توافق امارات و اسرائیل ۱۳۹۹/۰۶/۲۴ - ۴۶۶ بازدید

سلام
تحلیل دقیق ارتباط گیری اخیر امارات و بحرین با اسراییل چیست؟

عادی سازی روابط بین امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی مسئله ای است که به سادگی از آن نمی توان گذشت، این اقدام امارات متحده عربی به سادگی اتفاق نیفتاد و حاصل مجموعه ای از علل و عوامل داخلی، منطقه ای و خارجی بود.
در عرصه داخلی امارات متحده عربی عواملی وجود دارد که به شدت امارات متحده عربی را در این مقطع به سمت عادی سازی روابط سوق داد عواملی که برای امارات متحده عربی انگیزه های منطقه ای و داخلی هم ایجاد می کرد. از مهمترین عوامل می توان به این موارد اشاره کرد.
۱. رقابت با عربستان سعودی
مهمترین عامل و انگیزه منطقه ای برای امارات متحده عربی در خصوص عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، رقابتی است که این کشور با عربستان سعودی طی دوره حاضر دارد. امارات، پیش از جنگ یمن، یکی از کشورهای تحت فرمان عربستان سعودی به حساب می آمد. در حال حاضر هنوز هم نگاه عربستان به این کشور، به عنوان دولتی در شورای همکاری خلیج فارس است که تابعی از عربستان به حساب می آید. در حالی این نگاه در عربستان بر امارات متحده عربی وجود دارد که نه تنها کل امارات متحده عربی، بلکه هر یک از امیر نشین های امارات خود را مستقل و دارای جایگاهی شبیه خاندان آل سعود می دانند. این نگاه امیر نشین های امارات برخاسته از یک نگاه قومی و طایفه ای است و از سویی نیز به دلیل برخورداری از ثروت حاصل از نفت و پیشرفت های ظاهری امارات به وجود آمده است.
جنگ یمن اولین فرصت برای امارات متحده عربی تا خود را در کنار عربستان قرار داده، یک هویت مستقل پیدا کند. اما در آن نقطه امارات نتوانست این استقلال را بر حاکمان عربستان تحمیل کند چرا که تنها به اختلافاتی در یمن ختم شد. جلودار شدن امارات متحده عربی در عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از نگاه حاکمان امارات متحده عربی این فرصت را بیش از پیش در اختیار امارات قرار می داد لذا انگیزه بالایی برای آنها به وجود آورد. حاکمان امارات متحده عربی بر این تصور هستند که این اقدام آنها، از این پس حمایت صهیونیست ها را در مقابل دستورات عربستان در پی خواهد داشت.
ضمن آنکه عربستان در مقطع کنونی به دلیل گرفتار شدن در باتلاق یمن و مطرح شدن پرونده هایی چون خاشقجی فرصتی برای مقابله با امارات متحده عربی نداشت و اگر هم می خواست با امارات در این زمینه مخالفت کند با حمایت آمریکایی ها از امارات متحده عربی همراه می شد.
۲. امکان خروج از یمن
امارات متحده عربی با وجود گرفتاری در یمن به دلیل آنکه تنها هم پیمان عربستان در ائتلاف علیه یمن محسوب می شود امکان خروج از یمن را دارد اما عربستان این امکان را در اختیار ندارد. همین مسئله فرصت عادی سازی روابط را برای امارات متحده عربی در مقایسه با رژیم سعودی بیشتر می کرد و به همین دلیل حاکمان امارات گزینه ای جلوتر از عربستان به حساب آمده اند. به نظر می رسد این اقدام حاکمان امارات متحده عربی یا به عنوان فرصتی برای خروج از باتلاق یمن مورد بهره برداری قرار گیرد و یا آنکه حاکمان این کشور به واسطه عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی تلاش کنند با بهره گیری از حمایت های رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا امتیازات بیشتری در یمن بگیرند.
۳. عدم گرفتاری مالی همچون عربستان
امارات متحده عربی برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی همچون عربستان سعودی در بحران مالی قرار ندارد. عربستان سعودی به دلیل هزینه هایی که جنگ یمن برایش به وجود آورده و به دلیل سیاست های غلطی که در پی همراهی با آمریکایی ها در پیش گرفت، در حال حاضر در بحران مالی قرار دارد.
عربستان طی ۳ سال گذشته هر سال شاهد کسر بودجه بیشتری نسبت به سال قبل بوده است. این مسئله نتیجه آغاز همزمان پروژه های هزینه زای متعددی است که حاکمان سعودی انجام داده اند. پروژه اقتصادی ۲۰۳۰، جنگ یمن، تغییرات فرهنگی اجتماعی پروژه هایی هستند که آنها آغاز کرده اند و تا کنون هیچ کدام جز هزینه برای آنها نتیجه ای نداشته اند. در کنار این پروژه ها سعودی ها با دستور آمریکایی ها حضور در بازار نفت را برای مقابله با ایران به صورتی پیش گرفتند که پس از ۳ سال آنها را به ضرر دهی رسانده است. نتیجه این اقدامات همان کسر بودجه افزایشی سال به سال سعودی ها بوده است.
در مقابل امارات متحده عربی جز هزینه ورود به جنگ یمن هزینه ای نداشته است. هزینه های امارات در یمن نیز کسری از هزینه های عربستان است و این کشور را گرفتار نکرده است. لذا هم فرصت را به آنها داده و هم اینکه مانعی برای عربستان به وجود آورده است.
۴. عدم حساسیت اجتماعی
نکته مهمی که برای صهیونیست ها و هم پیمانان آنها مهم است و همواره در اقداماتی که علیه آرمان فلسطین و قدس انجام می دهند آن را به عنوان یک فاکتور و مؤلفه اولیه در نظر می گیرند نوع مقابله اجتماعی با اقدامات علیه فلسطین است. اینکه جامعه، افکار عمومی و مردم منطقه در مقابل اقداماتی از این دست چه واکنشی نشان دهند در رأس ارزیابی های رژیم صهیونیستی قرار دارد.
جامعه امارات متحده عربی به دلیل فقدان جمعیت بومی مؤثر و اکثریت جمعیت مهاجر و رقابت طایفه ای بین جمعیت اقلیت بومی از حساسیت پایین تری نسبت به دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس برخوردار است. در کنار این عدم حساسیت اجتماعی، اجرای طرح های فرهنگی غربی، موجب تغییر جامعه امارات متحده عربی نیز شده است. این عدم حساسیت با رفاه بالای به وجود آمده در جامعه امارات- که ناشی از تزریق پول نفت است- تقویت شده است و جامعه ای سکولار را به وجود آورده که نسبت به مسائل منطقه ای از حساسیت کمتری برخوردار است. در جریان بیداری اسلامی این مسئله خود را به خوبی نشان داد و کمترین میزان اعتراضات مردمی در آن دوره در امارات متحده عربی رقم خورد. از این حیث این کشور یک گزینه مناسب برای صهیونیست ها و حاکمان امارات به حساب می آید تا کمتر موجب خروش دیگر ملت های منطقه به حساب آید.
۵. ایران هراسی
پس از به وجود آمدن موج بیداری اسلامی در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا که به خروش ملت های منطقه علیه حاکمان مستبد و دست نشانده انجامید حاکمانی که در جایگاه خود باقی ماندند به شدت نسبت به ایجاد مکانیزمی که حاکمیت آنها را استمرار بخشد جدی شدند. دراین وضعیت کشورهای حاشیه خلیج فارس در جایگاه اول قرار می گیرند. آنها برای آنکه حاکمیت خود را ادامه دهند در وهله نخست به غرب پناه بردند. رفتن به دامان غرب بدون دلیل نمی توانست اتفاق بیفتد. آنها حاکمیت های خود را با کمک غرب و آمریکا به دست آورده بودند اما حالا نیاز به مستمسکی داشتند که به بهانه آن، این خزیدن در دامان غرب را برای افکار عمومی خود توجیه کنند. لذا به یک دشمن تراشی جدید نیاز داشتند کاری که توسط آمریکایی ها پیش از آن طراحی و اجرا شده بود و آن چیزی جز پروژه «ایران هراسی» نبود.
آمریکایی ها از زمان انفجار برج های دوقلو و به بهانه مبارزه با تروریسم، در حال جایگزین کردن پروژه ایران هراسی به جای «صهیونیسم هراسی» بودند. بهانه ای که حاکمان عرب امارات به آن چنگ زدند نیز همین بود. اماراتی ها به دلیل مواضع ضد ایرانی که پیش از این اتخاذ کرده بودند و همه از ترس از دست دادن حاکمیت هایشان رقم خورده بود انگیزه بالایی برای همراهی با صهیونیست ها داشتند که روابط پنهان نمی توانست به آنها کمکی کند و تنها برقراری روابط رسمی می توانست خیال آنها را از نگاه خودشان آسوده کند. در حالی که نمی دانند همین عادی سازی روابط به مثابه رفتن با طناب پوسیده صهیونیست ها در چاه است و دیری نخواهد پایید که حاکمان امارات به این نتیجه خواهند رسید که این عادی سازی موجب سقوط آنها خواهد شد.(www.tasnimnews.com/fa/news/۱۳۹۹/۰۵/۲۹/۲۳۲۹۸۱۹)
۶. تلاش آمریکا برای ایجاد این توافق
از عوامل بیرونی این توافق، نیاز آمریکا و شخص ترامپ برای دستیابی به این توافق در مقطع کنونی است تا سرپوشی برشکست های این کشور در منطقه بوده و ترامپ دست برتر را در انتخابات پیش رو داشته باشد.

ممکن است این مطلب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.