توانید به کتابهای ذیل مراجعه نمائید .
* داستانها و حکایتهای نماز (یک) - مؤلف : رحیم کارگر محمدیاری- ناشر : ستاد اقامه نماز --* داستان نماز عارفان - مؤلف : سید مهدی شمس الدین - ناشر : ستاد اقامه نماز -- * بهترین پناهگاه - مؤلف : رحیم کارگر محمدیاری - ناشر : ستاد اقامه نماز
هـ - از اصول و عقایدی که تا کنون نسبت به آنها پایبندی خود را حفظ نموده بهره کافی را ببرید مثلا ممکن است وی ارادت خود را نسبت به امام حسین علیه السلام حفظ کرده باشد لذا شما می توانید با بیان داستان عاشورا بگوئید که ایشان در بدترین شرایط ، در اول وقت نماز خواند پس چه جوابی به امام خواهیم داشت اگر از ما بپرسد که من در چنین شرایطی نمازم را ترک نکردم چرا تو که ادعای محبت من را داری با وجود آرامش و تمامی امکانات رفاهی نمازت را نمی خواندی ؟ و یا ممکن است کسی چون به شفاعت معصومین ( علیهم السلام ) اعتقاد دارد بگوید که ما چون شیعه هستیم هر کار بکنیم بالاخره مورد شفاعت ائمه علیهم السلام قرار می گیریم و بهشتی می شویم ! در پاسخ به وی بگوئید : امام صادق علیه السلام در آخرین لحظات مرگ خود دستور داد تمامی خویشاوندانش را جمع نمودند و به انها فرمود «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة»( بحار الأنوار ، ج ۴۷، ص: ۸) ؛ « بشفاعت ما نخواهد رسید کسى که نماز خود را سبک شمارد.»
و - سعى کنید افرادى که صحبت آنها بر روى آنان نافذ است، پیدا کنید و از آنان بخواهید که با مهارت و شگرد شایسته اى، با آنها درباره نماز صحبت کنند. این کار را مى توان از طریق جلسه میهمانى یا در طول مسافرت به انجام رساند.
ز - تلاش کنید از نماز بزرگان و شخصیت ها نخبه های علمی ، فرهنگی و ورزشی در نزد ایشان صحبت کنید مثلًا حضرت على (ع) با همه شخصیت و گرفتارى هایى که داشتند، چگونه و با چه اشتیاقى به اقامه نماز مى پرداختند. همچنین گرایش رجال بزرگ سیاسى، علمى همچون شهید رجایی ، شهید بابایی و ... به نماز را، به ایشان گوشزد کنید.
ح - از کتاب هایی که به شبهات و سوالاتی که مربوط به نماز است پاسخ داده شده بهره بگیرید به عنوان نمونه می تونید کتاب ( چیستی و چرایی نماز ) که دفتر نشر معارف منتشر کرده و دفتر چهل و سوم از مجموعه پر مخاطب و جذاب ( پرسش ها و پاسخ های دانشجویی ) هست استفاده کنید تو این کتاب به مهمترین و جدی‌ترین پرسش‌های مطرح در باب نماز پرداخته است اینکه چرا باید نماز خواند - چرا رو به قبله - چرا عربی -چرا با صدای بلند در صبح و شب - چرا وضو - فواید نماز - آثار ترک نماز و ...( اگه نتونستید این کتاب رو از کتاب فروشی ها پیدا کنید می تونید به صورت اینترنتی تهیه کنید )
در پایان جهت رسیدن به نتیجه مطلوب و عملی شدن آنچه تا کنون گفته شد نکاتی را حتما باید لحاظ نمائید
۱- براى دستیابى به توفیق هدایت بی نماز به ائمه اطهار(علیهم السلام ) متوسل شوید و آنها را در پیشگاه خداوند واسطه کنید که خداوند توفیق چنین عملی را به شما عطا فرماید.
۲- میزان تاثیر گذاری خود را در بی نماز ( که می تواند همسر ، فرزند و یا دوست و برادر شما باشد ) بیشتر کنید
۳- متناسب با جایگاهی که طرف مقابل شما از لحاظ سنی و یا نوع ارتباطی که با شما دارد مثل دوست ، خواهر ، برادر ، همسر و یا فرزند می توانید از ابزارهای تشویقی متناسب با هر یک استفاده نماید مثلا برای کودک دختر چادر نماز زیبا و یا جا نماز تهیه کنید و از مادر وی بخواهید که وقتی نماز می خواند برای او نیز جا نماز پهن نماید و ....
۴- مطالب مندرج در این نوشتار برنامه هایی عملی می باشد که پیاده نمودن آنها نیاز به صبر ، حوصله و زمان می باشد بنابراین تمامی آنچه گفته شد را به عنوان یک مقاله و یا مطلب علمی نمی توان به بی نماز ارائه نمود ، بلکه هر کدام از این موارد را به تناسب موقعیت و در فرصتهای مناسب به مرور زمان پیاده نمائید .
۵- در هیچ یک از مراحل گفته شده از برخورد نیک و ملاطفت آمیز و احترام نهادن دور نشوید. این را بدانید که با فشار واجبار کسى را نمى توان هدایت نمود و چه بسا تأثیر منفى آن بیشتر از هدایت گردد. اگر رابطه شما با همسرتان اکنون به جبهه گیرى و حساسیت نشان دادن و صف آرایى منتهى شده است براى مدتى سکوت کرده و حرفى به او نگویید و به دنبال اجراى روش غیرمستقیم باشید و به شکلى از همکارى افراد دیگر بهره مند شوید.
۶- مسوئلیت بعضی برنامه های نماز را به وی بسپارید مثلا از او بخواهید تا وقت نماز را به شما یاد آوری نماید .
۷- از زور و تحمیل خودداری نمائید چراکه تحمیل فطرت خداداد را منحرف می سازد و او را از خواندن نماز منصرف می کند.
۸- تمام انتظارات و دستورات خود را در قالب محبت و دوستى بیان کنید.
۹- به شخصیت او به خصوص در جمع دوستان احترام بگذارید.
۱۰- توان روحى و جسمى و روانى او را در عمل به خوبى ها و ترک بدى ها مد نظر داشته باشید و فراتر از توانش از او انتظار نداشته باشید.
۱۱-از سخت گیری و زیاده روی پرهیز نموده و نماز را سهل و آسان جلوه دهید و به او متذکر شوید که میزان وقتی که انسان در طول ۲۴ ساعت روز ، برای نماز صرف می نماید در مقایسه با وقتی که انسان برای خواب و خوراک و حتی دیدن فیلم و یا اینترنت می گذارد چیزی نیست.
۱۲- بی نماز باید این موضوع را درک نماید که آنچه که شما مطرح می نمائید از سر دلسوزی و شفقت و مهربانی ، همراه با رأفت و رحمت، و عشق و موعظه حسنه می باشد و نیت دیگری ندارید .
۱۳- به هنگام گفتگو باید از جدال خصمانه و غرور و خودمحوری به دور بود و پرسش و پاسخ‌هایی که رد و بدل می شود باید نیکو، منطقی و اقناع کننده و برای کشف حقیقت باشد لذا از بحث و جدل های بی فایده که ثمره ای جز بی احترامی به یکدیگر و بسته شدن راههای دیگر ندارد جداً خودارى کنید.
۱۴- در صورت اقدام به اقامه نماز ، ایشان را مورد تشویق قرار دهید.
۱۵- صفات پسندیده و نقاط مثبتی که در ایشان هست را مد نظر قرار دهید و همواره ایشان را به خاطر آن ویژگی های مثبت مورد احترام و تکریم قرار دهید.
۱۶- علاوه بر معرفی کتاب هر چیزی که احتمال می دهید در تشویق او برای خواندن نماز مفید است فراهم کنید مثلا از نوار سخنرانی مربوط نماز یا فیلم مربوط به نماز و ... کمک بگیرید .
۱۷- می توانید آیات یا احادیثی که در مورد اهمیت نماز است در معرض دید او نصب کنید.
۱۸- هرگز وى را سرزنش نکنید و از طریق نکوهش و سرزنش نخواسته باشید افکار و اندیشه هاى خود را به وى منتقل و یا تحمیل کنید و به جاى این که بی نماز را به خاطر نماز نخواندنش سرزنش کنید و یا مورد انتقاد قرار دهید، اعمال مثبت نمازگزاران و مسجدى ها را مورد تشویق قرار داده و هرگاه که به مسجد براى نماز جماعت مى رود بیشتر او را تحویل بگیرید و بیشتر مورد احترام و تکریم قرار دهید.
۱۹- در خصوص مسائل دینی ؛ از سوی خود اظهار نظر نکید بلکه مطالبی که ارائه می نمائید مستند به روایات معتبر و یا فتاوای مراجع باشد .
۲۰- زمینه های گناه همچون وجود ماهواره و فیلم های مبتذل و موسیقی های حرام را از بین ببرید .
۲۱- فضای مناسب را جهت اقامه نماز برای بی نماز فراهم نمائید .مثلا اگر همسری دارید که به بهانه مشغله های خانه نماز نمی خواند به وی این اطمینان خاطر را بدهید برای اینکه بتواند نمازش را بخواند در او را کمک خواهید نمود.
۲۲- هر شخصى یک نقطه پذیرش و به قول معروف «رگ خوابى» دارد، سعى کنید این رگ خواب و نقطه پذیرش را به دست آورید و از این کانال وارد شوید و هدف خود را تعقیب کنید و لذا به صرف این که باید شخصى را هدایت کرد بسنده نکنید بلکه با مطالعه بر روى خصوصیات وى ؛ راه نفوذ در او و جلب نظر او را به دست آورید سپس زیر بناهاى فکرى وی را مورد بررسى قرار داده و در اصلاح آن بکوشید. دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستى، انسان، معاد و امورى است که داراى نتیجه مستقیم بر عملکرد افراد می باشد. پس باید به تقویت و اصلاح این مبانى کوشید.
۲۳- بهترین روشی که از سوی معصومین علیهم السلام برای جذب دیگران به راه خدا معرفی شده این است که خودمان با اشتیاق و علاقه به احکام دینى اسلام عمل کنیم و همیشه به دستورات دینى پایبند باشیم و در واقع با عمل خود دیگران را به دستور دینى دعوت کنیم به عبارت دیگر احکام دینى را با عمل خود تبلیغ کنیم.
قرآن در سوره بقره مى فرماید: « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُم »( البقرة : ۴۴) ؛ «آیا دیگران را به نیکى دعوت مى کنید در حالى که خودتان را فراموش کرده اید».حضرت صادق علیه السّلام فرمود: مردم را با غیر زبان خود (با اعمال و رفتار خود) براه حق دعوت نمائید . باید مردم از شما ورع و کوشش و نماز و اعمال خیر ببینند ؛ که این روش کاملا جلب کننده است. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۳۰۳ )
البته علت اتخاذ چنین رویکردی نیز کاملا روشن است ؛ چراکه اگر اهل عمل نباشید ولو به ظاهر خود را متعبدهم جلوه دهید تأثیرگذارى شما خیلى کم مى شود. گذشته از اینکه چه بسا اگر حساسیت خاصى به شما پیدا کرده باشند دعوت زبانى شما نه تنها آنها را بیدار و هدایت نمى کند بلکه لجاجت و سرپیچى دیگران را ولو بخاطر ناراحت کردن شما بیشتر خواهند کرد .
میهمان
من قبلن چادر را دوست داشتم الان در قلبم محبتی ندارد.. 😢چرا؟ آیا گناهم زیاده. توفیق ندارم
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، یکی از دلایل بی علاقگی به دستورات الاهی گناه است ؛ پوشش بانوان از مسائل مهمی است که از جنبه های گوناگون قابل بررسی و ملاحظه می باشد. آفرینش لباس و پوشش به تناسب ویژگی های جسمی و روحی بشر و روی آوردن فطری انسان به آن یکی از نعمت ها و هدایای الهی محسوب می شود و دین اسلام به این امر توجه ویژه ای داشته است. قرآن کریم برهنگی و کنارگذاشتن لباس را به عنوان دامی که شیطان آن را در مسیر انسان گسترانده است، معرفی کرده و آن را مخالف فطرت بشر می داند. (۱)
تمام کسانی که زندگی بشر و تحوّلات آن را مورد ارزیابی قرار داده اند، تصدیق کرده اند که انسان از همان آغاز پیدایش، کوشیده تا پوشش مناسبی برای خود تهیه کند. به گواهی تاریخ، در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده، هرچند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان و یا متنفذان مذهبی، شدت و ضعف یافته، ولی هیچ گاه به طور کامل از بین نرفته است.
در ایران باستان نیز زنان چادری مستطیل شکل بر روی همه لباس خود داشته اند که نقوش باقی مانده از آن دوران حاکی از این مسئله است. (۲)
بنابراین، متداول بودن حجاب در میان ملل گوناگون با آنکه دارای عقاید، مذاهب و شرایط جغرافیایی متفاوتی بوده اند، نشانگر آن است که تمایل به پوشش و حجاب از فطرت درونی انسان سرچشمه می گیرد، نه از تمدن، فرهنگ یا عقاید مذهبی. (۳)
با این حال، چون بد حجابی در جامعه کنونی از اموری است که ذهن بسیاری از دینداران را به خود مشغول داشته، در این نوشتار سعی شده علل عدم تقیّد به حجاب مطلوب اسلامی در جامعه بررسی شود. « عوامل دوری از حجاب برتر و بد حجابی »
یکی از راههای مهم مبارزه با بی علاقگی نسبت به حجاب برتر(چادر) شناخت عوامل این بی علاقگی و از بین بردن این عوامل است .
۱- ضعف ایمان و حیا
یکی از مهم ترین عوامل بی علاقگی به حجاب برتر (چادر) ، ضعف ایمان و معنویت است که باعث ضعف حیا می شود. ایمان همچون پناهگاهی است که انسان را از افتادن در گناهان حفظ می کند؛ چنان که در قرآن کریم آمده است: «و اَمّا مَن خافَ مقامَ رَبّهَ و نَهیَ النفسَ عَنَ الهوی فاِنّ الجنّةَ هَیَ المأوی» (نازعات: ۴۰ ۴۱)؛ و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوا بازداشت، پس جایگاه او همان بهشت است.
امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند: «لا ایمانَ لِمَن لا حیاءَ لَه»؛ (۴) کسی که حیا ندارد ایمان ندارد. (۵)
پوشش و حیا تفکیک ناپذیرند؛ زنان با حیا با رعایت حجاب، زینت های خود را به نمایش نمی گذارند.
از سوی دیگر، زنانی که اسرار و زیبایی های جسمانی خود را بخصوص در محیط های مقدّس علمی و آموزشی به نمایش می گذارند، پرده بین خود و خدا را دریده اند و به قداست این مکان ها خدشه وارد کرده اند.
هرچند حجاب و پوشش ظاهری به معنای برخورداری از همه مراتب عفاف نیست، ولی عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نمی باشد.
۲- زیبایی طلبی
دوران جوانی اوج کشش و گرایش به زیبایی هاست. این گرایش در انتخاب نوع لباس، پوشش و آرایش آشکار می شود و آیات قرآن نیز به این امر اشاره دارند که فایده لباس تنها پوشاندن بدن نیست، بلکه نوعی وسیله تجمّل و زینت است. (۶)
اگرچه اسلام با زیبایی و زینت مخالف نیست، ولی بروز زیبایی ها در انتخاب نوع پوشش در مقابل نامحرم را جایز ندانسته، برای آن حد و حدودی قایل شده و این همان هماهنگی میان تکوین و تشریع است؛ بدین معنا که میان احکام دین با طبیعت فطری بشر فطری بودن گرایش به پوشش تناسب و ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد.
۳- دشواری شرایط ازدواج
یکی از عوامل بی علاقگی به حجاب برتر (چادر) جوانان ، دشواری شرایط ازدواج است. برخی می پندارند با پوشش های جذّاب می توانند جوانان را به خود مشتاق سازند، در حالی که بیشتر جوانان، دختران عفیف را برای ازدواج برمی گزینند. جوانان بی تقوا دختران خودنما را برای تفریحات موقّت خود می خواهند. پس در حقیقت، این گونه دختران در چشم ها جا دارند.
واقعیت این است که اگر ازدواجی به خاطر جاذبه های جنسی صورت بگیرد، دوام چندانی نخواهد داشت و عدم امکان ازدواج، دلیل عقلایی برای بی عفتی و خودنمایی نیست و کسانی که امکان ازدواج ندارند، باید عفت و پاک دامنی پیشه کنند؛ (۷) چنان که خدای متعال می فرماید: «و لَیستعفِفِ الّذین لایَجدونَ نَکاحا حتّی یُغْنِیَهُم اللّهُ مِن فضلِه. . . » (نور: ۳۳)؛ و کسانی که وسیله زناشویی نمی یابند، باید عفّت بورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند.
۴- تعلیم و تربیت نادرست
از جمله عوامل ترویج بی علاقگی به حجاب برتر (چادر) ، تعلیم و تربیت غربی به یادگار مانده از دوران پیش از انقلاب و خوگرفتن بعضی از خانواده ها با آن است؛ خانواده هایی که از تعالیم دینی فاصله گرفته و به عقاید دینی و مذهبی پای بند نبوده و هر جا با خواسته ها و منافعشان در تضاد باشد، آن را کنار می گذارد.
باورهای نادرست در مسائل تربیتی از جمله اینکه باید به جوان آزادی داد تا هرگونه می خواهد بپوشد و اعتقاد به اینکه پوشیدن چادر مربوط به مکان های خاص مانند زیارت یا مجالس عزاست و یا اینکه چادر برای قدیمی هاست، ریشه در تعلیم و تربیت غربی دارند و تشدیدکننده مسئله بی حجابی در جامعه است. (۸)
۵- ابراز شخصیت
از نظر روان شناسان، امیال ارضا نشده روانی، اجتماعی و خانوادگی فرد باعث بروز عقده حقارت شده، در انتخاب پوشاک، طرز برخورد و سخنان او نمود پیدا می کنند. زنان و دخترانی که از احساس حقارت رنج می برند، با انتخاب پوشش های نامناسب، سعی دارند توجه دیگران را به خود جلب کرده، به نوعی شخصیت خود را نشان دهند.
۶- عدم آگاهی از احکام پوشش
ناآشنایی برخی از جوانان با احکام و حدود پوشش، از دیگر علل بدحجابی است. بی اطلاعی از حدود روابط بین محرم و نامحرم و چگونگی پوشش اسلامی، به معضل بدحجابی و بی حجابی منجر می شود. در روایتی از امام علی علیه السلام آمده است: «الجهلُ اصلُ کلِّ شرٍ» (۹) نادانی ریشه هر بدی است. در حالی که چنین افرادی اگر با احکام اسلامی پوشش آشنا باشند، درصدد اصلاح برمی آیند.
۷- فساد محیط
بی شک، در کنار افراد خدمتگزار و مؤمن، عناصر فاسد و ناصالحی نیز هستند که بزرگ ترین عامل برای آسیب پذیر ساختن جامعه می باشند.
بعضی افراد برای اینکه رسوا نشوند، همرنگ جماعت فاسد می شوند؛ زیرا می پندارند حجاب مانع رشد علمی، شخصیتی و اجتماعی آن هاست. اما حجاب هیچ گونه منافاتی با تحصیل و سایر فعالیت های اجتماعی و اشتغال ندارد.
در قرآن کریم، آنجا که از عفّت دختران شعیب در روابط اجتماعی سخن گفته است، می فرماید: «تَمشی علیَ استحیاءٍ. . . » (قصص: ۲۵)
بنابراین، استدلال به اینکه شرایط و جوّ محیط، این نوع پوشش را می طلبد، قرآنی نیست.
۸- الگوهای ناهنجار
یکی از ویژگی های هر انسانی انتخاب الگو در زندگی است؛ خانواده ها و نهادهای فرهنگی در ارائه این الگوها نقش تعیین کننده ای دارند؛ از بین الگوهای ناهنجار می توان به این موارد اشاره کرد:
عناصر فاسد و مروّجان فرهنگ غرب، افرادی که با کمک نیروهای خارجی برای به انحراف کشاندن جوانان در زمینه های گوناگون، سرمایه گذاری های کلان می کنند.
هنرپیشه های بی تعهد و چهره پردازان غیراسلامی و در نتیجه، فیلم های نامناسبی که در آن ها صحنه های مبتذل نشان داده شده و نمادها و ارزش های اسلامی در آن ها تحقیر می شوند، بر اندیشه و رفتار تماشاگران تأثیر سوء گذاشته، در اشاعه فساد و بدحجابی مؤثرند. در حالی که آن ها وسیله ای برای فرهنگ سازی و انتقال ارزش های دینی و فرهنگی باشند، نتیجه خودباختگی فرهنگی و وابستگی فرهنگی و سیاسی بوده اند که در جامعه و مراکز گوناگون به صورت های متفاوت نمود پیدا می کنند.
بنابراین، بر متصدیان فرهنگی کشور لازم است که با جایگزین کردن الگوهای مناسب و تقویت فرهنگ خودی، با این تهاجم مقابله کنند. جهان غرب برای تحقق سلطه کامل سیاسی اقتصادی خود، به تحقیر فرهنگی کشورهای اسلامی و تحمیل فرهنگ مبتذل خود پرداخته است.
۹- تهاجم فرهنگی
جهان غرب برای تحقق سلطه کامل سیاسی اقتصادی خود، به تحقیر فرهنگی کشورهای اسلامی و تحمیل فرهنگ مبتذل خود پرداخته و ترویج بی حجابی و فساد زنان را به عنوان یکی از کارآمدترین راه ها تجربه کرده است، تا جایی که خود به این واقعیت اعتراف دارد.
در پروتکل اندیشمندان یهود آمده است: ما باید کاری کنیم که اخلاق در همه جا ویران شود تا راه سیطره ما را بگشاید. فروید از ماست و به زودی روابط جنسی زن و مرد چنان آشکارا و برملا انجام می شود که در نظر جوان، دیگر هیچ چیز مقدّسی مفهوم نداشته باشد و پیوسته همّت او اشباع غرایز شهوی اش گردد. در آن صورت است که اخلاق فرو می ریزد. (۱۰)
فرانتس فانون در کتاب خود، از تسلط غرب بر کشورهای مسلمان با استفاده از زنان سخن گفته و به این ضرب المثل استشهاد کرده است: «زنان را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آن ها خواهد آمد» و در جای دیگر، از نظریه اداره کنندگان دستگاه استعمار سخن رانده که: «باید برویم و زن را در پشت چادری که خود را درون آن می پوشاند، جست وجو کنیم. » در نتیجه، موقعیت و وضعیت زن، اساس فعالیت ها قرار خواهد گرفت. (۱۱)
______________________________ پی نوشت:
۱- اعراف: ۲۷-
۲- اسدالله محمّدی نیا، بهشت جوانان، ص ۲۸۴، به نقل از: پوشاک باستانی ایرانیان، ص ۷۵-
۳-۳- علی محمّدی آشنانی، حجاب در ادیان الهی، قم، یاقوت، ۱۳۷۸، ج ۲، ص ۲۷ ۳۷-
۴ . محمّد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، تصحیح علی اکبر غفّاری، بیروت، دارالاضواء، ج ۲، ص ۱۰۶-
۵- البته ریشه هر دو به ضعف عقل برمی گردد. (ر. ک: همان، ج ۱، ص ۱۰، حدیث ۲- )
۶- اعراف: ۲۶-
۷ . زینت نخعی، رسم پوشش در شهر مقدّس مشهد با تکیه بر آیات و روایات، پایان نامه کارشناسی ارشد، قم، دانشگاه قم، ۱۳۸۳، ص ۵۷-
۸- همان، ص ۷۴ تا ۷۸-
۹- عبدالواحد التمیمی الآمدی، غررالحکم و دررالکلم، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۳ ق، ج ۱، ص ۴۲، حدیث ۸۶۹-
۱۰- علی محمد آشنانی، پیشین، ص ۲۵۰، به نقل از: دائرة المعارف بریتانیا، ج ۲، ص ۸۴-
۱۱- چ فرانتس فانون، سال پنجم انقلاب الجزایر یا بررسی جامعه شناسی یک انقلاب، ترجمه نور علی تابنده، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۳۷۳۶-

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.