تمرکز حواس ۱۳۹۱/۱۱/۴ - ۲۷ بازدید

تمرکز حواس یعنی توانایی کاهش عوامل حواس پرتی و سعی در ثابت نگه داشتن توجه و دقت روی موضوع یا کاری که به میل و اراده انتخاب شده است. و حواس پرتی چیزی نیست جز تمایل ذاتی ذهن به درگیری و فعالیت. ذهن همواره می خواهد درگیر و مشغول باشد بنابر این اگر آنچه که فرد در حال انجام دادن آن می باشد، سبب درگیری و مشغولیت ذهنی او شود، فکر او دیگر لزومی احساس نمی کند که به جای دیگری برود و در آنجا درگیر شود. اما مهمترین علت عدم دستیابی به یک تمرکز فکر عالی، تعاریف نادرستی است که در ذهن فرد برای تمرکز حواس وجود دارد.
تمرکز حواس یعنی توانایی کاهش عوامل حواس پرتی و سعی در ثابت نگه داشتن توجه و دقت روی موضوع یا کاری که به میل و اراده انتخاب شده است. و حواس پرتی چیزی نیست جز تمایل ذاتی ذهن به درگیری و فعالیت. ذهن همواره می خواهد درگیر و مشغول باشد بنابر این اگر آنچه که فرد در حال انجام دادن آن می باشد، سبب درگیری و مشغولیت ذهنی او شود، فکر او دیگر لزومی احساس نمی کند که به جای دیگری برود و در آنجا درگیر شود. اما مهمترین علت عدم دستیابی به یک تمرکز فکر عالی، تعاریف نادرستی است که در ذهن فرد برای تمرکز حواس وجود دارد. بیشتر افراد تمرکز فکر را، فکر کردن به یک موضوع ویژه به صورت مطلق و کامل و صد در صد می دانند در حالی که چنین چیزی تقریبا برای هیچ فردی از انسانهای عادی ممکن نیست. بنابراین چنین تعریفی سطح توقع شما را بالا می برد و وقتی که فکر دیگری به جز موضوع اصلی به ذهنتان خطور می کند احساس سرخوردگی می کنید و گمان می کنید که قدرت تمرکز ندارید. در نتیجه ابتدا باید حواس پرتی را به عنوان یک واقعیت انکار نشدنی بپذیرید و بگویید تمرکز یعنی «عوامل حواس پرتی را به حداقل رساندن». تمرکز هر فرد به میزان کاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد در نتیجه شما هیچ گاه از یک میزان مشخص و ثابت تمرکز برخوردار نیستید. همچنین تمرکز افراد مختلف نسبت به یکدیگر کاملا فرق می کند، بنابراین شما هرگز نباید خود را فرد حواس پرت و فاقد تمرکزی بدانید، چرا که چنین چیزی حقیقت ندارد. بلکه درست تر این است که بگویید در این لحظه با ذهنیت کنونی و در محیط فعلی، عوامل حواس پرتی من بیشتر و میزان تمرکزم کمتر است. گفتن « من آدم حواس پرتی هستم» « من اصلا تمرکز ندارم» و عباراتی از این قبیل نادرست می باشد، چرا که شما بارها و بارها در شرایط متفاوت، تمرکز های عالی و گوناگونی را تجربه کرده اید مانند تمرکز بر صحبت های یک سخنران، مجذوب یک فیلم سینمایی شدن، پیگیری لحظه به لحظه ی یک مسابقه فوتبال و....
شما باید بپذیرید که به هر حال همیشه عواملی، حواس شما را پرت می کنند که بعضی از آنها منشا ذهنی و درونی دارند و از اندیشه خود شما ناشی می شوند و بعضی دیگر منشا محیطی و بیرونی دارند واز محیط اطراف شما نشات می گیرند. عواملی مثل یادآوری خاطرات و تخیلات گوناگون و تجزیه تحلیل مسائلی خارج از چهار چوب موضوع مطالعه، از عوامل حواس پرتی درونی و عواملی مانند سروصدا، حضور مزاحم دیگران، آشفتگی مکان مطالعه از عوامل بیرونی به حساب می آیند.
عوامل ایجاد کننده تمرکز
اکنون با توجه به آنچه که گفته شد، به برخی از مهمترین عوامل ایجاد کننده تمرکز می پردازیم.
علاقه مندی به موضوع: به یقین می توان گفت که علاقه مهمترین شرط در ایجاد تمرکز حواس می باشد. هرقدر علاقه شما به یک موضوع بیشتر باشد، تمرکز شما در آن موضوع بیشتر خواهد شد. وقتی که شما به موضوعی علاقه دارید، خودبه خود بر آن متمرکز می گردید. در مقابل هنگامی که فرد خود را به انجام دادن کار یا مطالعه درسى مجبور مى کند، در حالى که تمایل درونى چندانى به آن ندارد تمرکز کمتری خواهد داشت. بنابراین برای ایجاد علاقه نسبت به موضوع مورد مطالعه در خود، تمام تلاش خود را بکار گیرید.
هدف داشتن: دومین عاملی که در ایجاد تمرکز نقشی اساسی بازی می کند داشتن هدف می باشد. و هدف زمانی قابل دسترسی می باشد که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشد. در این صورت چنین هدف هایی « هدف من یادگیری این فصل می باشد» و « هدفم این است که نمره خوبی بگیرم» و ... بسیار نادرست خواهد بود، زیرا اینها مشخص و جزئی و دقیق نمی باشند. در مطالعه هدف را باید از داخل هر فصل بدست آورد. به عنوان مثال: «هدفم این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد»، « فرق توندار با تایگا چیست»، « در آینه های مقعر ، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند» و ... پس هدف در هر فصل باید متناسب با آن فصل و به صورت مشخص و دقیق بیان شود.
استفاده از روشهای مطالعه متمرکز: با استفاده از این روشها می توانید میزان تمزکز خود را در هنگام مطالعه بالا ببرید.
تند خوانی: وقتی شما به بهانه بهتر فهمیدن بسیار کند پیش می روید و کلمه به کلمه می خوانید، درگیری ذهنی مطلوبی را ایجاد نمی کنید و ذهن شما که به دنبال مشغولیت می باشد خود را در جای دیگری مشغول می کند. بنابراین تا می توانید سرعت مطالعه خود را افزایش دهید البته نه آنقدر که هیچ چیزی نفهمید بلکه تا آنجا که یک درگیری ذهنی مطلوب ایجاد شود. در چنین سرعتی ذهن متمرکز است و در زمان هم صرفه جویی می شود.
مطالعه اولیه: مطالعه اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است که سبب کنجکاو کردن ذهن، با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی می باشد. در مطالعه اولیه شما متن را خط به خط نمی خوانید بلکه نگاهی گذرا به متن می اندازید و یک سری مفاهیم اولیه را از متن می گیرید که مثلا م

تن حول و حوش چه موضوعی است.
یادداشت برداری: هنگام مطالعه همیشه قلم و کاغذی در دست داشته باشید. در یک مطالعه فعال و پویا کمتر چیزی می تواند به اندازه قلمی که در دست دارید، ذهن شما را درگیر و متمرکز کند. خودتان را ملزم کنید که با نوشتن، نسبت به متن مورد مطالعه اظهار نظر کنید. و اگر متن مورد مطالعه یک کتاب درسی است، بهتر است از نکات مهم آن در یک برگه جداگانه یادداشت برداری نمایید.
برنامه ریزی: در ابتدا و قبل از هر چیز، براى تمام فعالیت هاى درسى و غیردرسى برنامه ریزى کنید. اوقات شبانه روز را در یک جدول زمان بندى شده از هنگام بیدارى تا موقع خواب، یادداشت نموده و براى هر کارى، زمان خاص و مناسب آن را معین نمایید، سعى کنید طبق همان برنامه تنظیم شده به انجام دادن همان فعالیت مشخص (کلاس، مطالعه، استراحت، عبادت، ورزش و...) بپردازید.
توجه به عوامل حواس پرتی: عوامل حواس پرتی هیچ گاه پایان نمی یابند، بنابراین بهترین راه برای مقابله با آنها، نوشتن آنها بر روی یک برگه کاغذ می باشد. هرچه که در حین مطالعه به خاطرتان می آید و ایجاد مزاحمت می نماید را یادداشت کنید، اینکه باید نان بخرید، جزوه دوستتان را پس بدهید، فلان درس را باید امتحان بدهید و.... با این کار در واقع یک نوع تخلیه هیجانی انجام داده اید. چرا که پس از یادداشت کردن هر فکر مزاحم و اطمینان پیدا کردن از اینکه بعدا به آن رسیدگی خواهید کرد ذهنتان آرامش می یابد و می توانید بر روی مطالعه خود متمرکز شوید. اما گاهی اوقات یک موضوع مهم و ضروری و بسیار حساس به ذهنتان خطور می کند که حتی با نوشتن آن ذهنتان آزاد نمی گردد. در چنین مواردی بهترین توصیه این است که بجای آنکه به خودتان فشار بیاورید و برای تمرکز انرژی مصرف کنید، مطالعه را رها کنید و به آن مساله مهمتر بپردازید و پس از آن مطالعه خود را ادامه بدهید.
استفاده از بهترین زمان و مکان: بهترین زمان را برای مطالعه خود قرار دهید و از مطالعه در شب که بهترین زمان برای استراحت می باشد خود داردی کنید، همچنین بلافاصله بعد از غذا مطالعه نکنید. بهترین مکان نیز مکانی است که ساده تر و منظم تر باشد. هیچ گاه به دنبال مکانی با سکوت مطلق نباشید و هرگز به مطالعه در یک مکان بسیار ساکت عادت نکنید، بلکه بهتر است در مکانی ساده و منظم و ساکت تر از دیگر مکان ها مطالعه نمایید.
کاهش مشغولیت های ذهنی و کاری: مشغولیت ها و کارهای غیر درسی را به حداقل ممکن برسانید و به خود بگویید: در این دوره و زمان، مهم ترین وظیفه و کار من مطالعه و درس خواندن و ارتقاى سطح علمى است و فعالیت هاى جانبى متعدد، مزاحم وظیفه اصلى من است. همچنین اگر مشکلات شخصى، اجتماعى، خانوادگى و... باعث عدم تمرکز حواستان مى شود؛ بدانید که زندگى فردى هیچ کس، خالى از مشکل نیست و از طرف دیگر با فکر کردن و مشغولیت ذهنى درباره چنین مشکلاتى، هیچ دردى درمان نخواهد شد. پس برای رفع گرفتاری ها به خداوند قادر توکل کنید و به خود بگویید الان هنگام درس یا مطالعه است و ذهن خود را از آن مسائل برهانید و در صورت امکان به اتفاق یکى از دوستان خود، مطالعه یا مباحثه کنید.
پرورش ذهن: بسیاری از افراد هنگامی که نمی توانند تمرکز حواس داشته باشند می گویند« من ذاتا آدم حواس پرتی هستم» ، این ذهنیت کاملا اشتباه است چرا که تمرکز به هیچ وجه ذاتی نیست و به طور مسلم استعداد بالقوه تمرکز حواس، در همگان وجود دارد و مانند هر استعداد دیگر می توان آن را در خود پرورش داد. و بدست آوردن این مهارت، مانند هر مهارت دیگری نیاز به آموزش، تمرین و گذر زمان دارد. «فرمان ذهنی»،«تار عنکبوت»،«حواست را جمع کن»،«فرصتی برای افکار مزاحم» برخی از روشهای آموزش مهارت تمرکز می باشند که در ادامه به آنها می پردازیم:
روش «فرمان ذهنی»
لطفا به این مثال"آنتونی رابینز" توجه کنید: پدری به فرزندش می گوید: "برو آشپزخانه، نمکدان را بیاور."، بچه بی درنگ می گوید: "نیست." یا "نمی توانم پیدا کنم." و . . . پدر می گوید:"تو برو، پیدا می کنی". بچه پاسخ می دهد: "می دانم که پیدا نمی کنم ولی می روم." بچه به آشپزخانه می رود و تمام آشپزخانه را می گردد اما نمکدان را پیدا نمی کند. پدرش را صدا می زند و می گوید که نمکدان اینجا نیست. پدر به آشپزخانه می آید و خیلی زود می گوید: "نمکدان که اینجاست! جلوی چشمت بود، چطور آن را ندیدی؟" بچه متعجب و متحیر می ماند که چرا با تمام جستجوی خود، نمکدان را که جلوی چشمش بود، پیدا نکرده است.
واقعیت چیست؟ چرا بچه نمکدان را پیدا نمی کند؟ واقعیت این است که این بچه قبل از آن که به دنبال نمکدان برود بارها به خود گفت: نیست، نمی توانم پیدایش کنم. یعنی به ذهنش فرمان داد: نمکدان را پیدا نکن! مغز بچه این فرمان را دریافت کرد. حالا بچه به آشپزخانه می رود و به جستجو می پردازد اما با آن که نمکدان در میدان دیدش قرار دارد، آن را نمی بیند یعنی مغز، برنامه قبلی دارد که آن را شناسایی و پیدا نکند و به همین خاطر، به اصطلاح آن را پس می زند. مغز بچه مانند یک ماشین فقط فرمانی را که بچه به او داده بود، اجرا می کند.
نقش فرمانهای ذهنی در تمام موفقیتهای زندگی و از جمله موفقیتهای تحصیلی بسیار مهم است.قبل از این که مطالعه یک کتاب را شروع کنید و یا به کلاس بروید، برای خود هدف تعیین کنید. به ذهن خود بگویید که چرا این کار را انجام می دهم، آیا فقط برای این که مجبور هستم؟ آیا برای خندیدن؟ آیا برای سرگرمی؟ و یا این که قصد دارید چیزی را بفهمید و یاد بگیرید؟ اگر این طور است دقیقاً برای خود مشخص کنید که می خواهید چه چیز را یاد بگیرید و در جستجوی چه هستید؟ سعی کنید هدفتان جزیی، روشن و دقیق باشد.
همین برنامه ذهنی که قبل از انجام کار به خود می دهید، تمام فعالیتهای شما را در راستای آن کار، منظم می نماید. این موضوع به موفقیت شما بسیار کمک خواهد کرد. مثلاً به خود بگویید: امروز می خواهم بفهمم واقعاً چرا و چطور رعد و برق ایجاد می شود؟ امروز می خواهم بدانم چطور می توان از یک عدد اعشاری، جذرگرفت؟ و ... همچنین فرمانهای ذهنی منفی و مخرب به ذهن خود ندهید. مثلاً: "مطالعه را شروع می کنیم ببینیم به کجا می رسیم". "امروز حال ندارم." یا "بروم ببینم چه می شود." یا "به کلاس بروم که غیبت نخورم." و . . . وقتی این فرمانها را به ذهن خود می دهید، در واقع به آن، این برنامه را داده اید که: هیچ چیز یاد نگیر. بنابراین اگر پیش از شروع مطالعه یا رفتن به کلاس و یا هر کار دیگری، یک فرمان مثبت، روشن و دقیق به ذهن خود دادید و هدفتان را از آن کار به وضوح روشن کردید، حتما در خلال آن کار از تمرکز کافی برخوردار خواهید بود.
روش «حواست را جمع کن»
این شیوه ممکن است ظاهراً ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار مؤثر است. هنگام مطالعه و یا در کلاس درس، هنگامی که حواستان پرت شد و ذهنتان از موضوع اصلی منحرف گردید، فورا به خودتان هشدار دهید که "حواست را جمع کن".این روش کم کم سبب می‌شود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود. برای مثال ، هنگامی که در کلاس هستید و ذهن شما را کنفرانس کلاسی ، تکالیفی که دارید، تاریخ ، ساعت صرف غذا و یا هر چیز دیگری پر کرده ، به خودتان بگویید:"حواست را جمع کن و به درس توجه کن".به هر حال تا حدی که ممکن است اجازه ندهید تمرکزتان به هم بریزد. و دوباره این هشدار را پیش خودتان تکرار کنید"حواست را جمع کن". اگر یک شخص معمولی باشید، ممکن است این عمل را صدها بار در هفته انجام دهید. ولی طی روزهای آینده مدت زمانی که افکار مورد نظرتان در ذهن شما می‌ماند، طولانیتر می‌شود، یا به عبارت دیگر تمرکزتان در مورد موضوعی خاص بالا می‌رود. بنابراین باید صبور باشید تا شاهد پیشرفتهای خود در این زمینه باشید.
روش «تار عنکبوت»
این روش نیز یکی دیگر از تکنیکهایی است که پایه و اساس تمرکز است و به شما کمک می‌کند تا تمرکز داشته باشید و از حواس پرتی جلوگیری کنید. این روش برای کنترل محرک های محیطی بسیار سود مند می باشد به گونه ای که به کمک این روش می توانید حتی در یک محیط نسبتا شلوغ هم تمرکز داشته باشید. اگر تار عنکبوتی را تحریک کنید، تار تکان می‌خورد و عنکبوت نسبت به جنبش تار ، از خود واکنش نشان داده و می‌خواهد علت حرکت را بیابد، ولی وقتی چندین بار این عمل را تکرار کنید، خواهید دید که عنکبوت ، دیگر نسبت به حرکت تار هیچ عکس العملی از خود نشان نمی‌دهد و متوجه می‌شود که حشره‌ای به دام او نیامده است. این روش را یاد گرفته و ذهن خود را پرورش دهید و در برابر حواس پرتی تسلیم نشوید. وقتی کسی داخل اتاق می‌شود یا وقتی در با صدای بلند به هم می‌خورد، نباید به خودتان اجازه دهید که حواستان پرت شود. شما باید تمرکزتان را برای هدفی که در ذهن دارید، حفظ کنید. مثلاً هنگامی که درگوشه ای نشسته اید و مشغول مطالعه هستید اجازه دهید که دیگران جلوی شما حرکت کنند و سرفه کنند، بدون اینکه به آنها نگاه کنید فقط بین خودتان و مطالعه ، تونل ارتباطی ویژه‌ای ایجاد کنید و بگذارید دیگران از این تونل خارج باشند. با این روش و پس از گذشت مدت زمانی خواهید توانست نسبت به وقایع محیطی بی تفاوت و نسبت به موضوع مورد نظر خود متمرکز باشید که این حالت در مطالعه و کلاس و کارهایی که نیاز به تمرکز داردند بسیار مفید و لذتبخش می باشد.
روش «فرصتی برای افکار مزاحم»
در برنامه ای که برای خود طراحی کرده اید، زمان ویژه‌ای را به فکر کردن درباره افکاری که به ذهن شما خطور می‌کنند و تمرکزتان را به هم می‌زنند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت ۳۰/ ۴ تا ۵ بعد از ظهر زمانی است که شما می‌توانید به این افکار بپردازید. اگر افکار مزاحم در غیر این زمان معین، و در هنگام مطالعه به سراغتان آمد و باعث حواس پرتى شما شد، مى توانید آن را بر روی یک برگه یادداشت کنید و با کمک روش"حواست را جمع کن" بر روی موضوع خود متمرکز شوید و به خود وعده بدهید که زمان اندیشیدن در این باره، فلان زمان خاص و معین است. کسانی که از این روش استفاده کرده‌اند، توانسته‌اند میزان افکار مزاحم را به مقدار قابل ملاحظه ای در خود کاهش دهند و این برای آنها موفقیت بزرگی است. همچنین این کار سبب می شود نظم و انضباط در تمام فعالیت ها حتى در اندیشه ها و افکارتان راه پیدا مى کند که خود بسیار ارزشمند است.
منابع:
۱. مطالعه موفق با تمرکز، م حورایی، انتشارات دکلمه گران
۲. مهارتهای بهتر زیستن، ناصر خیابانی، انتشارات طلوع آزادی
۳. راهنمای تمرکز بهتر، ملوین پاورز و رابرت اس. استارت، حسین نیر، انتشارات آستان قدس رضوی
۴. تقویت و تمرکز فکر، ترجمه هوشیار رزم آزما، انتشارات سپنج
۵. اسرار تمرکز فکر، علی اکبر محمدزاده، انتشارات طلایه
۶. http://daneshnameh.roshd.ir
۷. http://www۲.irib.ir

نویسنده: جواد ترکاشوند

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.