تقوا ۱۳۹۴/۱۱/۰۶ - ۱۱۳۴ بازدید

این دو آیه ی ذیل ،چه رابطه ای باهم دارند؟*ولوان اهل القری آمنواواتقوالفتحناعلیهم برکات من السماءوالارض ...
*ولنبلونکم بشیءمن الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس ....
**بالاخره اگرانسان وجامعه ی انسانی مؤمن باشد،برخوردارازبرکات خواهدشدیاگرفتارترس وجوع ومرگ ومحنت...؟

بسم الله الرحمن الرحیمبا سلام حضور دوست بزرگوار و فرهیخته، و با سپاس از اینکه این سامانه را به عنوان پشتیبان علمی و معنوی خود برگزیده اید، و با آرزوی ایامی سرشار از یاد آرامش بخش پروردگار مهرباندر تفسیر آیه اول میخوانیم: برکات جمع برکت است . این کلمه در اصل به معنى ثبات و استقرار چیزى است و به هر نعمت و موهبتى که پایدار بماند اطلاق مى گردد، در برابر موجودات بى برکت که زود فانى و نابود و بى اثر مى شوند. قابل توجه اینکه ایمان و تقوا نه تنها سبب نزول برکات الهى مى شود، بلکه باعث مى گردد که آنچه در اختیار انسان قرار گرفته در مصارف مورد نیاز به کار گرفته شود، فى المثل امروز ملاحظه مى کنیم قسمت بسیار مهمى از نیروهاى انسانى و منابع اقتصادى در مسیر مسابقه تسلیحاتى و ساختن سلاحهاى نابود کننده صرف مى گردد، اینها مواهبى هستند فاقد هر گونه برکت، بزودى از میان مى روند و نه تنها نتیجه اى نخواهند داشت، ویرانى هم ببار مى آورند، ولى اگر جوامع انسانى ایمان و تقوا داشته باشند این مواهب الهى به شکل دیگرى در میان آنها در مى آید و طبعا آثار آن باقى و برقرار خواهد ماند و مصداق کلمه برکات خواهند بود.( تفسیر نمونه، ج 6، ص: 267)
در قرآن، دو نوع گشایش براى دو گروه مطرح است: الف: رفاه و گشایش براى خوبان که همراه با برکات است، «لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ». ب: رفاه و گشایش براى کفّار و نااهلان که دیگر همراه با برکت نیست، «فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْ ءٍ»، زیرا چه بسا نعمت ها، ناپایدار و سبب غفلت و غرور و طغیان باشد. خداوند، این رفاه و گشایش کفّار را وسیله ى مهلت و پرشدن پیمانه ى آنان قرار داده است. بنابراین به هر نعمت ظاهرى نباید دل خوش کرد، زیرا اگر این نعمت ها براى مؤمنان باشد، مایه ى برکت است و اگر براى کفّار باشد، ناپایدار و وسیله ى قهر الهى است. (تفسیر نور ج 3 ص 123)
در تفسیر آیه دوم میخوانیم:
قرآن کریم میفرماید: به طور مسلم ما همه شما را با امورى همچون ترس و گرسنگى و زیان مالى و جانى و کمبود میوه ها آزمایش مى کنیم (وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ ).
و از آنجا که پیروزى در این امتحانات جز در سایه مقاومت و پایدارى ممکن نیست در پایان آیه مى فرماید: و بشارت ده صابران و پایداران را (وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ ).
آنها هستند که از عهده این آزمایشهاى سخت به خوبى بر مى آیند و بشارت پیروزى متعلق به آنها است، اما سست عهدان بى استقامت از بوته این آزمایشها سیه روى درمى آیند.
گاهى کم شدن مال و محصولات یا پیدا شدن خوف و ترس و سایر مشکلات، به خاطر آزمایش الهى است، ولى در بعضى اوقات، این امور کیفر اعمال خود انسان هاست.
انسان ها گاهى مرتکب بعضى گناهان مى شوند که خداوند آنهارا به برخى گرفتارى ها مبتلا مى کند. حضرت على (علیه السلام) مى فرماید: «ان الله یبتلى عباده عند الاعمال السیئة بنقص الثمرات وحبس البرکات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب ویتذکّر متذکّر؛ همانا خداوند، بندگان خود را به خاطر اعمال فاسدشان، به کمبود محصول و حبس برکت و بسته شدن منابع خیر، گرفتار مى کند تا شاید متذکّر شوند و توبه نمایند( تفسیر نور ج 1 ص 238 )
با توجه به مطالب گفته شده ؛
انسان مومن، از تنگناهای مربوط به کیفر دنیوی اعمال در امان است و مال ، عمر ، سخن و رفتارش دارای خیر و برکت است و لو اینکه کم باشد. آرامش خاصی در وجودش حکمفرماست .همچنین درهای آسمان و زمین بر روی او باز است یعنی در بن بست نمی ماند؛ اما امتحان الهی درباره او همانند بقیه انسانها وجود دارد که اگر صبر کند پاداش الهی در انتظار اوست. اما گنهکار، کیفر دنیوی گناهان خود را تحمل میکند بدون اینکه برای این تحمل پاداشی داشته باشد مالش علی رغم زیاد بودن برکتی ندارد و همواره در فشار روحی روانی حاصل از دوری از خدا و ارتکاب گناهان به سر میبرد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.