تفاوت نشوز مرد و زن ۱۳۹۸/۱۱/۱۴ - ۱۴۱ بازدید

سلام.قران درباره برخورد مردان با زنان ناشزه فرموده:
موعظه، قهر از بستر، کتک زدن
سوره نسا، ایه ۳۴
درباره برخورد زنان با مردان ناشز فرموده:
گذشت و صلح
سوره نسا، ایه ۱۲۸
با توجه به لطافت زن، واقعا این تبعیض نیست؟
یعنی جای مردان که پوست کلفتی دارن و کتک بخورن هیچی شون نمیشه، ما با اونها صلح کنیم. بعد اونها ما رو بزنن؟
لطفا مختصر توضیح بفرمایید ایا این ایات نشانگر عدالت است؟

درباره نشوز مردان در قرآن آمده است (۱) : « اگر زنى از نشوز یا اعراض شوهرش بترسد ، مانعى براى آن نیست که میان خود را صلح و سازش دهند و صلح بهتر است. ولى بخل و بى گذشت بودن در نفوس، حضور و غلبه دارد. و اگر نیکى کنید و پرهیزکارى پیشه نمایید ، قطعاً خدا به آنچه انجام مى دهید آگاه است )».« نشوز » مرد از زن عبارت است از بى میلى و بى اعتنایى او به زن در عمل جنسى که معمولاً و به طور طبیعى در روى گردانى مرد از زن نمود مى یابد.اینکه زن در موقع نشوز مرد، چه باید بکند؟ ! از آیات قرآنى به دست مى آید، اصلاح رابطه زن و مرد بر هر کارى اولویت دارد. این اصلاح بر دو نوع است:
{J . ۱ اصلاح شخصى : J}
یعنى چنان که مرد در بعضى موارد براى حفظ خانواده، از برخى خطاهاى زن چشم پوشى و گذشت کند زن نیز مى تواند با گذشت و تحمّل، به اصلاح نظام خانواده و رفع اختلاف کمک کند.
{J . ۲ اصلاح قانونى : J}
یعنى مراجعه به داورى یا حاکم شرع، که با نظر به مصلحت طرفین، حکم مقتضى را صادر کند. با توجه به قدرت بدنى و جسمانى مردان، براى حمایت از آسیب پذیرى و جبران ضعف بدنى و ضعف موقعیتى زن، اسلام چاره کار را در حمایت دستگاه قضایى و حاکم شرع از زنان دانسته است. اینکه در بعضى از روایات و فتاواى فقها، گذشتِ زن مطرح شده است، به هیچ وجه الزامى نیست بلکه براى اصلاح شخصى میان زن و شوهر و تداوم رابطه خانوادگى است. (۲)
البته در نظام خانواده مرد در جایگاه مدیر و مسئول قرار دارد و به طور طبیعى مدیر یک مجموعه، از حقوق ویژه اى برخوردار است و از سوى دیگر - چنان که در روایات وارد شده و روان شناسان نیز به آن پرداخته اند - حالت محبوب بودن زن نزد مرد، امرى غیرقابل انکار است و لذا پیغمبرصلى الله علیه وآله فرمود : H « قول الرجل للمرأه انّى احبّک لایذهب من قلبها ابداً » (۳)« اگر مردى به زنش بگوید : تو را دوست دارم، هیچ گاه ( - ( این گفتار ) - ) از قلب زن بیرون نمى رود ».
بنابراین به جهت وجود این صفت و حالت در زن، مرد مى تواند در صورت نشوز زن و پس از موعظه او، از همبستر شدن با وى پرهیز کند و در مرحله آخر نیز او را تنبیه و تأدیب نماید. بدیهى است روى گردانى مرد از همسرش و یا ضرب وى، بسیار سنگین خواهد بود و لذا راهى براى اصلاح امور و پایدارى خانواده خواهد بود. اما در مورد مرد - که از احساسات و عواطف کمترى نسبت به زن برخوردار است - امورى مانند روى گردانى همسرش از همبستر شدن با او و یا ضرب وى، چندان تأثیرى در مرد نخواهد گذاشت و حتى گاهى نتیجه عکس خواهد داشت به طورى که دورى مرد از خانه و یا مشاجره و درگیرى بیشتر را به دنبال دارد. علاوه بر اینکه زدن مدیر و مسئول خانه به لحاظ آینده آن خانواده و اداره آن پیامدهاى سوئى دارد. از این رو درباره نشوز مرد، به زن گفته شد، تا با گذشت و صحبت کردن مرد را متنبّه و متوجه سازد و در صورتى که این شیوه، کارساز نبود، مى تواند به حاکم مراجعه کند و او به اصلاح بین زن و شوهر همّت گمارد.
بنابراین احکام مربوط به نشوز مرد، بیان راه کارهاى صرفاً اخلاقى و توصیه اى نیست، بلکه هم در جانب مرد و هم در جانب زن، از ضمانت هاى اجراى لازم برخوردار مى باشد. در مورد نشوز مرد که در حق همخوابگى و انفاق به زن مربوط مى شود، برنامه اسلام در درجه اول نصیحت و موعظه و بعد رجوع به محکمه و سپس تعزیر است، فقهاى بزرگوار اسلام با تتبّع در کتاب الهى و روایات ائمه علیه السلام که در واقع ترجمان کلام الهى است، فرموده اند: در صورت تحقّق نشوز از جانب مرد، زن حق دارد براى گرفتن حق خود او را موعظه نماید و اگر موعظه سودمند نشد، به حاکم ارجاع دهد و حاکم باید او را الزام کند که به وظیفه خود عمل نماید و اگر شوهر باز هم امتناع کرد تعزیر مى شود. (۴)
قانون مدنى و قانون مجازات اسلامى، با پیروى از نظریه مشهور فقها، ضمانت هاى یاد شده را مدوّن نموده است تا دادگاه ها در مقام صدور حکم مشکلى نداشته باشند. ماده ۱۱۱۱ قانون مجازات چنین مقرّر مى دارد: «زن مى تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معیّن و شوهر را به دادن آن محکوم مى کند». در ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامى به راهکار دیگر یعنى تعزیر اشاره مى کند: «هرکس با داشتن استطاعت مالى نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم مى نماید ».
از آنچه گفته شد مى توان نتیجه گرفت که علت تفاوت در نحوه برخورد با زن ناشزه و مرد نشوز کننده در این است که:
۱. هدف از این ساز و کار ، اصلاح طرفین و ثبات و قوام کانون خانواده و عدم اقدام به طلاق است.
۲. به دلیل تفاوت زن و مرد در روحیات ، و احساسات ، چنین قانون متفاوتى وضع شده است.
۳. چنین نیست که مرد در برخورد با زن به طور مطلق رها و آزاد باشد بلکه حتى زدن زن هم با حفظ موازین و شرایط است.
پی نوشت ها:
(۱) نساء ( ۴ )، آیه ۱۲۸.
(۲) شرح و تفسیر نهج البلاغه، علامه محمدتقى جعفرى، ج ۱۱، ص ۲۸۴ - ۲۸۰ .
(۳) وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳، ح ۹.
(۴) جواهرالکلام، محمدحسن نجفى، بیروت، مؤسسه المرتضى العالمیه ( ۱۵ جلدى )، ج ۱۰، ص ۱۳۳.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.