تهاجم فرهنگی ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۴۵ بازدید

با توجه به این که نوگرایی، یکی از ویژگیهای انسان به شمار می رود، و نوعاً در مسائلی از قبیل آرایش و پوشش خودنمایی می کند، نظر جنابعالی در مورد نحوه ی برخورد با اینها چیست؟ دستگاههای دولتی چه کارهایی تاکنون انجام داده اند؟ آیا موفق بوده اند یا نه؟

در پاسخ شما، آن چیزی که حالا می توانم عرض بکنم، این است که اصل گرایش به زیبایی و زیباسازی و زیبادوستی، یک چیز فطری است. البته این شاید با مقوله ی نوگرایی مقداری تفاوت بکند؛ نوگرایی چیز عامتری است. این مسأله ی آرایش و لباس و این چیزهایی که شما گفتید، مقوله ی خاصی است که انسان، به خصوص جوان، از زیبایی و زیباسازی خوشش می آید و دلش می خواهد که خودش هم زیبا باشد؛ و این عیبی هم ندارد؛ یک چیز طبیعی و قهری است؛ در اسلام هم منع نشده است. آن چیزی که منع شده، فتنه و فساد است. این زیبایی و زیباسازی، بایستی موجب این نشود که در جامعه انحطاط و فساد به وجود بیاید؛ یعنی ابتذال اخلاقی نباید به وجود بیاید. چگونه؟ راههایش مشخص است. اگر ارتباط بی قید و شرط و بی بندوباری در روابط زن و مرد وجود داشته باشد، این موجب فساد خواهد شد. اگر به صورت افراطی به شکل مُدپرستی دربیاید، این به فساد خواهد انجامید. اگر این مقوله ی زیباسازی و رسیدن به سر و وضع و لباس و امثال اینها، مشغله ی اصلی زندگی بشود، انحراف و انحطاط است؛ مثل این که در دوره ی طاغوت، آن خانمهای اعیان و اشراف، پشت میز آرایش می نشستند. فکر می کنید چند ساعت می نشستند؟ شش ساعت! این واقعیت دارد، و ما خبرهای دقیق داشتیم که شش ساعت می نشستند! یک انسان، این مدت برای آرایش صرف وقت کند، که می خواهد مثلاً به عروسی برود و موی سرش را، یا صورتش را این طوری درست کند! اگر کار به این شکل دربیاید، انحراف و انحطاط است؛ اما فی نفسه، رسیدن به سر و وضع و لباس، بدون این که در آن خودنمایی و تبرج باشد، عیبی ندارد.
در اسلام، «تبرج» ممنوع است. تبرج، یعنی همان خودنمایی زنان در مقابل مردان، برای جذب و فتنه انگیزی. این، یک نوع فتنه است و خیلی اشکالات دارد. اشکالش فقط این نیست که این دختر جوان، یا این پسر جوان به گناه می افتند - این اولیش است؛ شاید بتوانم بگویم کوچکترینش است - دنباله اش به خانواده ها می رسد. اساساً آن گونه رابطه ی بی قید و شرط و بی قید و بند، برای بنای خانواده سم مهلک است؛ چون خانواده با عشق زنده است. اصلاً بنای خانواده با عشق است. اگر این عشق - عشق به زیبایی، عشق به جنس مخالف - در صد جای دیگر تأمین شد، دیگر آن پشتوانه ی قوی یی که استحکام خانواده باید داشته باشد، از بین خواهد رفت و خانواده ها متزلزل می شود؛ به همین وضعی درمی آید که امروز متأسفانه در کشورهای غربی هست؛ به خصوص در کشورهای اروپای شمالی و امریکا.
اخیراً امریکاییان بشدت دچار این مشکل هستند؛ خانواده ها متلاشی می شوند، و این مصیبت بزرگی شده است. این مصیبت هم در درجه ی اول، ضررش به خود خانمها برمی گردد. البته مردان هم بسیار سختیها می کشند؛ اما بیشتر به زنان می رسد؛ بعد هم به آن نسلی که متولد می شود. این نسل بزهکار و تبهکار موجود دنیا و امریکا را می بینید؟ اینها همه اش از آن جا شروع می شود؛ یعنی مقدمه و کلید شری است که دنبالش همین طور پی درپی شرور می آید.
در اسلام، به مسأله ی زیبایی اهمیت داده شده است. زیاد شنیده ایم که : «انّ اللَّه جمیل و یحبّ الجمال»؛ خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد. در خصوص رسیدن به سر و وضع، روایات زیادی در کتب حدیثی ما هست. در کتاب «نکاح»، مفصل بحث می شود که مرد و زن بایستی به خودشان برسند. بعضی خیال می کنند که مثلاً مردان باید موی سرشان را بتراشند؛ نه، در شرع، برای جوانان مستحب است که موی سر بگذارند. در روایت هست که «الشعر الحسن من کرامة اللَّه فأکرموه»؛ موی زیبا، جزو کرامتهای الهی است؛ آن را گرامی بدارید. یا مثلاً روایت دارد که پیامبر اکرم وقتی می خواستند نزد دوستانشان بیایند، به ظرف آب نگاه می کردند و سر و وضع خود را مرتب می کردند. آن زمان که آینه به این شکلی که حالا هست و فراوان هم هست، نبود، جامعه ی مدینه هم که فقیر بود، پیامبر ظرف آبی داشتند، که وقتی می خواستند نزد دوستانشان بیایند، از آن به جای آینه استفاده می کردند. این، نشاندهنده ی آن است که سر و وضع مرتب، لباس خوب، و گرایش به زیبایی، چیز مطلوبی در شرع اسلام است؛ منتها آن چیزی که بد و مضر است، آن است که این وسیله یی برای فتنه و فساد و تبرج بشود. همان طور هم که گفتم، ضررهایش تا خانواده و نسل بعد هم می رسد.
شاید در این میان مساله ای که کمتر توجه شده است، مساله خانواده و توجه به حدود مشخص شده از دیدگاه شرعی است، به تعبیری وظیفه اولیه بر عهده خانواده ها است تا گروه دوم و سوم. وقتی فرزندی در خانواده به خوبی و در گذر زمان و به تدریج راهنمایی رفتاری و گفتاری. بعد گروه دوم بستگان و مدارس و در ادامه جامعه و مقررات آن، همان مساله امر به معروف و نهی از منکر و به تبع آن الزاماتی است که در قانون برای آن معین و مشخص شده است .
البه برخی ایرادات در خصوص نحوه تبلیغات و برخی افسارگسیختگی در مدل ها و یا پوشش ها که می بایستی بخش نظارتی داشته باشد، و متاسفانه خیلی کوتاهی شده است، اما درنهایت اگر دستور امر به معروف و نهی از منکر از سوی آحاد جامعه انجام می شد. مطمئنا به گونه ای دیگر بود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.