تفاوت های عزت نفس، اعتماد به نفس، توکل و غرور ۱۳۹۱/۲/۲۰ - ۸۲ بازدید

با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنمایی برگزیده اید؛ دوست گرامی، برای تمایز بین این مفاهیمی که گفتید ، بهتر است تعریفی از هر کدام ارائه شود.
با سلام و سپاس از اینکه مرکز ما را برای پاسخ و راهنمایی برگزیده اید؛ دوست گرامی، برای تمایز بین این مفاهیمی که گفتید ، بهتر است تعریفی از هر کدام ارائه شود.
عزت نفس : عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن؛ این حس از مجموعه افکار، احساسات، عواطف و تجربیات ما در طول زندگی ناشی می شود. می اندیشیم که فردی با هوش یا کودن هستیم؛ احساس می کنیم که شخصی منفور یا دوست داشتنی هستیم؛ مورد قبول و اطمینان هستیم یا خیر؟ خود را دوست داریم یا نداریم؟ همانطور که ملاحظه می کنید، مولفه های عزت نفس، گسترده و پیچیده است. مجموعه این برداشت ها و ارزیابی ها و تجاربی که از خویش داریم باعث می شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن، یا بر عکس احساس ناخوشایند بی کفایتی داشته باشیم، لازم به ذکر است که اعتماد به نفس برآیند عزت نفس بشمار می آید. یعنی از عزت نفس ناشی می شود.
همه افراد ، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی و جهت و نوع کاری که در زندگی دارند ، نیازمند عزت نفس هستند. عزت نفس پایدار رابطه تنگاتنگ با خودباوری واقعی دارد. خودباوری واقعی یعنی : خود را آن گونه که هستیم باور کنیم. عزت نفس از متغیرهایی است که بر همه سطوح زندگی اثر می گذارد. بررسی های گوناگون حاکی از آن است که چنانچه نیاز به عزت نفس ارضاء نشود ، نیازهایی نظیر آفریدن ، پیشرفت ، و یا درک و شناسایی استعدادهای بالقوه محدود می ماند. به خاطر بیاورید هنگامی که کاری را به بهترین نحو به پایان رسانده اید چه احساس خوشی به شما دست داده است. افرادی که احساس خوبی نسبت به خود دارند ، معمولاً احساس خوبی نیز نسبت به زندگی خواهند داشت . آنها می توانند با اطمینان به خود و اطرافیان ، با مشکلات و مسئولیت های زندگی مواجه شوند و از عهده آنها برآیند. البته تعاریف متعددی از جانب محققین در مورد عزت نفس صورت گرفته است که جهت روشن شدن مفهوم آن بهتر است که به برخی از آن ها اشاره نماییم :
«کوپر اسمیت» عزت نفس را یک قضاوت شخصی در مورد ارزش و مقبولیت خود می داند که در نگرش او ظاهر می شود .
«سیف» (۱۳۶۸) در تعریف عزت نفس چنین آورده است : نیاز به احترام به خود، به عبارت دیگر عزت نفس عبارت است از نیاز به کسب موفقیت و تأیید یا نیاز به ایجاد تصور مثبت درباره خود و دیگران و اینکه دیگران او را فردی قابل احترام بدانند.
عزت نفس از نظر «راجرز» (۱۹۵۹) عبارت است از ارزیابی مداوم شخص نسبت به ارزشمندی خود یا قضاوت شخص نسبت به ارزشمندی وجود خود، که این صفت عمومیت داشته و درهمه مردم وجود دارد و حالتی است ثابت و دائمی .
«ویلیام جیمز» (۱۹۸۰) عزت نفس را تابع کسری از موفقیت ها بر انتظارات خود می داند، به طوری که هر چه موفقیت های شخص بیشتر از انتظاراتش باشد، عزت نفس او نیز بیشتر خواهد بود و در صورتی که عکس آن صادق باشد، عزت نفس کمتری خواهد داشت .
«شاملو» (۱۳۶۹) معتقد است عزت نفس، ارزیابی مداوم و قضاوت شخص نسبت به ارزشمندی وجودی خود می باشد.
ویژگی های اشخاصی که عزت نفس بالا دارند این چنین است :
-مستقل عمل می‌کنند؛ در مورد مسائلی چون استفاده از وقت، پول، حرفه، لباس و مانند این ها ، خود دست به تصمیم گیری نهایی و انتخاب می زنند. عزت نفس ربطی به استبداد رای و خودکامگی که امری است منفی ندارد، افرادی که استبداد رای دارند بدون مشورت با دیگران دست به اقدام می زنند اما افراد عزت مند، نظر خواهی از دیگران را در سرلوحه تصمیمات خود قرار می دهند، ولی تصمیم نهایی را برمبنای اصول خود اتخاذ می‌کنند و دنباله رو دیگران نیستند
- سریع و با اطمینان عمل می کنند.
- مسؤولیت پذیر هستند؛ مسئولیت کارهای خویش را خود بر عهده می گیرند و فرافکنی نمی‌کنند. کارهای خود را به گرده دیگران نمی اندازند. وقتی مسئولیت کاری را پذیرفتند با تمام وجود برای به ثمر رساندن آن تلاش می کنند.
- به پیشرفت هایشان افتخار می کند؛ هنگامی که از پیشرفت هایش، تعریفی به میان می‌آید ، با مسرّت تصدیق می کنند و از این بابت احساس رضایتمندی می نمایند و از خداوند به خاطر چنین دست آوردهایی سپاسگزارند.
- به چالش های جدید مشتاقانه رو می آورد؛ بدون ترس و دلهره دنبال موقعیت های کاری جدید می رود. مشاغل نا آشنا، آموزش ها و فعالیت های جدید ، توجهش را جلب می کند و با اطمینان و اتکاء به نیروهای درونی ، خود را درگیر آنها می کند.
- دامنه وسیعی از هیجانات و احساسات را نشان می دهد؛ می تواند قهقهه بزند، بخندد ، فریاد بکشد و گریه کند. به گونه ای ناخود آگاه ، محبتش را بروز می دهد و به طور کلی هیجانات طبیعی خود را ابراز می‌کند، بی آنکه از بروز آنها خجالت بکشد.
- ناکامی را به خوبی تحمل می کند؛ هنگام روبه رو شدن با ناکامی ها ، می تواند واکنش های گوناگونی نظیر شکیبایی، خندیدن به خود، بلند حرف زدن و ... از خود نشان دهد و قادر است از آنچه که موجب ناکامی اش شده ، سخن بگوید.
- می تواند خود را محاکمه کند؛ با شجاعت تمام گاهی خود را به محکمه می کشاند و به نقایص و اشتباهات خود اقرار می نماید، بی آنکه احساس ضعف نماید ؛ چرا که می داند اقرار به خطا اولین گام در رفع خطاست و انکار خطا نتیجه ای ندارد جز تکرار دوباره آن.
- احساس می‌کند می تواند دیگران را تحت تاثیر قرار دهد و از نفوذی که بر افراد خانواده و دوستان دارد ، مطمئن است و می داند که به خاطر شایستگی های باطنی می تواند دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.

اعتماد به نفس : اعتماد به نفس از نتایج عزت نفس و برآیند آن بشمار می‌آید، و به معنی باور و قبول خود و توانایی های خود با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف است. فردی که اعتماد به نفس خوبی دارد می تواند حتی نسبت به خود انتقاد کند توانمندی ها و ناتوانی های خود را بشناسد و برای رفع نقص های خود تلاش کند؛ بعضا حتی می تواند با خود هم شوخی کند و نسبت به ضعف خود بخندد.
در تعریف جامعى از اعتماد به نفس آمده است که اعتماد به نفس یعنى خود را باور داشتن، باور به توانایى و قابلیت خود در عمل کردن، اطمینان به توانایى خود در دنبال کردن فعالیت ها و ثابت قدم بودن، باور به توانایى خود در عبور از موانع، باور به توانایى خود برای درخواست راهنمایی از دیگران در مواقع لزوم، باور به توانایى خود در ایجاد ارتباطى معنادار و محبت آمیز با دیگر انسان ها، باور به توانایى خود در یافتن عشق، تفاهم، مهر و شفقت در هر موقعیتى به خصوص در مواقع دشوار و بالاخره باور به وجود خود به عنوان اشرف مخلوقات که روح الهى در او دمیده شده است و او خلیفه و جانشین خدا در روى زمین مى باشد. اعتماد به نفس یعنی علاوه بر این که انسان خودش را مثبت ارزیابی می کند و به این باور هم رسیده است که توان کافی برای انجام کارهایش دارد و می تواند از توانمندی های خود به خوبی در جهت نیل به اهدافش استفاده کند. به عبارت دیگر خود را باور کرده و توانمندی های خود را به صورت واقع بینانه ارزیابی می‌کند و در هر شرایطی می تواند از این توانمندی ها به خوبی استفاده کند و هیچ گاه شکست ها موجب تغییر این باورها نسبت به خودش نمی شود، بلکه شکست ها را به خوبی تحلیل و سپس به عنوان سکوی پرش برای دستیابی به اهداف خود از آن استفاده می کند.

غرور : احساس بزرگى است که هماهنگ است با آنچه که با هواى نفس موافق بوده است. عبارت است از این که آدمی خود را نسبت به دیگران بزرگ شمارد به جهت کمالی که در خود می بیند، خواه آن کمال را داشته باشد یا نداشته باشد و خواه آن صفتی را که دارد و به آن می بالد فی الواقع هم کمال باشد یا نه. غرور به معنی فریفته شدن و فریب خوردن است که این صفت از رذائل اخلاق و منشأ بسیاری از آفات و شرارت هاست. شخص مغرور فکر می کند نعمتی که در اختیارش است، سبب برتری او بر دیگران است؛ در حالی که نعمت های الهی زمینه ساز مسئولیت های بزرگتر هستند و هر کس دارایی بیشتری از نعمت های الهی در اختیارش قرار گرفته، باید دل مشغول آن مسئولیت های عظیم تر باشد. انسان مغرور، به دلیل همین نعمت ها، بر دیگران فخر فروشی می کند، چون چیزی دارد که دیگران آن را ندارند. غرور در مقابل تواضع است و راه درمان غرور نیز فروتنی کردن در مقابل دیگران است.
منشأ غرور چند چیز مى تواند باشد : جهالت؛ یعنى، اعتقاد قلبى شخص به این که عمل او خیر و صلاح است، در حالى که در واقع چنین نیست؛ وسوسه هاى شیطانى، پیروى از هواى نفس و شهوات؛ پیروى از غضب و انتقام جویى؛ دوستى دنیا و دنیاطلبى.
ممکن است فردى مغرور باشد ولى اصلاً اعتماد به نفس نداشته باشد و برای پنهان کردن عدم اعتماد به نفس و عدم عزت نفس خود پشت غرور و پرخاشگری برآمده از آن پنهان شود و همین طور بر عکس . اگر فرد داراى اعتماد به نفس باشد، باید پس از ارزیابى از قابلیت هاى خود، آنها را فضل و رحمتى از جانب خدا بداند و عامل اساسى آن را به خدا نسبت دهد، در این صورت دیگر هواى نفسى باقى نمى ماند تا دچار غرور شود. بنابراین، مى توان گفت، آن احساس بزرگى که چه بسا اطمینان و آرامش در افراد مغرور ایجاد مى نماید که یک اطمینان و آرامش غیرطبیعى و نابهنجار است، در نهایت ممکن است افراد مغرور و فریب خورده را به هلاکت و نابودى بکشاند. به همین خاطر، مشاهده مى شود که غرور در قرآن و روایات به شدت مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفته است.

توکل : اگر اعتماد به نفس را به معنای خود باوری و بهره گیری از قوا و استعدادهای خود بدانیم، توکل به معنی اتکاء به قوا و استعداد خود است در طول قدرت خدا و نه در عرض آن؛ این چنین اعتماد به نفسی چون تکیه به قدرت لایزال پروردگار دارد، سطح آن هرگز کاهش نمی‌یابد. توضیح اینکه : برخی به اشتباه اعتماد به نفس و توکل بر خداوند را معارض هم می دانند؛ یعنی می‌گویند اگر قرار است به خدا تکیه نماییم پس تکیه به نفس چه معنایی دارد و اگر قرار است به نفس تکیه نماییم پس جایگاه تکیه بر خدا چه می شود، و برخی بخاطر عدم آشنایی کافی با منابع و معارف اسلامی برداشت سوئی از واژه توکل دارند و به غلط فکر می کنند که توکل برخدا به معنی اینست که خود را بدون هیچ سعی و تلاشی به خدا بسپاریم. در حالیکه که اعتماد به نفسی‌که در اسلام مورد توجه است تکیه کردن بر داشته ها و استعداد های خود است در طول توکل بر خدا و نه در عرض آن؛ اما اگر اعتماد به نفس بدون در نظر گرفتن اتکاء به قدرت الهی در نظر گرفته شود، ناپایدار و شکننده خواهد بود و احتمال دچار شدن انسان به برخی از اختلالات روحی و روانی از جمله افسردگی و یا اضطراب هنگام بروز شکستها را افزایش می دهد؛ و در مورد محکومیت آن برداشت ناصوابی که توکل را به معنی بی تحرکی شخص تلقی می کند همین آیه از قرآن کریم کافی است که می فرماید: «و ان لیس للانسان الا ما سعی» یعنی هرکس به اندازه تلاش خود بهره می برد (آیه شریفه ۳۹ سوره مبارکه نجم).
موفق باشید. باز هم با ما مکاتبه کنید.

نویسنده : غلامرضا مهرانفر

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام خدا قوت
استفاده بردیم...
میهمان
به خدا غرور آخرش میره زیر خاک بیاید با هم برادر باشیم و مهربان و متواضع!
میهمان
واقعاً از نویسنده این مطلب کمال تشکر را دارم و برایش توفیق روز افزون و گشایش گنجینه های علم را آرزو مندم.
میهمان
سلام.
من در حال نوشتن پایان نامه ارشد هستم. از مطلبتون خیلی استفاده کردم. فقط اگر ممکنه منبع رو کامل در سایت قرار بدید تا بتونم در پایان نامه استفاده کنم.
ممنون می شم


 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.