نسخه آزمایشی

تفاوت زن و مرد ۱۳۸۶/۶/۲۸ - ۴۹ بازدید

ما می دانیم در اسلام زن و مرد برابرند در صورت طبیعی زن هم ضعیف تر است هم ماهانه مریض می شود هم می زاید هم شیر می دهد هم سالانه چند روزه ای قرضی به گردنش می افتد هم در جامعه به او توهین می کنند و مقامش را چه باسواد و چه بی سواد می کاهند هم می گویند کم هوش ترند در صورتی که همین کم هوشی به علت پرید شدن و فقر آهن و تعصب مردها و در خانه ماندن زن هاست و ... پس کمی معنی برابری زن و مرد را برای من توضیح دهید.
در روزگاری که جامعه بشری در آتش ظلم و خودکامگی می سوخت و نیمی از پیکره انسانی(زنان) را تنها انسان بلکه پست تر از حیوانات دانسته، و هیچ گونه شخصیت و کرامت انسانی برای آنان قایل نبودند، اسلام زن را مانند مرد برخوردار از روح کامل انسانی دانسته و شخصیت عظیم سیاسی،‌ اجتماعی و فکری برای او قایل شد و فرمود: زن و مرد از جان یکدیگر و مکمل هم اند، و هر دو از یک ریشه آفریده شده اند، اگر هر کدام را بریده از دیگری بینگاریم، گویا وجود ناقصی را فرض کرده ایم که بدون آن، دیگری کامل نخواهد شد: « و من آیاته ان خلقکم لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه، یکی از نشانه های است.»(روم/۲۱)یا آنجا که به گونه ای بسیار روشن و صریح به این پیوند متقابل الهی، نیاز و تسخیر بسیار نزدیک و ناگسستنی میان زن و مرد اشاره می کند: « هن لباس لکم و انتم لباس لهن، آنها لباس و مدافع شمایند و شما لباس و مدافع آنانید.»(بقره/۱۸۷) براساس این آموزه الهی زن و مرد در حوزه نقش ها و مسئولیت هایی که بر عهده دارند، چه در سطح خانواده و چه در محیط جامعه، مقابل یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم دیگر هستند، بسیاری از نقش ها و تکالیف است که فقط زن می تواند بازی کند، و بسیاری موقعیت ها و تکالیف است که تنها از عهده مرد برمی آید. زن و مرد هر یک، نیمه یک پیکره اند، و تنها در سایه همکاری و همفکری مشترک و تقسیم عادلانه و حکیمانه مسئولیت ها و ایفای نقش تکمیلی نسبت به یکدیگر است که این پیکره جان گرفته، پویا و بالنده می شود.تقسیم مسئولیت ها و همکاری متقابل ایجاب می کند که زن و مرد در برخی از ویژگی ها تفاوت داشته باشند و در برخی از خصوصیات و اصول، برابری و اشتراک. اینک به طور فشرده به مهم ترین جنبه های اشتراک و برابری زن و مرد اشاره می کنیم:۱. اشتراک زن و مرد در گوهر انسانیاز منظر اندیشه بنیادین اسلام، حقیقت و گوهر انسانی را «روح» و «نفس» او تشکیل می دهد و لذا در فرایند خلقت بشر مرحله نهایی دمیدن روح است: « فاذا سویته و نفخت فیه من روحی، سپس وقتی انسان را درست کردم و کار آن را به پایان رساندم، از روح خود در آن دمیدم.»(حجر/۲۹) بی شک روح مربوط به انسانیت است و ارتباط به زن یا مرد بودن ندارد. پس زن و مرد هر دو مصداق این «نوع» که حقیقت آدمی نیز چیزی جز آن نیست، می باشد. طبیعی است که پدیده جنسیت و تفاوت میان زن و مرد از این زاویه امری عارضی و خارج از ذات و قهرا بیرون از حوزه داوری درباره ماهیت انسانی آن دو است. قرآن کریم به صراحت تمام در آیات متعدد از  این حقیقت پرده برمی دارد: « ای مردم! از مخالفت با پروردگارتان بپرهیزید. همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید، و همسر او را نیز از جنس او خلق کرد ... او خدایی است که همه شما را از یک نفس(فرد) آفرید.»(نساء/۱ و اعراف/۱۸۹)بنابراین از نظر اسلام، بر خلاف بسیاری از غربیان و غرب زدگان که اسلام را متهم کرده اند که زن را جنس دوم و فروتر از مرد می داند- زن فرع و مرد اصل نیست. زن وجود تفیلی و تبعی نسبت به مرد ندارد بلکه هر دو از یک حقیقت و سنخ «نفس» پدید آمده اند.۲. برابری در باورها آن دسته از خطاب های قرآن و رهنمودهای الهیه که مخاطب آن نوع انسانی است، مانند اصل ایمان به توحید، نبوت، معادو به طور کلی نبش اعتقادات،‌ همه این ها نسبت به جنس زن و مرد یکسان است، چرا که امور اعتقادی مستقیما با «روح» انسان پیوند و گروه می خورد، زن و مرد در این مرحله تفاوتی ندارند، از همین رو است که از منظر قرآن کریم مردان و زنانی که به راستی ایمان آورده اند و به مبدأ و معاد باور داشته اند همه در یک ردیف قرار دارند: « مردان و زنان با ایمان ولی (و یاور) یکدیگرند، امر به خوبی و نهی از بدی می کنند.»(توبه/۷۱)زنان و مردان کافر و منافق که به توحید گرایش پیدا نکرده و در مسیر کفر و نفاق قدم برمی دارند، در یک صف قرار داشته و با هم ارتباط و پیوند دارند: « مردان و زنان منافق همه از یک جناح اند،‌ آنها امر به منکر و نهی از معروف می کنند.»(توبه/۶۷)۳. برابری در ارزشگذاری در ارزشگذاری مقام انسانی زن و مرد، وحدت «نوع» اقتضا می کند که میان آن دو از بعد جنسیت، هیچ تفاوت و تمایزی نباشد از همین دو هر جا که سخن از تکریم تکوینی است، موضوع آن «بنی آدم» یعنی نوع انسان است: « و لقد کرمنا بنی آدم، آدمی زادگان را گرامی داشتیم.»(اسراء/۷۰) هم چنان که در کرامت ارزشی و اکتسابی نیز همگان فارغ ا زعنوان جنسیت، رنگ، زبان و ... برابر هستند و تنها ملاک ارزش یابی و شایستگی، قرب الهی و تقوا است.(ر.ک حجرات/۱۳)بنابراین، زن و مرد بر اثر عبودیت و بندگی خداوند و انجام تکالیف و رسالتی که به عهده دارند، می توانند به طور مساوی و یکسان، به قله سعادت و خوشبختی دست یازند، بر همین اساس است که در قرآن کریم، از حضرت مریم(ع) و آسیه-همسر فرعون- به دلیل عفاف و پاکدامنی، ایمان به قوانین الهی، استقامت در برابر شکنجه ها، عبادت و اطاعت حق، به عنوان الگوی زن با شخصیت یاد شود است.(تحریم/۱۰و۱۲)نتیجه سخن این شد که زن و مرد نه تنها از لحاظ ماهیت و گوهر آفرینش و نوع انسانی، بلکه در لوازم حقیقت انسانی نیز همسان اند و تصور تفاوت و تبعیض امری موهوم. اما زن و مرد در خارج از نوع انسانی و در فضای عوارض وجودی تفاوت هایی دارند، تفاوت هایی که جنس زن و جنس مرد را قوام می بخشد، تفاوت های جسمانی،‌ از قبیل تفاوت در ساختمان بدنی، دوران قاعدگی زنان، نیروی بدنی و ... و تفاوت ای روحی و نفسانی زن و مرد و برخورداری از عواطف و احساسات. تفاوت های گفته شده امری است مسلم و انکارناپذیر و نادیده انگاشتن این تفاوت های طبیعی به معنای مبارزه با واقعیاتی است که ریشه در فطرت زن و مرد دارد. اما توجه داشته باشیم که تفاوت های طبیعی نه موجب امتیازی یکی است و نه دلیل نقص دیگری بلکه تداوم حیات بشر، نیاز زندگی اجتماعی و هدف آفرینش،‌ این دو را ناهمگون و نامساوی خواسته تا مکمل یکدیگر گردند، و در تقسیم مسئولیت های فردی، جمعی و اداره زندگی به گونه بهتر، همکار هم باشند.

نظرات

نظر بدهید