تکامل روح ۱۳۹۰/۱۱/۱۵ - ۱۴۷ بازدید

در پاسخ به پرسش مذکور به چند نکته اشاره می شود:۱. حرکت و تکامل مربوط به جسم یا امور جسمانی است. مجرد از آن جهت که مجرد است، فاقد حرکت و تغییر است.نفس انسان دارای دو جنبه و دو بعد است؛ در یک بعد،‌ متعلق به بدن است و آن را تدبیر می کند، از این جهت نفس انسان مرتبط بدن و وابسته به آن است.

در پاسخ به پرسش مذکور به چند نکته اشاره می شود:
۱. حرکت و تکامل مربوط به جسم یا امور جسمانی است. مجرد از آن جهت که مجرد است، فاقد حرکت و تغییر است.
نفس انسان دارای دو جنبه و دو بعد است؛ در یک بعد،‌ متعلق به بدن است و آن را تدبیر می کند، از این جهت نفس انسان مرتبط بدن و وابسته به آن است. نفس از این جهت متأثر از بدن و تغییرات جسمانی است و از این حیث دارای تکامل و تحول است.
نفس آدمی یک بعد مجرد و غیر متعلق به بدن و جسم نیز دارد و آن همان مرتبه عقلانی و تکامل یافته نفس است که کارهای خود را بدون دخالت جسم و بدن انجام می دهد.
بنابراین، نفس انسان از جهت وجود تعلقی خود با بدن مرتبط است، دارای حرکت و تکامل جوهری است و از جهت مرتبه عالی نفس که همان مرتبه عقلانی و ملکوتی است، نفس،‌ مجرد از ماده و جسمانیات است و تکامل و تحولی ندارد.
۲. نفس انسان به لحاظ ساختار وجودی، در بود پیدایش «جسمانی الحدوث» و در استمرار وجودش «روحانی البقاء» است. به این معنی که نفس انسان تا زمانی که در دنیای رحم است دارای حیات گیاهی بوده و خواص و آثار گیاهی دارد.
پس از خروج از دنیای ظلمانی رحم، به تکامل خود ادامه داده و واجد حیات حیوانی می شود به گونه ای که علاوه بر خواص و آثار گیاهی- که همان تغذیه‌، تولید، و رشد است- دارای خواص نفس حیوانی می شود یعنی ادراک و حرکت ارادی.
پس از مرحله نفس حیوانی، به تکامل جوهری خود ادامه داده و به مرحله نفس انسانی می رسد یعنی علاوه بر کمالات نفس نباتی، نفس حیوانی، واجد کمالات نفس انسانی که همان تعقل و تکفر است، می گردد. خو نفس انسانی دارای مراتب و مراحل بی نهایت است تا به کمال مطلوب خود که فناء فی الله است‌، نایل گردد.برای روشن شدن جواب این سؤال ذکر چند نکته ضروری است:
۱. حیات رستاخیز و قیامت با حیات دنیوی تفاوت جوهری داشته و قابل مقایسه نبوده و قوانین و قواعد هر یک را نمی توان بصورت کلی به دیگری تعمیم داد و بصورت کلی حکم کرد که هرچه در دنیا ارزش محسوب می شود مثل تحصیل کمال از راه انجام افعال اختیاری در قیامت هم همینگونه است چنانکه در این جهان حرکت و تغییر است ولی آن جهان ثبات, در این جهان موت و حیات بهم آمیخته است بخلاف قیامت که حیات محض است و تفاوتهای دیگر که در این رابطه می توانید به مجموع آثار استاد مطهری جلد ۱, ص۲۲۰ مراجعه فرمایید. البته این نکته بدان معنا نیست که هیچ وجه اشتراک و پیوندی بین این دو جهان نیست بلکه فرض این است که نمی توان بنحو کلی قواعد یکی را به دیگری سرایت داد.
۲. عالم پس از مرگ دو مرحله دارد:
الف- از زمان مرگ تا قیامت که بعنوان عالم برزخ محسوب می شود.
ب- قیامت که ممکن است حکم اینها از جهت تکامل متفاوت باشد.
۳. تکامل اقسامی دارد و منحصر به یک قسم نیست و ممکن است بعضی از وجوه تکامل در رابطه با انسان در قیامت قبول و بعضی اقسام نفی شود.
الف- تکاملی که از راه اعمال اختیاری به تدریج برای انسان حاصل می شود با عمل به آنچه عقل به صورت قطعی حکم به لزوم انجام آنها و مدخلیت آنها در تکامل و سعادت انسان دارد و شرک آنچه عقل بصورت جزمی حکم به قبح و لزوم شرک آن می کند و همینطور عمل به شریعت که از جانب شارع مقدس بصورت اوامر و نواهی بیان شده که با عمل اختیاری انسان به این دستورات یعنی انجام واجبات و ترک محرمات انسان به تدریج و مرحله به مرحله تقرب به حق و تکامل پیدا می کند بشرط اینکه با اعمال بد و شرک و کفر آنها را حبط نکند.
ب- تکاملی که در نتیجه اعمال اختیاری است که انسان قبلا انجام داده که آثار آن اعمال الان مستمر و باقی است ولو اینکه شخص الان دیگر آن فعل را انجام نمی دهد یا حتی قادر به انجام آن نیست مثل اینکه یک مؤسسه خیریه ساخته که انجام خیر در آن استمرار دارد.
ج- تکاملی که در نتیجه افعال اختیاری است که انسان قبلا انجام داده ولو آثار آن فعل استمرار نداشته باشد.
د- تکاملی که بر اثر پالایش در نتیجه دیدن عذابها برای فرد حاصل می شود.
ه- حرکت جوهری کل عالم هستی بسوی فعلیت و تجرد محض یعنی چنانچه حق مبدا کل عالم است هم چنین او هدفی است که مجموع جهان با همه اجزا و شرائط بسوی او رهسپار است و موجودات جهان از همان اصلی که پدید آمده اند به همان باز می گردند.
جزءها را رویها سوی کل است       بلبلان را عشق با روی گل است
آنچه از دریا به دریا می رود       از همانجا کامد آنجا می رود
بعد از این مقدمه با توجه به نکات ذکر شده به اصل پاسخ می پردازیم و پاسخ این است که با توجه به آیات و روایات تکامل در مراحل پس از مرگ چه برزخ و چه قیامت قطعی است و اینگونه نیست که بهشتیان در جا بزنند بلکه در پرتو عنایات الهی و الطاف ربانی روز به روز به ساحت قدس ربوبی نزدیک می شوند. لکن نکته مهم این است که تکامل در آنجا مثل تکامل در این دنیا نیست که در پرتو تکلیف و طاعت و عبادت و ... باشد چون اساسا آنجا دار تکلیف نیست و نکته اساسی همین تفاوت نحوه تکامل در آخرت با تکامل در دنیا است (در زمینه تفاوتهای جهان آخرت و دنیا می توانید به مجموعه آثار استاد مطهری جلد ۱, ص ۲۱۷ به بعد مراجعه فرمایید.) لذا به تبیین حکم اقسام تکامل در قیامت می پردازیم.
اما قسم اول تکامل که به تدریج از راه اعمال اختیاری مستقیما برای انسان حاصل می شود که معلق و منوط به تکلیف است در برزخ و قیامت معنا ندارد چون برزخ و قیامت زمان تکلیف نیست بلکه زمان دیدن نتیجه عمل به تکالیف در دنیا است رابطه دنیا با آخرت از این جهت رابطه زمان کشت و برداشت است: الدنیا مزرعه الاخره[کنوز الحقایق- مناوی- باب دال] و به همین سبب در روایات تأکید به این نکته شده که روزقیامت روز عمل نیست بلکه روز حساب و زمان عمل دنیاست چنانچه علی(ع) می فرماید: « ان الیوم عمل و لاحساب و غدا حساب و لا عمل»: امروز کار است و محاسبه نیست و فردا(قیامت) محاسبه است و کار نیست ‌[نهج البلاغه ۱۸۷‍‍]. و اگر کسی بگوید پس در این زمان قیامت, مسأله تکامل من چه می شود مانند دانش آموزی است که سر جلسه امتحان که وقت دیدن نتیجه و حساب است بگویید من می خواهم الان تحصیل علم و کمال کنم استاد مطهری می فرماید در اینجا امکان تغییر سرنوشت از طرف خود انسان به وسیله تغییر مسیر حرکت و جهت عمل هست و در آنجا نیست[مجموعه آْثار جلد ۲ ص ۵۲۰, استاد مطهری]
اما تکامل قسم دوم که در نتیجه یک عمل اختیاری که شخص قبلا که در دنیا بوده انجام داده و آثار آن فعل هنوز مستمر است. مستفاد از روایات بسیار زیاد این است که این قسم تکامل در برزخ به یقین متصور است یعنی کسی که یک سنت خوبی به جا گذاشته مادام که بعد از مرگ شخص, به آن سنت عمل می شود اجرش برای او بوده و باعث تکامل شخص در برزخ می شود. چنانچه اگر یک سنت سیئه برجای گذاشته باشد باعث تنزل مقام شخص می شود چنانچه در یک روایت که متفق علیه بین شیعه و سنی است از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند کسی که سنت نیکویی در بین مردم بگذارد و برای اوست ثواب تمام افرادی که به آن سنت عمل کرده اند و کسی که سنت سیئه ای و ناپسندی در بین مردم بگذارد برای اوست گناه تمام افرادی که به آن سنت عمل کرده اند [امالی شیخ صدوق ص ۳۰۶] و البته این قسم از تکامل در قیامت معنا ندارد, چون بعد از نفخ صور اول دیگر هیچ انسانی در صحنه دنیا موجود نیست که عملی انجام دهد تا باعث تکامل یا تنزل مبدع آن شود.
۳. تکاملی که در نتیجه افعال اختیاری است که انسان در زمان حیات انجام داده ولو اینکه مانند صورت قبلی که سنت حسنه ای بنا گذاشته که دیگران عمل می کنند نباشد, بلکه این تکامل نتیجه جبری همان عمل است که انجام داده که بعضی بزرگان اینرا تشبیه می کنند به مانند درخت پر باری که انسان یک بار غرس نموده و لکن مرتبا جوانه می زند, یا مانند یک سفینه فضایی که برای خروج از محیط جاذبه نیاز به نیروی عظیم دارد ولی بعد از خروج از این میدان بدون احتیاج به نیروی محرک تا ابد به سیر خود ادامه می دهد, چنانچه در سوره نساء می فرماید: اما آنان که به خدا گرویدند و به او تمسک جستند به زودی خدا آنان را در رحمت و فضلی از جانب خویش در آورد و ایشان را به سوی خود به راهی راست هدایت می کند. [نساء ۱۷۵]. مفاد این آیه شریفه آن است که مؤمنان پس از قرار گرفتن در بهشت دوباره به راه و مسیری که به سوی خدا می رود هدایت می شوند که البته این حرکت تکاملی و قرب الی الله_ و یا نعوذ بالله سیر تنزلی و استدراج در نتیجه اعمالی است که در دنیا انجام داده اند و چنانچه از پیامبر اکرم حدیث پر معنایی درباره بهشتیان نقل شده که هدایایی از سوی خداوند بزرگ در اوقاتی که در دنیا نماز می خواندند به آنها می رسد و فرشتگان به آنها سلام و درود می فرستد. [تفسیر روح المعانی جلد ۱۶ ص ۱۰۳] که یقینا این هدایا و صلوات ملائکه باعث تکامل درجه بهشتیان است.
که مستفاد از این آیه و روایت و آیات و روایات متعدد دیگر این است که این نوع از تکامل یا تنزل در قیامت وجود دارد. و این نتیجه قهری و تکوینی عمل اختیاری در دنیاست و نتیجه خوب یا بد که اضطرارا و قهرا برای انجام یک فعل اختیاری به انسان می رسد منافاتی با اختیار ندارد. ۲}ذالک بما قدمت ایدیکم{۲, این نتایج همان است که دستهای شما پیش فرستاد. [آل عمران ۱۸۲]
این قسم از تکامل هم در برزخ وجود دارد و هم در قیامت، جهت مطالعه در رابطه با این نحوه از تکامل در قیامت می توانید به پیام قرآن، آیت الله مکارم شیرازی، جلد ۶ و معاد شناسی علامه تهرانی مراجعه بفرمایید.
د. این نوع چهارم از تکامل را حضرت امام در مطالب بسیار ارزشمندشان در رابطه با معاد که در اثری بنام معاد از دیدگاه امام خمینی منتشر شده مطرح فرموده اند.
ایشان با پذیرش اصل تکامل در عوالم سه گانه- دنیا, برزخ و قیامت- به تبیین تفاوت تکامل در دنیا و آخرت پرداخته, می فرمایند: « ان الترقی فی البرزخ و الدار الاخره لیس من سنخ الترقی فی الدنیا ... ترقی و تکامل در برزخ و سرای آخرت از سنخ ترقی دنیوی نیست ... » زیرا آنچه در برزخها واقع می شود با افکندن کدورات و اعراض جسمانی بوسیله فشار قبر و شکنجه هاست.[معاد از دیدگاه امام خمینی, ص۳۷۱].
مراد ایشان از این نوع تکامل در برزخ و قیامت این است که شخص با دیدن عذاب بعضی گناهان پالایش روحی پیدا کرده و تکامل می یابد. چنانچه در بحث عوامل اصلاح در برزخ و قیامت می فرمایند: اگر به این فشارها و زحمت و ذلت و عذابهای برزخی و قبری رفع کدورتهای نفسانی شد در قیامت به سعادت می رسد. اگر خدای نخواسته ریشه اخلاق فاسده و ظلمات و کدورتهای نفسانیه به کلی زائل نشد در اهوال و عذابهای روز قیامت و مواقف پنجاه گانه آن واقع شود و در تحت فشارها و عذابهای بیشتری واقع گردد تا بلکه امر به عذاب سخت جهنم منتهی نشود و اگر در این مواقع هولناک نیز نور فطرت غلبه نکرد کار منتهی به جهنم شود پس در عذابهای گوناگون جهنم او را در طبقات آن محبوس کنند تا غل و غش از باطن نفس و فطرت پاک شود و طلای خالص فطرت الله- که لایق دار کرامت حق است -پیدا شود[همان , ص ۵-۳۷۳] و مطالب عمیق دیگری نیز در این رابطه دارند که شما دانشجوی عزیز را سفارش به مطالعه دقیق این اثر می کنیم.
اما قسم آخر از تکامل که اختصاص به انسان ندارد و مرتبط به کل عالم هستی است بحثی است مفصل با مقدمات فلسفی خاص که در این رابطه می توانیم علاوه بر منابع فوق به رساله انسان از آغاز تا انجام از علامه طباطبایی با تعلیقات صادق لاریجانی مراجعه فرمایید.
خلاصه مطلب این شد که یقینا در عوالم برزخ و قیامت تکامل وجود دارد لکن چون آن عوالم ماهیتا با این عالم متفاوت هستند نحوه تکامل در آنها متفاوت با تکامل در این دنیاست.
در رابطه با تکامل در آخرت باید توجه داشت؛ حقایق جهان هستی، تنها به آنچه در دنیا دیده شده خلاصه نمی شود، بلکه آنچه مناسب با شأن انسان است دستیابی به مقام خلافت الهی و تجلی صفات جمال و جلال الهی برای اوست که در مراتب عالی بهشت مانند بهشت رضوان تحقق یافتنی است.
بنا بر آیه «یوم تبلی السرائر» تنها به آشکار شدن، پنهانی های این دنیا اشاره دارد و علوم تجربی و اقتصادی و سیاسی تنها برای حل مشکلات روزمره این دنیا کاربرد دارد و بیشتر اینها برای آسایش بدن انسان و بستر سازی برای امنیت او فراهم می شود. اما آنچه سیر معقول او شکل می دهد و لذت واقعی را برای او در پی دارد فراتر از این امکانات است. نعمت های آسایش بهشت نیز گوشه ای از لذت های آن است اما لذت و بهجت اصلی در ملاقات با اولیای خدا، بهره مندی از جمال حق هست که باید دید و چشید و بدانیم خداوندی که دنیای محدود و آمیخته با سختی ها را اینگونه زیبا و نشاط آور و بدون ملال آفرید. به طور یقین بهشت را که بسیار وسیع و به دور از هرگونه محدودیت و رنج آفریده، از هرگونه ملال زدگی به دور است. برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم؛
آیات و روایات گویای این حقیقت است که حرکت و تکامل در عوالم بالاتر از برزخ نیز وجود دارد حتی خود انتقال از عالم برزخ به عالم حشر و اولین عالم از عوالم حشر، یک تحول تکاملی و سرفصلی از حرکت کلی تکامل می باشد.
خداوند متعال می فرماید: «کسانی که عهد و پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می فروشند, آنان را در آخرت ]از سعادت های اخروی [ بهره ای نیست و خدای ]متعال [ روز قیامت با آنان سخن نمی گوید و به ]نظر رحمت به [ ایشان نمی نگرد و ]آنها را[ پاکشان نمی گرداند و عذابی دردناک خواهند داشت )), (آل عمران / ۷۷). جمله ی ((و پاکشان نمی گرداند)) در این آیه مفهوم خاصی دارد, این جمله حکایتگر این حقیقت است که انسان هایی که در صراط مستقیم عبودیت بوده و مورد نظر حق می باشند, در حشر و در مواقف و عوالم آن مشمول تزکیه حضرت حق بوده و خداوند آنها را از ناپاکی ها پاک ساخته و آنها را از آنچه که روی چهره اصلی اشان قرار گرفته و از بسیاری از حقایق محجوبشان کرده تزکیه و تطهیر می کند اما این تزکیه الهی شامل آن دسته از انسان ها که در صراط عبودیت قرار نگرفته و با خداوند به مخالفت برخاسته اند, نخواهد گشت.
از طرفی , تزکیه خدای متعال همان تکمیل و کامل ساختن روح آدمی است چرا که انسان در زندگی دنیوی در ظاهر امر دارای یک سلسله عقاید بوده و براساس آن عقاید, روش و سلوک عملی خاصی خواهد داشت , اما, در باطن امر, روح آدمی در نتیجه همین عقاید و اعمال حرکت خاصی داشته , که آن حرکت , اگر در سلوک عبودیت و صراط مستقیم باشد, روح را از آنچه باید پاک گردد, به تدریج پاک گردانیده و در مدارج کمال پیش می برد. این حرکت باطنی همان تزکیه الهی است که در روح آدمی تحت سلوک ظاهری دینی انجام می گیرد. این تطهیر, روح را از حجابها, تعلق ها و رنگ ها و هر چه که بر روح در تنزلش از موطن اصلی , عارض گشته , نجات داده و آزاد می گرداند و در حقیقت یک حرکت تکاملی است برای روح و حرکت روح هم جز با تزکیه نمی باشد چه این تزکیه در زندگی دنیوی تحت سلوک دینی انجام گیرد و چه در قیامت به مقتضای احکام خاص همان عالم و عوالم آن . پس این آیه به روشنی میگوید که تزکیه در عالم قیامت هست یعنی حرکت تکاملی در عالم حشر وجود دارد.
۲. حقیقت این است که کسانی که آنچه را خداوند از کتاب نازل کرده , پنهان می دارند و بدان بهای ناچیزی به دست می آورند, آنان جز آتش در شکم های خویش فرو نبرند و خدا روز قیامت با آنان سخن نخواهد گفت و پاکشان نخواهد کرد و عذاب دردناکی خواهند داشت )), (بقره / ۱۷۴). مفهوم این آیه مانند آیه سابق آن است که تزکیه در قیامت شامل کسانی که احکام خدا را فروخته و در مقابل پول و ریاست از حکم خدا درمی گذرند, نخواهد گشت و تزکیه - که تطهیر و پاک ساختن است - همان حرکت می باشد. زیرا موجود متحرکی که در مسیری پیش می رود نقایص , حجابها, پرده ها, رنگ ها و معایب را کنار زده و خود را از آن آلودگی ها و تعلق ها پاک می سازد. پس حرکت در قیامت وجود دارد.
۳. و اما آنان که به خدا گرویدند و به او تمسک جستند به زودی ]خدا[ آنان را در جوار رحمت و فضلی از جانب خویش درآورد و ایشان را به سوی خود, به راهی راست هدایت کند)),(نساء / ۱۷۵). این آیه با لحن خاصی صراحت دارد که پس از رسیدن به بهشت و قرار گرفتن در آن , مؤمنان دوباره به راه و مسیری که به سوی خدا می رود هدایت می شوند . پس خداوند بهشتیان را به راهی که لقاء بالاتر, بهتر, جامع تر و کامل تر است , پیش می برد; یعنی حتی در بهشت نزدیک شدن بیشتر و خدا را بهتر دیدن نیز وجود دارد و تازه اصل حرکت براساس حب و اشتیاق و لقاء حق آغاز می گردد, بنابراین حرکت و تکامل در عالم حشر وجود دارد.
۴ - حقیقت این است که خداوند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند در باغ ها و ]بهشت هایی [ که از زیر ]درختان [ آن نهرها روان است , در آورده ]و داخل می گرداند[ در آن جا با دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته می شوند و لباسشان در آن جا از حریر ]و پرنیان [ است ]پس از قرار گرفتن در چنین وضعیتی [ هدایت می شوند به گفتار پاک ]و پاکیزه [ و به سوی راه خدای ستوده ]و حمید[ هدایت می گردند)), (حج / ۲۳ - ۲۴). این آیه به حقایقی اشاره دارد که برای ارباب ذوق دیوانه کننده است . این گفتار و سخن پاکیزه چیست ؟ از ابن عباس نقل شده که هدایت می شوند به شهادت این که در بهشت به هر جا که نگاه می کنند می گوید: ((لااله الا الله)). اما چه گفتنی و چه تبعات و آثاری که پس از این گفتن و خواندن می آید؟ فقط اهلش می دانند و بس , از ابن زید نقل شده که به این گفتار پاکیزه ((الله اکبر)) را نیز اضافه کرده است , (بحارالانوار, ج ۸, ص ۹۱) که اهل بهشت مداوم ((الله اکبر)) می گویند, و پیش می روند.
حضرت رسول اکرم (ص ) شاهد جمال حق بود و هر چه پیش می رفت و بیشتر می رسید, می فرمود: ((الله اکبر)), باز بیشتر می دید و می یافت که نمی توان خداوند را توصیف کرد و می فرمود: ((الله اکبر)). من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق     چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
همچنین آیه ی فوق اشاره دارد که بهشتیان پس از قرار گرفتن در بهشت , به سخن پاکیزه و صراط حمید هدایت می شوند, پس معلوم می شود که تازه در آن جا راه به خصوصی شروع می گردد و راهی که حرکت در آن نباشد راه نیست , این آیه می گوید: خداوند با اسم ((حمید)) خود مؤمنان و مشتاقان را می برد به آن جا که باید ببرد. پس حرکت در عوالم حشر وجود دارد و سیر تکاملی در آن جا ادامه دارد. کسانی که منکر حرکت و تکامل در عالم حشراند این آیات را چگونه معنا و تحلیل می کنند؟!! یک دسته از آیات قرآن از بهشت خوبان یاد می کند و از قیامت و عوالم بعدی افراد صالح مانند انبیاء سخن می گوید که آنان را در آن عوالم مشمول مغفرت می گرداند. اما این مغفرت چیست ؟ غفرانی که مثلا به سراغ ابراهیم در عوالم حشر می آید آیا به معنی بخشایش گناه و معصیت است ؟ قطعا تطهیر از معصیت و گناه نیست چرا که انبیاء معصوم اند و پاکیزه از گناهان , بلکه مقصود آن است که خداوند متعال آنچه که در حضرت ابراهیم (ع ) مانع لقاء بهتر است , با غفرانش از میان می برد تا آن طور که می خواهد ابراهیم به لقاء حق نایل شود.
در روایتی وارد شده است که : ((در بهشت درختهایی است که بر آنها زنگ هایی از نقره قراردارد, هنگامی که بهشتیان می خواهند و اراده می کنند که سماعی داشته باشند, خداوند نسیمی را از تحت عرش برمی انگیزد تا به آن درختان بوزد و زنگ ها به حرکت درآیند با صداهایی که اگر اهل دنیا آن صداها را بشنوند از طرب می میرند عجیب است , (بحارالانوار, ج ۸, ص ۱۹۶, روایت ۱۸۳). این درختان چیستند؟ آیا شجره طوبی است - که اصلش در منزل علی (ع ) می باشد, (همان , روایت ۱۸۵) - یا شجره دیگر؟ این زنگ ها چه زنگی هستند و آن صداها چه صدایی و آن خواندن ها چه خواندن هایی ; گویا خواندن ها و آهنگ ها هم در آن جا طوری است که آدمی را به سوی خدا می برد نه مانند خواندن های دنیوی که انسان را از خدا دور می کند. ولی هر چه هست اگر به گوش اهل دنیا برسد به دلیل نداشتن ظرفیت می میرند و قالب تهی می کنند. پس باید حرکت , تحول و تکاملی وجود داشته باشد تا بر اثر آن , ظرفیت ادراک و پذیرش آن حقایق بالا و والا را در عوالم حشر بیابیم . با توجه به آنچه که در تکامل حشری گفته شد معلوم می شود که تکامل در قیامت برای کسانی که راه توحید, ایمان و طریق عبودیت را طی می کنند غیر از راه افرادی است که راه انحرافی و ضلالت را در مقابل دارند. به بیان دیگر, ادامه داشتن راه ضلالت مانند ادامه داشتن راه صراط مستقیم در عوالم بالاتر و والاتر نیست . یعنی انسان موحد و الهی با سلوک در صراط مستقیم و در عوالم بالا, از نقایص وجودی , معایب , کمبودها, رنگ ها, تعلق ها و حجاب ها به تدریج پاک شده و چهره اصلی انسانی را یافته و متناسب عالم قرب می گردد و در واقع راه توحیدی برزخی و راه های توحیدی عوالم پس از برزخ در عین این که باطن راه توحیدی و عبودی دنیوی است , تکاملی بوده و تکمیل کننده و تطهیر کننده انسان است ; یعنی , با ادامه حرکت در عوالم بالاتر مرحله به مرحله کاستی ها و کمبودها را جا گذاشته و کمالات جدیدی را کسب کرده و لایق ورود به عالم و عوالم والاتر می گردد تا آن جا که به مقام فنا و بقاء بالله برسد. اما ادامه راه ضلالت و انحراف و راه کفر و شرک به صورت تکاملی نبوده بلکه به این صورت است که صورت های باطنی راه باطل و یا راه های باطل و ضلالت به ترتیب عوالم ظاهر گشته و به تدریج اصل چهره باطنی و حقیقی آنها ظاهر می شود تا روز لقاء پروردگار, که در آن روز و در آن عالم , صورت اصلی این راه که طریقی است به سوی غضب حق و آتش جهنم و عذاب های دایمی , در برابر انسان منحرف ظاهر شده و آدم گمراه خود را در آن می یابد. به بیان دیگر, مسیری که اینها پیش گرفته اند سیر قهقرایی داشته و در واقع سیر تکاملی به آن معنی که اهل هدایت متکامل می شوند نیست , بلکه پیشرفت اینها به معنی پیش رفتن به عمق و باطن راهی است که پیش گرفته اند, چرا که ضلالت , بطونی دارد که باطن آخر آن روبرو گشتن با اسماء غضب الهی است . انسانی که در حیات دنیوی در طریق ضلالت و انحراف حرکت می کند و پیش می رود, در باطن امر, لحظه به لحظه به بطن این ضلالت پیش می رود تا آن جا که با اسماء غضب و طرد حق مواجه می گردد. مثلا کسی که در این دنیا گناهی کرده یا با حضرت حق عناد و لجاجت دارد; یعنی , با اوامر حضرت حق مخالفت می کند, این طغیان و مقابله در این دنیا پشت حجاب است و انسان در حیات دنیوی از این باطن محجوب می باشد. وقتی حجاب یا حجاب ها مرحله به مرحله کنار رفت , آنچه در نهایت به ظهور و بروز می رسد مواجه با خداوند قهار است , یعنی خدایی که هر چه در مقابلش به عنوان مقابله کننده بایستد, او را طرد, لعن و خرد می کند. پس پیشرفت و حرکت اهل ضلال , در عمق و باطن ضلالت پیش رفتن و مواجه گشتن با اسماء غضب , طرد, لعن و ردالهی است . آیاتی که دلالت می کند بر هدایت شدن مجرمان در روز قیامت به راه جهنم , ناظر به همین واقعیت است . یعنی , طریق جهنم که منتهی به جهنم می شود و منحرفان در قیامت به آن هدایت می شوند, صورت اصلی و باطنی همان راه ضلالت دنیوی است که در قیامت ظاهر می شود, به آیات ذیل توجه کنید:
۱. و اهل ضلالت [ می گویند: ای وای بر ]حال [ ما! این روز جزاست , این است همان روزی که آن را تکذیب می کردید ]سپس خطاب می آید به سوی ملائکه [ کسانی را که ستم کرده اند با هم ردیفانشان و آنچه غیر از خدا پرستیده اند, گردآورید ]و جمع کنید[ و به سوی راه ]یا راهی که به [ جهنم ]منتهی می شود[ رهبری شان کنید)), (صافات / ۲۰ - ۲۳).
این آیه با صراحت بیان می کند بعد از حشر و جمع شدن منحرفان , تازه آنها به دنبال راه پیش گرفته در دنیا و برزخ پیش می روند. پس معلوم است که حرکت در هر نظامی ادامه دارد و برای اهل ضلالت , این حرکت به صورت فرو رفتن در عمق و باطن ضلالت - که اثرش جهنم و جهنم هاست - بروز می کند.
۲. پس دوزخیان حتما از آن ]میوه های درخت زقوم که از قعر آتش سوزان می روید[ می خورند و شکم ها را از آن پر می کنند سپس ایشان را بر سر آن , آمیغی از آب جوشان است , آنگاه بازگشتشان بی گمان به سوی دوزخ و جهنم است )), (صافات / ۶۶ - ۶۸).
شجره زقوم , شجره ای است که ریشه اش از اصل جهنم روییده و شاخه و برگش تا این نظام دنیوی کشیده شده است , عمل بد, فکر بد, صفت بد و عقیده بد هر یک گرفتن شاخه ای از این درخت است که انسان را پیش می برد تا به اصل و ریشه آن که در عمق جهنم است می کشاند. دائم از میوه های این درخت تغذیه می کنند و شکم های خود را از آن پر می کنند تا آماده شوند برای پیش رفتن در قدم های بعدی و این مرحله به مرحله ادامه دارد تا به جهنم که ریشه درخت زقوم در آنجاست رسیده و در عمق آن فرو روند آیا این جز حرکت اهل ضلالت چیز دیگری است ؟ خداوند متعال این حقیقت را با الفاظ دنیوی برای من و شما بیان کرده است تا ما با شعاعی از حقایق و احکام عوالم دیگر آگاه شویم و الا آن قدر حقایق و قوانین و آثار آن عوالم ژرف و عمیق است که نه ما ظرفیت درک آن را داریم و نه الفاظ توان بیان آنها رادارند. هم ما قاصر و هم الفاظ قاصر. به هر حال این آیه به خوبی بیان می کند که جهنمیان و گمراهان در اول حشر در اوائل راهی قرار می گیرند و پیش می روند که تا عمق جهنم ادامه دارد و این دلالت بر حرکت و چگونگی آن در نظام های بالا و بالاتر دارد.
۳. [آن کس که] دوزخ پیش روی اوست و به او آبی چرکین نوشانده می شود آن را جرعه جرعه می نوشد و نمی تواند آن را فرو برد و مرگ از هر جانبی به سویش می آید ولی نمی میرد و عذابی سنگین به دنبال دارد)), (ابراهیم / ۱۶ - ۱۷).
این آیه به روشنی گویای این حقیقت است که جهنمی ها به تدریج آن آب سوزان را می خورند تا تغذیه شوند و برای پیش رفتن آماده گردند, می خورند و پیش می روند, پشت سر هم می خورند, تمام شدنی نیست و در عین حال گوارا هم نیست , در عین این که نادم , پشیمان و منزجرند و به سوی عذاب غلیظ و عمیق و شدید پیش می روند. پس معلوم می شود که سیر ادامه داشته و اهل ضلالت رفته رفته به عمق لجاجت و انحراف پیش می روند. از خداوند متعال با دلی سوزناک و چشمی اشکبار بخواهیم که ما را در زمره موحدان و مؤمنان و مخلصان قرار دهد تا در راه هدایت قرار گرفته و با سیر تکاملی , لایق ورود به عالم قرب و دیدار جمال حق شویم نه از اهل ضلالت و گمراهی که جز حرمان و خسران چیزی دیگری عایدشان نخواهد گشت , (قیام قیامت , استاد محمد شجاعی , مبحث تکامل حشری ).
جز تو پیش کی برآرد بنده دست     هم دعا و هم اجابت از تو است
هم ز اول تو دهی میل دعا     تو دهی آخر دعاها را جزا
اول و آخر تویی ما در میان     هیچ هیچی که نیاید در بیان
(مثنوی / ۴/۳۴۹۹ - ۳۵۰۱)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.