تقویت اراده سلوک اخلاقی و معنوی ۱۳۹۸/۱۱/۰۵ - ۳۸۵ بازدید

سلام دخترم ازدست خودم خسته شدم برنامه میریزم نمازشب بلندشم یانهارنخورم چندروزمیشه دوباره خوابم میادبلندنمیشم یامیگم خانواده ناراخت نشن برم جلوبخورم بیشترمواقع نمیتونم دوام بیارم برابرنامم

دوست گرامی. در حقیقت شما از ضعف اراده رنج می برید. در این زمینه و در پاسخ به سوال شما مطالب کاملی درباره مکانیزم اراده و عوامل ضعف و قوت آن درج کرده ایم. امیدواریم مطالعه این مطالب برای شما مفید و مثمر ثمر باشد. اما نیاز واقعی شما به استادی است که زیر نظر او برنامه های خود را دنبال نمایید و موفقیت و شکست های خود را به او گذارش دهید.
اراده سلوک:
از نگاه فلسفی اراده کیفیت نفسانی است که بدون آن عمل محقق نمی شود. ولی از گفتار اهل معرفت استفاده می شود که اراده در رویکرد اخلاقی آن، عاشقانه خواستن خداوند و حرکت به سوی قرب الهی است.
اراده، همان شوق موکد و تشنگی وافری است که در اثر آگاهی و بیداری در سالک ایجاد می شود و زمینه حرکت عملی و سلوک او را به سوی محبوب عالم فراهم می سازد. اراده عبودیت و قرب الهی، که در اثر آگاهی و یقظه، ایمان، نیت و عزم به سالک دست می دهد، سنگ بنای حرکت و سلوک الی الله است.
بعد از اینکه تشنگی و طلب کمال و معرفت شهودی در سالک پیدا شد، به عزم می رسد، عزم تصمیم بزرگ و جدی او برای بندگی خدا است، اما برای اینکه عملا اقدام نماید و وارد مسیر سلوک الی الله و تحمل سختی و ریاضت شود، عزم و تصمیم کافی نیست، به اراده ای پولادین نیازمند است.
ممکن است کسی تصمیم جدی برای سلوک داشته باشد، اما مثلا در اثر تنبلی و راحت طلبی و مانند آن، اراده لازم در او نباشد و وارد عمل نشود. بنابراین انسان با اراده کسی است که اهل اقدام عملی است و تمام تلاش خود را برای رسیدن به هدف و مقصد، انجام می دهد و در این راستا اسیر امیال نفسانی و کشش های غریزی نمی شود. انسان با اراده کسی است که خود را از بند شیطان و هوای نفس آزاد کرده و سعی می کند اراده اش فانی در اراده خدا باشد و به وظایف الهی خود جامه عمل بپوشاند.
قوت اراده نیز منوط به شناخت عمیق هدف و تصدیق فایده آن برای انسان است که باعث می شود شوق موکد پدید آید و انسان عملا برای رسیدن به آن اقدام کند.
بیشترین مشکلات ما در زمینه خودسازی و عبادت و بندگی به ضعف در منازل سلوک قلبی و سیستم اراده و عزم و باز می گردد. برای اینکه مشکل خود را بیابید و بتوانید به درستی آنرا رفع نمایید، به فرایند حصول اراده و عزم در انسان توجه نمایید.
 
مبادی تحقق اراده سلوکی:
تحقق اراده برای خودسازی و حرکت در مسیر سلوک، دارای مبادی ذیل است:
۱. تصور و شناخت خودسازی:
تا زمانی که آدمی خود و کمال مطلوب انسان را نمی شناسد و از استعداد خود برای رسیدن به کمال و تعالی روحی در غفلت و بی خبری به سر می برد، اراده و شوقی برای این خودسازی در خود احساس نمی کند، برای تحقق اراده و حرکت در مسیر سلوک، غفلت زدایی و کسب آگاهی نسبت به خودسازی، یک ضرورت قطعی است.
شناخت مبدا و معاد، ارزش و جایگاه انسان در آفرینش، هدف زندگی و خلقت، نقش دین و بندگی خدا در کمال و سعادت انسان، جایگاه نماز و واجبات دیگر در دین داری و سلوک، تاثیر گناه و عواقب ترک بندگی خدا و مانند آن، زمینه ساز تحقق اراده برای حرکت در راه خدا است، در این راستا مطالعات و تحقیقات مستمر در زمینه خودسازی، اراده شما را برای حرکت در مسیر تعالی روحی تقویت می نماید.
۲. تصدیق فواید و آثار آن:
عامل دوم بعد از شناخت تصوری خودسازی و سلوک، تصدیق فواید و آثار آن است. شناخت تصوری و تعریف خودسازی لازم است، اما کافی نیست، باور و تصدیق فواید و آثار آن و همچنین احساس نیاز ضروری انسان به خودسازی نیز برای تحقق اراده لازم است. در کتاب خودسازی که جلد اول مجموعه سلوک قرآنی است، به آثار و نتایج خودسازی و سلوک قرآنی اشاره شده است.
۳. شوق موکد یا احساس قوی:
آگاهی و بیداری و شوق خودسازی و بندگی حقایقی تشکیکی و دارای مراتب اند، لذا به هر مقدار که سطح آگاهی شما نسبت به حقیقت زندگی، خودسازی و فواید آن، بندگی و آثار آن، عظمت مقام انسان و حقایق دیگر حیات، افزایش می یابد، بیدارتر می شوید و شوق بیشتری برای رسیدن به قرب الهی پیدا می کنید.
پس به آگاهی و بیداری حاصل در ابتدای کار نباید قناعت کرد، چون ممکن است به قدری ضعیف باشد که قادر نباشد شما را برای ورود به راه خدا و تحمل سختی های آن به حرکت در آورد. اما وقتی وارد تحقیق می شوید و به آگاهی و علم بیشتری نسبت به حقایق پیش گفته، دست می یابید، به تدریج شوق بیشتری در شما ایجاد می شود و به تعبیر منطقی ها شوق شما موکد می گردد و این شوق موکد، طلب عاشقانه قرب به خدا و کمال را تحقق می بخشد و اراده را تقویت می کند.

علل سستی اراده سلوک:
سستی اراده در دین داری و بندگی خدا بیشتر ناشی از ضعف معرفتی، اعتقادی و ایمانی است، یعنی شخص از اول شناخت و اعتقادات درستی نداشته و یا داشته، ولی در اثر شبهاتی که در جامعه وجود دارد، تضعیف شده و لذا در زمینه عمل کم آورده است.
البته گاهی ضعف اراده، ناشی از ولنگاری عملی و لهو و لعب است، باید بدانیم که گناه و ولنگاری عملی نیز ضعف ایمان و اراده را در پی دارد، گناه باعث می شود که مذاق شما در احساس لذت تغییر کند و از کارهای حرام لذت ببرید در این صورت لذت حرام جایگزین لذت حلال می شود و اراده شما را به سوی گناه و لذت حرام سوق می دهد، تا جایی که شخص اصولا حقانیت دین را زیر سوال می برد و به کلی منحرف می شود.
قرآن کریم می فرماید: ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللهِ؛[۱] سپس عاقبت بدکاران و اهل گناه این است که آیات الهی را تکذیب می کنند. یعنی اگر گناهان فرد ادامه یابد و شخص توبه نکند، باعث می شود کم کم انسان گناه کار حتی خدا و دین را تکذیب کند.
و نیز کسانی هستند که روحیه ی تعبّد و تسلیم ندارند و در پی بهانه اند تا شانه از بار تکلیف و دینداری خالی کنند. از این رو مسئله ی تحقیق را عنوان می کنند و برای هر دستور دینی، دنبال فلسفه و دلیل می گردند و خیلی هم خود را روشنفکر جا می زنند.
قرآن کریم نسبت به برخی از اینگونه افراد می فرماید: بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ، یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ؟[۲] گروهی می خواهند راه گناه برایشان باز باشد و لذا می پرسند: روز قیامت کی است؟ در باطن می دانند که خدا و قیامت حق است، اما در ظاهر به خاطر هوای نفس و اینکه از لذت های نفسانی نمی توانند بگذرند، می گویند: ای بابا چه کسی حالا قیامت را دیده؟
این گروه نیز به خاطر مشکلات عملی و آلودگی به گناه، امور اعتقادی را انکار و تکذیب می کنند و یا در آن شک و شبهه ایجاد می نمایند.
امروزه متاسفانه اغلب کسانی که از ضعف ایمان و اراده خود در دین داری و بندگی خدا شکوه دارند، علت آن وارد شدن به فضاهای آلوده و گناه است. البته وجود شبهات اعتقادی هم بی اثر نیست، ولی عمدتا گناه و هوای نفس است که ایمان انسان را تضعیف و اراده را سست می نماید.
به خصوص در این زمان رسانه های ماهواره ای و شبکه های مجازی نقش تعیین کننده ای در این جهت دارند و شیاطین در آنها بسیار فعال هستند. در این شبکه ها هم شبهات فراوانی به اعتقادات جوان ها وارد می شود و هم فضای نفس پرستانه و دنیاپرستانه و تجمل پرستانه آن به شدت گناه آلود است و باعث گرایش به دنیاپرستی و نفس پرستی و بسیاری از گناهان جنسی و غیر جنسی می شود.
یک جوان وقتی با سواد رسانه ای کم و آگاهی دینی ناچیز وارد این فضاها می شود کم کم هویت دینی خود را گم می کند و ایمان و اعتقادات اش ضعیف می شود و در نتیجه اراده ای برای تحمل تکالیف دینی ندارد و هنگامی بیدار می شود که بسیاری از سرمایه های معنوی خود را از دست داده است و نیاز به بازسازی اساسی دارد، البته اگر بیدار شود!
 
راه کارهای تقویت اراده:
مبادی اصلی تحقق اراده گفته شد، اما برخی راهکارهای جزئی تری برای تقویت اراده و انگیزه عمل وجود دارد که عبارتند از:
۱. هدفداری و آرزومندی:
این موضوع خیلی مهم است، هدفداری منبع انرژی انسان در زندگی است کما اینکه پوچی و بی هدف بودن در زندگی اراده را تضعیف می کند و آدمی را بی خاصیت می سازد، بهترین انگیزه ای که باعث تقویت اراده انسان می شود آرزوی کمال و قرب به خدا و کسب رضایت و محبت خدا است.
اگر انسان کارش را برای بدست آوردن رضایت خدا انجام دهد و هدف اش رضایت الهی باشد و این رضایت مندی برایش مهم جلوه کند، اراده ای قوی برای کار و عمل خواهد داشت. البته انگیزه رضایت مندی یک انگیزه حداقلی است برای مومن و بالاتر از این انگیزه کسب محبت خدا است. بدست آورد محبت خداوند بالاترین انگیزه ای است که انسان را برای عمل و عبودیت آماده و با نشاط می کند.
محبت خداوند باعث می شود که انسان به مقام خلیفه اللهی برسد و اثر گذارترین موجود هستی بعد از خدای متعال شود. این مقام جز با اطاعت و بندگی حاصل نمی شود، بنابراین اگر کسی جایگاه خود در هستی را بشناسد و آنرا هدف گذاری کند، قطعا انگیزه و اراده ای محکم خواهد داشت.  
۲. داشتن پشتکار، تمرین و اقدام عملی:
هنگامی که انگیزة و اراده بندگی و خودسازی در سالک پیدا شد و با میل و گرایش انسان پیوند خورد و اشتیاق او برای سلوک راه خدا شدت گرفت، وارد اقدام عملی می گردد.
خود اقدام عملی نیز بر قوت اراده اثر گذار است، همانگونه که علم روی اراده تاثیر می گذارد، عمل و تمرین و مقاومت عملی نیز اراده را تقویت می کند؛ در روایت داریم که: العلم یهتف بالعمل فان اجاب و الّا ارتحل؛[۳] علم، عمل را به دنبال خود فرا می خواند، دعوت می کند. اگر عمل به دنبال علم آمد، آنگاه علم باقی می ماند، یا شاید بشود گفت: حتی توسعه پیدا می کند، ولی اگر عمل به دنبال علم نیامد، علم هم باقی نمی ماند. و الّا ارتحل؛ عمل که نبود، علم هم می رود. اهمیت عمل را اینجا می شود فهمید؛ اهمیت کار را اینجا می شود فهمید. کار بدون علم، کم‌اثر است؛ علم بدون کار، بی‌اثر است.
در این راستا خداوند به پیامبر گرامى اسلام (ص) دستور می‌دهد که هرگاه تصمیم جدی بر انجام کاری اتخاذ کردى، با توکل به نیروی لایزال الهی، هدف خود را با قاطعیت تمام دنبال کن: فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکّلْ عَلَی اللّهِ؛[۴] چون تصمیم بر کاری گرفتی، پس به خدا توکل کن (و انجام بده).
تمرین عملی مستمر، از موثرترین راه های تقویت اراده است، داشتن هدف روشن، تعقل، معنویت و تلقین همگی به این معنا است که فرد آدرس مقصد خود را می‌داند و توشه سفر را نیز به همراه دارد. اما هیچ مسافری تنها با داشتن آدرس و خرج سفر به مقصد نرسیده است، رسیدن به مقصد، علاوه بر موارد فوق نیاز به این دارد که فرد از جای خود حرکت کند و ابتدا با هر زحمتی که هست، اقدامات عملی خود را شروع نماید و از اموری که فرد را مقصد دور می‌کند، مثل هوا و هوس، شهوت‌رانی، و دیگر موانعی که در ابتدا ذکر شد، دوری گزیند.
حضرت امیر (ع) این نکته اساسی را چنین بیان می‌کند: من یعْمَلْ یزدَدْ قوةً؛[۵] هر کس عمل کند، قوت او زیاد می‌شود، من یقَصِّر فی العمل یزدد فرَةً؛[۶] هر کس در عمل کوتاهی کند، سستی او افزون شود. 
اگر با خود قرار می گذارید، کاری را که تمام مسایل پیرامون آن را سنجیده و به اثرات مثبتش در زندگی واقف شده اید، انجام دهید به طور مستمر در راه تحقق اش تلاش کنید. مثلا اگر با خود عهد کرده اید، نماز اول وقت بخوانید یا روزانه نیم ساعت ورزش کنید، حتما این کار را انجام دهید. توجه داشته باشید که رسیدن به هدف ها، محتاج زمان است، بنابراین یک ساعت و یا چند روز برای دست یابی به آنها کافی نخواهد بود. در این راه تلاش و فعالیت مستمر، ضرورت دارد.
 
۳. رعایت نظم و انضباط:
نفس آدمی، راحت طلب و قالب گریز و خواهان بی‌قیدی است. هر چه انسان بتواند نفس را در قالب و محدوده‌های معقول مورد تأیید عقل و شرع قرار دهد، کم کم نفس قوت می‌یابد. حضرت نبی اکرم (ص) می‌فرماید: ان الشدید لیس من غلب الناس و لکن الشدید من غلب نفسه؛[۷] قوی، کسی نیست که به مردم غلبه کند، بلکه کسی است که بر نفس خود غلبه کند، لذا نیازهای متعدد مادی و معنوی خود را در نظر بگیرید و برای تامین آنها برنامه منظم و جامع و کاملی داشته باشید.
 
۴. ورزش و فعالیت جسمی مناسب:
همان گونه که قبلاً اشاره کردیم، نفس انسان به دنبال راحتی است. هر چیزی که باعث شود انسان مقداری سختی بکشد و نفس را به تحمل وادارد، باعث قوت نفس و اراده می‌شود. فعالیت ورزشی مناسبی که موجب عرق ریختن و تحرک شود در این راستا تأثیر بسزایی دارد. پس از کم تحرکی و گوشه‌نشینی پرهیز کنید و حتماً ساعتی را در روز به ورزش و فعالیت جسمی حتی در حد پیاده‌روی ساده بپردازید. بهترین نوع ورزش که تأثیر بهتری در تقویت اراده دارد، کوهنوردی است که طی آن، در هر قدمی که انسان برمی‌دارد و بالاتر می‌رود، اراده‌اش تقویت می‌شود.
۵. نماز شب و تهجد:
پیامبر اکرم (ص) برای انجام مأموریت بسیار مهم خود، نیازمند اراده‌ای قوی و قاطعیت در گفتار بودند. بنابراین خداوند متعال در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیلِ هِی أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلا؛[۸] یعنی اگر ارادۀ قوی و تقویت اراده می‌خواهی تا در کار خود موفّق باشی، اگر می‌خواهی این راه پرمشقّت و سختی که در پیش‌ داری، تو را از پا در نیاورد، نماز شب و تهجّد بهترین طریق تقویت اراده است.
۶. تحمل ریاضت و سختی:
مقاومت در برابر سختی های زندگی یکی از عوامل مهم تقویت اراده است. به چند مطلب اشاره می کنیم که خیلی مهم است.
اول. سختی دو نوع است، سختی اضطراری و سختی اختیاری. سختی اضطراری سختی هایی است که زندگی به انسان تحمیل می کند، مانند مصیبت ها و بیماری ها و نداری ها و کمبودها و از دست دادن ها و رنج ها و دردها. این سختی ها تا حد زیادی سازنده است و به اقتضای ربوبیت الهی عارض انسان می شود و نوعی امتحان الهی محسوب می گردد.
نوع دوم. سختی های اختیاری است، یعنی سختی کشیدن و ریاضت در راه خدا با آگاهی و اختیار. دین داری و خودسازی سختی های زیادی دارد که باید به صورت اختیاری تحمل کرد و قطعا برای انسان سازنده است. ما در بحث خودسازی از این نوع سختی ها سخن می گوییم.
دوم. توجه به یک قانون بسیار مهم در مورد سختی ها است. گفتیم که : به اقتضای ربوبیت الهی کسانی که در مسیر بندگی قرار می گیرند حتما باید سختی بکشند تا ساخته شوند و صبرشان و مقاومتشان سنجیده شود و ایمانشان محک بخورد و امتحان بندگی بدهند. اصل بندگی و حقیقت خودسازی و مراقبه سختی کشیدن در راه خدا است.
منتهی قانون مهمی که اکثر مردم از آن غافل هستند این است که اگر انسانی که به خدا ایمان دارد، خودش برای خودش سختی های بندگی و اختیاری را به جان نخرد، یعنی سختی نماز و روزه و خمس و زکاه و شب زنده داری و انجام نوافل و مستحبات را تحمل نکند و در این زمینه تنبلی و کاهلی نماید، گرفتار سختی های اضطراری زندگی می شود و خدای متعال ناچارا و باز به اقتضای ربوبیت خود، به او سختی های زندگی را می چشاند، او را با درد و رنج زندگی می آزماید، با دشواری ها و شکست های زندگی پرورش اش می دهد، ایمان او را محک می زند و توکل او را می آزماید.
این قانون مهم زندگی است که اکثر ما از آن غافلیم. و چون غافلیم گرفتار سختی ها و رنج های اضطراری زندگی می شویم. سختی های اضطراری زندگی آرامش و آسایش انسان را سلب می کند و او را دچار رنج و تعب فراوان می نماید و تاثیر مثبت آن نیز در قیاس با سختی های اختیاری بسیار کم تر است، در حالی که سختی های اختیاری کاملا به نفع انسان است، به او آرامش می دهد، موجب لذت و سعادت واقعی می گردد و قرب خداوند را در پی دارد. سختی های اختیاری است که انسان را آماده ورود به زندگی جاودان و لقاء الله می کند. خودسازی یعنی سختی کشیدن اختیاری در راه خدا.
سوم. مطلب بعدی این است که اصولا دنیا دار سختی است و خدا انسان را در تعب آفریده است، انسان در زندگی با سختی رشد می کند و فلسفه زندگی و بندگی سختی کشیدن در راه خدا است. نباید به زندگی به عنوان جایی برای راحت طلبی و لذت جویی و کامیابی نگریست. دنیا جای آرامش و عیش و نوش و خوشگذرانی نیست. کافر و سکولار چون به روح و زندگی پس از مرگ و معاد اعتقاد ندارد، زندگی را محل کامیابی و خوشگذرانی می داند و هدف زندگی را رسیدن به لذت برتر معرفی می کند و تمام همت و کوشش خود را برای رسیدن به زندگی مرفه تر و راحت تر صرف می کند و پیوسته در پی آسایش است، ولی آسایش و آرامشی که هرگز به آن نمی رسد.
اما انسان الهی دقیقا بر عکس او فکر می کند و دنیا را محل کار و کوشش سخت و حرکت به سوی خدا و آماده شدن برای حیات پس از مرگ می داند و معتقد است با زحمت زیاد و تحمل ریاضت و صبر در مقام بندگی باید خود را آماده لقای محبوب نماید.
۷. همنشینی با انسان‌های با اراده و مصمم:
انسان، ناخودآگاه از افرادی که با آن‌ها رفاقت و همنشینی دارد، رنگ می‌پذیرد؛ لذا هر چه دوستان و همنشینان ما افراد با اراده، منظم، معقول، جدی و مصمم باشند، ما هم به همین حالات نزدیک می‌شویم. از طرف دیگر، اگر همنشینان و دوستان ما اهل بطالت و اتلاف وقت، سستی و بی‌برنامگی باشند، ناخودآگاه ما هم به همین خصلت‌ها دچار می‌شویم. حضرت رسول اکرم (ص) می‌فرماید: المرء علی دین خلیله و قرینه؛[۹] انسان، بر دین و مرام دوستان و نزدیکانش است.
 
۸. همنشینی با عالمان وارسته:
از نکاتی که حکیمان و عالمان الهی، نسبت به آن توصیه و تأکید دارند، مجالست داشتن و همنشینی با علماست؛ به طوری که حتی در انتخاب محل زندگی جایی را برگزینیم که با یک عالم مرتبط باشیم. این نوع معاشرت در تقویت اراده بسیار موثر است.
در نصایح لقمان (ع) به فرزندش آمده است: یَا بُنَیَّ جَالِسِ الْعُلَمَاءَ وَ زَاحِمْهُمْ بِرُکْبَتِکَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحْیِی الْقُلُوبَ بِنُورِ الْحِکْمَةِ کَمَا یُحْیِی الْأَرْضَ بِوَابِلِ السَّمَاء؛[۱۰] پسرکم! با دانشمندان همنشینى کن و زانو به زانوى ایشان بنشین که خداى عز و جل دلها را به پرتو حکمت زنده مى کند، همچنان که زمین را با باران آسمان زنده مى فرماید.
گاهی اوقات ممکن است شخصی خود را متدین و آگاه بداند و از روی اشتباه خود را بی نیاز از مصاحبت علما بپندارد و خود را محروم نماید. از امیر المؤمنین (ع): صاحب العقلاء، و جالس العلماء، و اغلب الهوى، ترافق الملأ الأعلى؛[۱۱] مصاحبت کن با عقلا، و همنشینى کن با علما، و غلبه کن بر هوس و هوا، تا این که رفیق گردى با ملأ أعلى؛ یعنى اگر این کارها را بکنى، رفیق و همراه گردى با ملأ أعلى یعنى گروه بلند مرتبه که ملائکه باشند یا انبیا و اوصیا و اولیا صلوات اللّه علیهم.
آیت الله العظمی بهجت می فرمایند: از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات و غیر آنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول (صلوات الله علیه و آله) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.[۱۲]
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد: جالسوا مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُهُ؛[۱۳] با کسى بنشینید که دیدن او شما را به یاد خداوند اندازد و زبان او در علم شما بیافزاید، که خوف خداوند در دل شما زیاد شود و عمل او شما را راغب به آخرت کند.
۹. مبارزه با عادت ها:
عادت اراده انسان را ضعیف می کند، بنابراین یکی از عوامل مهم تقویت اراده، مبارزه با عادت ها است. علی (ع) فرمودند: بِغَلَبَةِ العاداتِ الوُصولُ إلى أشرَفِ المَقاماتِ؛[۱۴] با غلبه کردن بر عادت ها می توان به مقامات والای معنوی دست یافت. البته نباید به همه عادت ها به یک چشم نگریست و عادت هایی که ایجاد رکود نمی کنند، جنبه منفی نخواهند داشت. چنانچه بسیاری از صفات و فضایل آدمی از طریق عادت ایجاد می شود. مثلا هرکس به طور طبیعی اندکی شجاعت دارد، اما برای پیدا کردن یک حالت فوق العاده قوت قلب، باید آنقدر با خطرات مواجه شود و تمرین کند تا در موقع لزوم دچار ترس نگردد. ولی عادت هایی که به جای تقویت عقل و اراده باعث اسارت آنها می شوند، از محدوده مالکیت انسان بر خودش می کاهند، مانند عادت به پرخوری و پرخوابی و پرگویی که راهی جز مبارزه با آنها نمی توان یافت. مبارزه کردن با همین عادت های به ظاهر جزیی، تأثیر بسزایی در تقویت اراده دارد.  
۱۰. تعادل در لذت جویی و تأمین نیازها:
یکی از اموری که اراده انسان را ضعیف کرده و سستی و تنبلی را بر انسان غالب می‌کند، زیاده‌روی در تأمین نیازها است. پرخوابی، پرخوری، زیاده‌روی در شهوات هر چند حلال باشد، نشست و برخاست‌های طولانی و بی‌فایده، استفاده زیاد از رسانه‌ها و همه این‌ها آدمی را سست و غافل کرده و جدیت را از انسان دور می‌کند؛ لذا با جلوگیری از این امور، موانع موفقیت خود را برطرف کنید.
حضرت علی (ع) می‌فرماید: و لا تَجتَمِعُ عَزیمَةٌ و وَلیمَةٌ، ما أنقَضَ النَّومَ لِعَزائمِ الیَومِ، و أمحى الظُّلمَ لِتَذاکیرِ الهِمَمِ![۱۵] عزم و تصمیم برای رسیدن به کمالات، با سورچرانی و راحت‌طلبی سازگار نیست، چه بسیار خواب‌هایی که تصمیمات روز را بر هم می‌زند و چه بسیار تاریکی‌هایی که یاد همت‌های بلند را از خاطره‌ها زدوده است.
 
۱۱. عبادت و معنویت:
عبادت کردن از موثر ترین راه های تقویت اراده است. زمانی که فرد نماز می‌خواند، ذکر خدا می‌گوید، قرآن می‌خواند، دعا می‌خواند، در مراسم دعاهای جمعی شرکت می‌کند، یک گام بزرگ در جهت تقویت اراده بر داشته است. بنابراین هر چه ارتباط معنوی با خدا بیشتر گردد، اراده فرد قوی‌تر می‌گردد. دلیل مسأله کاملا روشن است. زیرا عبادت و معنویت هوا و هوس را از بین می‌برد. هوا و هوس بزرگترین دشمن اراده انسان است. به همین دلیل زمانی که فرد یک نماز با حال می‌خواند، بعد از نماز هر کار مهمی را که اراده کند، می‌تواند انجام دهد.
۱۲. انجام وظایف الهى:
یکى از عوامل مهم تقویت اراده، انجام وظایف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه هاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعایت نمودن، دوری از گناه، هر کدام مهم ترین عامل تقویت اراده به شمار مى آید. کسى که روزه مى گیرد، با تمام هوس ها و رذایل اخلاقى مبارزه مى کند. کسى که به عبادت خداوند مى پردازد، آرامش روانى پیدا مى کند. آرامش روانى مؤثرترین عامل تقویت اراده است.
راه تقویت اراده از این منظر, حاکم ساختن اراده و خواست الهی بر اراده و خواست خود است. انسان در طول زندگی خود با انجام دستورات دینی همواره در مسیر تقویت اراده قدم برداشته و این مساله را تمرین می نماید تا جایی که به فنای اراده در اراده خدا می رسد.
لذا بهترین راهکار عملی تقویت اراده، انجام وظایف دینی اعم از عمل به واجبات و ترک حرام است. به خصوص ترک گناه در این زمینه بسیار موثر است. بعد از انجام واجبات و ترک حرام، انجام مستحبات مانند روزه گرفتن و انجام نوافل و ترک مکروهات تاثیر نهایی بر اراده انسان خواهد داشت.
تقویت اراده از طریق اطاعت و بندگی، همان مقام فنایی است که عارف و سالک در پی آن است و از این منظر حتی می توان گفت: تمام سلوک عرفانی چیزی جز حرکت در مسیر اراده و تقویت اراده نیست. سالک با تقویت اراده به جایی می رسد که اراده او مظهر اراده خدای متعال می شود و به مقام همت و کن فیکون می رسد و قادر می شود که کارهای خارق العاده انجام دهد و کرامت از او ظهور می کند.
  
۱۳. اطلاع از سرگذشت انسان هاى با اراده:
خواندن سرگذشت انسان هاى با اراده، عامل تعیین کننده اى در تقویت اراده است. خواندن زندگینامه انسان هاى با اراده موجب مى شود که آدمی در برابر عواملى که موجب ضعف اراده مى شود، مقاومت نموده و عوامل تقویت اراده را تجربه کند، مثلاً یکى از عوامل موفقیت پشتکار است.
علامه امینى (ره) صاحب کتاب ارزشمند الغدیر جهت تدوین این کتاب به کشورهاى مختلف سفر کرد. یکى از سفرهاى وى به هندوستان حدود شش ماه طول کشید. پس از بازگشت از هند پرسیدند: هواى هندوستان چگونه بود؟ وى پس از اندکى تفکر پاسخ داد: به دلیل این که همواره سرگرم مطالعه بودم، نفهمیدم هواى آن جا در این مدّت چگونه بود!
مفسر کبیر قرآن، علامه طباطبایى، نمونه اى از افراد با اراده و مصمم است. او در پنج سالگى مادر و در نه سالگى، پدرشان را از دست مى دهند و راه معاش ایشان و برادرشان از کودکى، منحصر به زمین زراعتى در قریه شادآباد تبریز بوده است.
علامه طباطبایى به علت تنگدستى ناچار مى شود از نجف اشرف به ایران مراجعت نمایند و ده سال در همان قریه به کشاورزى اشتغال ورزند.[۱۶] با این وصف ایشان با تلاش پیگیر توانست تفسیرى به رشته تحریر درآورد که به جامعیت آن، تفسیرى یافت نمى شود.
در کتاب رمز پیروزى مردان بزرگ از آیت الله جعفر سبحانى و سیماى فرزانگان از رضا مختارى داستان هاى زیادى از بزرگان نقل شده است.
 
۱۴. تلقین:
یکی از عوامل ضعف اراده احساس ناتوانی از انجام کارهای مهم است، گر دائم به خود تلقین نمایید که می توانید آن کار مهم را انجام دهید، شما قادر خواهید بود تا بر احساس ناتوانی غلبه کنید.
این خطر بزرگی برای انسان است که توانایی های خودش را باور نداشته باشد. اگر اعتقاد پیدا کردیم که می توانیم هر کار سختی را انجام دهیم، توانا می شویم. به تعبیر دیگر وقتی این احساس پیدا شد، در یک ملتی که من خودم باید هر چیزی که نیاز دارم تهیه کنم، دیگران به من نمی دهند. این احساس اگر پیدا شد مغزها راه می افتد، خود باوری، اراده انسان را توانا می کند.
تا وقتی فکر می کنید که نمی توانید و دارای ظرفیت نیستید، احتمال موفقیت کم است، اگر درخشان ترین شایستگی ها را داشته باشید. برعکس یک فردی که از حیث هوش و قابلیت متوسط است، ولی به خودش اطمینان کامل دارد، موفق خواهد شد.
۱۵. مثبت اندیشی:
یکی از موانع شکل‌گیری اراده‌های بزرگ، روحیه یأس و ناامیدی و توجه بیش از حد به مشکلات و کم‌توجهی به داشته‌ها و توانایی‌ها است، خداوند با قدرت بی‌انتهای خود، فرموده است: وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛[۱۷] هر کس بر من توکل کند، او را کفایت می‌کنم. و نیز: [۱۸] کُلًّا نُمِدُّ هَؤُلَاءِ وَهَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ و َمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا؛[۱۹] و ما به هر دو فرقه (از دنیا طلبان و آخرت طلبان) به لطف پروردگارت مدد خواهیم داد، که لطف و عطای پروردگار تو از هیچ‌کس دریغ نخواهد شد.
همچنین در روایتی امام رضا (ع) فرموده است: أَحْسِنْ بِاللَّهِ اَلظَّنَّ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ أَنَا عِنْدَ حُسْنِ ظَنِّ عَبْدِیَ اَلْمُؤْمِنِ بِی إِنْ خَیْرٌ فَخَیْرٌ وَ إِنَّ شَرٌّ فَشَرٌّ؛[۲۰] به خداوند حسن ظن داشته باش، زیرا خدای متعال فرموده است: من نزد گمان بنده مؤمن به خود هستم، اگر او به من خوش گمان باشد که کمکش می‌کنم؛ پس یاری‌اش می‌کنم و اگر او گمانش این باشد که کمکش نمی‌کنم، پس من هم او را رها می‌کنم؛ با وجود قدرت و لطف بی‌منتهای خداوند و حقایقی که عرض شد، جا دارد انسان‌ها عینک سیاه به چشم نزنند و به موفقیت خود امیدوار باشند و خداوند و همه خلقت را پشتیبان خود بدانند.
 
  [۱] روم، آیه ۱۰.
[۲] قیامت، آیه ۵ و ۶ .
[۳] نهج البلاغه، کلمه قصار ۳۶۶.
[۴] آل عمران، آیه ۱۵۹.
[۵] آمدی،‌ غررالحکم، ص۱۵۲.
[۶] همان، ص ۱۵۸.
[۷] ری شهری، میزان الحکمه، ح ۲۱۵۱۶.
[۸] مزمل، آیه ۶.
[۹] کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۷۵.
[۱۰] فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ترجمه مهدوى دامغانى، ص۳۵.
[۱۱] آمدی، غرر الحکم، ص۴۲۰.
[۱۲] پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بهجت.
[۱۳] کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص۳۹، باب مجالسة العلماء و صحبتهم.
[۱۴] آمدی، غرر الحکم، ح ۴۳۰۰.
[۱۵] نهج البلاغه، خطبه ۲۴۱.
[۱۶] علامه حسینى تهرانى، مهر تابان، ص ۳۹.
[۱۷] طلاق، آیه ۳.
[۱۸] اسراء، آیه ۲۰.
[۱۹] اسراء، آیه ۲۰.
[۲۰] مجلسی، بحار الأنوار، جلد ۶۷، صفحه ۳۸۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.