تفاوت امام با پیامبر ۱۳۹۲/۴/۱۵

براى آن که حقیقت امر روشن گردد، توجه به چند نکته کلیدى در ابتدا لازم است؛ هر چند باید هر یک از آنها در نگاشته اى مستقل پیگیرى شود؛ اما سعى مى کنیم به مسائل اساسى آن اشاره کنیم. ۱. با توجه به آیات قرآنى، همه موجودات در حرکت به سوى لقاء حضرت حق اند؛ هر چند لقاء تا لقاء فرق مى کند، V}نگا: انشقاق / ۶ و ۱۲ - فرقان / ۲۱ - کهف / ۱۰۵ - فصلت / ۵۴ - رعد / ۲ و....{V به این معنا که هر موجودى به تناسب جهاز وجودى و مسیر و حرکت خود، به لقاء نایل مى شود. بر این اساس، انسان ها نیز با توجه به اختلاف مسیر و گوناگونى حرکتهایشان، لقائهاى متفاوتى خواهند داشت.
براى آن که حقیقت امر روشن گردد، توجه به چند نکته کلیدى در ابتدا لازم است؛ هر چند باید هر یک از آنها در نگاشته اى مستقل پیگیرى شود؛ اما سعى مى کنیم به مسائل اساسى آن اشاره کنیم. ۱. با توجه به آیات قرآنى، همه موجودات در حرکت به سوى لقاء حضرت حق اند؛ هر چند لقاء تا لقاء فرق مى کند، نگا: انشقاق / ۶ و ۱۲ - فرقان / ۲۱ - کهف / ۱۰۵ - فصلت / ۵۴ - رعد / ۲ و.... به این معنا که هر موجودى به تناسب جهاز وجودى و مسیر و حرکت خود، به لقاء نایل مى شود. بر این اساس، انسان ها نیز با توجه به اختلاف مسیر و گوناگونى حرکتهایشان، لقائهاى متفاوتى خواهند داشت. کسى که در مسیر حق باشد، خداوند را با اسماء رحمتش ملاقات مى کند و فردى که در مسیر باطل قدم گذاشته و حرکت کرده است، خداوند را با اسماء غضبش ملاقات خواهد نمود. ۲. باید به این حقیقت توجه داشت که بهشت و جهنم از آثار اسماء الهى است و صرف یک عناوین قراردادى نبوده، بلکه منشأ آثار ربوبى در جهان هستى اند و در واقع کل وجود، آثار و جلوات اسماء الهى است به بیان دیگر، تفاوت لقاءهاى انسان با اسماء الهى موجب و منشأ بهشت و جهنم مى گردد؛ یعنى، بهشت و جهنم در اصل از کیفیت ملاقات ها با اسماء الهى نشأت مى گیرد. لقائى هست که معنایش «بهشت» مى شود و لقائى هست که معنایش «جهنم» مى شود. کسى که خداوند را با اسماء رحمت ملاقات مى کند، آثار آن رحمت ها همان بهشت است و اگر لقاء با اسماء غضب باشد، آثارش جهنم خواهد بود. نگا: الرحمن / ۴۶ - نازعات / ۴۰ - بقره / ۱۵۵ و ۱۵۷ - تغابن / ۱۴ - نساء / ۱۰۰. ۳. متنعم بودن در بهشت، از وجود انسان سرچشمه مى گیرد. ازاین رو به بهشت رفتن انسان به این معنا نیست که انسان را مى برند و در یک عالمى مى اندازند؛ بلکه حقیقت آن است که اصل تنعم و تلذذ انسان از کمال وجودى اش سرچشمه مى گیرد. ۴. با توجه به نکته پیشین، مشخص مى گردد که بهشت در واقع بهشت هاست؛ چرا که انسان ها با توجه به مراتب متعدد وجودى و از جهت شدت و ضعف کمال، در کیفیت لقاء حق با اسماء رحمت یکسان نخواهند بود. اگر من و شما ان شاءاللَّه العزیز با اسم رحیم خداوند به لقاء حضرت حق نایل شویم، بدون شک، دیگر به آن لقاء در آن درجه که امیرالمؤمنین(ع) رسیده است، نمى رسیم، بنابراین بهشت او با بهشت ما متفاوت بوده و در یک درجه و مرتبه نخواهد بود. ۵- این شدت و ضعف کمال وجودى در میان اولیاء، امامان و انبیاء نیز وجود دارد و میان آنها تفاوت وجود دارد و این تفاوت، خود موجب مى شود که لقاء تا لقاء؛ و در نتیجه مرتبه اى از بهشت با مرتبه دیگر؛ متفاوت شود. آنچه اجمالاً از روایات استفاده مى شود، آن است که رسول گرامى اسلام(ص) از سایر پیامبران برتر است؛ همچنانکه از امام صادق(ع) روایت شده که فرمودند: «هیچ نبى از فرزند آدم تا حضرت محمد(ص) نیست، مگر آن که تحت لواء محمد(ص) باشد» تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۳۱۱. و مقام او از ائمه اطهار نیز بالاتر است؛ چنان که در روایات وارد شده که رسول اللَّه(ص) شاهد بر ائمه است و امامان(ع) شاهدان خدا بر بندگان و حجت او در زمین اند؛ چنان که از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است که «مقصود خداى تعالى در آیه لتکونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ؛ تنها ما هستیم، رسول اللَّه(ص) شاهد بر ما است و ما شهداء خدا بر بندگان و حجت او در زمین...». تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۳۴، ح ۴۰۶. علاوه بر آن که در بسیارى از احادیث این حقیقت از سوى ائمه اطهار(ع) نقل شده که همه در قیامت از اولین تا آخرین نفر، نیازمند شفاعت محمد(ص) هستند. امام باقر(ع) فرمود: «کسى از اولین و آخرین نیست که در روز قیامت محتاج به شفاعت محمد(ص) نباشد» تفسیر على بن ابراهیم قمى، ج ۲، ص ۲۰۲. و اینها خود حکایتگر برتر بودن کمال وجودى آن حضرت است. ازاین رو، مى توان چنین نتیجه گرفت که رسول خدا در بهشت از درجه و مرتبه خاصى برخوردار است که دیگر انبیاء، ائمه و اولیا از آن محروم اند. حال این بهشت، بهشت هفتم باشد یا بهشتى محیط بر کل مراتب هفتگانه بهشت و یا جز اینها، هر چه هست، حقیقت است که نوع لقاء خاتم النبیین به دلیل کمال وجودى مبارک خویش، با لقاء دیگران متفاوت است و ازاین رو بهشت او بهشت دیگرى خواهد بود که درکش و خصوصیات و آثارش، از توان عقل محدود ما خارج است؛ ولى این بهشت آرزوى انبیا و اولیاء و ائمه اطهار(ع) است. احمدا خود کیست اسپاه زمین      ماه بین بر چرخ، بشکافش جبین تا بداند سعد و نحسِ بى خبر     دور توست این دور، نه دور قمر دور توست، ایرا که موسىِ ّ کلیم      آرزو مى برد زین دورت مقیم مثنوى/ ۲/۳۵۳ - ۳۵۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.