تواضع و عزت نفس ۱۳۹۲/۲/۲۸ - ۵۱ بازدید

در کتاب گلستان، سعدی می گوید نه چندان درشتی کن که از تو سیر شوند و نه چندان نرمی کن که بر تو دلیر شوند می خواستم بدانم آیا در اسلام چنین کاری توصیه شده و آیا نرمی کردن همیشگی نوعی بی عقلی و پیروی از هوای نفس نیست خواهشا توضیح فرمایید.


نرم خویی از منظر اسلام:
انسان های خود ساخته و تربیت شده ای که خود را با ملا ک ها و معیار های دین و شریعت هماهنگ و همراه کرده اند همواره در اعمال و رفتار خود و برخورد با دیگران میانه رو بوده و از افراط و تفریط به دورند .آنها نرمخویی را با شدت و خشونت در هم می آمیزند و هر یک را در جای خود و به جا به کار می گیرند و در مورد هیچ کدام از حد تجاوز نمی کنند و دچار افراط و تفریط نمی شوند.
سیره پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و اله ) و امامان معصوم ( علیهم السلام ) گواهی می دهد که آنها بهترین الگو و نمونه در این مورد بوده اند. گذشت و اغماض به جا و خشم و انتقام مناسب و به مورد از ویژگی های اخلاقی و صفات بارز انسان ها و بندگان برگزیده خداوند است. نکته اساسی و مهم آن است که انسان مورد مناسب به کار گیری هر یک از نرمش و خشونت را به درستی بیابد و مصداق و مورد هر کدام را به خوبی تشخیص دهد.
جزییات زندگی انسان های کامل، و دقت درنحوه برخورد و تعامل آنها با افراد مختلف در جریانات و حوادث گونا گون بهترین منبع برای مطالعه و پژوهش در این زمینه است. باید مصداق حد وسط و تعادل در رفتار معصومین ( علیهم السلام ) را شناخت و برعمل و رفتار خود در موارد گوناگون تطبیق نمود. نرمخویی در موردی که موجب جسور شدن و سوء استفاده انسان های کم ظرفیت و کم جنبه شود باید با احتیاط و رعایت همه جوانب, اعما ل شود تا آثار منفی و سوء به دنبال نداشته باشد.
بعنوان مثال : نرمخویی در مورد اجرای احکام الهی و پیاده کردن حدود شرعی نا بجا و شدت عمل و خشونت در موردی که می توان مشکل را با متانت و نرمی و ملایمت حل نمود نادرست است. پس باید مورد را کاملا بررسی نمود و با ملاحظه همه جوانب نوع رفتار را انتخاب کرد.
نکته ی قابل توجه در زندگی انبیا و اولیاء الهی این است که در دل مردم دارای ابهت و مهابت بوده و در عین حال در برابر مردم خاضع و متواضع و با آنها خوش اخلاق و خوش برخورد بودند . اصحاب امیر المومنین ( علیه السلام ) نقل می کنند که وقتی آن حضرت در جمع ما بود چنان ابهت و حشمتی در دل ما داشت که جرات نمی کردیم در برابر او لب به سخن بگشاییم ولی در عین حال آن حضرت متواضع و خندان و اهل مزاح بود.
جمع میان این دو حالت مشکل و دشوار است و از عهده هر کسی بر نمی آید. باید به این نکته ی مهم توجه داشت که این جلال و عظمت و شکوه در اولیای الهی تصنعی و ساختگی نیست بلکه نتیجه تقوا و بندگی و معرفت و خضوع آنها در برابر عظمت خداوند است .
امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) در روایتی خطاب به یکی از یارانش می فرماید : «اگر می خواهی بی قوم و قبیله عزیز باشی و بی سلطنت و دولت مهابت و ابهت داشته باشی، از ذلت معصیت و گناه خارج شو و در عزت اطاعت از او داخل شو .»( منتهی الآمال ، شیخ عباس قمی ، ج۱، ص۴۳۷ ، انتشارات هجرت ).
بنا براین اگر انسان در راه بندگی خداوند قدم بردارد و نور تقوا و معرفت پروردگار در دلش روشن گردد دارای ابهت حقیقی و ریشه دار می گردد و در این حال اگر در برخورد با مردم خوش اخلاق و مهربان باشد و سختگیری بی مورد و نا بجا نداشته باشد و شکیبا و بردبار باشد و در امور رعایت جانب اعتدال و حد وسط را بنماید مشکلی پیش نمی آید و دیگران از حسن خلق و نرم خوئی او سوء استفاده نمی کنند.
اشکال کار این است که ما میخواهیم این ابهت و جلال را به طور ساختگی و بدون مایه های درونی و معنوی به خود ببندیم و از دیگران توقع داریم به چشم عظمت و بزرگی به ما نگاه کنند و از حد و اندازه خود تجاوز نکنند. پس باید بکوشیم از طرفی در پرتو تقوا و عمل صالح و بندگی حقیقی ابهت اصیل و ماندگار را به دست آوریم و از طرفی دیگر در رفتار و برخورد با مردم حد اعتدال و میانه را رعایت کنیم تا هم در دل دیگران جا داشته باشیم و هم آنها از خوش رفتاری و نرمش ما سوء استفاده ننماید.
خدای تعالی در باره ی خصوصیت رفتاری رسول گرامیش و کسانی که از او پیروی می کنند در قرآن کریمش می فرماید : «اشداء علی الکفار رحماء بینهم بر کفار بشدت سخت گیرند و نسبت به مومنان مهربانند. »( سوره فتح / ۲۹ ) این آیه بهترین الگوی رفتاری در ایجاد تعادل می باشد.
بنا بر این در جبهه ی جنگ و در برخورد با کفار معاند و و سران کفر و نفاق که عامدانه قصد ضربه زدن به دین عزیز اسلام و مسلمین را دارند باید در کمال خشونت و با شدت برخورد کرد و جایی برای اغماض و رفق و مدارا وجود ندارد. اما در ارتباط و برخورد با مومنین ویا غیر مسلمانان جاهل , باید کمال نرمی و ملاطفت را داشت.
- ارزش نرمی و رفق                                                                     
خداوند در آیه ی ۶۳ سوره ی فرقان می فرماید : «و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ؛بندگان خدای رحمان کسانی هستند که در روی زمین به فروتنی راه می روند و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند, به ملایمت سخن گویند.» داشتن رفتاری توام با ملایمت و ملاطفت با مردم نشانه ی عقل و خرد انسان است.
مدارا از حیث معنی نزدیک به رفق است زیرا مدارا نرمی و ملایمت و حسن معاشرت با مردم و تحمل نا گواری و آزار آنها است. گاهی بین رفق و مدارا می توان تفاوتی قائل شد به این اعتبار که در مدارا تحمل آزار مردم هست و در رفق نیست.
پیامبر خدا ( صلی الله علیه و اله ) می فرمایند : هیچ دو نفری با هم مصاحبت و همدمی نداشتنه اند مگر اینکه مدارا کننده تر آن دو پاداشش نزد خدای تعالی بزرگتر و محبوبیتش بیشتر باشد. به تجربه رسیده است که انجام امور و نیل به مقاصد, بستگی به مدارا و نرمخویی با مردم دارد. ( علم اخلاق اسلامی / ج اول /علامه مهدی نراقی / ص ۳۷۱ )
امام علی ( علیه السلام ) مدارای با مردم را از خرد انسان دیده و می فرمایند : بر تو باد به نرمی که آن کلید درستی و خوی خردمندان است.
دوست عزیز, نرمی و مهربانی از صفات خداوند سبحان است. مگر نه اینکه همهی ما بارها و بارها امر او را اطاعت نکرده, تن به معصیت داده ایم ؟ اما خدای مهربان نعمتهای بیشمارش را از بندگان دریغ نکره, در عین قدرت با مهربانی با آنها رفتار می کند.
امام باقر یا امام صادق ( علیهما السلام ) میفرمایند : همانا خداوند نرمخو و مهربان است و نرمی را دوست دارد و از ( نشانه های ) نرمخویی او بیرون کشیدن کینه ها و ضدیتها از دلهای شماست. ( میزان الحکمة / ج ۵ / ص ۲۱۰۹ )
- حدود رفق و مدارا ( حد کنترل خشم )
همانطور که ذکر شد انسان عاقل در روش برخورد با مردم, رفق و مدارا را در پیش می گیرد؛ مگر در برخی موارد, که به ذکر دو نمونه از آن می پردازیم :
- هنگام ضایع شدن حدود الهی
مثلا اگر در جمع خانواده یا دوستان, کسی مشغول به غیبت مومنی شود و با نصیحت شما دست از این کار برندارد, دیگر جایی برای مدارا نیست؛ لذا میبایست با رفتاری مناسب, از ادامه ی غیبت جلوگیری کنید و در اینصورت رنجیدن دیگران مهم نیست؛ چون تکلیف دارید از حقوق مسلمانی دفاع کرده, اجازه ی معصیت ندهید.
- در برخورد با کسی که عادت به تحقیر دیگران دارد.
اگر کسی بدلیل بدخلقی و عصبانیت و یا جهالت با شما رفتاری زشت کند, لازم است با حوصله و صبر با او برخوردی ملاطفت آمیز داشته باشید؛ تا کم کم شرمنده گشته, از بد بداخلاقی دست بردارد. اما اگر کسی به قصد تحقیر و خوار کردن شما کاری را انجام دهد و از برخورد خوبتان سوء استفاده کرده و اصلاح نشود, در اینجا چون عزت از آن خداست و خداوند خواری هیچ مومنی را نمی پسندد, باید با او به گونه ای رفتار کنید که دست از این کار بردارد.
پرسشگر عزیز
مهم این است که در کسب هر صفتی تعادل رعایت شود؛ نه اهل افراط باشیم و نه اهل تفریط؛ چرا که هر دو نقص است. بهترین کار برای حرکت در مسیر اعتدال, مطالعه ی سیره ی اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) و به کار بستن دستورات آنها در زندگی است که البته نحوه صحیح مدیریت خود شما در اینگونه موارد هم بسیار مهم است.
در پایان به بحثی زیبا از ابو حامد غزالی در این باره اشاره می کنیم:
این نیرو – یعنی نیروی خشم – در مرحله ی اول و ابتدایی به سه گونه در مردم ظهور می کند : تفریط و افراط و اعتدال. تفریط عبارت است از فقدان این نیرو یا ضعف در آن. و این خصلتی نکوهیده است و به چنین کسی می گویند شخص بی حمیت... بنابراین کسی که نیروی غیرت و خشم را بکلی فاقد باشد, شخصی است بسیار ناقص. خداوند صحابه را به داشتن خشم و خشونت توصیف کرده و فرموده است : با کافران سختگیر و خشنند . فرموده است : ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیر ...
افراط آن است که این صفت بر وجود شخص چیره گردد, تا جایی که از قلمرو حاکمیت عقل و دین و فرمانبرداری آنها خارج شود...خشم پسندیده آن خشمی است که منتظر اشاره ی عقل باشد و هر جا که غیرت اقتضا کند, بر انگیخته شود و هر جا بردباری پسندیده باشد آرام گیرد و نیروی خشم خود را در حد اعتدال نگه دارد...
مراجعه ی به دو کتاب سیره ی نبوی و جاذبه و دافعه ی علی ( علیه السلام ) از استاد شهید مطهری به شما کمک بیشتری خواهد کرد.
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.