تفاوت شیر پسر و دختر ۱۳۹۵/۰۳/۲۷ - ۳۲۳۶ بازدید

من تا الام فکر میکردم دین اسلام از زنان بیشتر حمایت کرده اما الان با مطالبی روبرو میشم که برام واقعا سوال شده نظر دین اسلام راجع به مردان و زنان چیه مثلا چرا خواص شیر نوزاد پسر بیشتر از دختره در حالیکه دختران به شیر مقوی بیشتر نیاز دارن عادت ماهیانه کمردرد و پادرد و زایمان همه دردها برای زنانه اونوقت شیر پسر خاصیتش بیشتر و ارث ۲برابر؟

مسلّم است که اسلام در همه جا براى زن و مرد حقوق مشابهى وضع نکرده است، همچنان که در همه موارد براى آنها تکالیف و مجازات هاى مشابهى نیز وضع نکرده است و در عین برای هر یک از زن و مرد جایگاه و ارزش خاص هر یک از زن و مرد را نیز محترم دانسته است. اسلام اصل مساوات انسانى را در حقوق زن و مرد رعایت کرده است اما لازمه تساوى، تشابه و یکنواختى نیست. لازمه عدالت، وضع حقوق و تکالیف برابر و یکسان در شرایط همسان، و حقوق و تکالیف متفاوت در شرایط نابرابر و ناهمسان است. از این رو برخى حقوق و تکالیف زن و مرد متفاوت است، زیرا زن و مرد از نظر تکوین داراى شرایط همسانى هستند و یکى از شاخصه هاى نظام حقوقى شایسته آن است که به واقعیات هستى توجه داشته باشد. از آنجا که زن و مرد به لحاظ جسمى و روحى تفاوت هاى فراوانى دارند، عدالت اقتضا مى کند زن و مرد حقوق برابر اما احیاناً متفاوت داشته باشند. لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانى و برابرى آنها از لحاظ انسانیت، برابرى آنها در حقوق انسانى است، اما حقوق و تکالیفى که به مقتضاى جنسیت و تقسیم وظایف طبیعى متناسب مقرر مى شود، همسان نیست البته همین حقوق و تکالیف بر اساس تلازم حق و تکلیف متوازن و برابر است و اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقى براى مردان نسبت به زنان قائل نیست و از سوى دیگر با پیوند و برقرارى تعامل شایسته بین حقوق و اخلاق، زن و مرد را رفیق هم قرار داد نه رقیب یکدیگر، از این رو رعایت حقوق زن و مرد از سوى طرف مقابل، امرى مقدس و انسانى محسوب مى شود. (۱) توجه به نکات ذیل به عنوان اصول موضوعه در فهم فلسفه تفاوت هاى حقوقى زن و مرد، وتوجیه منطقى آن مفید است. ۱ اصولاً زن و مرد، به دلیل اشتراک در سرشت انسانى، از حقوق و تکالیف یکسانى برخوردارند ولى احیاناً به عنوان دو صنف از نوع انسان در نظر گرفته مى شوند و در این صورت، اختلاف حقوق و تکالیف مطرح مى شود. پس زن و مرد، یک امر فرعى و استثنایى است. ۲ این تفاوت هاى حقوقى، جنبه ارزشى نداشته و در کمال حقیقى انسان و قرب او به سوى خداى متعال نقشى ندارد و بنابراین، هرگز موجب تقسیم انسان ها به درجه یک و دو نمى گردند. ۳ بیشتر این اختلافات، ناشى از کارکردهاى ویژه زن و مرد در خانواده است، مثل: زن و شوهر، مادر و پدر، خواهر و برادر زیرا بیشتر اختلافات حقوقى زن و مرد، به نظام حقوق خانواده باز مى گردد. هرچند برخى از اختلافات در حقوق اجتماعى، ناشى از ویژگى زن یا مرد بودن انسان است. ۴ ریشه بسیارى از شبهات و اعتراضات نسبت به حقوق زن در اسلام، ناشى از نگاه جزئى نگر به اسلام و حقوق زن در اسلام است. اگر نظام حقوقى زن، در مجموعه نظام حقوق خانواده و نظام حقوق خانواده در مجموعه مکتب و نظامِ حقوقى اسلام، و آن هم در کنار سایر نظامات اجتماعى و سیاسى، اخلاقى و... اسلام مطالعه شود، پاسخ بسیارى از سؤالات، خود به خود روشن خواهد شد. ۵ بر اساس بینش اسلامى، دنیا گذرگاه آخرت و زندگى حقیقى و سعادت واقعى بشر در زندگى اخروى او است. فلسفه بعضى تفاوت هاى حقوقى میان زن ومرد همچون الزام بانوان مسلمان به پوشش اسلامى و برخى محدودیت هاى رفتارى نسبت به زنان مثل منع اختلاط بین زن و مرد، در راستاى اهتمام اسلام بر عنصر عفت و پاکى و پاکدامنى زن ارزیابى مى شود. چنان که آیه اللَّه مصباح مى فرمایند: «هم در جامعه صدر اسلام و هم در اجتماع مطلوب و آرمانى این دین، مردان به مراتب بیش از زنان، در صحنه هاى اجتماعى حضور مى داشته و دارند». (۲) ۶ محورى بودن نهاد خانواده در اندیشه اسلامى باعث شده است که زن و مرد در هر نقش، موقعیت اجتماعى و فردى که قرار گیرند، بایستى «خانواده» را به عنوان یک «اولویت» قرار دهند چرا که خانواده به عنوان یک نهاد اصیل، مبناى شکل گیرى اجتماع است. از این رو، در پى ریزى حقوق زنان و ترسیم چهره شایسته زن، به تشکیل و تقویت این بنیاد، و تعمیق روابط میان اعضاى آن، به ویژه زن و شوهر به عنوان دو رکن اصلى این نهاد، توجّه و توصیه شود و هر توصیه و پیشنهاد و یا هر ضابطه و برنامه اى که به تضعیف و سستى این نهاد بیانجامد، حذف شود. تأمین این هدف نیز چه بسا ممکن است برخى اختلافات حقوقى بین زن و مرد را موجب گردد. به همین دلیل، اسلام اصرار و اهتمام دارد که عناصر اصلى تشکیل خانواده مسلمان، عناصرى بیگانه از جامعه اسلامى و توحیدى نبوده بلکه عناصرى خالص و هماهنگ با این جامعه باشند و به همین جهت است که صریحاً ازدواج مؤمن با مشرک را بطور کلى ممنوع اعلام کرده است (۳) تا بدین وسیله محیط خانواده براى پیدایش فرزندان سالم، پاک و خداپرست آماده شود. ۷ تفاوت هاى جنسیتى، واقعیت هایى حکیمانه اند که دست تدبیر الهى، آن را به عنوان بخشى از «نظام احسن» وجود قرار داده است چرا که همین تفاوت هاست که منشأ کمال و موجب احساس نیاز متقابل و زمینه بقاء حیات انسانى و اجتماعى و تحکیم پیوندها مى شود. (۴) نادیده انگاشتن این تفاوت ها در پى ریزى مقررات حقوقى، به معناى مبارزه با واقعیاتى است که بود و نبود آنها به خواست و نوع داورى این و آن بستگى ندارد. بنابراین، کاملاً منطقى است که این تفاوت ها در تنظیم روابط و مناسبات اجتماعى وتقسیم کارها و مسؤولیت ها، منشأ برخى اختلافات حقوقى و تعدد نقش ها شود. در تعیین حقوق و تکالیف، بایستى با در نظر گرفتن موارد اشتراک، حقوق و تکالیف مشترک، و در موارد متفاوت (البته نه هر تفاوت و به هر میزانى از تفاوت بلکه هرگاه تفاوت ها به نحوى باشد که موجب تفاوت در مصالح و مفاسد نفس الامرى شود)، حقوق و تکالیف متمایز وضع شود. از این رو، نه مکلف شدن مردان به تکالیف اختصاصى، دلیلى بر طفیلى قلمداد کردن زنان است و نه اعتبار برخى حقوق به تناسب همان تکالیف نشانه تبعیض بین زن و مرد و برترى دادن مرد بر زن است. ۸ تلازم حق و تکلیف از یک سو و محرومیت و معافیت از سوى دیگر سبب برقرارى توازن حقوقى مى گردد. براى مثال، نسبت به تمکین، مرد داراى حق و زن عهده دار تکلیف است و متقابلاً نسبت به نفقه، زن داراى حق و مرد عهده دار تکلیف است، و به دلیل وظیفه انفاق، تفاوت ارث مطرح مى شود، چون اگر هزینه مرد افزون شد، باید منبع درآمد او نیز، ازدیاد یابد و با حذف مرد (قتل یا صدمه دیدن)، محرومیت کسانى که از این حق محروم شدند، با افزایش دیه مرد جبران گردد. ۹ توجه به این نکات، توهم ظالمانه و تبعیض آمیز بودن اختلافات حقوقى زن و مرد در نظام حقوقى اسلام را ریشه کن مى سازد زیرا ظلم یا در مقام اعطاى پاداش و کیفر است و یا پیش از آن در مقام داورى و تعیین پاداش و کیفر، و این هر دو به طور کلى و نیز در رابطه با موضوع بحث، نسبت به خداوند غیرقابل تصور است، فقط ظلمِ در مقام تعیین حق و تکلیف باقى مى ماند که با بیان بالا روشن شد که منتفى است. خداى متعال این عدالت و توازن حق و تکلیف را با بهترین عبارت، کوتاه و گویا چنین بیان کرده است: «براى زنان همانند حقوقى است که براى مردان بر عهده آنان است». (۵) پى نوشت ها ۱) مرتضى مطهرى مجموعه آثار. ج ۱۹، ص ۳۷، ۱۲۵ تا ۱۳۰، ۱۳۶ تا ۱۴۰ و ۲ ۱۶۹) مصباح یزدى حقوق و سیاست (جزوه پلى کپى) ج ۲، پیشین، ص ص ۲۱۰۰. ۳) و لا تنکحو المشرکات حتى یومنَّ... و لا تنکحوا المشرکین حتى یومنوا. بقره/ ۴ ۲۲۱) شاید بهمین دلیل است که خداوند متعال، هم به مردان و هم به زنان دستور مى دهد که هر کدام به آنچه که به او داده شده قانع باشد، و آرزوى داشتن آنچه را که دیگرى دارد در سر نپروراند. (نساء/ ۳۲). ۵) و لهن مثل الذى علیهن بالمعروف» (بقره/ ۲۲۸). و اما در خصوص شیر پسر و تفاوت آن با شیر دختر نیز باید گفت از نظر روایات شیر دختر و پسر با یکدیگر تفاوت دارند و شیر پسر در روایات سنگین تر شمرده شده یعنی مواد مغذی و چربی و مواد معدنی بیشتری نسبت به شیر دختر دارد .در حدیثى از امام باقر علیه السلام مى خوانیم که مى فرمایند: در زمان حضرت على دو نفر زن همزمان بچه اى را به دنیا آوردند، جنس نوزادها، یکى پسر و دیگرى دختر بود . آن زنى که دختر زائیده بود، پسر زن دیگر را برداشت، و دختر نوزادش را به جاى وى گذاشت و در نتیجه میان آن دو زن مرافعه اى پیش آمد و قرار شد على علیه السلام داورى کند . مولاى متقیان در مسند قضاوت در قرار گرفته و زنان را به محاکمه کشانید، ولى هیچکدام از آنان دست از پسر برنداشتند. و حضرت دستور داد: شیر مادران آن دو بچه را وزن کردند، او را که شیرش سنگین تر بود، پسر را به وى واگذار کرد[ شرح من لایحضره الفقیه ج۶ ص ۶ وسائل الشیعه ج۱۸ ص۲۱۰ ح۶. ]
به گزارش ایرنا از آسوشیتدپرس، این مطالعه که توسط محققان دانشگاه هاروارد در آمریکا انجام شده است نشان می دهد که بدن مادران به طور طبیعی شیر متفاوتی برای پسر یا دختر تولید می کند.
همچنین مطالعات انجام شده روی انسان ها، میمون ها و دیگر پستانداران تفاوت هایی را در محتوای شیر مادر و مقدار تولید آن نشان داده است.
این مطالعه نشان داد که شیری که مادر برای نوزاد پسر تولید می کند سرشار از چربی و پروتئین است که انرژی بیشتری دارد اما زمانی که مادر نوزاد دختر بدنیا می آورد مقدار شیر مادر بیشتر می شود.
کیتی هایند از دانشگاه هاروارد که ریاست این مطالعه را بر عهده داشت، گفت: فرضیه های زیادی برای توضیح این فرآیند مطرح شده است برای مثال در میان میمون های ˈرزوسˈ، میمون ماده گرایش به تولید کلسیم بیشتری در شیرش برای نوزادهای ماده ای دارد.
وی افزود: این به مادران امکان می دهد شیر بیشتری به دخترانشان بدهند که کمک می کند آنها سریعتر رشد کنند و زودتر به بلوغ و تولید مثل برسند.
این محقق خاطر نشان کرد: این در حالی است که میمون های نر نیاز ندارند که به سرعت میمون های ماده به بلوغ جنسی برسند زیرا تنها محدودیت آنها برای تولید مثل به تعداد میمون های ماده بستگی دارد.
هایند گفت: هنوز نمی دانیم چرا درانسان ، مادران شیرهای متفاوتی برای نوزدان خود بر حسب جنس آنها تولید می کنند. نشانه هایی وجود دارد مبنی بر اینکه این فرآیند از وقتی بچه هنوز در شکم مادر است اتفاق می افتد.
پی بردن به تفاوت ها در شیر مادر و تأثیر آن بر رشد کودک می تواند به بهبود تولید شیرخشک برای کودکانی که مادرشان قادر به شیر دادن به آنها نیستند کمک کند.
خبر گزاری ایرنا - کد خبر: ۸۱۰۴۴۸۷۷ (۳۸۴۴۲۹۲) | تاریخ خبر: ۲۶/۱۱/۱۳۹۲ | ساعت: ۱۵:۹

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
من پرسگر سوالی بودم در این مطلب .... واقعا ممنونم از شما که وقت گذاشتید و پاسخ دادید با توجه به پاسخی که دادید به این نتیجه رسیدم که مطالعه و علم کافی در مورد حقوق زن و مرد نداشتم خداوند هم در این دنیا و هم در آخرت اجرتون بده
میهمان
من این حرفها قانعم نمی کنه که تساوی داره ولی تشابه نداره خواهش میکنم منو قانع کنید واقعا دارم ایمانم رو از دست میدم که مردها در جایگاه بهتری هستند همیشه
پرسمان
بنابر آنچه ما در اختيار داريم، زن و مرد در پيشگاه الهي برابر هستند. براي خداوند همه بندگان در يك مرتبه هستند و آن چه موجب برتري شخصي بر شخص ديگر مي شود، تقوا است كه زن و مرد ندارد: «يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثى وَجَعَلناكُم شُعوبًا وَقَبائِلَ لِتَعارَفوا إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ؛ اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامي‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!» (حجرات/ ۱۳) پس ملاك برتري زن يا مرد بودن نيست، بلكه تقواست كه مي تواند هم صفت زن باشد و هم صفت مرد. اما اسلام در حيات انسان ها، در دو جنبه به جايگاه زن و مرد توجه مي‌كند. در يك جنبه زن و مرد به طور كامل با يكديگر برابرند و در جنبه ديگر بين زن و مرد تفاوت وجود دارد و البته اين تفاوت به معناي برتري يكي بر ديگري نيست. اما اين كه اسلام زن و مرد را برابر مي‌داند به جهت انسان بودن و روح انساني آنان است، يعني هم زن و هم مرد هر دو انسان هستند و قابليت رشد و كمال دارند و در نتيجه اعمال نيك و ايمان از پاداش برخوردار مي‌شوند و اگر خطا و گناه كنند، دچار عذاب مي‌شوند. در اين زمينه مي توان به آيات زير اشاره كرد: 1. «فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي‏ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا في‏ سَبيلي‏ وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ؛ پس پروردگارشان دعاي آنان را اجابت كرد [و فرمود كه] من عمل هيچ صاحب عملي از شما را از مرد يا زن كه همه از يكديگريد، تباه نمي‏كنم پس كساني كه هجرت كرده و از خانه‏هاي خود رانده شده و در راه من آزار ديده و جنگيده و كشته شده‏اند بدي هايشان را از آنان مي‏زدايم و آنان را در باغهايي كه از زير [درختان] آن نهرها روان است درمي‏آورم [اين] پاداشي است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست.» (آل‌عمران/195) 3. « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ؛ هر كس عمل صالح انجام دهد در حالي كه مومن است، خواه مرد باشد يا زن، به او حيات پاكيزه مي بخشيم و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام دادند، خواهيم داد.» (نحل/97) 4. «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصدَّقينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظينَ فُروجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّاللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً؛ مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان مؤمن و زنان مؤمنه مردان عبادت كننده و زنان عبادت كننده، مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان خشوع كننده در برابر عظمت الهي، مردان و زنان بخشاينده، مردان و زنان روزه گير، مردان و زناني كه عفت خود را حفظ مي نمايند، مردان و زناني كه خدا را فراوان بياد مي آورند، خداوند بر همه آنان مغفرت و پاداش بزرگي را آماده ساخته ‏‏است.» (احزاب/ 35) در اين آيات و آيات ديگر قرآني، تاكيد شده است كه هر كس، زن يا مرد، با ايمان و عمل صالح، به سعادت دست مي يابد. اما در جنبه ديگر، انسان بودن انسان ها در قالب دو جنس تعريف شده است: زن و مرد و هر جنس وظيفه خاص خود را بر عهده دارد. هر جنس انساني براساس توانمندي ها و علايقي كه در ذات و فطرت وي وجود دارد، عهده دار مسووليت ها و اموري است. در زندگي روزمره خود نيز شاهد هستيم كه وظايف زن و مرد با يكديگر تفاوت دارد. بارداري مختص زنان است و جهاد برعهده مرد گذاشته شده، پس متناسب با شرايط هر جنس وظيفه اي بر گردن فرد است و متناسب با اين وظايف، هر جنس حقوقي دارد. اين مسئله يكي از مهم ترين دلايل تفاوت برخي حقوق مادي مرد و زن است. همچنين بايد به اين نكته هم توجه كرد كه اسلام در مورد اداره جامعه و خانواده داراي يك سيستم و نظام است. از ديدگاه منطقي، زماني كه در مورد يك سيستم قضاوت مي كنيم، نمي‌شود كه فقط به گوشه‌اي از آن نظر انداخته و بعد كل سيستم را خراب و معيوب ارزيابي كرد. به بيان بهتر، در هر بخش از اين سيستم قواعد و مقرراتي است كه شايد به تنهايي تبعيض‌آميز به نظر برسد اما در كل و در مجموع كه تمام نظام را با هم ببينيم، عدالت را مشاهده مي‌كنيم. بنابراين براي قضاوت در مورد سيستم اداره خانواده و حقوق و تكاليف زن يا مرد، بايد ديد مجموعه اي و سيستمي داشت. همچنين توجه كنيد كه عدالت به معني برابري نيست بلكه يعني در نظر گرفتن تفاوت ها و به اندازه استحقاق عمل كردن است. اشكال افرادي كه مثلا نابرابري ديه و ارث زن و مرد را مطرح مي كنند اين است كه اولا صورت مسئله را درست تعريف نمي كنند و ثانيا عدالت را برابري مي دانند. آيا يك مادر به نام رعايت عدالت، غذاي همسر و فرزند دوساله خود را به يك اندازه تقسيم مي كند؟ يعني اگر بخواهد عدالت را رعايت كند بايد به پدر بچه كه سي سال سن دارد و كار مي كند، به اندازه يك بچه دو ساله غذا بدهد؟! اين تعريف از عدالت، ساده و سطحي بوده و خود نوعي بي عدالتي است. در مورد مردان، در مقابل تكاليف متعددي كه بر عهده دارند، حقوقي نيز به آنان واگذار شده كه در واقع، مسووليت آنان را سنگين تر مي كند. مرد مسوول تامين هزينه زندگي خانواده است و به ازاي آن از زن خواسته شده تا از مرد تمكين كند. اين تمكين و اطاعت پذيري زن از مرد هم مطلق و بدون قيد و شرط نيست. امام خميني (ره) در كتاب تحريرالوسيله كه كتاب مربوط به فتاوا و احكام شرعي ايشان است، در مورد عدم تمكين (كه در اصلاح حقوقي نشوز گفته مي شود) آورده‌اند: «نشوز در زن (كه عبارت است از خروج او از اطاعت شوهر در اموري كه بر زن واجب است) به واسطه ترك كارهايي كه انجام آن‌ها بر زن واجب نيست تحقق نمي‌يابد، پس اگر زن از انجام امور منزل و حوائج مرد كه به امور جنسي بين آن‌ها ارتباط ندارد، از قبيل جارو كردن يا خياطي يا غذا پختن يا غير اين‌ها، حتى دادن آب (به دست شوهر) و پهن كردن رختخواب، خوددارى نمايد، نشوز تحقق پيدا نمى‌كند.» (تحريرالوسيله، ج 2، كتاب النكاح، القول في النشوز) قوام بودن مرد، ضرورت كسب اجازه از مرد براي زن در هنگام خروج از منزل، لزوم اذن پدر براي ازدواج دختر باكره و موارد ديگر همگي به نوعي مسووليت مرد براي حفظ مصلحت خانواده است و بايد براساس درايت صورت گيرد. بنابراين در مجموع، زن و مرد در بُعد انساني برابر بوده و هر دو امكان رشد و رسيدن به سعادت الهي را دارند. در زمينه حقوق و وظايف هم، زن و مرد با هم تفاوت دارند كه اين در هر حال به معناي برتري مطلق مرد بر زن نيست.
میهمان
بسرم ۱۸ ماهه و دخترم ۵ ماهه میباشدهمزمان ب هر دو شیر میدهم
ایا این مساله از بابته تفاوت هورمونهای شیر در دختر و بسر برای هر یک از فرزندانم مشکلی ایجاد میکند؟؟
پرسمان
پرسشگر گرامی، فرزند اول شما به سنی رسیده است که می تواند از غذاهای کمکی به راحتی بخورد، بنابراین نیازی به ادامه تغذیه با شیر مادر ندارد. از طرفی شیر شما متناسب با نیازهای تغذیه ای و سنی نوزاد (فرزند دوم) شما خواهد بود بنابراین سعی کنید پسرتان را از شیر بگیرید وگرنه در تغذیه هر دو فرزندتان دچار مشکل می شوید.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.