توانایی سیر و سلوک مانند عرفا ۱۳۹۸/۱۲/۲۷ - ۹۵ بازدید

حال عجیبی دارم و حس میکنم یک چیزی مثل اهنربا میخواهد مرا به سمت اصحاب اهل بیت و علمای عرفانی میکشد، الان وظیفه ام چیست؟ دوست دارم رفتارم مثل اصحاب اهل بیت شود، انگار میگویند بیا، تو هم میتوانی

بله تو هم می توانی حتما می توانی بلکه قدرتمندتر از بسیاری می توانی!
چرا نتوانی در حالی که یک تجربه ۱۴۰۰ ساله را می توانی ببینی ! تاریخ را بخوان وببین کسانی که خود را اصحاب پیغمبر می دانستند ولی با انتخاب علی به عنوان جانشین پیامبراز طرف خدا، چگونه حتی بر پیغمبر خدا پشت کردند و آنچه را که خود فکر می کردند صحیح است همان را برگزیدند در حالی که خداوند بارها توسط پیامبرش جانشینی حضرت علی علیه السلام را اعلام کرده بود و حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» و حدیث« انی تارک فیکم الثقلین ، کتاب الله و عترتی اهل بیتی » را بر مردم تلاوت کرده بود و آیه « الیوم اکملت لکم الاسلام دینا» را بعد از معرفی حضرت علی علیه السلام به مردم و « آیه انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلائ و یؤتون الزکاة » را راجع به حضرت علی نازل کرده بود وتکلیف امت اسلام را بعد از رسول خدا کاملا روشن کرده بود اما آنچه نباید بشود شد!
این تاریخ پر از درد ونامهربانی های اصحاب پیامبررا بخوان ببین آیا چه کسانی در مقابل فرزند پیامبر روز عاشورا ایستادند و ناجوانمردانه او را سربریدند درحالی که اظهار مسلمانی می کردند! ببین چگونه درحالی که حسین بن علی ، فرزند شیر خوارش را روی دست گرفته بود، همان طفل شش ماهه را با تیر سه شعبه هدف قرار دادند و کشتند!!!
و بخوان وعبرت بگیر و از این همه نامردانگی جدا شو و درس جوانمردی و پایداری درراه دین را از احابی از پیامبر بیاموز که هیچگاه ودر بدترین شرایط رسول خدا و بعد از آن امیرالمؤمنین علی علیه السلام را رها نکردند تا به جایی رسیدند که در وصف ایشان گفته شد «سلمان منا اهل البیت».
تو می توانی خود را بسازی و به درجات بالا برسی ، همین که دغدغه شما چنین است ودوست دارید که «بنده خوب خدا » باشید واز ما راهنمایی خواسته اید واقعا قابل تحسین هستید وخدا راشاکرباشید که به چنین هدفی تمایل پیدا کرده اید !
بدان که هیچ عملی به اندازه «انجام واجبات و ترک محرمات »ما را به حضرت حق تعالی را نزدیک نمی کند. انجام واجبات،وترک محرمات ؛ اثر بسیار زیادی در رساندن ما به دوستی ومحبت خدای رحمان دارد.
-یک مرتاض هندی به آیة الله انصاری همدانی گفته بود که می خواهم طی الارض را به شما بیاموزم ؛ ایشان فرموده بود: ما طی الارض لازم نداریم؛ ما بهترش را داریم ؛ ما توحید داریم . یعنی همه عالم زیر پای اهل توحید است . بله عارف حقیقی ، موحد حقیقی است ،و« همه عالم زیر پای اهل توحید است» اساسا اگر عارفی در پی طی الارض باشد عارف نخواهد بود ؛ عارف تنها به دنبال عبودیت حق تعالی است ؛ که در این راه ممکن است قدرت طی الارض نیز به او عطا شود ؛ حتی به برخی قدرت طی السماء نیز عطا می شود ؛ ولی اینها برای عارف حقیقی مهم نیست ؛ و آنها را برای خود کرامت نمی داند. -آقا سید علی قاضی که خود صاحب طی الارض بود می فرمود: مرتاضان از ریاضت سخت به ریاضت آسان پناه برده اند ؛ پرسیدند ریاضت سخت چیست؟ فرمودند: ریاضت سخت آن است که انسان یک شبانه روز گناه نکند! این سخن آقا سید علی قاضی به ظاهر ساده می نماید ؛ ولی اگر بدانیم که اسراف ،از گناهان کبیره است ؛ و بزرگترین نعمت انسان عمر اوست ؛ و مصرف درست عمر ، مصرف آن در راه خداست ؛ آنگاه معلوم می شودکه ما دائما در بطن بزرگترین گناه یعنی اتلاف عمر زندگی می کنیم ؛ اگر کسی دست از اتلاف عمر بر دارد آنگاه به چیزی فراتر از طی الارض می رسد.
- سخن دراین است که چه کنیم ؟!
خداوند تعالی به داود علیه السلام وحی فرمود: ای داود! به بندگان زمینی من بگو: من دوست کسی هستم که دوستم بدارد و همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند و همدم کسی هستم که با یاد و نام من انس گیرد و همراه کسی هستم که با من همراه شود، کسی را بر می گزینم که مرا برگزیند و فرمانبردار کسی هستم که فرمانبردار من باشد. هر کس مرا قلباً دوست بدارد و من بدان یقین حاصل کنم ، او را به خودم بپذیرم و چنان دوستش بدارم که هیچ یک از بندگانم بر او پیشی نگیرد. هر کس براستی مرا بجوید بیابد و هر کس جز مرا بجوید مرا نیابد. پس - ای زمینیان ! - رها کنید آن فریبها و اباطیل دنیا را و به کرامت و مصاحبت و همنشینی و همدمی با من بشتابید و به من خوگیرید تا به شما خوگیرم و به دوست داشتن شما بشتابم.
اکنون ویژگی‌های یک «جوان ایده‌آل» را از دیدگاه نهج البلاغه بررسی می کنیم:
یکى از نامه هاى مفصّل نهج البلاغه، نامه ى حضرت على(ع) به فرزندش امام حسن مجتبى(ع) است. مراجعه به این نامه براى کشف بسیارى از مسائل جوانان و نوجوانان ما را کفایت مى کند. و این نامه به عنوان عالى ترین سند تربیتى قشر نوجوان و جوان به حساب مى آید. چون شکل و محتوایى مفصّل دارد و مجموعه ى گران قدرى است که شاید تا حال چندان هم به آن توجه نشده است. جامعیت و ارزشمندى این نامه را مى توان با توجه به چند نکته احراز نمود و سپس به کار گرفت.
- اول آن که خود حضرت در مقدّمه نامه خطاب به امام حسن(ع) مى فرماید: من هر آن چه براى تو لازم است، در این جا آورده ام و گزیده اى از حاصل تجارب خودم را که تو را بى نیاز مى کند از این که دوباره آن ها را تجربه نمایى، همه آن ها را براى تو آورده ام.
- دوم آن که شکل و قالب این نامه، منحصر به فرد است، چرا که به صورت وصیت نامه از سوى حضرت به عنوان پدر براى فرزند خویش نگاشته شده است و طبعاً شامل مهم ترین رهنمودهایى است که براى یک جوان مورد نیاز است.
- نکته سوم به نحوه ى دسته بندى محتواى این نامه نورانى برمى گردد که آن چنان در بخش هاى گوناگون تقسیم شده است که جوانب متعدد بحث درباره نسل جوان را شامل مى شود.
موضع امیرمؤمنان(ع) نسبت به جوان و نوجوان که از این نامه استنباط مى شود، این است که بهترین مخاطب براى تعلیم و تربیت دینى و آماده ترین نسل براى تهذیب نفس و تزکیه روح همین نسل نوجوان و جوان است.
این جمله حضرت «انّما قلب الحدث کالارض الخالیة مااُلِقى فیها من شى ءٍ قبلَته ؛ قلب نوجوان و جوان همانند زمین بکر و آماده کشت است، هر بذرى در آن افکنده شود آن را مى پذیرد» سند محکمى است که نوجوانان و جوانان کاملاً مهیّا و آماده براى پذیرش و به کارگیرى پیام هاى تربیتى و اخلاقى و دینى هستند.
در ادامه سخن ما پیام هایى را که از این استخراج و استنباط کرده ایم، سلسله وار ارائه مى دهیم و تحقیق و پژوهش کامل را به شما واگذار مى کنیماین نامه را به خوبى بررسى کنید. پیام هاى آن ها را استخراج نموده و در دفترى ثبت کنید. البته این کار را به تدریج انجام دهید و در هر مرحله به عمل نیز بکوشید. انشاءالله حشر و نشر شما با این وصیت نامه زیاد شود.
۱ـ انسان و حوادث روزگار: از پدرى فانى که اعتراف به گذشت زمان دارد... به فرزند آرزومند و آزمند چیزى که به دست نمى آید. رونده ى راهى که به نیستى ختم مى شود... پس از ستایش پروردگار همانا گذشت عمر و روى آوردن به آخرت، مرا از یاد غیر خودم بازداشته و تمام توجه مرا به آخرت کشانده است...
۲ـ مراحل خودسازى؛... پیوسته به یاد خدا باش، دلت را با یاد خدا زنده کن... هواى نفس را با بى اعتنایى به حرام بمیران، جانت را با یقین نیرومند کن... و با یاد مرگ آرام کن.... در دیار مردگان گذر کن و بیندیش که آن ها چه کردند؟
۳ـ در اخلاق اجتماعى به نیکى ها امر کن و خود نیکوکار باش. در این فراز امیر مؤمنان(ع) از تساهل و تسامح پرهیز مى دهد. در دیدگاه آن حضرت همه ى اقشار جامعه نسبت به هم مسؤولیت کامل دارند. با دست و زبان بدى ها را انکار کن و بکوش تا از بدکاران دور باشى... شناخت خود را درباره دین به کمال برسان، خودت را به استقامت کردن در برابر مشکلات عادت بده، که شکیبایى در راه حق عادتى پسندیده است...
۴ـ در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن که دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگرى مشغول شود...
۵ـ در آغاز تربیت، تصمیم گرفتم تا کتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات به تو بیاموزیم، و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم و به چیز دیگرى نپردازم. (نهج البلاغه، نامه ۳۱).
از همین جا نکات و مطالب نظرى، کاربردى و عملى را شروع مى کنیم.
الف) انتخاب استادى اخلاقى و تربیتى براى جوان ضرورى است. شخصى که جوان با او تفاهم داشته باشد. چون یکى از مقدمات ضرورى تهذیب و تربیت، انتخاب استاد راه یا «راهبر» است الگوى مناسبى که براى شروع کار مى توانیم پیشنهاد بدهیم این است که از کتاب شریف «شرح چهل حدیث» امام راحل(ره) استفاده نمائید.
ب) عامل بعدى دوست است. دوست خوب در تربیت نوجوان و جوان تأثیر خوب دارد و دوست بد تأثیر بد، به قول سعدى: تو اول بگو با کیان زیستى(یا با کیان دوستى)------- پس از آن بگویم که تو کیستى
ج) شاخصه بعدى خودسازى تفکّر است. ممکن است انسان از پدر و مادر بد یا خوب، اساتید خوب یا بد، جامعه بد یا خوب، دوستان بد یا خوب و... برخوردار باشد. ولى وقتى بالغ و عاقل شد باید خودش فکر کند و خودش را بسازد. «آرزو» و «خیال» دو عامل غفلت و تباهى جوان است که باید از این دو براى تهذیب نفس بهره گرفت.
لطافت روحی جوان زمینه بسیار مناسبی برای ارتباط با خداوند و انس با او است و چون هنوز حب دنیا و وابستگی به لذت های مادی در دل جوان رسوخ نکرده، در این سنین راحت تر می تواند خود را از دوستی دنیا تخلیه نماید و به جای آن حب الهی را جایگزین کند.
از پیامبر اکرم(ص)نقل شده که فرمود: «من تعلم العلم فی شبابه کان بمنزله الرسم فی الحجر و من تعلم و هو کبیر کان بمنزله الکتاب علی وجه الماء؛ کسی که در جوانی بیاموزد (علم او) همچون نقش زده بر سنگ (ماندگار) است و کسی که در حالی که پیر است بیاموزد (علم او) همچون نوشته بر آب است.»( سفینة البحار، ماده شبب)
از امام صادق(ع) روایت شده است: «من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه؛ کسی که قرآن را در جوانی قرائت کند، قرآن با گوشت و خون او آمیخته می شود.»( الحیاة، ج ۲، ص ۱۶۴.)این تأثیر ناشی از آمادگی روحی و صفای دل جوان است. امیرالمؤمنین (ع) خطاب به فرزند خود می فرمایند:
«و انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شیء قبلته. فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لُبُّک؛ و دل جوان همچون زمین ناکشته است، هرچه در آن کشت کنند بپذیرد، پس به ادب آموختنت پرداختم پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت سرگرم چیزهای دیگر شود.»( نهج البلاغه، الرسائل، ۳۱.)
شما باید ملاحظه کنید اگر مراحل ساخت خود را به طور سازمان یافته و مرتب طی نکرده اید نواقصی را که به نظر می رسد جبران کنید, انشاالله به حیات طیبه، سالم و آرامی دست خواهید یافت.
برای تحقق این منظور پیشنهاد می کنیم ابتدا روی شخصیت خودتان یک بازنگری داشته باشید (خودشناسی) و بعد برنامه ای را برای بازسازی خود (خودسازی) تنظیم نمایید و با تمام نیرو آن را در زندگی خودتان عملی
کنید و در این مسیر از عالمان اخلاقی و اهل راه هم استفاده کنید. برای این منظور طی کردن مسیر زیر ضرورت دارد:
۱- سیر مطالعاتی و افزایش اطلاعاتی که منتهی به آگاهی و بیداری شما می شود. در این زمینه شرکت در جلسات مذهبی و استماع سخنرانی ها و مواعظ و همچنین تلاوت مداوم قرآن کریم و خواندن روایات اسلامی و شرح زندگی بزرگان و اهل عرفان و سلوک و مباحث مربوط به معاد و رستاخیز نیز بسیار مفید است.
۲- پاکسازی و تهذیب نفس از عادت های بد و دلبستگی ها و وابستگی ها و اموری که مانع کمال و سیر و سلوک انسان به سوی خدا تلقی می شود.
۳- اصلاح صفات شخصیتی و پاک سازی دل و درون از رزایل اخلاقی و آراسته شدن به فضایل اخلاقی از طریق راهکارهای علم اخلاق و تمرین آن ها در معاشرت با مردم و رعایت اخلاق اجتماعی.
۴- تفکر شخصی در سوال های اساسی انسان که در بینش دینی مطرح می شود مانند, خداشناسی و انسان شناسی و هستی شناسی و دین شناسی و معاد شناسی.
۵- انجام وظایف عبادی و تحصیل صفت تقوی و پرهیزکاری, از طریق آشنایی با واجبات دینی و گناهان و پایبندی به احکام دینی .
۶- تقویت ارتباط عاشقانه با خداوند و اولیای معصومین(ع) و مومنان اهل ولایت و محبت, از طریق انجام مستحبات و زیارات و مانند آن.
در صورتی که این مسیر به درستی و عالمانه طی شود, به طور قطع حالات انسان دارای ثبات خواهد بود و دگرگونی ها و تحولات سامان یافته تر می شود و نگرانی ها رفع خواهد شد.
اصول خودسازی موفق:
در برنامه ریزى برای خودسازی موفق توجه به اصول زیر بایسته و ضروری است:
۱. واقع گرایى: بر رهرو راه خدا، لازم است که توان واقعى خود را خوب بسنجد و حال و روز خود را نیک بنگرد، آنگاه بر اساس واقعیت های موجود زندگی خود، دستورالعمل اخلاقی و برنامه خودسازى تنظیم کند. انسان ها داراى تفاوت هاى فردی، روحى و جسمى و شرایط مختلفی هستند و بر اساس آن باید براى خود برنامه اى برگزینند که سنگین و طاقت فرسا و دور از دست رس نباشد؛ زیرا یکی از نیازهای انسان در این مسیر سخت، حفظ نشاط روحی و بدنی است و اجبار و اکراه خود بر اساس اهداف خیالی و دور از دست رس، اراده انسان را سست و مانع رسیدن به اهداف واقعی خودسازی می شود.
۲. جذابیت: انسان از انس و دوست داشتن ساخته شده است و حاضر نیست برای چیزی که دوست نمی دارد، سرمایه گذاری و تحمل سختی کند بنابراین حتی خودسازی و برنامه های آن باید دوست داشتنی و جذاب باشد. به همین دلیل لازم است در برنامه ریزى به کیفیت، بیش از کمیت اهتمام ورزید؛ به عنوان مثال به جاى اینکه شخص تصمیم بگیرد هر صبحگاهان یک جزء قرآن بخواند، مى تواند آن را حتّى به یک صفحه تقلیل دهد. مشروط بر اینکه تلاوتش در جاى خلوت، با حال و توجّه کامل و تدبّر و ژرف اندیشى در معانى باشد. همچنین بکوشد نمازهایش را با حضور قلب و توجّه بخواند.
۳. تدریج: اصل تدریجی بودن، یکی از سنت های عمومی حاکم بر هستی است و تنها خاص زندگی انسان نیست. تمامی پدیده های جهان به تدریج به وجود می آیند و تربیت می شوند و رشد می کنند. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست. حرکت تدریجی یکی از عوامل مهم موفقیت در مسیر خودسازی است.
برای این منظور بر سالک راه خدا است که از حداقل شروع کند؛ ولى در اندیشه افزون سازى تدریجى باشد، براى مثال اگر کسی بخواهد غذای خود را تقلیل دهد، این کار باید به تدریج انجام شود، در غیر این صورت اگر بخواهد ناگهان غذای خود را مثلا به نصف کاهش دهد، علاوه بر اینکه به لحاظ بدنی دچار آسیب می شود، درصد موفقیت او نیز کاهش می یابد.
همچنین کسی که در ابتدای راه قرار دارد و بیداری شب و تهجد برای او دشوار است، می تواند با یک برنامه تدریجی به این مهم دست یابد. به طور مثال او می تواند در شب های اول برای چند لحظه بیدار شود، وضو بگیرد و فقط یک رکعت نماز «وتر» بخواند. بعد از اینکه به بیدار شدن عادت کرد و با شب انس گرفت، دو رکعت نماز «شفع» را نیز به آن اضافه کند و پس از مدتى کم کم هشت رکعت نافله شب را نیز بخواند و تهجد خود را کامل کند.
۴. رعایت مراتب حال: رهرو این راه باید توجه داشته باشد که در روند خودسازى، مراحلی وجود دارد که باید به ترتیب طی شود وگرنه درصد موفقیت کاهش می یابد. یکی از مصادیق بارز رعایت این اصل در مورد تقدم واجبات بر مستحبات است. قرب نوافل و انجام مستحبات هنگامی در انسان موثر واقع می شود و به تعبیری، مورد قبول حق تعالی قرار می گیرد که قبل از آن سالک از مرحله انجام وظایف واجب عبودیت و بندگی اطمینان حاصل نموده باشد.
بنابراین لازم است انسان ابتدا از عمل به واجبات و رعایت شرایط و جزئیات آنها شروع کند و در کنار آنها به ترک محرمات بپردازد و همواره بر نیفتادن در دام هاى شیطان و هواى نفس، جدیت کند. پس از مدتى که سراسر وجودش تسلیم شد و ایمان در روح و جسم او نفوذ کرد، به انجام دادن مستحبات و ترک مکروهات بپردازد. از این مرحله به بعد، عنایات ربوبى، او را راهنمایى خواهد کرد: و الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا و ان اللَّه لمع المحسنین۱ «و آنان که در راه ما به جان و مال جهد و کوشش کردند، به تحقیق آنان را به راه خویش هدایت مى کنیم و همیشه خدا، یار نکوکاران است».
۵. عزم و استوارى: برای کسی که در این مسیر به تصمیم قاطع برای گذشتن از دنیا و رسیدن به خداوند نرسیده، امیدی برای موفقیت وجود ندارد. نیت و عزم استوار، تحمل و بردباری، صبر و مقاومت در مقابل شداید و سختی ها یکی از اصول مسلم خودسازی و موفقیت در این مسیر است. قرآن کریم می فرماید: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون. کسانی که گفتند پروردگار ما خدای یکتا است و در این راه استقامت کردند، ملائکه نازل شوند و مژده دهند که نترسید و محزون مباشید و بر شما باد بشارت به بهشتی که به شما وعده داده شده است. ۲
بنابراین پس از تنظیم برنامه، بر سالک راه خدا لازم است با اراده قاطع، بر انجام دادن آن ایستادگى کند و نفس خود را از طفره رفتن و کسالت ورزیدن، با جدیت تمام باز دارد تا شاهد موفقیت باشد.
۶. استعانت و توسّل: خداوند منبع اصلی قدرت حاکم بر هستی و مربی جهان است، بنابراین تمام استعداد و نیروی انسان نیز از خدای متعال است، پس بدون استعانت و طلب توفیق از او موفقیت انسان برای انجام هر کار در هاله ای از ابهام قرار دارد. حتی اگر تمامی شرایط برای انجام کاری فراهم باشد، ولی اراده خداوند بر انجام آن تعلق نگیرد، آن کارشدنی نمی شود. بنابراین براى موفقیت در جهاد اکبر و خودسازی نیز باید از خداوند بزرگ، استمداد جست و به ائمه اطهارعلیهم السلام متوسل شد.
حقیقت توسل به معنای وسیله قرار دادن معصومین(ع) برای رسیدن به خداوند و درخواست از او است. قرآن کریم می فرماید: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون. برای رسیدن به خداوند وسیله بجویید. دلیل نیاز به توسل مقام وساطت ایشان میان خداوند و سایر بندگان است. ۳
۷. اسوه گزینى: برای رفع نیازهای معرفتی انسان در این مسیر مفهوم و کلام و کتاب لازم است، ولی کافی نیست. نیاز به الگوی انسانی کاملی که مجسمه ارزش های اخلاقی و کمال باشد از نیازهای واقعی انسان در این مسیر است. الگویی که به دلیل داشتن شخصیت با فضیلت، جذاب و دوست داشتنی، انگیزه عمل را در انسان تقویت می کند و به طالب کمال نیروی حرکت و تحمل سختی می بخشد.
این موضوع برای موفقیت در مسیر خودسازی و کمال از اهمیت فراوانی برخوردار است، بنابراین افزایش معرفت و پیروى از الگوهاى راستین، مانند ائمه اطهارعلیهم السلام و بزرگان اخلاق، همواره باید مدّ نظر باشد.
۸- رفق و مدارا با نفس: رعایت ظرفیت و کشش نفس و بدن یکی از اصول موفقیت در خودسازی است. بدن و روان انسان توان و ظرفیت خاصی دارد که اگر رعایت نشود، باعث تولید خستگی و دلزدگی خواهد شد و این حالت مطلوب انسان و اخلاق اسلامی نیست، از آن رو رفق و مدارا و میانه روی همواره مورد تاکید اساتید اخلاقی بوده است.
در کتاب های روایی بابی هست به نام اقتصاد در عبادت، بدین معنا که حتی عبادت را نباید به خود تحمیل نمود، عبادت تحمیلی باعث زدگی انسان می شود و حال بندگی را زایل و خود عمل را بی ثمر می نماید. یکی از شرایط موفقیت در خودسازی و عبادت ، اقتصاد در آن و رفق و مدارا با خود است.
على علیه السلام در ضمن نامه اى به حارث همدانى مرقوم فرمودند: و خادع نفسک فى العبادة و ارفق بها ولا تقهرها، وخذ عفوها و نشاطها، الا ماکان مکتوبا علیک من الفریضة و انه لابد من قضایها و تعاهدها عند محلها، نفست را در هنگام عبادت گول بزن و با آن مدارا کن و بر آن فشار و زور نیاور، در هنگامی که حالت گذشت و شادابى در نفس پدید آمده، از آن بهره گیر، مگر آنچه به عنوان واجب بر تو نوشته شده است، در واجبات ناگزیر از اداى آن هستى و در وقت و شرایطى که براى آن مقرر شده است، باید انجام بدهى .۴ البته مؤ من حقیقی به مرتبه ای می رسد که تحت تاثیر فشارهای جسمانى و روانی افسردگى خاطر پیدا نمى کند. نقل است که یکى از انبیا به جایى مى رفت . در راه کسى را دید که دست و پایش فلج، چشمانش کور و بر لب ذکر الحمدالله داشت و یکى یکى نعمت هایی که خدا به او داده بود، مى شمرد و از خداوند خوشنود بود. این شادابى روح به واسطه اتصال به مبداء وجود است .
۹- رعایت اقبال و ادبار قلب: در روایات اسلامی، تاکید فراوان شده است که در عبادت، میانه رو باشید و اقبال و ادبار قلب خویش را در نظر بگیرید. در حالتی که میل و اقبال دارید ، بیشتر عبادت کنید و در حالت بی حالی و ادبار، تنها به انجام واجبات اکتفا نمایید .امیر مومنان حضرت علی(ع) فرمود: ان للقلوب اقبالا و ادبارا، فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل، و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرایض. بدرستی که قلب انسان را اقبال و ادباری است. پس چون در حال پذیرش بود، آنرا به انجام مستحبات و نوافل بدارید و هنگامی که در حالت روی گردانی بود، به انجام واجبات اکتفا نمایید. ۵ البته هر قدر انسان مجاهده نفس بیشتری کند و با خدا و قرآن و اهل بیت (ع ) انس بیشتری گرفته و دل از هواهای نفسانی تخلیه کند به تدریج اقبالش بیشتر شده و به صورت ملکه راسخه در می آید. آن گاه است که در همه حالات به یاد خدا و متوجه اوست و هیچ چیز نمی تواند او را از محبوب حقیقی باز دارد. این همان حالتی است که ازآن تعبیر به «نماز دائم» شده است : خوشا آنان که الله یارشان بی به حمد و قل هوالله کارشان بی // خوشا آنان که دایم در نمازند بهشت جاودان ماوای شان بی
.۱۰- سخت کوشی و تحمل سختی ها: رسیدن به آرمان بلند و گران سنگ لقای الهی درگرو تلاش و جهادى پر دامنه و دراز آهنگ است. بدون شک مبارزه جدى و بى امان با هواها و خواهش هاى نفسانى، بیرون راندن حب دنیا و تعلقات دنیوى از دل، عبودیت مطلقه پروردگار، پالودن نفس از رذایل و آراستن آن به فضایل، تهجد و شب زنده دارى و توسل و استشفاع به اولیاى گرام الهى و. همه ره توشه هاى این سیر خدایى است. این که: گویند به هرکس ندهند دلیلش بسیار واضح و روشن است. زیرا کسى که جهاد با نفس نکرد و دل به مادیات سپرد و در ظلمات نفس و نفسانیات خود را محبوس ساخت کى تواند که به سوى نورحق پر کشد و به لایتناهى عروج کند؟ ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقى شیوه رندان بلاکش باشد. اگر طالب موفقیت هستیم باید بپذیریم که همه چیز با کار و کوشش سخت ، برد باری و مقاومت در مقابل دشواری ها بدست می آید. کسی با خوش گذرانی و راحت طلبی به جایی نرسیده که ما دومین آن باشیم .
امام رضا (ع) مى فرمایند: و من سأل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزاء بنفسه، هر کس از خدا توفیق را مسئلت کند در حالى که کوشا و تلاش گر نیست خود را به استهزاء و شوخى گرفته است. ۶
در بحث دین داری و عبودیت حق تعالی نیز کوشش و صبر در مقابل نا همواری ها و ناملایمات زندگی، چه زندگی مادی و چه معنوی، از شرایط اصلی موفقیت محسوب می شود. قرآن کریم در مورد سختی نماز می فرماید: و انها لکبیره الا علی الخاشعین، نماز خواندن ، جز برای خاشعین ، کار ساده و آسانی نیست. ۷ و در قیامت نیز به کسانی که صبورند، وعده بهشت بی حساب می دهد و می فرماید: ان الله یوفی الصابرین اجرهم بغیر حساب، به درستی که خداوند اجر صابران با بدون حساب خواهد داد. ۸
۱۱- برنامه ، نظم ، تداوم: هدف خویش را در زندگی و رسیدن به قرب الهی مشخص نمایید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید و بر آن برنامه پای بفشارید. هر عمل و عبادتی را پیوسته انجام دهید و تداوم داشته باشید. آنقدر ادامه دهید تا اثر آن ظاهر شود و شیرینی و نورانیت آن را در دل احساس کنید. نظم و برنامه ریزی از لوازم ضروری موفقیت در دین داری و یا هر کار دیگر است . امکان ندارد یک آدم بی انضباط و ولنگار در رسیدن به اهداف زندگی خود موفق باشد. این برنامه که در حقیقت یک دستور العمل خودسازی و قرب الهی است باید از روى دقت، مطالعه و مشورت با متخصصین متعهد و علما ی دین باشد تا هم قابل عمل باشد و هم از افراط و تفریط به دور باشد. موفقیت در عمل و عبادت خدای در گرو تداوم در آن است . عبادت خداوند ، نوری است که به تدریج تمام وجود انسان را می گیرد و آدمی را سراسرنورانی می کند.
اگر روزی در برنامه های عبودی خود کوتاهى کردید بدانید، که به همان اندازه از توفیقات شما کاسته مى گردد، کوشایى و استقامت شرط توفیق است. على (ع) در روایتی فرموده است: من طلب شیئاً ناله او بعضه، هر کس طالب چیزى باشد و واقعاً بخواهد به آن برسد ، به تمام یا قسمتی از آن، حتما خواهد رسید. ۹
۱۲- طلب توفیق از خداوند: دعا و درخواست مخصوصاً با تضرع ، حال ، اشک چشم و دل شکسته، علاوه بر آثار مادى و معنوى استجابت و موفقیت در رسیدن به اهداف، دل را بر انجام اوامر الهى رقیق و آماده مى سازد و آن را از کدورت ها و تعلق و تشویش و اضطراب هاى ناشى از وسوسه هاى یأس آور شیطان و نفس اماره پالایش مى دهد. در روایتى از امام جواد (ع) آمده که مؤمن نیاز به سه چیز دارد : المؤمن یحتاج إلى توفیق من الله ، وواعظ من نفسه ، وقبول ممن ینصحه، توفیق الهی و کسی که از درون او را نصیحت کند و پذیرش نصیحت از کسی که او را نصیحت کرده. ۱۰
علی ( علیه السلام ) فرموده است: کما أن الجسم والظل لا یفترقان ، کذلک الدین والتوفیق لا یفترقان، همانگونه که جسم از سایه خود جدا نمی شود، همچنین دین و توفیق الهی از هم جدا شدنی نیستند. ۱۱ و در روایت دیگری فرمود : لا ینفع اجتهاد بغیر توفیق، حتی کوشش بدون توفیق از جانب خداوند، نافع نخواهد بود. ۱۲ از امام باقر (ع) در باره معنای جمله لا حول ولا قوة إلا بالله سوال شد ، حضرت فرمود : معناه لاحول لنا عن معصیة الله إلا بعون الله ، ولا قوة لنا على طاعة الله إلا بتوفیق الله عزوجل، معنایش این است که بدون کمک الهی، هرگز کسی را یارای اجتناب از هیچ گناهی نیست و بدون توفیق الهی نیز کسی را نیروی اطاعت نمی باشد. ۱۳ بنابراین باید از راه توسل به ذات اقدس اله و واسطه قرار دادن ارواح پاک معصومین (ع) به درگاه او از خداوند طلب توفیق نمود. البته جدیت و کوشش خود انسان هم لازم است و باید از خوردن غذاهاى شبهه ناک پرهیز نموده و از مجالست با رفقایى که مقید به آداب و مقررات اسلامى نیستند دورى کرد تا به تدریج کارهاى خوب در انسان عادت و به صورت ملکه درآید و توفیق الهى شامل حال شود.
اى خداى پاک بى انباز و بار دست گیر و جرم ما را درگذار // در ده ما را سخن هاى رقیق تا تو را رحم آورد بر ما شفیق هم دعا از تو اجابت هم زتو ایمنى از تو مهابت هم زتو
۱۳- رعایت اعتدال: اعتدال، صفتى است پسندیده و به معناى میانه روى و پرهیز از افراط و تفریط در هر امرى است. کاربرد این اصل بیشتر در حوزه غرایز، امیال و هیجانات نفسانی انسان کاربرد دارد. انسان همواره در این عرصه ها در معرض افراط و تفریط قرار دارد و اگر تسلیم آن شود، عقلانیت خود را فراموش کرده و از راه راست خارج شده است. پرخوری، پرخوابی، هیجان بیش از حد غریزه شهوت و خشم و همچنین در مقابل آن، کم خوری مفرط، بی خوابی، خمود در شهوت و نداشتن غریزه خشم و غضب، مانع خودسازی و شکوفایی انسان است و چاره آن جز رعایت اعتدال در تمامی غرایز و امیال نیست. در مورد خوراک و خواب باید حد وسط و اعتدال را رعایت کرد به گونه ای که هم شکم پرور و تنبل بار نیاید و هم باعث مریضی و بی حال و ضعف نگرد، رعایت اعتدال در امر سلوک در همه امور شرط اساسی این راه است.
خشم به صورت غریزی در همه افراد بشر وجود دارد تا موانع حیات و کمال خویش را به وسیله آن دفع نماید اما این غریزه همچون دیگر غرایز باید کنترل شود. اگر هیجان خشم از حد اعتدال خارج گردد یکی از دام های شیطان خواهد شد. امام باقر علیه السلام فرمود: «غضب آتشی است از طرف شیطان که در دل بنی آدم افروخته می شود. به تعبیری می توان گفت: ریشه تمامی گناهان جز خروج از اعتدال و افراط و تفریط در امیال و غرایز نیست. اعتدال در روابط اجتماعى که باعث تحکیم این روابط و تضمین سلامت آن مى شود. در حالیکه تندخویى و ترشرویى بیش از حد، باعث پراکندگىِ اطرافیان و در مقابل، نرمش بیش از حدّ و جدى نبودن در کارها و روابط باعث بروز تشتت در روابط اجتماعى مى گردد. جوانى که وقت خود را یکسره صرف ورزش مى کند و یا کسى که تنها به تفریح و گردش و تفرج مى پردازد و از مطالعه کافى و یا از عبادت و... غافل مى شود مسیر درستى را انتخاب نکرده و به سوى تکامل پیش نخواهد رفت.
۱۴- تامین اقتصادی : از نظر اسلام هم فقر مفرط مانع انجام وظایف بندگی است و هم ثروت فراوان. بهترین حالت برای ایجاد فراقت و تمرکز در بندگی خداوند، حالت توسط و تامین اقتصادی است. کسی که فقیر است دایم باید به فکر آب و نان خانواده خود باشد و همچنین کسی که مال و منال فراوان دارد ، همواره باید وقت و نیروی خود را در جهت سامان دادن و حفظ و حراست اموال خود به هدر بدهد ، این دو گروه معمولا در دین داری و عبودیت خداوند موفق نیستند. قرآن کریم نسبت به ثروتمندی فراوان می فرماید: ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی، انسان همین که خود را ثروتمند و بی نیاز احساس کند ، سر به شورش و طغیان گری می گزارد( ۱۴) و در روایت از رسول اکرم (ص) است که کاد الفقر ان یکون کفرا، نزدیک است که فقر آدم فقیر را به کفر بکشاند.( ۱۵ )در مقابل افرادی که از یک زندگی آبرو مند و ساده برخوردارند، فکری راحت و فرصتی مناسب برای بندگی خداوند و قرب به او در اختیار خواهند داشت و در این زمینه موفقیتشان بیشتر است. پی نوشت:
۱- عنکبوت، آیه آخر.
۲- فصلت، ۳۰.
۳- مائده، ۳۵.
۴- بحارالانوار، ج ۳۳ ص ، ص ۵۰۹.
۵- نهج البلاغه، حکمت ۳۱۲.
۶- بحار الانوار، ج ۷۸،ص ۳۵۶.
۷- بقره ، ۴۵.
۸- زمر، ۱۰ .
۹- مطالب السئوول، ص۳۷.
۱۰- میزان الحکمة، ج۴ ص ۳۵۹۸.
۱۱- غرر الحکم، ماده وفق.
۱۲- غرر الحکم، شماره ۴۰۰۲، دفتر تبلیغات اسلامى قم، ۱۳۶۶، چاپ اول .
۱۳- توحید صدوق، ص۲۴۲.
۱۴- سوره علق،آیه ۶.
۱۵- کافی،ج۲ ،ص۳۰۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.