تمام علوم در قرآن ۱۳۹۰/۱۲/۰۷ - ۱۴۰۸ بازدید

از ویژگی های آشکار قرآن ان است که «هم همه آنرا می فهمند و هم همه آن را نمی فهمند» به همین جهت در حدیث آمده: H}«ظاهره انیق و باطنه عمیق»{H ظاهر آن زیبا و باطن آن ژرف است. همانند اقیانوس که همه از آن لذت می برند و برای همه قابل استفاده است برخی از نگاه به آن و برخی از شنا در ساحل و برخی با غواصی در آن هر کدام که توانمندی بیشتری دارند بیشتر بهره مند می شوند اما باز هم بسیاری از زوایای ناپیدا و صدف های نهفته در آن وجود دارد که دسترسی بسیاری به دور است. بنابراین قابل استفاده بودن قرآن برای همگان به معنای بی نیازی از تفسیر نیست به ویژه اگر کسی در مقام تحلیل و بررسی و استخراج احکام و قوانین باشد.

از ویژگی های آشکار قرآن ان است که «هم همه آنرا می فهمند و هم همه آن را نمی فهمند» به همین جهت در حدیث آمده: «ظاهره انیق و باطنه عمیق» ظاهر آن زیبا و باطن آن ژرف است. همانند اقیانوس که همه از آن لذت می برند و برای همه قابل استفاده است برخی از نگاه به آن و برخی از شنا در ساحل و برخی با غواصی در آن هر کدام که توانمندی بیشتری دارند بیشتر بهره مند می شوند اما باز هم بسیاری از زوایای ناپیدا و صدف های نهفته در آن وجود دارد که دسترسی بسیاری به دور است. بنابراین قابل استفاده بودن قرآن برای همگان به معنای بی نیازی از تفسیر نیست به ویژه اگر کسی در مقام تحلیل و بررسی و استخراج احکام و قوانین باشد. به طور حتمی باید تسلط کافی بر معارف قرآن داشته باشد. همانند غواصی که می خواهد صدفهایی را استخراج کند نیاز به ابزار و توانمندی بیش تر از دیگران دارد. البته راه آموزش و توانمند شدن برای همگان هموار است تنها نیاز به انتخاب و پیگیری دارد و همگان می توانند در تفسیر متخصص شوند و یا در استنباط احکام شرعی مجتهد شوند اما طبیعی است قبل از حداقل شرایط اظهار نظر چه بسا همراه با خطا باشد. هر چه زمان مى گذرد و توانایى علمى انسان افزایش مى یابد، دریچه هاى جدیدى از معارف قرآنى رو به سوى او گشوده مى شود تا آنجا که بنا بر بعضى از روایات، آیاتى در قرآن مجید وجود دارد که تنها مردم آخرالزمان از مفاهیم ژرف آن بهره مند مى گردند. چنان که در تفسیر المیزان از اصول کافى نقل شده است: امام سجادعلیه السلام فرموده است: «ان اللَّه عزوجل عَلِمَ ان یکون فى آخرالزمان اقوام متعمقون فانزل اللَّه تعالى: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» والایات من سورة الحدید الى قوله «عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»»؛ «همانا خداوند - عزوجل مى دانست که در آخرالزمان، مردمى ژرف اندیش خواهند بود؛ به همین جهت آیات «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و آیات سوره حدید تا «عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» را نازل فرمودالمیزان، ج 19، ص 154.. این از ویژگى هاى اعجازآمیز قرآن مجید است که براى بشر - در دوران هاى مختلف زندگانى او پیام دارد و هیچ گاه کهنه نمى شود.فزونى توانایى علمى و افزایش درک بشرى از معارف الهى، ثمره فرآیندى است که از تکامل علوم انسانى و کشف و پیشرفت در علوم تجربى حاصل شده است. به گونه اى که بعضى از آیات که براى مردمان قرن هاى گذشته غیرقابل توجّه بوده است و یا شناخت سطحى درباره آن داشته اند، امروزه بسیار معنادار شده و اشارات آن براى صاحبان علم و معرفت، بسیار راه گشا و اعجازآمیز بوده است. به عنوان نمونه یکى از آیاتى که در میان برخى از مسلمانان زمان هاى گذشته و حتى امروز، جنبه رمزى به خود گرفته، این آیه شریفه است که: «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً»؛ معارج (70)، آیه 40. ؛ «و درباره روح از تو مى پرسند، بگو: روح از [سنخ ]فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکى داده نشده است».در صورتى که برخى دیگر از بزرگان - از جمله علامه طباطبایى چندین صفحه درباره تفسیر این آیه پرداخته است. همچنین با پیشرفت علوم تجربى و گذشت زمان، مطابقت برخى از آیات با واقعیت کشف شده و اعجازعلمى قرآن به اثبات رسیده است؛ مانند آیه شریفه: «رَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»؛ معارج (70)، آیه 40.؛ «پروردگار خاوران و باختران». این آیه از تعدد مشرق ها و مغرب ها به مرکزیت زمین و وجود کرات دیگر اشاره دارد. همچنین گاهى با پیشرفت علوم تجربى، معناى برخى از آیات به گونه اى شفاف تر آشکار مى گردد. بنابراین از آنجا که قابلیت هاى فزون تر معرفتى و پیشرفت هاى علمى و کشفیات جدید، در رفع بعضى از خرافات و موهومات مؤثر است و در دفع بسیارى از اشکالات و مشکلات تفسیرى به ما کمک مى کند، برخى از بزرگان توصیه کرده اند با فاصله هر چند سال، تفسیرى جدید از قرآن نگاشته شود (به نقل از علامه طباطبایى) و از آنجا که پیشرفت زمان و تحولات فرهنگى جامعه و اعلام نیازهاى نسل نو، تأثیرات خاصى بر ذهن پژوهشگر و مفسر قرآن مى گذارد، گریزى نیست که با تلاشى پیگیر، معارف عمیق ترى از قرآن استخراج گردد و با ادبیات روز و قالبى نو عرضه گردد. گاهى از این روزآمد شدن تفسیر و الهام گیرى از تحولات فرهنگى و علمى، به «تفسیر عصرى» یاد مى شودسید محمد على ایازى، قرآن و تفسیر عصرى.. البته این انگیزه بسیار مبارک و پرفایده است؛ به شرط اینکه حوزه هاى معرفت شناسى علم و دین باز شناخته شود و از تحمیل یافته هاى ذهنى و علم زدگى بر آیات قرآنى، خوددارى گرددبراى آگاهى بیشتر ر.ک: الف. تفسیر المیزان، ج 3، صص 28 - 135؛ ب. مهدى هادوى تهرانى، مبانى کلامى اجتهاد؛ ج. على ربانى گلپایگانى، معرفت شناسى؛ د. هادى معرفت، التمهید، ج 6؛ ه. محمد على رضایى، تفسیر علمى قرآن..
قرآن کتابى است با زبان عرفى و در اوج فصاحت و بلاغت و رسایى معنا؛ از این رو عرب زبانان عصر نزول، بسیارى از معارف قرآن را بدون مراجعه به تفسیر، درک مى کردند. اما به دلایلى بعضى از ابهامات بر آیات قرآن عارض شد که ایجاب مى کند براى فهم آنها به تفسیر مراجعه کنیم: 1. قرآن در کنار حادثه ها بود و به وقایعى که در طول 23 سال رسالت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله اتفاق مى افتاد، نظر داشت و اصول جاودان خود را معطوف به بیان موضع الهى در آن حوادث مى کرد. عرب هاى معاصر پیامبرصلى الله علیه وآله آن حوادث را درک کرده بودند، اما نسل هاى بعد از آن صحنه ها دور شدند. 2. قرآن با توجه به مخاطبان اولیه خود، از مثال ها و اصطلاحات منطقه اى بهره جسته است؛ اگر چه پیام هاى آن فرامنطقه اى است. گاهى از این قالب ها در فهم بهتر پیام ها بسیار کارگشا است. 3. برخى از عبارات قرآنى، مربوط به ادیان آسمانى گذشته است؛لذا آشنایى با اعتقادات آنان و محتواى کتاب ها و منابع آنان بایسته است. روشن است به دلیل ناآگاهى از موارد فوق پرده هایى از ابهام، بر عبارات قرآن عارض مى شود. مفسران این پرده ها را کنار مى زنند، تا مراد خداوند به طور شفاف استخراج و کشف شود. در واقع آنان کار فهم آیات را بر ما ساده و آسان مى کنند. در ضمن استخراج مراد آیات قرآن، علاوه بر تفسیر به روش هاى دیگرى همچون تأویل و تطبیق نیازمند است که از موضوع بحث خارج است. بنابراین برداشت هاى فردى از قرآن زمانى صحیح است که ابهامات عارض شده بر عبارات قرآن رفع گردد. مراجعه به تفسیر به همین منظور صورت مى گیرد و اگر آیه اى داراى هیچ گونه ابهامى نباشد، نیاز به مراجعه به تفسیر هم ندارد. تذکر؛ گفتنى است معناى «هدایت بودن قرآن» آن نیست که بدون دانستن زبان آن و رسیدن به سرچشمه هاى قرآنى، بتوانیم از هدایت آن بهره گیریم. همان طور که استفاده از آب که مایه حیات است، گاه نیازمند حفر چاه وکنار زدن لایه هاى خاک و سنگ از روى آن است. بنا بر آنچه گفته شد؛ بهره مندى از معارف قرآن تا حدودى براى همگان ممکن است؛ امّا براى فهم قرآن - به عنوان منبع اساسى معرفت دینى باید ابزارهاى خاص آن را بیابیم و حدود استفاده از آنها و میزان تأثیر و اعتبار آنها را بدانیم. مهم ترین این ابزارها عبارت است از:

1. ادبیات و قواعد زبان شناختى

براى درک سخن هر گوینده و نقطه آغاز تفاهم، آگاهى از قواعد اولیه مربوط به زبان و لغت او ضرورى است؛ از این رو باید اطلاعاتى کافى و عمیق از ادبیات این زبان، داشت. در ادبیات نیز فهم معناشناسى واژه ها، آشنایى به علم صرف و علم نحو - که جایگاه ترکیبى کلمات را در ساختار جملات مشخص مى سازد و اطلاع از علم معانى و بیان و بدیع - که در زیباسازى کلام حاوى قواعد مهمّى است بایسته است.

2. آشنا بودن به مضمون و سیاق خود قرآن

در قرآن قرینه هایى هست که بعضى پیوسته و برخى ناپیوسته است و براى فهم مقصود هر گوینده، مناسب ترین شیوه آن است که سخنان گوناگون خود او را در کنار هم و مرتبط با هم بنگریم و این شیوه در ارزیابى و نتیجه گیرى مفید است.

3. سنت معصوم علیه السلام

از جمله شئون پیامبرصلى الله علیه وآله و امامان علیهم السلام تبیین مقاصد کتاب الهى است: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ».سوره نحل (16)، آیه 44. علامه طباطبایى مى نویسد: «آیه مبارکه دلیل بر حجّیت سخن پیامبر اکرم در شرح آیات قرآن کریم است»المیزان، ج 12، ص 261. . سنّت و سخن معصوم علیه السلام در تفسیر و تبیین قرآن و تعلیم شیوه تفسیر به مردم و تبیین تأویل و تعلیم راهیابى به بطون قرآن، نقش اساسى دارد.

4. عقل و تفکر خلاق

مفسّر و بهره گیرنده از قرآن، باید عقل فعّال و تفکّر خلاق داشته باشد تا بتواند از این ابزار به طور صحیح و دقیق، معارف دینى را از آیات قرآنى استفاده کنند؛ براى مثال در معارف عقلى قرآن، درک بدیهیات و مسلمات عقلى و به کار بستن آنها و در معارف اخلاقى آن، توجه به اصول اخلاقى، بایسته است.

5. جامع نگرى

گفتنى است دین مجموعه عقاید و آموزه هایى است که باید با هم سازگار باشد؛ ازاین رو در برداشت از قرآن، باید هر مفهوم قرآنى، در مجموعه آموزه هاى دینى - که از منابع اصلى به دست آمده نگریسته شود. فهم عمیق معانى قرآن، نیاز به تلاش علمى بسیار دارد؛ از این رو مفسرانى موفق بوده اند که کوله بارى از پیشینه علمى و تحقیقى بر دوش آنان بوده است.براى آگاهى بیشتر در این زمینه به کتاب هاى علوم قرآنى مراجعه شود؛ از جمله: الف. دزفولى، کمال، شناخت قرآن؛ ب. بهشتى، محمدحسین، روش برداشت از قرآن؛ ج. سعیدى روشن، محمدباقر، علوم قرآنى.
قرآن - چنان که صاحب نظران گفته اند - چون دریایی عمیق است و هیچ کتابی را نمی توان با آن مقایسه کرد. یکی از نشانه های عمق قرآن کریم، تفاسیر مختلفی است که بر آن نگاشته اند. این در حالی است که نه تفاسیر گذشته توانسته اند از عهده تفسیر کامل آیات این کتاب مقدس بر آیند؛ نه تفاسیر معاصر می توانند تمام معانی اش را کشف کنند و نه تفاسیر آیندگان خواهند توانست به درک عمیق آیات آن نائل آیند. امامان معصوم)ع( نیز در موارد مختلف به جایگاه رفیع قرآن اشاره کرده اند؛ برای نمونه در روایات چنین آمده است: »فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل اللّه علی خلقه«(1)؛ برتری قرآن به دیگر سخنان مانند برتری خداوند بر مخلوق خود است. تاریخ اسلام نشان می دهد که قرآن در عرصه های مختلف زندگی مسلمانان ظهور و نفوذ داشته است. بخشی از این عرصه ها عبارت است از: 1. معنوی و روحی 2. عملی و اجتماعی 3. علمی و نظری به نظر می رسد بُعد اخیر، پرسش درباره »جامعیت قرآن« را در اذهان مسلمانان پدید آورده است. بسیاری از دانشمندان جامعیت قرآن را پذیرفته و در جهت اثبات آن دلیل هایی ارائه داده اند. پیش از تبیین برهان های این گروه، باید دانست دیدگاه طرفداران جامعیت قرآن به انواع زیر قابل تقسیم است: 1. دیدگاه حداکثری که به گستردگی قرآن در همه علوم و روش ها معتقد است. این گروه از طرفداران جامعیت قرآن، قرآن را دربردارنده همه علوم نخستین و واپسین می دانند. در نگاه آنان، قرآن همه مسائل جزئی و کلی و حتّی بسیاری دیگر از موضوعات مانند شیمی، فیزیک و... را شامل می شود. اینان قرآن را جامع مسائلی می دانند که مبین قوانین علوم نظری و تجربی است.(2) اسکندرانی و طنطاوی و ملامحسن فیض کاشانی و ابن کثیر در شمار این گروه جای دارند. فیض کاشانی،(3) پس از آن که دانش انسان را به دو نوع جزئی و حسی و کلی و مطلق تقسیم می کند، می گوید: اکنون آن که کیفیت این نوع دانش )علم کلی( را می داند، معنا و مفهوم آیه مبارک )و نزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شی ء( را در می یابد. چنین کسی به واقع گواهی می دهد که همه دانش ها در قرآن کریم وجود دارد. ابن کثیر(4) نیز، پس از نقل کلام ابن مسعود درباره نهفته بودن همه علوم در قرآن، می گوید: هر چه مردم در کارهای دنیایی و دین و معیشت و عالم رستاخیز نیازمندند، در قرآن بیان شده است. بی تردید اگر مراد ابن کثیر ظواهر کلمات قرآن باشد، قابل پذیرش نیست؛ زیرا اموری چون مسائل دقیق و جزئی ریاضی، شیمی، فیزیک و مانند آن در ظواهر قرآن به صورت شفاف بیان نگردیده است؛ ولی چنانچه مرادش نهفته بودن این دانش ها در مراتب گونه گون معانی و مفاهیم قرآن باشد، می توان آن را پذیرفت. 2. دیدگاه حداقلی، که تمامیت قرآن در ذکر کلیات و بیان ارزش ها را می پذیرد. طرفداران این نظریه قرآن را در محدوده توصیف جهان بینی و عقاید و بیان ارزش های جامع می دانند و معتقدند طرح مسائل علمی با قدسی بودن دین سازگار نیست. محمد عزة دروزه(5) و دکتر سروش(6) در شمار این گروه جای دارند. اکمال دین در نظر این گروه عبارت است از تبیین کامل امور معنوی و آخرتی و واگذاردن علوم انسانی و تجربی، از جمله شیوه حکومت به مردم. برخی در تأیید این نظریه گفته اند:(7) افزودن سنّت رسول اللّه)ص(، توجّه به سیره امامان)ع( و توسل به اجتهاد در کنار قرآن دلیل واضح کامل نبودن قرآن به شمار می آید. بی تردید این دیدگاه نمی تواند درست باشد؛ زیرا طرح مسائل علمی در راستای هدایت و تربیت نفوس ضرورت دارد و به قدسی بودن زیان نمی رساند. از سوی دیگر، نقدپذیری به دینی بودن موضوع آسیب وارد نمی کند؛ چنان که احکام شرعی به واسطه عنصر اجتهاد همیشه در معرض انتقاد قرار دارند. افزون بر این، مسائلی چون سنّت رسول اللّه)ص( و سیره ائمّه)ع( و اجتهاد از پایه های جامعیّت قرآن به شمار می آیند؛ به عبارت دیگر، همه این ها از متن قرآن کریم الهام گرفته اند؛ آیاتی مانند )و ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا»8) و )أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الامر منکم»9) و )إنما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا...»10) و )لکم فی رسول الله أسوة حسنة»11) و )و ما کان المؤمنون لینفروا کافة فلو لا نفر من کلِّ فرقة منهم طائفة لیتفقَّهوا فی الدِّین...»12) و احادیثی مانند »انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی فان تمسکتم بهما لن تضلوا و انهما لن یفترقا حتّی یردا علی الحوض«.(13) بر نادرستی این نظر گواهی می دهند. 3. دیدگاه اعتدالی که معتقد است قرآن کریم ضمن بیان کلیات و اصول و قواعد ارزشی و نگرشی، برخی از روش های سرنوشت ساز و موثر در هدایت را نیز تبیین می کند. طرفداران این نظریه(14)، چنان باور دارند که قرآن اصول و ارزش هایی را مطرح کرده است که می توان بر اساس آن یک نظام حقوقی و سیاسی و اجتماعی و پیام های ارزشی مبتنی بر یک مکتب روان شناسی و جامعه شناسی را استخراج کرد. بنابراین، قرآن از زاویه ای خاص بیانگر همه چیز است. جامعیت و شمول قرآن در گستره دیدگاه های علمی چنان است که در خصوص تک گزاره های آن سخنی ندارد و اثباتاً یا نفیاً موضع گیری نمی کند. در این میان، برخی از مفسران مانند علامه طباطبایی و دیگران،(15) جامعیت قرآن را در قلمرو هدایت و تربیت تفسیر کرده اند. او در این باره می نویسد: »آنچه ملاک است و کوتاهی را از جانب قرآن منتفی می سازد، این است که قرآن تمام مطالب لازم در حوزه هدایت و سعادت را همراه دارد و در این زمینه از هیچ کوششی فروگذار نکرده است«.(16) گروهی از پژوهشگران مانند استاد حسن زاده آملی جامعیت را براساس فهم زبان قران و ذوبطون بودن آن معنا کرده اند. او می نویسد:(17) »کلمه مبارکه »کلّ شی« چیزی را فروگذار نکرده است. پس چیزی نیست که قرآن تبیان آن نباشد. ولی قرآن در دست انسان زبان فهم، تبیان کلی شی و زبان کلمات اللّه بی انتها است. این انسان زبان فهم راسخ در علم است.« گروهی نیز جامعیت را در حوزه شرع و احکام آن محدود ساخته اند. عالمانی چون فخر رازی،(18) طبرسی(19) چنان اعتقاد دارند که جامعیت قرآن در محدوده دین و شرع معنا می یابد؛ زیرا بیان دین و احکام جز از ناحیه قرآن امکان پذیر نیست.

دلیل های جامعیت قرآن

دلیل های جامعیت قرآن نوع است: الف( آیات الاهی ب( سخنان معصومان)ع( ج( برهان عقلی الف( آیات الاهی بخش نخست به سه دسته تقسیم می شود: 1 - آیاتی که در آن واژه تبیان و تفصیل آمده است؛ مانند آیه 89 سوره نحل. 2 - آیاتی که اسلام را دین جهانی معرفی می کند؛ مانند آیه 107 سوره انبیاء. دستورهای آیین جهانی باید چنان باشد که نیازهای عرصه های مختلف زندگی بشر را تأمین کند. از این رو، جهانی بودن قرآن مستلزم جامع بودن آن است. 3 - آیاتی که فرمان های قرآن را جاودانه معرفی می کند؛ مانند آیه 1 سوره فرقان. بی تردید چیزی که تا ابد استمرار دارد، باید به تمام نیازهای انسان در زندگی فردی و اجتماعی، برای تحقق هدایت و سعادت، پاسخ دهد. ب( سخنان معصومان)ع( روایات این بحث به سه دسته تقسیم می شوند: 1. احادیثی که با واژگان تبیان و تفصیل، قرآن را وصف کرده اند؛ مانند این سخن امام رضا)ع»20): خداوند پیامبرش را قبض روح نفرمود، مگر آن که دینش را کامل ساخت. و قرآن را بر او نازل فرمود که در آن تفصیل هر چیزی وجود دارد. امام صادق)ع»21) نیز می فرماید: خداوند متعال هر چیزی را در قرآن بیان کرده است. به خدا سوگند، قرآن همه نیازمندی های مردم را آورده تا کسی نگوید کاش این موضوع در قرآن بود. 2 - روایاتی که قرآن را منبع و محل مراجعه معرفی می کند؛ مانند این سخن امام باقر)ع»22): بی تردید خداوند متعال چیزی که امّت نیاز دارد، رها نساخته، در کتاب خود فرو فرستاده است. امام صادق)ع»23) در این باره می فرماید:هر چه که دو تن در آن اختلاف دارند، ریشه اش در کتاب خدا موجود است؛ امّا عقل مردم به آن نمی رسد. 3 - گفتار مولای متقیان علی)ع»24) که در توصیف قرآن می فرماید: آگاه باشید، دانستنی های گذشته و آینده تا روز قیامت در قرآن آمده است... . ج( برهان عقلی در این بخش، با برهان های زیر رو به رو می شویم: 1 - برهان خاتمیت خاتمیت، بر اساس دلیل های عقلی و نقلی، تثبیت شده است. نتیجه منطقی خاتمیت پذیرش جامعیت قرآن است؛ زیرا راز خاتمیت در چگونگی رهنمودها و مقررات و شیوه طرح آن ها نهفته است؛ یعنی باید پیامبر خاتم طرحی جامع و کلی ارائه دهد؛ طرحی که هیچ چیز در آن فرو گذار نشده باشد. 2 - برهان لطف اگر فرض کنیم دین اسلام در بیان مسائل لازم کوتاهی کرده است و جوینده هدایت پاسخ خود را در آن نمی یابد، بی تردید سردرگمی یا دست کم سرخوردگی پدید می آید و این کار از لطف خداوند دور است. 3 - برهان تکامل دین اگر بر اساس ملاک های عقلی و نقلی دین اسلام متکامل ترین ادیان به شمار می رود، باید هر مسأله ای را بیان کند.

معیارهای جامعیت

در پایان ،اشاره به معیارهای صدق جامعیت بر قرآن شایسته می نماید. مطابقت با فطرت انسانی، سهولت و انعطاف پذیری در تعلیمات، توان پاسخ به پرسش های بشر، شایستگی همگانی و جاودانگی، همسویی با انسان، همگونی اجزای دین، نگاه همه جانبه، فراروزی و آینده نگری، عقلانی بودن آموزه ها و توجّه به تفقه و اجتهاد. بخشی از این ملاک ها به شمار می آید. ( منابع ) 1) بحارالأنوار، ج 89، ص 19. 2) اشاره به دو کتاب معروف تفسیری است که به شکل افراطی به مسائل علوم و تجربی پرداخته اند: کشف الاسرارا النورانیه )اسکندرانی( و الجواهر فی تفسیر القرآن. )طنطاوی( 3) هفده گفتار در علوم قرآنی، ترجمه سید حسین حسینی، 98 - 93. 4) تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج 2، ص 503. 5) تفسیر الحدیث، محمد عزة دروزه، ج 6، ص 91. 6) فربه تر از ایدئولوژی، عبدالکریم سروش، ص 58 48 و 122. 7) مجله کیان، حبیب اللّه پیمان، شماره 5، ص 27 و 28. 8) و آن چه را فرستاده او به شما داد، آن را بگیرید و از آن چه شما را باز داشت، باز ایستید. )حشر (7 :(59) 9) خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاء امر خود را نیز اطاعت کنید. )نساء (59 :(4) 10) ولیّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند... )مائده (55 :(5) 11) قطعاً برای شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقی نیکوست. )احزاب(21 :(33) 12) و شایسته نیست مؤمنان همگی )برای جهاد( کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه ای از آنان، دسته ای کوچ نمی کنند تا )دسته ای بمانند و( در دین آگاهی پیدا کنند. )توبه (122 :(9) 13) همانا من میان شما )مردم( دو شی ء گرانبها را به یادگار گذاشتم. کتاب خدا و عترت خود که اهل بیت من باشند، اگر پس از من به آن دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد: آن دو از هم جدانمی شوند تا با هم به حوض )بهشت( وارد می شوند. )بحارالأنوار، ج 2، ص 100) 14) مجله معرفت، ناصر مکارم شیرازی، شماره 5، ص 4. 15) تفسیر المنار، شیخ محمد عبده، ج 7، ص 394 و 395. 16) تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 7. )ذیل آیه 37 سوره انعام( 17) انسان و قرآن، حسن حسن زاده آملی، ص 9. 18) تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 218 - 215. 19) مجمع البیان، طبرسی، ج 6، ص 190. 20) الجدید فی التفسیر القرآن، شیخ محمد سبزواری، ج 3، ص 29. 21) اصول کافی، کلینی، ج 1، ص 59. 22) همان. 23) همان. 24) نهج البلاغه، خطبه 158. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: 10/100109318)

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید