تقدیرگرایی (جبرگرایی) - "نقد دکتر سها" ۱۳۹۵/۱/۳۱ - ۱۵ بازدید

دکتر سها تقدیرگرایی را عامل عقب ماندگی مسلمانان می‌داند و در این مورد می‌نویسد: «در ابتدای همین فصل نشان داده شد که نظر قرآن در مورد اختیار انسان متناقض است۱». سپس در جای دیگر می‌نویسد: «آیات و احادیث فراوانی جبر و تقدیر را مورد تأیید قرار می‌دهند و آیاتی مؤید اختیارند. بنابراین تقدیرگرایی (اعتقاد به اینکه همه چیز به خواست خدا انجام می‌گیرد و سرنوشت فرد از قبل تعیین شده است) بخش مهمی از اعتقادات یک انسان مسلمان را تشکیل می‌دهد که از جملات روزمره‌ی آنان به خوبی روشن است جملاتی مثل: اگر خدا بخواهد، خواست خدا بود، امان از چیزی که خدا بخواهد، سرنوشت اینطور بود، از قضا و قدر نمی‌توان پیشی گرفت و ده‌ها جمله‌ی مشابه دیگر. تقدیر گرایی موجب کند کردن توسعه و پیشرفت می‌شود. چون فرد تقدیر‌گرا تلاش را کم نتیجه می‌داند. نقش خود و مردم را در بهبود اوضاع کم‌ ارزش می‌داند. برنامه‌ریزی را بیهوده می‌پندارد و یا بدان اهمیت کافی نمی‌دهد. آموزش در انجام کارها را دست‌کم می‌گیرد. محاسبات دقیق و کارشناسی را پیش از انجام کارها کم اهمیت می‌داند. آیا تمام این رفتارها در اکثرت مسلمانان مشاهده نمی‌شود؟ این رفتارها در مسئولین حکومتی و مدیران مسلمانان هم وجود دارد. مثلاً در حالی که غربی‌ها برای ده‌ها و گاه بیش از صد سال برنامه‌ریزی می‌کنند مسلمانان به صورت روزمره امور کشور را اداره می‌کنند»۲.
دکتر سها در بخش دیگری از کتاب (ص ۸۵ ـ ۴۷۱) به صورت مبسوط آیات مرتبط با جبر و اختیار را نقل و نقد می‌کند و با ذکر احادیثی برای جبرگرایی مؤید می‌آورد.

بررسی:
تحلیل مطالب دکتر سها در مورد تقدیر گرایی نشان می‌دهد که پیش‌فرض‌ها و شبهات و سؤالات زیر را مطرح می‌کند.
۱ـ اعتقاد به تقدیر همان اعتقاد به جبر است.
۲ـ آیات و احادیث جبر را پذیرفته‌اند.
۳ـ آیات و احادیث در مورد جبر و اختیار متناقض هستند.
۴ـ مسلمانان معتقد به جبر هستند.
۵ـ اعتقاد به تقدیر عامل عقب‌ماندگی مسلمانان است (چون سستی و قانع شدن به وضع موجود را به دنبال دارد).
۶ـ مدیران و رهبران به خاطر تقدیرگرایی مسلمانان به برنامه‌ریزی اهمیت نمی‌دهند (به خلاف غربی‌ها).

الف: دیدگاه‌ها در مورد اختیار انسان:
در بین دانشمندان مسلمان سه دیدگاه در این مورد وجود دارد:
اول: دیدگاه جبرایی است که انسان اختیاری از خود ندارد و هرچه هست اراده خداست. این دیدگاه به اشاعره نسبت داده شده و به ظاهر برخی آیات نیز استدلال کرده‌اند۳.

دوم: دیدگاه اختیار کامل انسان (تفویض) است که خدا انسان را خلق کرده و به خود واگذار کرده است یعنی هیچ چیز جز اراده انسان در سرنوشت او دخالت ندارد. این دیدگاه به معتزله نسبت داده شده و به ظاهر برخی آیات نیز استدلال می‌کنند۴.

سوم: دیدگاه اهل‌بیت( و پیروان آنهاست که در جمله امام صادق(: «لا جبر ولا تفویض بین امرٌ بین الامرین»۵ تبلور یافته است یعنی خدای متعال خالق و مدبّر انسان است ولی همو انسان را مختار آفریده است و این جزیی از تدبیر اوست پس سرنوشت انسان توسط خدا مشخص شده لیکن انسان اختیار دارد و می‌تواند تغییراتی در آن بدهد و مسیر زندگی خود را اصلاح یا منحرف کند و بر همین اساس مسئول و مکلف است و اگر گناهی کرد مجازات می‌شود. چون با اختیار و آگاهی انتخاب و عمل می‌کند و مجبور نیست.

ب: تفسیر آیات جبر و اختیار:
در این مورد چند آیه مهم را بررسی می‌کنیم چرا که تفسیر این آیات مشابه همدیگرند.
اول: آیاتی که ظهور در جبر دارد:
آیه اول: (فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلکِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیم ( (انفال/ ۱۷)؛
«و [شما] آنان را نکشتید، ولیکن خدا آنان را کشت؛ و هنگامى که (ریگ و خاک به سوى آنان) افکندى، [تو] نیفکندى، ولیکن خدا افکند؛ و (خدا چنین کرد) تا بدین (وسیله) مؤمنان را با آزمایش نیکویى بیازماید؛ براستى که خدا شنواى داناست ».

نکات تفسیری:
۱. مورخان و مفسران حکایت کرده اند که در روز بدر، پیامبر اسلام( به على( گفت: مشتى خاک و سنگریزه به او بدهد و آنها را گرفت و به سوى مشرکان پرتاب کرد و فرمود: «رویتان زشت و سیاه باد.» ۶

۲. با این که پیامبر اسلام سنگ ریزه به طرف دشمن پاشید و رزمندگان اسلام کافران را به قتل رساندند، اما در آیه ى فوق این امور به خدا نسبت داده شده است؛ چون اولًا، خدا سرچشمه ى همه ى نیروهاى جسمانى و روحانى است، پس همه ى این امور از اوست و ثانیاً، در میدان بدر حوادث معجزه آسایى صورت گرفت که موجب شکست دشمن شد، پس پیروزى بدر در حقیقت با امداد الهى بوده است.

۳. این آیه از طرفى مى فرماید پیامبر و مردم عملیات میدان بدر را انجام دادند و از طرف دیگر مى گوید آنها انجام ندادند بلکه خدا کرد. این مطلب اشاره ى لطیفى است به قاعده ى «لا جَبر و لا تَفویض بل امرُ بین الامرَین»؛ یعنى این هم کار شما بود و هم کار خدا؛ از آن جا که به اراده ى شما انجام گرفت، کار شما بود و چون نیرو و امداد الهى در کار بود، پس کار خدا بود؛ نه جبر و نه واگذارى کار به بشر، بلکه چیزى بین این دو صحیح است۷

آیه دوم: (مَا أصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الأرْضِ وَلا فِی أ نْفُسِکُمْ إلَّافِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أنْ نَبْرَأهَا إنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ* لِکَیْلا تَأسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آ تَاکُمْ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُور( (حدید/ ۲۳ ـ ۲۲)؛
«هیچ مصیبتى در زمین و در (وجود) خودتان (به شما) نمى رسد، جز این که قبل از آن که آن را بیافرینیم، درکتابى (ثبت) است؛ در حقیقت، آن (کار) بر خدا آسان است. * به خاطر آن که برآنچه از دستتان رفته تأسف مخورید و به آنچه به شما داده است شادمان نَباشید؛ و خدا هیچ متکبّر خیال پرداز فخرفروشى را دوست ندارد».

نکات تفسیری
۱. این آیه در صدد آن است که دل بستگى انسان را از دنیا برکند و انسانى تربیت کند که درپى انجام وظیفه باشد، نه نتیجه ى منفى کارها او را ناامید سازد و نه نتیجه ى مثبت کارها او را سرمست و غافل. انسان باید هم چون صندوق دار بانک باشد که از رفتن و آمدن پول ها، ناراحت و سرمست شود، بلکه درپى انجام وظیفه است وخود را امانت دار و واسطه مى داند.

۲. اگر انسان با این دید به جهان بنگرد که همه ى وقایع، مشکلات و مصایب انسان در کتابى ثبت شده و مشخص است، نه از رفتن اموال و فرزندان بسیار ناراحت مى شود و نه از آمدن آنان بسیار شادامان، بلکه همه را مقدّرات الهى مى داند که اگر نعمتى بود باید سپاس آن را به جاى آورد و اگر مصیبتى بود باید صبر کند و به یاد خدا باشد.

۳. مشکلات و مصیبت هایى که به انسان مى رسد، چند گونه است:
الف) مشکلاتى که در اثر اعمال و گناهان انسان ها و یا ستم آنها به هم دیگر واقع مى شود که قابل پیش بینى و پیش گیرى و مجازات است۸.
ب) مشکلاتى که از مقدّرات الهى و براى آزمایش انسان هاست و حتماً واقع خواهد شد و قابل جلوگیرى نیست۹.
آیه ى فوق به مشکلات و مصیبت هاى نوع دوم اشاره مى کند.

۴. آیا وقوع حتمى حوادث و تعیین مقدّرات انسان در علم الهى ولوح محفوظ تلاش انسان را نفى نمى کند؟ و آیا انسان نباید تسلیم محض حوادث باشد؟
پاسخ آن است که قرآن این حوادث را به عنوان آزمایش حتمى انسان ها معرفى مى کند که وظیفه ى انسان مقاومت و صبر در برابر آنها و یاد خداست.
یعنى انسان مؤمن تمام تلاش خود را براى شناخت طبیعت و مشکلات زندگى و حلّ آنها به کار مى برد ولى خود را مأمور به انجام وظیفه مى داند و اگر موفق به حلّ مشکلى نشد ناامید و سرخورده نمى شود و صبر و استقامت پیشه مى کند و اگر موفق به حلّ مشکل شد سرمست شادى و غافل نمى شود بلکه آن را نعمتى الهى مى داند و شکر آن را به جاى مى آورد.

۵. در این آیات به یکى از فلسفه هاى حوادث و مصیبت هاى دنیا اشاره شده است؛۱۰ یعنى خداى مهربان این حوادث را پیش روى شما نهاده است تا متوجه شوید که دنیا پایدار و جاودانه نیست و نباید بدان دل بست و از یاد خدا غافل شد، بلکه پل و محل عبور است.
این حوادث زنگ بیدارباش انسان ها و اشاره به عمر کوتاه دنیاست و انسان را از خواب غفلت بیدار مى کند تا دنیا را هدف اصلى و نهایى خود نپندارد و اسیر آن نشود.
آیه سوم: (یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ( (فاطر/ ۸)؛
«هر کس را (به خاطر اعمالش) بخواهد، در گمراهى وامى نهد و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) راه نمایى مى کند».

نکته تفسیری:
مقصود از گمراه شدن افراد توسط خدا آن است که افراد در اثر اعمال ناپسند خود زمینه ى گمراهى خویش را فراهم مى کنند و خدا این تأثیر را در اعمال زشت و تکرار آنها قرار داده که موجب گمراهى انسان مى شود؛ همان طور که به انسان چشم و گوش و عقل داده تا حقایق را درک کنند و هدایت شوند.
آیه چهارم: (یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِى الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَفِى الْآخِرَةِ وَیُضِلُّ اللَّهُ الظلِمِینَ وَیَفْعَلُ اللَّهُ مَا یَشَآء( (ابراهیم/ ۲۷)؛
«خدا کسانى را که ایمان آوردند، بوسیله گفتار (و دلایل و عقاید) استوار، در زندگى پست (دنیا) و در آخرت، پایدار مى دارد؛ و خدا ستمکاران را در گمراهى وا مى نهد؛ و خدا آنچه را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام مى دهد.».

نکات تفسیری:
۱. انسان در زندگى همواره در معرض لغزش ها قرار دارد؛ لغزش هایى که بر اثر هواى نفس یا وسوسه هاى شیطانى پدید مى آیند و یا قدرت هاى ستمگر بر او تحمیل مى کنند.
اما خدا مؤمنان را در کوران این حوادث ثابت قدم مى دارد و به وسیله ى دلیل و برهان و عقاید صحیح، در دنیا و آخرت از لغزش هاى آنان جلوگیرى مى کند.

۲. در این آیه بیان شده که خدا ستمکاران را گمراه مى سازد. نسبت دادن هدایت و گمراهى به خدا، به معناى جبرگرایى نیست. کار خدا همان تأثیرى است که در هر عمل آفریده است و نیز نعمت ها یا سلب نعمت هایى است که طبق شایستگى یا عدم شایستگى براى افراد مقرر مى کند؛ پس ستمگران بر اثر ظلمى که مى نمایند، از نعمت هدایت محروم مى شوند، هر چند آزادند که مسیر خود را تغییر دهند۱۱.
دوم: آیاتی که ظهور در اختیار دارد:
آیه اول: (إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَإِمَّا کَفُورا( (انسان/ ۳)؛
«در واقع، ما او را به راه (راست) راه نمایى کردیم، در حالى که یا سپاس گزار است، یا بسیار ناسپاس است ».

نکات تفسیری:
۱. مقصود از هدایت انسان، هدایت تکوینى، فطرى و تشریعى (همه ى اقسام هدایت) است؛ هرچند تأکید آیه برهدایت تشریعى است؛ یعنى خدا که انسان را براى رسیدن به کمال آفرید وسایل و نیروهاى لازم را در اختیار او گذاشت و اورا با الهامات فطرى و وحى آسمانى پیامبران هدایت کرد و با این حال اورا آزاد گذاشت که راه صحیح یا غلط را خود انتخاب کند.

۲. در این آیه بر آزادى اراده ى انسان تأکید شده است؛ یعنى انسان مى تواند هدایت الهى را بپذیرد و سپاس گزارى کند یا نپذیرد و راه کفر و ناسپاسى در پیش گیرد.
آیه دوم: (وَأَن لَّیْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ( (نجم/ ۳۹)؛
«و این که براى انسان جز کوشش او نیست».

نکات تفسیری:
۱. آنچه براى انسان مى ماند همان تلاش اوست۱۲؛ چه این تلاش به نتیجه برسد یا نرسد و این یک قانون الهى است. چنانچه انسان با نیت خیر تلاش کند، به نتیجه برسد یا نرسد، خدا پاداش او را مى دهد.
البته این آیه ناظر به تلاش انسان براى آخرت است ولى ملاک آیه دنیا را نیز در برمى گیرد؛ یعنى انسان منتظر تلاش دیگران نباشد بلکه به همت و تلاش خود امیدوار باشد.

۲. در آیه فوق و آیات مجاور به سه اصل و قانون در مورد اعمال انسان اشاره شده است، ولى این قوانین موارد استثنا نیز دارند که در برخى آیات و روایات تذکر داده شده است:
الف) قانون آن است که کسى مسئول گناهان دیگران نیست، ولى اگر کسى سنت بدى راپایه گذارى کند، در گناه عمل کنندگان شریک است.

ب) قانون آن است که به هیچ کس غیر از تلاش او نمى رسد، ولى مواردى هم چون ارث، اجاره و مضاربه در اسلام وجود دارد.

ج) و نیز قانون آن است که خدا پاداش کامل عمل هر کس را مى دهد، ولى گاهى از راه لطف یا شفاعت پاداش اضافى به افراد مى دهد.

نکات تکمیلی در پاسخ دکتر سها:
۱ـ از مطالب فوق روشن شد که تقدیر سرنوشت انسان به معنای جبرگرایی نیست بلکه اختیار انسان محفوظ است و تقدیرهای متغیر (مثل رزق، کارها و...) دارد و تقدیرهای حتمی (مثل مرگ نهایی هر کس) که مستلزم جبر نیست و دکتر سها به این مطلب توجه نکرده بود.

۲ـ آیات قرآن جبر را نپذیرفته‌اند بلکه در مورد اختیار انسان سه دیدگاه وجود دارد که دکتر سها فقط دیدگاه جبر گرایی را تقویت کرده بود و بر اساس آن اسلام و مسلمانان را محکوم کرده بود. در حالی که دیدگاه صحیح همان دیدگاه اهل‌بیت( (لاجبر ولا تفویض بل امرٌ بین الامرین) است.

۳ـ جمع بین آیاتی که ظهور در جبر دارد با آیاتی که ظهور در تفویض (اختیار مطلق) دارد ممکن است و اهل‌بیت( این کار را در جمله «لاجبر ولاتفویض بل امرٌ بین الامرین) کرده‌اند. و این مطلب مستلزم غلط دانستن آیات فوق نیست بلکه بیان تفسیر صحیح و مقصود آیات است. هرگوینده‌ای که یک کتاب بنویسد در مطالبش محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید دارد که با قرینه قرار دادن آنها می‌توان نظر نهایی او را کشف کرد و این کار عقلایی در قرآن و احادیث نیز جاری می‌شود.
در ضمن پذیرش «امر بین الامرین» به معنای نسبی بودن جبر و تفویض نیست بلکه نظریه جدیدی است که با تجربیات روزمره و مطالعه تاریخ بشر نیز تأیید می‌شود که برخی امور کلی (مثل مرگ نهایی انسان و...) حتمی و غیر قابل تغییر است و انسان تحت مدیریت الهی از این جهت است ولی بخشی از کارها (بر اساس همان مدیریت الهی) در اختیار انسان است که انجام دهد یا نهد.

۴ـ اینکه برخی مسلمانان معتقد به جبر هستند (همانطور که به اشاعره نسبت داده شده است) و این عقیده باطل در زندگی آنها تأثیر منفی دارد. ربطی به اسلام و قرآن ندارد. چون اعمال غلط افراد به پای مکتب آنها نوشته نمی‌شود چه بسیار از مسلمانان که احکام اسلامی را عمل نمی‌کنند و گرفتار عواقب آن می‌شوند آیا در این موارد احکام غلط است یا اسلام محکوم است؟!
از مطالب قبل روشن شد که عقیده صحیح در این مورد همان دیدگاه اهل‌بیت( «لا جبر ولا تفویض بل امر بین الامرین» است که نه موجب سستی و عقب‌‌ماندگی می‌شود و نه موجب غرور و طغیان انسان می‌گردد.
پس اگر برخی مدیران مسلمان در کشورهای اسلامی از مفسران اصیل اسلام یعنی اهل‌بیت( فاصله گرفتند و کج راهه رفتند و عقب‌ماندگی علمی و... پیدا کردند ربطی به اسلام و قرآن ندارد.

۵ـ اعتقاد به تقدیر (با تفسیر اهل‌بیت() نه تنها مانع برنامه‌ریزی و عامل سستی و عقب‌ماندگی نیست بلکه عامل پیشرفت علمی است که نمونه آن را در برنامه‌ریزی‌های حکومت امام علی( و در عصر ما در پیشرفت‌های شگفت‌آور علمی و برنامه‌ریزی‌های کوتاه مدت و بلندمدت (۲۰ ساله) ایران بعد از انقلاب اسلامی می‌بینیم.
کسی که قائل به تقدیر به معنای صحیح است قائل به جبر نیست که تنبل و ناامید شود و به وضع موجود راضی و قانع گردد، بلکه می‌داند که خدا او را مختار آفریده و مسئول و مکلف است و می‌تواند سرنوشت خود را (در امور غیر حتمی) تغییر دهد. پس با توکل و استعانت از خدا تلاش می‌کند و مطمئن است که خدا افراد تلاش‌گر را هدایت۱۳ و کمک‌رسانی۱۴ می‌کند. از این‌رو با امید زیادتر تلاش می‌کند و حتی اگر در مرحله‌ای شکست خورد ناامید نمی‌شود چون می‌داند که مسئولیت خود را انجام داده و پاداش الهی او محفوظ است و اگر پیروز شد مغرور نمی‌شود چون می‌داند که این نعمت و نصرت الهی است.

۶ـ دکتر سها برای تثبیت عقیده جبرگرایی به منابع غیر معتبر و احادیث اهل‌سنت متوسل شده است۱۵ و این همان اشکالی است که قبلاً مفصل بدان پرداختیم که یکی از پیش‌فرض‌های دکتر سها آن است که منابع غیر معتبر را معتبر دانسته است و بر اساس آنها علیه قرآن و اسلام و پیامبر( داوری می‌کند در حالی که اگر به احادیث معتبر از اهل‌بیت( توجه می‌کند اینگونه نتیجه نمی‌داد.
دکتر سها تقدیرگرایی را عامل عقب ماندگی مسلمانان می‌داند و در این مورد می‌نویسد: «در ابتدای همین فصل نشان داده شد که نظر قرآن در مورد اختیار انسان متناقض است۱». سپس در جای دیگر می‌نویسد: «آیات و احادیث فراوانی جبر و تقدیر را مورد تأیید قرار می‌دهند و آیاتی مؤید اختیارند. بنابراین تقدیرگرایی (اعتقاد به اینکه همه چیز به خواست خدا انجام می‌گیرد و سرنوشت فرد از قبل تعیین شده است) بخش مهمی از اعتقادات یک انسان مسلمان را تشکیل می‌دهد که از جملات روزمره‌ی آنان به خوبی روشن است جملاتی مثل: اگر خدا بخواهد، خواست خدا بود، امان از چیزی که خدا بخواهد، سرنوشت اینطور بود، از قضا و قدر نمی‌توان پیشی گرفت و ده‌ها جمله‌ی مشابه دیگر. تقدیر گرایی موجب کند کردن توسعه و پیشرفت می‌شود. چون فرد تقدیر‌گرا تلاش را کم نتیجه می‌داند. نقش خود و مردم را در بهبود اوضاع کم‌ ارزش می‌داند. برنامه‌ریزی را بیهوده می‌پندارد و یا بدان اهمیت کافی نمی‌دهد. آموزش در انجام کارها را دست‌کم می‌گیرد. محاسبات دقیق و کارشناسی را پیش از انجام کارها کم اهمیت می‌داند. آیا تمام این رفتارها در اکثرت مسلمانان مشاهده نمی‌شود؟ این رفتارها در مسئولین حکومتی و مدیران مسلمانان هم وجود دارد. مثلاً در حالی که غربی‌ها برای ده‌ها و گاه بیش از صد سال برنامه‌ریزی می‌کنند مسلمانان به صورت روزمره امور کشور را اداره می‌کنند»۲.
دکتر سها در بخش دیگری از کتاب (ص ۸۵ ـ ۴۷۱) به صورت مبسوط آیات مرتبط با جبر و اختیار را نقل و نقد می‌کند و با ذکر احادیثی برای جبرگرایی مؤید می‌آورد.

بررسی:
تحلیل مطالب دکتر سها در مورد تقدیر گرایی نشان می‌دهد که پیش‌فرض‌ها و شبهات و سؤالات زیر را مطرح می‌کند.
۱ـ اعتقاد به تقدیر همان اعتقاد به جبر است.
۲ـ آیات و احادیث جبر را پذیرفته‌اند.
۳ـ آیات و احادیث در مورد جبر و اختیار متناقض هستند.
۴ـ مسلمانان معتقد به جبر هستند.
۵ـ اعتقاد به تقدیر عامل عقب‌ماندگی مسلمانان است (چون سستی و قانع شدن به وضع موجود را به دنبال دارد).
۶ـ مدیران و رهبران به خاطر تقدیرگرایی مسلمانان به برنامه‌ریزی اهمیت نمی‌دهند (به خلاف غربی‌ها).

الف: دیدگاه‌ها در مورد اختیار انسان:
در بین دانشمندان مسلمان سه دیدگاه در این مورد وجود دارد:
اول: دیدگاه جبرایی است که انسان اختیاری از خود ندارد و هرچه هست اراده خداست. این دیدگاه به اشاعره نسبت داده شده و به ظاهر برخی آیات نیز استدلال کرده‌اند۳.

دوم: دیدگاه اختیار کامل انسان (تفویض) است که خدا انسان را خلق کرده و به خود واگذار کرده است یعنی هیچ چیز جز اراده انسان در سرنوشت او دخالت ندارد. این دیدگاه به معتزله نسبت داده شده و به ظاهر برخی آیات نیز استدلال می‌کنند۴.

سوم: دیدگاه اهل‌بیت( و پیروان آنهاست که در جمله امام صادق(: «لا جبر ولا تفویض بین امرٌ بین الامرین»۵ تبلور یافته است یعنی خدای متعال خالق و مدبّر انسان است ولی همو انسان را مختار آفریده است و این جزیی از تدبیر اوست پس سرنوشت انسان توسط خدا مشخص شده لیکن انسان اختیار دارد و می‌تواند تغییراتی در آن بدهد و مسیر زندگی خود را اصلاح یا منحرف کند و بر همین اساس مسئول و مکلف است و اگر گناهی کرد مجازات می‌شود. چون با اختیار و آگاهی انتخاب و عمل می‌کند و مجبور نیست.

ب: تفسیر آیات جبر و اختیار:
در این مورد چند آیه مهم را بررسی می‌کنیم چرا که تفسیر این آیات مشابه همدیگرند.
اول: آیاتی که ظهور در جبر دارد:
آیه اول: (فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلکِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیم ( (انفال/ ۱۷)؛
«و [شما] آنان را نکشتید، ولیکن خدا آنان را کشت؛ و هنگامى که (ریگ و خاک به سوى آنان) افکندى، [تو] نیفکندى، ولیکن خدا افکند؛ و (خدا چنین کرد) تا بدین (وسیله) مؤمنان را با آزمایش نیکویى بیازماید؛ براستى که خدا شنواى داناست ».

نکات تفسیری:
۱. مورخان و مفسران حکایت کرده اند که در روز بدر، پیامبر اسلام( به على( گفت: مشتى خاک و سنگریزه به او بدهد و آنها را گرفت و به سوى مشرکان پرتاب کرد و فرمود: «رویتان زشت و سیاه باد.» ۶

۲. با این که پیامبر اسلام سنگ ریزه به طرف دشمن پاشید و رزمندگان اسلام کافران را به قتل رساندند، اما در آیه ى فوق این امور به خدا نسبت داده شده است؛ چون اولًا، خدا سرچشمه ى همه ى نیروهاى جسمانى و روحانى است، پس همه ى این امور از اوست و ثانیاً، در میدان بدر حوادث معجزه آسایى صورت گرفت که موجب شکست دشمن شد، پس پیروزى بدر در حقیقت با امداد الهى بوده است.

۳. این آیه از طرفى مى فرماید پیامبر و مردم عملیات میدان بدر را انجام دادند و از طرف دیگر مى گوید آنها انجام ندادند بلکه خدا کرد. این مطلب اشاره ى لطیفى است به قاعده ى «لا جَبر و لا تَفویض بل امرُ بین الامرَین»؛ یعنى این هم کار شما بود و هم کار خدا؛ از آن جا که به اراده ى شما انجام گرفت، کار شما بود و چون نیرو و امداد الهى در کار بود، پس کار خدا بود؛ نه جبر و نه واگذارى کار به بشر، بلکه چیزى بین این دو صحیح است۷

آیه دوم: (مَا أصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الأرْضِ وَلا فِی أ نْفُسِکُمْ إلَّافِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أنْ نَبْرَأهَا إنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ* لِکَیْلا تَأسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آ تَاکُمْ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُور( (حدید/ ۲۳ ـ ۲۲)؛
«هیچ مصیبتى در زمین و در (وجود) خودتان (به شما) نمى رسد، جز این که قبل از آن که آن را بیافرینیم، درکتابى (ثبت) است؛ در حقیقت، آن (کار) بر خدا آسان است. * به خاطر آن که برآنچه از دستتان رفته تأسف مخورید و به آنچه به شما داده است شادمان نَباشید؛ و خدا هیچ متکبّر خیال پرداز فخرفروشى را دوست ندارد».

نکات تفسیری
۱. این آیه در صدد آن است که دل بستگى انسان را از دنیا برکند و انسانى تربیت کند که درپى انجام وظیفه باشد، نه نتیجه ى منفى کارها او را ناامید سازد و نه نتیجه ى مثبت کارها او را سرمست و غافل. انسان باید هم چون صندوق دار بانک باشد که از رفتن و آمدن پول ها، ناراحت و سرمست شود، بلکه درپى انجام وظیفه است وخود را امانت دار و واسطه مى داند.

۲. اگر انسان با این دید به جهان بنگرد که همه ى وقایع، مشکلات و مصایب انسان در کتابى ثبت شده و مشخص است، نه از رفتن اموال و فرزندان بسیار ناراحت مى شود و نه از آمدن آنان بسیار شادامان، بلکه همه را مقدّرات الهى مى داند که اگر نعمتى بود باید سپاس آن را به جاى آورد و اگر مصیبتى بود باید صبر کند و به یاد خدا باشد.

۳. مشکلات و مصیبت هایى که به انسان مى رسد، چند گونه است:
الف) مشکلاتى که در اثر اعمال و گناهان انسان ها و یا ستم آنها به هم دیگر واقع مى شود که قابل پیش بینى و پیش گیرى و مجازات است۸.
ب) مشکلاتى که از مقدّرات الهى و براى آزمایش انسان هاست و حتماً واقع خواهد شد و قابل جلوگیرى نیست۹.
آیه ى فوق به مشکلات و مصیبت هاى نوع دوم اشاره مى کند.

۴. آیا وقوع حتمى حوادث و تعیین مقدّرات انسان در علم الهى ولوح محفوظ تلاش انسان را نفى نمى کند؟ و آیا انسان نباید تسلیم محض حوادث باشد؟
پاسخ آن است که قرآن این حوادث را به عنوان آزمایش حتمى انسان ها معرفى مى کند که وظیفه ى انسان مقاومت و صبر در برابر آنها و یاد خداست.
یعنى انسان مؤمن تمام تلاش خود را براى شناخت طبیعت و مشکلات زندگى و حلّ آنها به کار مى برد ولى خود را مأمور به انجام وظیفه مى داند و اگر موفق به حلّ مشکلى نشد ناامید و سرخورده نمى شود و صبر و استقامت پیشه مى کند و اگر موفق به حلّ مشکل شد سرمست شادى و غافل نمى شود بلکه آن را نعمتى الهى مى داند و شکر آن را به جاى مى آورد.

۵. در این آیات به یکى از فلسفه هاى حوادث و مصیبت هاى دنیا اشاره شده است؛۱۰ یعنى خداى مهربان این حوادث را پیش روى شما نهاده است تا متوجه شوید که دنیا پایدار و جاودانه نیست و نباید بدان دل بست و از یاد خدا غافل شد، بلکه پل و محل عبور است.
این حوادث زنگ بیدارباش انسان ها و اشاره به عمر کوتاه دنیاست و انسان را از خواب غفلت بیدار مى کند تا دنیا را هدف اصلى و نهایى خود نپندارد و اسیر آن نشود.
آیه سوم: (یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ( (فاطر/ ۸)؛
«هر کس را (به خاطر اعمالش) بخواهد، در گمراهى وامى نهد و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) راه نمایى مى کند».

نکته تفسیری:
مقصود از گمراه شدن افراد توسط خدا آن است که افراد در اثر اعمال ناپسند خود زمینه ى گمراهى خویش را فراهم مى کنند و خدا این تأثیر را در اعمال زشت و تکرار آنها قرار داده که موجب گمراهى انسان مى شود؛ همان طور که به انسان چشم و گوش و عقل داده تا حقایق را درک کنند و هدایت شوند.
آیه چهارم: (یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِى الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَفِى الْآخِرَةِ وَیُضِلُّ اللَّهُ الظلِمِینَ وَیَفْعَلُ اللَّهُ مَا یَشَآء( (ابراهیم/ ۲۷)؛
«خدا کسانى را که ایمان آوردند، بوسیله گفتار (و دلایل و عقاید) استوار، در زندگى پست (دنیا) و در آخرت، پایدار مى دارد؛ و خدا ستمکاران را در گمراهى وا مى نهد؛ و خدا آنچه را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام مى دهد.».

نکات تفسیری:
۱. انسان در زندگى همواره در معرض لغزش ها قرار دارد؛ لغزش هایى که بر اثر هواى نفس یا وسوسه هاى شیطانى پدید مى آیند و یا قدرت هاى ستمگر بر او تحمیل مى کنند.
اما خدا مؤمنان را در کوران این حوادث ثابت قدم مى دارد و به وسیله ى دلیل و برهان و عقاید صحیح، در دنیا و آخرت از لغزش هاى آنان جلوگیرى مى کند.

۲. در این آیه بیان شده که خدا ستمکاران را گمراه مى سازد. نسبت دادن هدایت و گمراهى به خدا، به معناى جبرگرایى نیست. کار خدا همان تأثیرى است که در هر عمل آفریده است و نیز نعمت ها یا سلب نعمت هایى است که طبق شایستگى یا عدم شایستگى براى افراد مقرر مى کند؛ پس ستمگران بر اثر ظلمى که مى نمایند، از نعمت هدایت محروم مى شوند، هر چند آزادند که مسیر خود را تغییر دهند۱۱.
دوم: آیاتی که ظهور در اختیار دارد:
آیه اول: (إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَإِمَّا کَفُورا( (انسان/ ۳)؛
«در واقع، ما او را به راه (راست) راه نمایى کردیم، در حالى که یا سپاس گزار است، یا بسیار ناسپاس است ».

نکات تفسیری:
۱. مقصود از هدایت انسان، هدایت تکوینى، فطرى و تشریعى (همه ى اقسام هدایت) است؛ هرچند تأکید آیه برهدایت تشریعى است؛ یعنى خدا که انسان را براى رسیدن به کمال آفرید وسایل و نیروهاى لازم را در اختیار او گذاشت و اورا با الهامات فطرى و وحى آسمانى پیامبران هدایت کرد و با این حال اورا آزاد گذاشت که راه صحیح یا غلط را خود انتخاب کند.

۲. در این آیه بر آزادى اراده ى انسان تأکید شده است؛ یعنى انسان مى تواند هدایت الهى را بپذیرد و سپاس گزارى کند یا نپذیرد و راه کفر و ناسپاسى در پیش گیرد.
آیه دوم: (وَأَن لَّیْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ( (نجم/ ۳۹)؛
«و این که براى انسان جز کوشش او نیست».

نکات تفسیری:
۱. آنچه براى انسان مى ماند همان تلاش اوست۱۲؛ چه این تلاش به نتیجه برسد یا نرسد و این یک قانون الهى است. چنانچه انسان با نیت خیر تلاش کند، به نتیجه برسد یا نرسد، خدا پاداش او را مى دهد.
البته این آیه ناظر به تلاش انسان براى آخرت است ولى ملاک آیه دنیا را نیز در برمى گیرد؛ یعنى انسان منتظر تلاش دیگران نباشد بلکه به همت و تلاش خود امیدوار باشد.

۲. در آیه فوق و آیات مجاور به سه اصل و قانون در مورد اعمال انسان اشاره شده است، ولى این قوانین موارد استثنا نیز دارند که در برخى آیات و روایات تذکر داده شده است:
الف) قانون آن است که کسى مسئول گناهان دیگران نیست، ولى اگر کسى سنت بدى راپایه گذارى کند، در گناه عمل کنندگان شریک است.

ب) قانون آن است که به هیچ کس غیر از تلاش او نمى رسد، ولى مواردى هم چون ارث، اجاره و مضاربه در اسلام وجود دارد.

ج) و نیز قانون آن است که خدا پاداش کامل عمل هر کس را مى دهد، ولى گاهى از راه لطف یا شفاعت پاداش اضافى به افراد مى دهد.

نکات تکمیلی در پاسخ دکتر سها:
۱ـ از مطالب فوق روشن شد که تقدیر سرنوشت انسان به معنای جبرگرایی نیست بلکه اختیار انسان محفوظ است و تقدیرهای متغیر (مثل رزق، کارها و...) دارد و تقدیرهای حتمی (مثل مرگ نهایی هر کس) که مستلزم جبر نیست و دکتر سها به این مطلب توجه نکرده بود.

۲ـ آیات قرآن جبر را نپذیرفته‌اند بلکه در مورد اختیار انسان سه دیدگاه وجود دارد که دکتر سها فقط دیدگاه جبر گرایی را تقویت کرده بود و بر اساس آن اسلام و مسلمانان را محکوم کرده بود. در حالی که دیدگاه صحیح همان دیدگاه اهل‌بیت( (لاجبر ولا تفویض بل امرٌ بین الامرین) است.

۳ـ جمع بین آیاتی که ظهور در جبر دارد با آیاتی که ظهور در تفویض (اختیار مطلق) دارد ممکن است و اهل‌بیت( این کار را در جمله «لاجبر ولاتفویض بل امرٌ بین الامرین) کرده‌اند. و این مطلب مستلزم غلط دانستن آیات فوق نیست بلکه بیان تفسیر صحیح و مقصود آیات است. هرگوینده‌ای که یک کتاب بنویسد در مطالبش محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید دارد که با قرینه قرار دادن آنها می‌توان نظر نهایی او را کشف کرد و این کار عقلایی در قرآن و احادیث نیز جاری می‌شود.
در ضمن پذیرش «امر بین الامرین» به معنای نسبی بودن جبر و تفویض نیست بلکه نظریه جدیدی است که با تجربیات روزمره و مطالعه تاریخ بشر نیز تأیید می‌شود که برخی امور کلی (مثل مرگ نهایی انسان و...) حتمی و غیر قابل تغییر است و انسان تحت مدیریت الهی از این جهت است ولی بخشی از کارها (بر اساس همان مدیریت الهی) در اختیار انسان است که انجام دهد یا نهد.

۴ـ اینکه برخی مسلمانان معتقد به جبر هستند (همانطور که به اشاعره نسبت داده شده است) و این عقیده باطل در زندگی آنها تأثیر منفی دارد. ربطی به اسلام و قرآن ندارد. چون اعمال غلط افراد به پای مکتب آنها نوشته نمی‌شود چه بسیار از مسلمانان که احکام اسلامی را عمل نمی‌کنند و گرفتار عواقب آن می‌شوند آیا در این موارد احکام غلط است یا اسلام محکوم است؟!
از مطالب قبل روشن شد که عقیده صحیح در این مورد همان دیدگاه اهل‌بیت( «لا جبر ولا تفویض بل امر بین الامرین» است که نه موجب سستی و عقب‌‌ماندگی می‌شود و نه موجب غرور و طغیان انسان می‌گردد.
پس اگر برخی مدیران مسلمان در کشورهای اسلامی از مفسران اصیل اسلام یعنی اهل‌بیت( فاصله گرفتند و کج راهه رفتند و عقب‌ماندگی علمی و... پیدا کردند ربطی به اسلام و قرآن ندارد.

۵ـ اعتقاد به تقدیر (با تفسیر اهل‌بیت() نه تنها مانع برنامه‌ریزی و عامل سستی و عقب‌ماندگی نیست بلکه عامل پیشرفت علمی است که نمونه آن را در برنامه‌ریزی‌های حکومت امام علی( و در عصر ما در پیشرفت‌های شگفت‌آور علمی و برنامه‌ریزی‌های کوتاه مدت و بلندمدت (۲۰ ساله) ایران بعد از انقلاب اسلامی می‌بینیم.
کسی که قائل به تقدیر به معنای صحیح است قائل به جبر نیست که تنبل و ناامید شود و به وضع موجود راضی و قانع گردد، بلکه می‌داند که خدا او را مختار آفریده و مسئول و مکلف است و می‌تواند سرنوشت خود را (در امور غیر حتمی) تغییر دهد. پس با توکل و استعانت از خدا تلاش می‌کند و مطمئن است که خدا افراد تلاش‌گر را هدایت۱۳ و کمک‌رسانی۱۴ می‌کند. از این‌رو با امید زیادتر تلاش می‌کند و حتی اگر در مرحله‌ای شکست خورد ناامید نمی‌شود چون می‌داند که مسئولیت خود را انجام داده و پاداش الهی او محفوظ است و اگر پیروز شد مغرور نمی‌شود چون می‌داند که این نعمت و نصرت الهی است.

۶ـ دکتر سها برای تثبیت عقیده جبرگرایی به منابع غیر معتبر و احادیث اهل‌سنت متوسل شده است۱۵ و این همان اشکالی است که قبلاً مفصل بدان پرداختیم که یکی از پیش‌فرض‌های دکتر سها آن است که منابع غیر معتبر را معتبر دانسته است و بر اساس آنها علیه قرآن و اسلام و پیامبر( داوری می‌کند در حالی که اگر به احادیث معتبر از اهل‌بیت( توجه می‌کند اینگونه نتیجه نمی‌داد.

منابع
۱ . نقد قرآن، دکتر سها، صفحه ۴۷۱ ـ ۴۸۵.
۲ . همان، ص ۵۲۲ ـ ۵۲۳.
۳ . ر.ک: کتاب‌های کلامی شیعه و اهل‌سنت مثل شرح مواقف ایجی، شرح تجرید خواجه نصیر الدین طوسی و... .
۴ . ر.ک: همان.
۵ . بحارالانوار، ج ۱۰۸، ص ۶۰.
۶ . تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۵۲، ح ۳۲ و ۳۴ و بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۲۸۷
۷ . تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۱۱۵.
۸ . (مَا أَصَابَکُم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُوا عَن کَثِیرٍ( (شورى/ ۳۰)
۹ . (وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ* الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ( (بقره/ ۱۵۵ و ۱۵۶)
۱۰ . گاهى هم مصیبت ها براى آزمایش و یا تنبیه انسان است.
۱۱ . تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۳۳۸.
۱۲ . «سعى» به معناى راه رفتن سریع است وغالباً به تلاش انسان گفته مى شود که همراه باحرکات سریع باشد. «ما» در «ما سعى » مصدریه است
۱۳ . (وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحْسِنِین(؛ (عنکبوت/ ۶۹) «و کسانى که در (راه) ما تلاش کنند، قطعاً، به راه هاى خود رهنمونشان خواهیم کرد؛ و مسلماً، خدا با نیکوکاران است».
۱۴ . (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُم (؛ (محمد/ ۷) «اى کسانى که ایمان آورده اید! اگر (دین) خدا را یارى کنید، شما را یارى مى کند و گام هایتان را استوار مى دارد».
۱۵ . کتاب نقد قرآن، ص ۵۷۷ از صحیح بخاری ۶/۲۴۳۳ و صحیح مسلم ۴/ ۲۰۳۶ و... احادیثی را در تأیید جبرگرایی آورده است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.