تنوع استعدادهای انسان ۱۳۹۰/۱۱/۲ - ۳۹ بازدید

[استعدادهای انسان تابع جایگاه او در نظام هستی و هدف از آفرینش او ست . انسان خلیفه خدا در زمین و معمار سرنوشت خود و جامعه خویش است و لاجرم باید از همه توانمندیهای ممکن برای رقم زدن بهترین سرنوشت برای خود و یاری دیگران در این عرصه و بویِژه در راستای رسیدن به بالا ترین و والاترین سعادت جاودان ابدی برخوردار باشد.
[استعدادهای انسان تابع جایگاه او در نظام هستی و هدف از آفرینش او ست . انسان خلیفه خدا در زمین و معمار سرنوشت خود و جامعه خویش است و لاجرم باید از همه توانمندیهای ممکن برای رقم زدن بهترین سرنوشت برای خود و یاری دیگران در این عرصه و بویِژه در راستای رسیدن به بالا ترین و والاترین سعادت جاودان ابدی برخوردار باشد.
از این رو همه انسانها از استعدادهایی برای انجام کارها و داشتن زندگیی خوب و بهتر بر خور دارند. آنگاه که خداوند انسان را به این کره خاکی وار ساخت به او توانایی ها و استعدادهایی داد تا بتواند به کمک آنها راه درست صحیح خویش را بیابد و سر انجام به مقصد مطلوبش برسد. وجود استعداد، ذاتی است، ولی کشف و پرورش آن اکتسابی است. استعداد یعنى توانایى و توانمندى طبیعى است .
مطلب قابل توجه در مورد استعدادها این است که استعداد همانطور که از نامش پیداست امری است که با بالفعل بودن عجین گشته است و تفاوت از ایجا سر بر می آورد که برخی این امر پنهان را آشکار می سازند و بدان فعلیت می بخشند اما دیگری بدان بی توجهی می نماید و موجب از بین رفتنش می گردد.
مثلا فردی که توان شعر گفتن یا نوشتن و یا هر کاری دیگر را دارد اگر به این قوه و استعدادش بها دهد و موجب بال و پر گرفتنش گردد سرانجام ثمر داده و فعلیت می یابد. از سوی دیگر تفاوت استعدادها نیز برخی مربوط به شرایط محیطی و بعضی مربوط به عوامل ژنتیکی و یا تغذیه و فعالیت های ورزشی روزانه و کلا در ارتباط با محیطی است که فرد در آن متولد شده و رشد یافته است.
البته این بدان معنا نیست که کودکی که در خانواده ثروتمند متولد و رشد می کند با استعداد تر است بلکه ما بطور کلی بحث می کنیم همانطور که می دانیم شرایط سخت تر همواره موجب شکوفاتر شدن استعداد انسان گشته است ، حتما شنیده اید که « نیاز مادر اختراعات است ».
از سوی دیگر انسان موجودی اجتماعی است و در بستر جامعه و در ارتباط با سایر انسانها باید در این کره خاکی زندگی کند : « انسان ذاتا اجتماعی است» از این رو برخی در تعریف انسان می گویند: انسان ، حیوانی اجتماعی است. نیک می دانید که هر جامعه برای اینکه بتواند به حیاطش ادامه دهد به افراد متعدد با توانایی ها و استعدادهای متفاوتی نساز دارد.
بدین خاطر از خالق حکیم انتظار می رود که برای این هدف نیز طرحی اندیشیده باشد و آن هم چیزی نیست جز تفاوتی که ما در توانایی ها و اتعداد ها می بینیم. آیا اگر همه انسانها تنها توان انجام چند کار خاصی را داشتند، مثلا همه فقط می توانستند آواز بخوانند و یا شناگران ماهری باشند ، زندگی اجتماعی بشر تحقق می یافت؛ یقینا چنین نیست.
هر جامعه ای برای تداوم حیاطش به افراد مختلف با استعدادهای متفاوت نیاز دارد ، همچون بدن انسان که مجموعه ای از سلولهای مختلف با توات و استعداد های متفاوت است و همن تفاوت و اختلاف راز حیات اوست.
یکى در زمینه جسمانى از توانایى خوبى برخوردار است دیگر در زمینه فکرى و عملى و فرد سوم در زمینه دیگر و همین افراد میزان توانایى شان نیز کم و زیاد است. اما کشف استعدادهاى درونى افراد نیازمند دانش و تجربه کافى است. هر چند بعضى استعدادها را مى توان به سادگى شناخت ولى از آنجا که بعضى استعدادها و میزان آن در افراد نهفته است و هنوز شکوفا نشده و زمینه به فعلیت رسیدن و بروز و ظهور آن فراهم نشده و چه بسا خود فرد نیز از آن اطلاعى ندارد، اینگونه استعدادها را باید با ابزارها و آزمونهاى مختلف روانشناختى و استفاده از تجارب افراد متخصّص بدست آورد و شناخت.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با تشکر از مراجعه شما
میهمان
مطالب خوبی بودن .ممنون

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.