تفاوت غرور و اعتماد به نفس ۱۳۹۳/۶/۳۱ - ۶۵ بازدید

با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنمایی برگزیده اید؛ دوست گرامی، برای تمایز بین این مفاهیمی که گفتید ، بهتر است تعریفی از هر کدام ارائه شود.

با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنمایی برگزیده اید؛ دوست گرامی، برای تمایز بین این مفاهیمی که گفتید ، بهتر است تعریفی از هر کدام ارائه شود.
اعتماد به نفس : اعتماد به نفس از نتایج عزت نفس و برآیند آن بشمار می‌آید، و به معنی باور و قبول خود و توانایی های خود با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف است. فردی که اعتماد به نفس خوبی دارد می تواند حتی نسبت به خود انتقاد کند توانمندی ها و ناتوانی های خود را بشناسد و برای رفع نقص های خود تلاش کند؛ بعضا حتی می تواند با خود هم شوخی کند و نسبت به ضعف خود بخندد.
در تعریف جامعى از اعتماد به نفس آمده است که اعتماد به نفس یعنى خود را باور داشتن، باور به توانایى و قابلیت خود در عمل کردن، اطمینان به توانایى خود در دنبال کردن فعالیت ها و ثابت قدم بودن، باور به توانایى خود در عبور از موانع، باور به توانایى خود برای درخواست راهنمایی از دیگران در مواقع لزوم، باور به توانایى خود در ایجاد ارتباطى معنادار و محبت آمیز با دیگر انسان ها، باور به توانایى خود در یافتن عشق، تفاهم، مهر و شفقت در هر موقعیتى به خصوص در مواقع دشوار و بالاخره باور به وجود خود به عنوان اشرف مخلوقات که روح الهى در او دمیده شده است و او خلیفه و جانشین خدا در روى زمین مى باشد. اعتماد به نفس یعنی علاوه بر این که انسان خودش را مثبت ارزیابی می کند و به این باور هم رسیده است که توان کافی برای انجام کارهایش دارد و می تواند از توانمندی های خود به خوبی در جهت نیل به اهدافش استفاده کند. به عبارت دیگر خود را باور کرده و توانمندی های خود را به صورت واقع بینانه ارزیابی می‌کند و در هر شرایطی می تواند از این توانمندی ها به خوبی استفاده کند و هیچ گاه شکست ها موجب تغییر این باورها نسبت به خودش نمی شود، بلکه شکست ها را به خوبی تحلیل و سپس به عنوان سکوی پرش برای دستیابی به اهداف خود از آن استفاده می کند.

غرور : احساس بزرگى است که هماهنگ است با آنچه که با هواى نفس موافق بوده است. عبارت است از این که آدمی خود را نسبت به دیگران بزرگ شمارد به جهت کمالی که در خود می بیند، خواه آن کمال را داشته باشد یا نداشته باشد و خواه آن صفتی را که دارد و به آن می بالد فی الواقع هم کمال باشد یا نه. غرور به معنی فریفته شدن و فریب خوردن است که این صفت از رذائل اخلاق و منشأ بسیاری از آفات و شرارت هاست. شخص مغرور فکر می کند نعمتی که در اختیارش است، سبب برتری او بر دیگران است؛ در حالی که نعمت های الهی زمینه ساز مسئولیت های بزرگتر هستند و هر کس دارایی بیشتری از نعمت های الهی در اختیارش قرار گرفته، باید دل مشغول آن مسئولیت های عظیم تر باشد. انسان مغرور، به دلیل همین نعمت ها، بر دیگران فخر فروشی می کند، چون چیزی دارد که دیگران آن را ندارند. غرور در مقابل تواضع است و راه درمان غرور نیز فروتنی کردن در مقابل دیگران است.
منشأ غرور چند چیز مى تواند باشد : جهالت؛ یعنى، اعتقاد قلبى شخص به این که عمل او خیر و صلاح است، در حالى که در واقع چنین نیست؛ وسوسه هاى شیطانى، پیروى از هواى نفس و شهوات؛ پیروى از غضب و انتقام جویى؛ دوستى دنیا و دنیاطلبى.
ممکن است فردى مغرور باشد ولى اصلاً اعتماد به نفس نداشته باشد و برای پنهان کردن عدم اعتماد به نفس و عدم عزت نفس خود پشت غرور و پرخاشگری برآمده از آن پنهان شود و همین طور بر عکس . اگر فرد داراى اعتماد به نفس باشد، باید پس از ارزیابى از قابلیت هاى خود، آنها را فضل و رحمتى از جانب خدا بداند و عامل اساسى آن را به خدا نسبت دهد، در این صورت دیگر هواى نفسى باقى نمى ماند تا دچار غرور شود. بنابراین، مى توان گفت، آن احساس بزرگى که چه بسا اطمینان و آرامش در افراد مغرور ایجاد مى نماید که یک اطمینان و آرامش غیرطبیعى و نابهنجار است، در نهایت ممکن است افراد مغرور و فریب خورده را به هلاکت و نابودى بکشاند. به همین خاطر، مشاهده مى شود که غرور در قرآن و روایات به شدت مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفته است.

اعتماد به نفس با غرور در ماهیت متفاوت است . اعتماد به نفس به معنای توجه به سرمایه های خدا داد درونی و توانایی ها و استعداد های نهفته در انسان و بسیج کردن و به کار گرفتن آنها برای رسیدن به کمال و تعالی و موفقیت و سعادت است .
اعتماد به نفس به معنای توجه به سرمایه ها و توانایی های درونی و ارزش و قیمت واقعی انسان و حقیقت و مقام و جایگاه رفیع والهی او و توجه داشتن به این واقعیت است که همه این سرمایه ها و دارایی های درونی و بیرونی و قدر و قیمت و ارزش از خداوند و عنایت واحسان او است و در این صورت است که از مرکب غرور پیاده می شود و از حد خود تجاوز نمی کند و از جاده بندگی فاصله نمی گیرد و از این نعمت ها وتوانایی ها در راه کمال جویی و قرب به حضرت دوست بهره می گیرد زیرا می داند عطا کننده این توان و استعداد و نعمت قادر به سلب و باز پس گیری آن است و اگر از جاده بندگی خارج شود همه آنها از دست او گرفته شده و به قهر الهی و بدبختی و هلاکت دچار خواهد شد .
اما غرور به این معنا است که انسان به توانایی ها و داشته ها و سرمایه های خود توجه کند و از یاد ببرد که اینها امانت الهی و عنایت و عطای حضرت دوست است و باید در راه بندگی و اطاعت او و در مسیر کمال به کار بیفتد و تصور می کند قدرت و استعداد و توفیق و رشد از آن او و نتیجه فکر و تلاش و تحصیل و زرنگی او است و در این توانایی و رشد و کمال مستقل و غیر وابسته به حق تعالی است و مانند قارون می گوید : قالَ إِنَّما أُوتِیتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِی ( قصص ۷۸)- (قارون) گفت: این ثروت را به وسیله دانشى که نزد من است به دست آورده ام . در فرد مغرور خود به جای خدا می نشیند و افسار کارانسان به دست اسب سرکش نفس سپرده می شود ونتیجه قطعی آن تجاوز از حد و شکستن همه مرزها و نابودی همراه با ذلت و خواری است .
کتابهای زیر جهت مطالعه معرفی می گردد .
۱- اخلاق اسلامی - محمد علی سعادت
۲- اخلاق در قرآن (۳ جلد ) - مصباح یزدی
۳- خودسازی برای خود شناسی - مصباح یزدی
۴- انسان کامل - مرتضی مطهری

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.