تمایلات نفس ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ - ۹۸۶ بازدید

چرا انسان بنده هواها وتمایلات نفسانی است؟علل وعوامل ان چیست ؟

برای پاسخ به این سوال لازم است تا ابتدا انسان و ساختار وجودی او را بشناسیم تا بدانیم که او چگونه و بر چه مبنایی عمل می کند. سپس با فهم این مقدمات متوجه می شویم که این چه می شد و چه فرایندی طی می گردد که انسان بنده شهوات و تمایلات خود می گردد؛کلیه رفتارهای انسان یا به تعبیری جامع تر، کلیه خوبی ها و بدی های او متعلق به یکی از سه ساحت بینش، گرایش و رفتار بوده؛ خارج از این میادین سه گانه هیچ عامل یا مؤلفه اخلاقی حضور نخواهد داشت. لذا هر تحلیلی از اخلاق انسان یا اصلاحی در آن می بایست در این قالب ها و از طریق ساختار مذکور انجام گردد. این ساحت ها با یکدیگر مرتبط بوده و پیوسته از یکدیگر تأثیر می پذیرند. در نگاهی کلی و اصولی، از میان این سه، ساحت اندیشه اولیت(ابتداییت) دارد، چون چراغ راه است، و هر حرکتی نیازمند علم _و لو اجمالی_ است. اما گرایش ها در وجود انسان از اولویت(اهمیت) و ارزش بیشتری برخواردارند. زیرا به حقیقت انسان نزدیکتر بوده، از قدرت اثرگذاری بیشتری در اصلاح  انسان برخوردارند. همچنین اراده انسان که نقش بی بدیلی را در رشد و غیّ انسان ایفا می کند، برآیند گرایش های او در یک موقعیت خاص می باشد. نکته دیگر اینکه میدان گرایشات واسطه تأثیر گذاری میدان شناختی بر رفتار انسان می باشد.
به اختصار می توان سازوکار جریان حیات اخلاقی انسان را _در بستر زندگی دنیا _ بر مبنای روابط ساحت های سه گانه نفس اینچنین تحلیل و تشریح کرد: از میان ساحات موجود در نفس و نهاد انسان، میدان گرایشات _ به تعبیری _ حقیقت انسان را تشکیل داده و نه در عرض دو میدان دیگر که حاکم و مسلط بر آن هاست. علم و عمل را می توان تابع و ابزار دست میدان گرایشات در جهت تحقق مطالبات و خواهش های آن به شمار آورد. با تحقق هر خواهشی که از سوی یک گرایش خاص انجام می گردد آن گرایش تقویت شده و نفس در آن شأن و مرتبه تکامل می یابد.
 مثلاً یکی از گرایشات نفس انسان گرایش به زیبایی حسی است؛ از صدا و یا منظره زیبای طبیعت لذت می برد. این گرایش، نفس را وادار می کند تا مطابق با خواسته اش رفتار متناسبی را از خود بروز دهد؛ مثلاً به مناطق زیبا رفته و از مناظر آن دیدن کند؛ تا خواسته اش تأمین و ارضاء شود. با وقوع این رفتار گرایش به زیبایی _در مرتبه حسی_ در نفس تقویت شده و برای اِعمال خواهش های بعدی خود قدرت بیشتری پیدا می کند و در موقعیت های دیگر می تواند خود را به نفس تحمیل کرده و به اراده منجر گردد. استفاده گرایش ها از میدان شناختی  نیز _برای تقویت و تکامل_ از سازوکاری مشابه برخوردار است. مثلاً گرایش مذکور باعث می شود تا فردِ صاحب گرایش اطلاعاتی را در مورد مناطق زیبا گردآوری نماید.
حال که اهمیت گرایش ها و علایق را در وجود انسان دانستیم لازم است تا آن ها را بهتر بشناسیم؛
گرایش های انسان به دو بخش تقسیم می گردند. گرایشات فطری و گرایشات غریزی. گرایشات فطری گرایشات برتر و عالی انسان هستند. انسان به واسطه آن ها انسان است و از حیوان متمایز می گردد. آن ها که به واسطه روح الهی که خداوند درون انسان قرار داده است در انسان وجود دارند. این گرایشات بسیار عمیق و قدرتمند هستند، اما پنهان و نیمه فعال می باشند. مانند گرایش انسان به خداوند، به جاودانگی، به معنویت، به علم و  حقیقت جویی و ... . باید با آن ها کار کرد و به درخواست های آن ها توجه کرد تا تغذیه شده و تقویت و بزرگ گردند.
بخش دوم گرایشات که گرایشات غریزی نام دارند، گرایش های سطحی انسان هستند و مشترک میان انسان و حیوان. مانند تمایل انسان به خوردن و خوابیدن و میل جنسی و تمایل به تن آسایی و تنبلی و رفاه و جمع کردن مادیات و ... . این گرایشات از بدن عنصری یا همان جسم مادی انسان نشأت گرفته اند. یعنی وقتی روح انسان در بدن او دمیده شد این تمایلات به واسطه بدن خاکی وارد روح انسان شد. تمایلات مادی ابتدا خیلی قوی نیستند اما چون در کودکی روح و عقل و معنویت انسان هنوز بالغ نشده است این تمایلات یکه دار میدان وجود انسان شده و کودک تنها به خور و خواب و راحتی می اندیشد و تنها با این تمایلات خود زندگی می کند و پیوسته این تمایلات را تقویت می کند. وقتی فرد به دوره بلوغ روحی رسید و تمایلات معنوی و فطری در او جان گرفت(مثلاً 15 سالگی) وقتی به خود نگاه می کند می بیند 15 سال تنها با تمایلات مادی خود زندگی کرده و پیوسته آن ها را تقویت کرده در نتیجه آن ها بسیار قوی هستند اما تمایلات فطری او نیمه جان می باشند. همچنین ارضای تمایلات مادی مانند خور و خواب برایش لذت بخش است اما ارضای تمایلات معنوی مانند نماز و روزه و تفکر و ... چون در ابتدای کار است برایش لذتی ندارد. با این اوضاع می بینید که بسیار سخت است که میدان وجود خود را از تمایلات مادی پس بگیرد و به تمایلات معنوی و عبادی بدهد. مگر با یک همت بلند و برنامه ریزی صحیح و توکل بر خدا. این بود دلیل ابتدایی بر اینکه انسان بنده تمایلات مادی و نفسانی خود می باشد. شرایط اجتماعی، تربیت پدر و مادر و ... نیز عوامل دیگری می باشد که توضیح همه آن ها در اینجا نمی گنجد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.