تفاوت سوریه با یمن؟ ۱۳۹۴/۸/۱۰

دانشجوی محترم ضمن تشکر از تماس مجدد شما با این مرکز ، سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران در قبال تمامی کشورهای منطقه عبارت است از حمایت از حقوق قانونی و مشروع ملت ها در تعیین سرنوشت خود بدون هر گونه دخالت خارجی تا جایی که در قضیه فلسطین نیز جمهوری اسلامی ایران همین راهکار را در پیش گرفته و پیشنهادی که ارائه کرده است مبتنی بر حق ملت اصلی فلسطین برای تعیین سرنوشت خویش می باشد و اگر خود آنان هر تصمیمی در زمینه بقا یا زوال مهاجران صهیونیست گرفتند همان مبنای عمل قرار گیرد که این دموکراتیک ترین پیشنهاد برای حل بحران فلسطین می باشد .
دانشجوی محترم ضمن تشکر از تماس مجدد شما با این مرکز ، سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران در قبال تمامی کشورهای منطقه عبارت است از حمایت از حقوق قانونی و مشروع ملت ها در تعیین سرنوشت خود بدون هر گونه دخالت خارجی تا جایی که در قضیه فلسطین نیز جمهوری اسلامی ایران همین راهکار را در پیش گرفته و پیشنهادی که ارائه کرده است مبتنی بر حق ملت اصلی فلسطین برای تعیین سرنوشت خویش می باشد و اگر خود آنان هر تصمیمی در زمینه بقا یا زوال مهاجران صهیونیست گرفتند همان مبنای عمل قرار گیرد که این دموکراتیک ترین پیشنهاد برای حل بحران فلسطین می باشد . از این روی همین سیاست در مورد هر کشور دیگری غیر از فلسطین از جمله سوریه و یمن نیز مبنا قرار گرفته است ، به همین دلیل جمهوری اسلامی ایران همواره بر حق ملت های سوریه و یمن برای تعیین سرنوشت خویش تاکید داشته و حتی علیرغم حمایت هایی که از دولت سوریه می کند از لزوم اصلاحات در این کشور سخن به میان می آورد چنانکه مقام معظم رهبری بارها در دیدارهایی که با هیات های نمایندگی مختلف داشتند بر این مساله تاکید نموده اند و مسئولان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز بارها در مواضع خویش همین مطلب را گوشزد نموده اند . به عنوان مثال مقام معظم رهبری هم در دیدار با نخست وزیر ترکیه و هم در دیدار با نخست وزیر سوریه اعلام نمودند : «ما از اصلاحات در سوریه همواره حمایت می کنیم و اصلاحاتی که در سوریه شروع شده، باید ادامه یابد. » (نقل از سایت آفتاب http://aftabnews.ir/vdcgtz۹qnak۹nt۴.rpra.html ) از طرفی حمایت جمهوری اسلامی ایران از دولت سوریه به دلیل اینکه دولت این کشور از نظر کشور ما یک دولت مردمسالار می باشد نیست چنانکه راز دشمنی کشورهای غربی و از جمله آمریکا نیز غیر مردمسالار بودن این دولت و یا مخالفت دولت این کشور با خواست های مردم نمی باشد به ویژه اینکه آمریکا در دشمنی با سوریه با کشورهایی همپیمان شده است که مرتجع ترین و دیکتاتور ترین دولت های منطقه را رهبری می کنند ، بر این اساس مساله ای که در مورد سوریه مطرح است این است که به دلیل اینکه سوریه یکی از اصلی ترین محور های مقاومت بر علیه رژیم اشغالگر صهیونیستی می باشد لذا مورد خشم و کینه غربی ها و همپیمانان عرب آن در منطقه قرار گرفته است و به همین دلیل این کشور علیرغم ثباتی که در این کشور سالها حکمفرما بود و علیرغم تمامی تلاش هایی که دولت علوی این کشور در توجه دادن به سایر اقلیت ها داشت (به گونه ای که علیرغم اینکه گفته می شود دولت این کشور در دست علوی هاست ولی در جای جای آن از همه اقلیت ها حضور فعالی داشتند) ، مورد هجوم همه جانبه دشمنان مقاومت قرار گرفته است و با توجه به اهمیت مقاومت ، حمایت از آن در واقع دفاع از جریان مظلوم مقاومت می باشد و منافع این دفاع در کوتاه مدت و دراز مدت قطعا به نفع کشور ما هم خواهد بود چرا که شکست محور مقاومت ، قطعا باعث بروز تهدیدهای امنیتی بیشتری بر علیه کشور ما هم خواهد بود ، همانگونه که پیروزی های مقاومت حزب الله لبنان در طی سال های گذشته ، باعث تغییرات محسوس در روند تهدیدات رژیم صهیونیستی بر علیه کشور ما شد . مقام معظم رهبری نیز با توجه به همین مساله معتقدند : «درخصوص سوریه اگر با دید جامع و فراگیر به تحولات این کشور نگریسته شود، طراحی امریکا برای سوریه کاملاً مشخص است که متأسفانه برخی کشورهای خارجی و منطقه نیز در این طراحی امریکا مشارکت دارند...هدف اصلی طراحی امریکا در سوریه، ضربه زدن به خط مقاومت در منطقه است زیرا سوریه از مقاومت فلسطین و مقاومت اسلامی لبنان حمایت می‌کند. ... اگر دولت سوریه، به آمریکایی‌ها قول دهد که حمایت خود را از مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان قطع خواهد کرد، همه مسائل تمام خواهد شد و تنها جرم سوریه حمایت از مقاومت است. ... امریکایی‌ها و برخی کشورهای غربی می‌خواهند انتقام شکست‌های اخیر خود در منطقه ازجمله مصر و تونس را، در سوریه بگیرند. »(دیدار دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین با رهبر انقلاب، پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای،۱۱/۱۱/۱۳۹۰.) از این روی مخالفت غرب با دولت سوریه صرفا با در نظر گرفتن منافع نامشروع رژیم صهیونیستی صورت می گیرد چنانکه حمایت جمهوری اسلامی ایران از دولت این کشور با در نظر گرفتن جریان مقاومت صورت می گیرد و البته در کنار آن کشور ما تنها کشوری است که به صورت واقعی بر حق مردم این کشور در تعیین سرنوشت خویش بدون دخالت خارجی ها تاکید دارد که علامت آن نیز این است که غربی ها در پیشنهادات خود برای آینده این کشور شروطی را در نظر می گیرند که در نهایت مانع از روی کار آمدن دولتی با ترکیب حامی جریان مقاومت شود از جمله اینکه خواستار عدم حضور جریان مقاومت به رهبری بشار اسد در انتخابات احتمالی آینده هستند ولی جمهوری اسلامی ایران همواره پیشنهاد داده است مردم این کشور در فرایندی مردمسالار و با مشارکت همه گروه های سیاسی مشروع از جمله حامیان مقاومت و حتی مخالفان قانونی جریان مقاومت سرنوشت خویش را تعیین نمایند . لذا غربی ها در راه حل های غیر نظامی خود به دنبال مهندسی رای و نظر مردم این کشور هستند ولی جمهوری اسلامی ایران از آزادی دموکراتیک مردم حمایت می کند . نکته دیگری که در مورد سوریه باید گفته شود این است که نه تنها هیچ شاهدی مبنی بر اینکه مخالفانی که در مقابل دولت این کشور ایستاده اند مردم این کشور هستند وجود ندارد بلکه امروزه برای همگان ثابت شده است که این گروه ها یا گروه های اجاره ای خارجی هستند و یا گروه های داخلی که وابستگی شان به خارج از کشور اثبات شده است به عبارت دیگر اولا در سوریه مخالفت های شدید مردمی به نحوی که در کشورهای عربی دیگر مشاهده می شود وجود نداشته و وجود عده ای مخالف و منتقد که بسیاری از آنها اتفاقا خواستار حل بحران این کشور از طریق راه های مسالمت آمیز بودند در هر کشوری امری عادی و طبیعی است و دولت این کشور نیز از این گروهها دعوت کرده بود که وارد گفتگو با دولت شوند که نشان می داد که دولت این کشور ، چنین مخالفانی را طرف حساب بحران نمی داند و برخوردی هم که در حال حاضر صورت می گیرد با این مخالفان نمی باشد و بالاتر اینکه برخی از این گروه های مخالف در حال حاضر نیز همچنان در خود دمشق ، مشغول فعالیت های خود هستند و پیگیر مطالبات خویش از راه های مسالمت آمیز هستند همچون «جبهه مردمی برای تغییر و آزادسازی در سوریه» شامل «حزب اراده مردمی» و «حزب قومی اجتماعی سوریه» و چند شخصیت مستقل دیگر . ثانیا امروزه با کنار رفتن پرده ها در خارجی بودن عمده گروه های تروریستی درگیر در این کشور از جمله داعش و جبهه النصره و وابستگی گروه های مخالف دولت سوریه اعم از ارتش آزاد و شورای ملی سوریه به بیگانگان و نیز تسلیح همه گروه های مسلح داخلی و خارجی مخالف دولت سوریه از جانب دولت های غربی هیچ شک و شبهه ای نیست و با توجه به این موضوع می توان گفت که در واقع دولت سوریه نه با یک گروه معارض داخلی بلکه با معارضانی که به نمایندگی از کشورهای غربی و عربی با این کشور جنگ می کنند طرف می باشد و به تعبیر دقیق تر ، سوریه در ظاهر درگیر جنگ داخلی است ولی در واقع درگیر جنگی خارجی است که در پشت آن ، ترکیه ، رژیم های عربی و دولت های غربی قرار دارند و امکانات این جنگ همگی از سوی این کشورها تامین شده و معارضان ، صرفا نقش واسط را ایفا می کنند و با توجه به این موضوع ، اقدام دولت سوریه صرفا اقدامی تدافعی محسوب می شود که حق طبیعی هر کشوری است و اگر خلاف این بود باید به آن اعتراض صورت می گرفت . در مورد یمن نیز لازم است بار دیگر اشاره نماییم سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر حق تعیین سرنوشت این کشور توسط خود مردم این کشور بدون هر گونه دخالت خارجی در پیش گرفته شده است ، با این حال از آنجایی که غربی ها با توجه به تحولات میدانی دریافته اند که اگر حق تعیین سرنوشت به خود مردم این کشور واگذار شود در نهایت جریان های اسلام گرای مخالف غرب در این کشور به پیروزی خواهند رسید (چنانکه این مساله را از تظاهرات های میلیونی هواداران انصار الله و شعارهای آنان در سال های اخیر به راحتی می توان دریافت) لذا به جای راه حل های دموکراتیک تلاش می کنند تا از طریق ابزارهای فشار و زور به اهداف نامشروع خود برسند و در نهایت پس از درگیری های فراوان ، گسترش ناامنی و ویرانی کشور که نتیجه طبیعی آن خستگی مردم از جنگ می باشد، در صورت امکان گزینه های مورد نظر خود را بر مردم این کشور تحمیل نمایند و در واقع همچون سوریه دموکراسی مهندسی شده را به مردم این کشور تحمیل نمایند . در واقع اگر جمهوری اسلامی ایران از جریان انصار الله در یمن حمایت می کند به خاطر این است که این جریان بر خلاف تروریست های مخالف دولت سوریه که حتی غربی ها نیز به اجاره ای بودن آنها اعتراف دارند ، جریان هایی هستند که ریشه در خاک این کشور دارند و جریان هایی انقلابی محسوب می شوند که برای تعیین سرنوشت خویش قیام کرده اند و این حقی است که نه تنها هیچ یک از موازین حقوق بین المللی با آن تعارضی ندارد بلکه این موازین و قوانین مدعی آن هستند که در راستای حفظ حقوق مشروع بشریت از جمله حق حاکمیت بر سرنوشت سیاسی خود تدوین شده اند و به همین دلیل حقوقی از این قبیل در قوانین بین المللی همواره منعکس شده است (به عنوان مثال رک : منشور ملل متحد و نیز میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ که یمن یکی از کشورهای امضا کننده آن می باشد) نتیجه اینکه راز تفاوت دیدگاه های ظاهری جمهوری اسلامی ایران در سوریه و یمن به تفاوت ماهیت تحولات این دو کشور باز می گردد ، چنانکه در سوریه هرگز جریان های سیاسی انقلابی با دولت این کشور مخالفت نکرده اند بلکه کسانی که درگیر جنگ با دولت مرکزی این کشور هستند جریان های تروریستی هستند که یا خارجی هستند و یا وابسته به خارج که هر دو نیز به صورت مستقیم یا غیر مستقیم منافع نامشروع غربی ها از جمله رژیم صهیونیستی را تعقیب می کنند ولی در یمن جریاناتی که بر علیه دولت اسبق و سابق این کشور وارد عمل شدند جریان های انقلابی و مردمی هستند که با حضور میلیونی خود در عرصه این مساله را ثبات کرده اند و به همین دلیل جمهوری اسلامی ایران از گروه های انقلابی این کشور حمایت می کند ، چنانکه دولت سابق این کشور (حتی با نادیده گرفتن استعفایش که عملا خود را به دست خود از مشروعیت خارج ساخت) با توجه به عملکرد امروزش یعنی دعوت از بیگانگان برای کشتار و قتل عام مردم این کشور دولت مزدور بیگانه است و به همین دلیل حتی اگر زمانی مشروعیت داشت امروزه فاقد مشروعیت است و هیچ توجیهی برای حمایت از آن برای جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.