تقویت روحیه بندگی ۱۳۹۳/۱۰/۲۸ - ۶۴۲ بازدید

چه جوری می توان روحیه بندگی رو در خود ایجاد کرد وخلاصه برای خدا بندگی کرد؟

تعالی جامعه یک رسالت بزرگ و سنگین و تقویت روحیه عبودیت و بندگی یک ماموریت محوری اسلام و سایر ادیان الهی است که برای تحقق آن اولا تقویت تعالیم دینی، معنوی و فرهنگی ضرورت دارد. بندگی و عبودیت، نوعی روحیه و صفت درونی در انسان مومن است که باعث می شود تمام خوبی های عملی و اخلاقی در زندگی و شخصیت او ظاهر شود و در مقابل روحیه سرکشی و طغیان نسبت به خدای متعال، ریشه در کفر و شرک دارد و باعث می شود انسان به یک طاغوت بدل شود و تمام بدی ها و رزایل و مفاسد عظیم در شخصیت و زندگی او ظاهر گردد.
روحیه بندگی داشتن، گوهر دیانت الهی و موضوع بسیار مهمی است که با هدف خلقتی انسان رابطه عمیق دارد (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون) و همه انبیای الهی برای ایجاد آن مبعوث شده اند، مهمترین نیاز معنوی انسان مومن، داشتن روحیه بندگی و اطاعت نسبت به خدای متعال و ائمه اطهار (ع) و مبارزه با روحیه سرپیچی و عصیان درونی است.
اصولا هدف دین، چیزی جز بنده پروری و مبارزه با روحیه استکباری انسان نیست. تزکیه نفس برای این است که انسان با تکبر و خودبینی و خودپرستی خودش مبارزه کند. جهاد اکبر مبارزه با خودخواهی و خودمحوری انسان است.
به لحاظ روانشناختی افراد فرودست جامعه متواضع تر از فرادستان اند و این موضوع در طبقات اجتماعی قابل مشاهده است، به طور مثال شما وقتی به یک اداره دولتی می روید، در شخصیت آبدارچی آن اداره، روحیه اطاعت و تواضع و پذیرش بیشتری مشاهده می کنید، تا کارمندان و صاحب منصبان و یا رئیس اداره، یا در روحیه کارگران کارخانه حرف شنوی بیشتری می بینید تا کارفرمایان، اگر دقت کنید روحیه آنها با هم کاملا متفاوت است.
برخی از مردم از جهت روانی، آدم های طغیان گر و سرکشی هستند، و به خصوص اگر در پست و مقام مهمی هم قرار بگیرند یا از ثروت و مکنت برخوردار شوند، این روحیه سرکشی در آنها قوی تر می شود، اما برخی از افراد هم هستند که متواضع اند و روحیه اطاعت و پذیرش در آنها قوی تر است.
روحیه سرکشی و طغیانگری در مقابل خدای متعال باعث می شود انسان به گناه آلوده گردد. گناه، خودمحوری و خودپرستی و تفرعن است، ادعای خدایی است؛ باعث می شود که انسان طاغوت شود.
قرآن کریم می فرماید: ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی. انسان همین که خود را بی نیاز ببیند روحیه طغیان و سرکشی به او دست می دهد.
طاغوت همین است؛ ریشه طاغوت از طغی یغی و طغیان است. وقتی انسان در مقابل خدای متعال طغیان و سرکشی کند، طاغوت می شود و در راس کفر قرار می گیرد. قرآن کریم می فرماید: والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجهم من النور الی الظلمات. طاغوت ها کارشان تولید ظلمت و گمراهی است، همه ضربه هایی که مومنین تحمل می کنند از ظلم و ستم طاغوت ها و مستکبران عالم است.
البته انسان در ابتدا از آن جهت که خدای متعال او را شبیه خود آفریده (ان الله خلق آدم علی صورته) نوعی احساس تکبر و تفرعن و ادعای خدایی در او هست و این حالت قدری طبیعی است، ولی باید عوض شود، تزکیه نفس برای همین است که انسان دست از خدایی بردارد و بنده شود.
فلسفه عبادت هم عمده اش همین است که این روحیه را بشکند و در انسان روحیه تعبد و بندگی ایجاد کند، چون انسان با چنین روحیه ای رشد می کند و به کمال و قرب الهی می رسد و احساس خدایی دقیقا مانع رشد و نزدیک شدن او به خدا می شود و او را به انواع گناه و مفاسد گرفتار می سازد.
خدای متعال است که بزرگ و متکبر است و حق دارد که اظهار بزرگی و عظمت کند. خداوند به اقتضای علم و حکمت، هر کاری که بخواهد انجام می دهد، ولی بنده حق ندارد مانند خدا باشد، تکبر بروزد و فخر فروشی کند و هر کاری دلش خواست انجام دهد. بنده فقط به خواست مولی عمل می کند. دل بخواهی عمل کردن و سرپیچی از فرمان الهی، شرک و خودپرستی و گمراهی است.
کسی که روحیه بندگی دارد، اصولا گناه و سرکشی ندارد، سرخود نیست، سرخود عمل نمی کند، سرخود تصمیم نمی گیرد، مطیع است، تسلیم مولی است، متواضع است، می داند که همه کاره مولی است و او هیچ کاره است، خود را مالک چیزی نمی داند، نزد او مالک و خالق و مربی و همه کاره خدا است.
اسلام از تسلیم است و تسلیم خود عامل مهمی در ایجاد روحیه بندگی و مبارزه با طغیان گری درونی انسان است. در همین راستا صفت توکل و تفویض و رضا و صبر و ایمان و اعمالی همچون نماز و روزه و حج و فضایلی مانند تواضع و نرم خویی و مهربانی همگی عواملی هستند که فلسفه اصلی توصیه دین به آن ها، ایجاد روحیه بندگی و عبودیت در انسان مومن است.
و در مقابل کفر و شرک و گناه و رزایل اخلاقی مانند تکبر و عجب و خودخواهی و خودپرستی و دنیاپرستی و قدرت پرستی و ثروت و مقام پرستی و مانند آن همگی زمینه ساز روحیه طغیان و سرکشی و خروج از عبودیت و بندگی خدای متعال خواهد بود.
باید متوجه این معنا باشیم که قدرت و اراده و سلطه و حکومت و کبریایی و عظمت از آن خدا است و ما فقط بنده ای بیش نیستیم. ذره ناچیزی هستیم که در برابر عظمت بی انتهای هستی، تعظیم و کرنش می کنیم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.