نسخه آزمایشی

تفاوت شیعیان و اهل سنت ۱۳۹۴/۱۲/۱ - ۳۳۳۹ بازدید

سنی و شیعه در اصل اعتقاد به توحید و نبوت و معاد و قرآن و کعبه و وجوب نماز و روزه و زکات و بقیه فروع دین و در بسیاری از احکام و محرمات مانند حرمت قمار و شراب و دروغ و غیبت و... وحدت نظر دارند. اما در مسائل جزئی و امور عبادی مانند نحوه وضو گرفتن، نحوه نماز خواندن و...اختلاف نظر دارند که همه به مبنای کلامی واعتقادی بر می گردد .
سنی و شیعه در اصل اعتقاد به توحید و نبوت و معاد و قرآن و کعبه و وجوب نماز و روزه و زکات و بقیه فروع دین و در بسیاری از احکام و محرمات مانند حرمت قمار و شراب و دروغ و غیبت و... وحدت نظر دارند. اما در مسائل جزئی و امور عبادی مانند نحوه وضو گرفتن، نحوه نماز خواندن و...اختلاف نظر دارند که همه به مبنای کلامی واعتقادی بر می گردد . به اعتقاد شیعه امامیه , هیچ کس جز نبی اکرم (ص) حق تشریع , تفسیر و تبیین احکام الهی را ندارد. پیامبر اکرم (ص ) از طریق اتصال به منبع غیب , از احکام الهی مطلع می شدند و مأمور به تبلیغ این احکام بودند. پس از پیامبر اسلام طبق نص و تصریح ایشان , ائمه (ع) برای تبیین احکام الهی منصوب شده اند. از جمله طبق حدیث مورد اتفاق جمیع فرقه‌های مسلمان : «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بها لن تضلوا ابدا ; دو شیء گرانبها میان شما باقی می گذارم : کتاب خدا و اهل بیتم , مادامی که به این دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد». اگر ائمه (ع ) حکمی یا کیفیت عملی را بیان می کنند, صرفا بیان حکم الهی و نحوه عمل و سیره رسول اکرم (ص ) است و از پیش خود چیزی را تشریع نمی کنند.
 منشأ پیدایش برخی تفاوت ها در کیفیت نماز، وضو و... به دو عامل اساسی برمی گردد:
۱- دور شدن از عصر حضور پیامبر اکرم (ص ) و پیدایش سؤالات جدید: با رحلت رسول اسلام , دوران دسترسی به کسی که مبین حکم الهی بود به سر رسید. با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبی اکرم و پیدایش مسائل و سؤالات جدیدی در زمینه های مختلف (از جمله در زمینه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنت - که راه دسترسی به بیانگر حکم الهی را بسته می دیدند - برای یافتن پاسخ سؤالات خود, با اجتهاد و سلیقه خود به پاسخ آنها پرداختند. اما از دیدگاه شیعه، ائمه معصومین , مفسر و بیانگر حکم الهی بعد از نبی اکرم و بنا به سفارش ایشان بودند. آنان تا حدود ۲۵۰ سال پس از رحلت نبی اکرم , نیز دسترسی به مبین و مفسر احکام الهی داشتند و ائمه (ع ), آنچه را که حکم الهی بود تبیین می کردند; مثلا در مسائلی چون : آیا می توان با کفش نماز خواند؟ آیا اگر بر روی زمین و محل سجده نمازگزار, چیزی غیر از اجزای زمین (مثل فرش ) فاصله شود, می توان بر آن سجده کرد یا نه ؟ آیا خواندن سوره هایی که سجده واجب دارد در قرائت نماز جایز است و..., در حالی که اهل سنت در این امور به فهم و رأی خود استناد کرده اند. اما شیعه ها تازمان ایمه معصومین(ع) احکام و مسایل جدید و سوالهای خود را از آنان اخذ می کردند و در اصولی که ۴۰۰ کتاب بوده (اصول اربعمائه) و سایر کتب تدوین نموده‌اند و وسعت این احکام تا حدی است که قانون کشور فرانسه از کتاب لمعتین شهید اول و ثانی شکل گرفته است و ترجمه این قانون در دوران پهلوی جز قانون این مملکت می‌شود. از همین رو، فقه شیعه غنی‌ ترین فقه و قانون در دنیاست قانونی است که با زحمات علمای شیعه توضیح و تبیین شده و چنین فقهی در دنیا نه در میان مسلمین و نه در غیرمسلمین وجود ندارد. چرا که فقه شیعه بعد از پیامبر اسلام(ص) از پیشوایانی چون حضرت علی(ع)، امام محمّد باقر(ع) و امام صادق(ع) سرچشمه می‌گیرد که به اعتراف شیعه و سنی داناترین و پرهیزگارترین مردم به دین اسلام بعد از پیامبر(ص) بوده‌اند. استاد عبدالفتاح عبدالمقصود عالم بزرگ اهل سنت می‌نویسد: «مذاهب و مکتبهای معروف (فقه اسلامی) با تعددی که دارند وسیله‌ای برای تفسیر احکامی است که برای مسلمانان مبهم است. بنابراین سزاوار است که مذهب شیعه امامی در رأس مذاهب اهل سنت قرار گیرد و مسلمانان از آن غافل نمانند و به نظرم عیبی ندارد که اهل سنت آنچه را که بهتر از دیگری است بگیرند وقتی که دانستیم که منابع اصلی مذهب شیعه، حضرت علی(ع)، داناترین مردم به دین اسلام بعد از پیامبر خدا است.»
۲- تغییرات و تشریعاتی که از سوی خلفا, پس از رحلت رسول اکرم (ص ) صورت گرفت - مانند دست بسته نماز خواندن عموما از زمان خلیفه دوم مرسوم شد. درباره علت این مسئله مورخان نوشته‌اند: وقتی اسیران فارس را نزد وی آوردند, آنان مقابل عمر دست بسته ایستادند. وی علت این امر را جویا شد, گفتند ما مقابل امیران و بزرگان خود به جهت احترام این گونه می ایستیم . عمر از این نحوه اظهار ادب خوشش آمد و گفت خوب است ما هم در مقابل خداوند در نماز این گونه بایستیم!![۱] پاسخِ امیرالمومنین علی علیه السلام نیز به سوال مسلمانان روشن و واضح بود. ایشان می‌فرمودند:‌ رسول خدا صلی الله علیه و آله به تعلیم جیرائیل امین و دستور خداوند تبارک و تعالی این‌گونه نماز می‌خواند.در مسأله وضو آمده است که وضوی همه ی مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده است . این مسأله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد که می فرماید: «وامسحوا برؤوسکم و ارجلکم»؛[۲]در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است , در حالی که اهل تسنن پاها را می شویند, علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد, او سپس وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود. این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد, لکن حکومت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ کردند و شرایطی به وجود آوردند که برخی از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشت و در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت . بنابراین، اختلاف شیعه و اهل سنت در این مسایل به اختلاف در مبانی استنباط احکام دینی برمی‌گردد. هریک از مذاهب اسلامی برای استنباط احکام دین از یکسری اصول و مبانی بهره می‌گیرند، طبیعى است که اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و ره آورد استنباط ها متفاوت خواهد شد. بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی،‌ ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلا‍ً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین ارزش مى دهند،‌ ولى شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص)، به سنت اهل بیت پیامبر(ص) بها مى دهند و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند. برخى از اختلافات فقهى ریشه در همین نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همین نوع است. شیعیان با تمسک به حدیث ثقلین، به اهل بیت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى کنند و احکام شرعى خویش را فرا مى گیرند، امّا اهل سنّت این چنین عمل نمی کنند. در زمان خلفا به ویژه خلیفة دوم (عمر) سیاست جلوگیرى از نشر حدیث رواج داشت و خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزیز، همین سیاست را در پیش گرفتند که سرانجام بسیارى از روایت هاى پیامبر اسلام(ص) و حوادث صدر اسلام به فراموشى سپرده شد و نسل هاى بعدى نسبت به آن بیگانه شدند. زین پس شیعیان با مراجعه به امامان معصوم(ع) توانستند سنت فراموش شده پیامبر(ص) را دریابند و آن را سرمشق زندگى خویش قرار دهند؛ به عنوان مثال در مورد وضو: امام باقر(ع) در این راستا ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پیامبر (ص) چنین وضو مى ساخت.[۳] کیفیت وضوى اهل سنت به جهت تفسیرى است که ایشان از آیه فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الى المرافق[۴] دارند. ظاهر معناى آیه چنین است که صورت و دست ها را تا آرنج بشویید. اهل سنت از کلمه الى خیال مى کنند که آیه مى گوید دست ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید، ولى با اندکى دقّت روشن مى شود که کلمه الى تنها براى بیان حدّ شستن است، نه کیفیّت شستن. توضیح: آیه درست به آن مى ماند که انسان به کارگرى سفارش مى کند دیوار اتاق را از کف تا یک متر رنگ کند. بدیهى است منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود، بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود، نه بیشتر و نه کمتر. بنابراین فقط مقدارى از دست که باید شسته شود، در آیه ذکر شده ، اما کیفیت آن در سنت پیامبر (که به وسیله اهل بیت به ما رسیده) آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.[۵] البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست هنگام وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى دانند و مى گویند بهتر است که بدین طریق وضو گرفته شود. امامیه(شیعه) گفته اند: از آرنج واجب است و عکس آن باطل است، هم چنان که مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است. باقى مذاهب گفته اند: شستن آن ها به هر طریقى که باشد، واجب بوده و تقدیم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛[۶] یعنى ثواب بیشترى دارد. شستن پا به جاى مسح که میان اهل سنت رواج دارد، تفسیر خاصى است که از ادامه همان آیه ارائه داده اند. به نظر آنها کلمه ارجلکم (پاها) بر وجوهکم (صورتها) عطف شده و باید مانند آن شسته شود، اما شیعه معتقد است این کلمه بعد از کلمه رؤوس (سرها) ذکر شده و عطف به آن است و باید پاها را مانند سر مسح کنید. در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آیات بوده و سنت پیامبر را هر دو گروه طبق عقیده خود مى دانند، اما شیعه افتخار دارد که پیرو ائمه اطهار بوده و پیشوایان معصوم(ع) از آیات الهى و روش و سنت و گفتار رسول خدا(ص) آگاه تر بوده و درست تر تفسیر مى کنند. و همان گونه که بیان شد در روایات ائمه(ع) بیان شده که روش وضوى پیامبر(ص) به روش شیعه بوده است. در مورد نماز نیز فرق هایی بین شیعه و سنی هست مانند مسئله دست بسته بودن (تکفیر و یا تکتّف) در حال نمازکه اهل سنت انجام می دهند، از زمان خلیفه دوم مرسوم شد و از بدعت ها و اجتهادات ایشان است . در زمان پیامبر و خلیفه اول این طور نماز نمی خواندند. امام باقر(ع) فرمود: و علیک بالاقبال على صلاتک ... قال : ولا تکفّر فانّما یصنع ذلک المجوس؛ بر تو باد به توجه قلبى بر نمازت ... و دست بر روى دست در حال نماز نگذار، زیرا این کار مجوس است.[۷] بنابر این به عقیده شیعه این نحو نماز خواندن درست نیست وتکفیر یکى از مبطلات نماز است، زیرا بدعت در دین محسوب می شود.پیامبر(ص)فرمود: صلّوا کما رأیتمونى أصلى ؛ همانطور که من نماز مى خوانم نماز بخوانید. پیامبر و اصحاب دست بسته نمى خواندند.



پى نوشت ها:
[۱] مستند العروه الوثقی , آیت الله خویی , ج ۴, ص ۴۴۵ - جواهرالکلام , ج ۱۱, ص ۱۹
[۲] مائده , آیه ۶
[۳] شیخ حرّ عاملی، وسایل الشیعه، ج ۱، ص ۲۷۴،‌ ج ۷.
[۴] سوره مائده (۵) آیه ۶.
[۵] تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۸۶.
[۶] محمد جواد مغنیه، فقه تطبیقى ،ترجمه کاظم پورجوادى، ص ۴۰.
[۷] وسائل الشیعه ، ج ۴ باب ۱۵ از ابواب قواطع الصلاة

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.