توبه از زنا -جبران گناه ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ - ۳۷۶۱ بازدید

من تحت فشار درونی وبا علم با یک زن شوهر دار(زن دایی) که خود راضی بود زنا کردم وهمان لحظه توبه و کردم آیا خدا توبه مرا می پذیرد؟ زیرا شنیده ام که کسی که با علم اینکار را می کند خداوند او را نمی بخشد من باید چکار کنم؟ زیرا خودم را کاملا عوض کرده و روی به حفظ قرآن و دیگر اعمال دینی آوردم.

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
۱- هر چند گناه مذکور بزرگ و عظیم است اما تنبه و پشیمانی و توبه و ندامت شما نشانه لطف خداوند به شما است و این خود نعمتی است که به شما عطا شده و شکر این نعمت دوری از گناه و رو اوردن به طاعت و بندگی خداوند است .
۲- بر طبق ایات و روایات متعدد خداوند با توبه همه گناهان و حتی شرک به خود را می امرزد و قلم عفو بر گناهان بنده اش می کشد پس بدون شک این گناه نیز با توبه قابل بخشش است . خداوند همه بندگان گنهکارش را با هر گناهی به توبه دعوت نموده و وعده بخشش داده و تاکید نموده که با توبه حقیقی گناهان بنده اش را می بخشد و پاک می کند .
۴- جبران این گناه با رو اوردن به طاعت الهی و قدم گذاشتن در مسیر عبودیت و بندگی و فاصله جدی گرفتن از گناهان و آلودگی ها است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من چندباربامردهای غریبه زناکردم الان دوسال است توبه کردم وواقعاپشیمانم ولی الان بعددوسال فهمیده ام مادرشوهرم همه چیزرامیداندوتابه حال حرفی نزده وعکسوفیلم ازمن داره پخش میشه همه دارن خبردارمیشون ومیترسم همسرم بفهمدتواین دوسال فهمیدم چقدهمسروبچه هایم رادوست دارم نمیدانم توبه ام راخداقبول کرده یانه اگرقبول کرده پس چراداردآبرویم میرودتاحدی که همسرم بفهمداواگرباخبرشوددیگربچه هایم رابهم نشان نمیدهدزندگی راحرامم میکندوازطرفی خشونتهای خانواده ام به خودخداقسم تواین دوسال توبه کردم وهیچ نشکستم
پرسمان
خواهر گرامی. توبه آثار تکلیفی و آخرتی گناه را از بین می برد ولی آثار وضعی و دنیوی آن باقی است. با توبه عقاب آخرتی محو می شود اما بی آبرویی که در اثر بی احتیاطی عارض شما شده است را توبه نمی تواند جبران کند. این قسمت دست خود شما است و باید به گونه ای عمل کنید که مانع آن شوید. صدقه بدهید و از خدا بخواهید آبرویتان را حفظ کند.
میهمان
سلام من تا الان هرچی از خدا خواستم حتی غیرممکن ترین چیزها رو بهم بخشیده اما من از روی بچگی و نادونسته دل ی نفر و درمورد ی نعمت بزرگ ک خدا ب جای اون ب من داد شکستم اما بد سالها درد و رنج ک البته نمیدونستم بخاطر دل شکستنم خدا ازم گرفته و بد سالها گناه و کفر و... ب سمت خدارفتم و خدا بی معطلی بهم بخشید نمیدونستم گناه باعث از دس دادن نعمت میشه من بد توبه و بخشیدن نعمت دویاره فکر کردم خدا براهمیشه بهم داده و دیگه ازم نمیگیره از یطرفم گفتم من دیگه نماز میخونم و ... این گناهو کمش کردم کافیه و دوباره تکرار کردم و خدا ب کل ازم گرفت و بازم نمیدونستم بخاطر اینه ک یروزی متوجه شدم تو نت ک بخاطر گناه خدا نعمت رو میگیره شب قدر توبه کردم و انگار دوباره خدا بهم نظر کرد اما یروز واقعا نمیخواستم و دوباره تکرار کردم خدا ب کل انگار اون نعمتو ازم گرفته جتی دیگه نمیتونم بخاطرش دعت کنم و همه چیز تموم شده انگار دعا جوشن کبیر خوندم نماز شب دعا گریه دعا توسل زیارت عاشورا سخت ترین روزارو دارم و توبه کردم اما قران باز میکنمو میگه از رحمت محروم شدی ایا امکانش هست ک در اینده دوباره بام فرصتی بود چون من دیگه نمیتونم دعا کنم فقط میتونم صبر کنم تا مدت ریادی ک اگر انجام ندم خدا خودش بهم بده چون بخاطر بدست اوردن این ارزو همه چیمو از دس دادم
پرسمان
الف ) بلای که گناه بر سر انسان می آورد. 1 . « اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ 2 . اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَم 3 . ‏ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَم / ‏ 4 . اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ 5 . اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاَء ... » [مفاتیح الجنان / فرازهایی از دعای کمیل ] 1 . رفتن آبرو ، بنابراین خدایا ببخش گناهی که آبرویم را می ریزد .‏ 2 . غم و اندوه ، بنابراین خدایا ببخش گناهی که باران غم بر من ببارد. 3 . دگرگونی نعمت ، بنابراین ، خدایا ببخش گناهی که نعمتم را دگرگون سازد. 4 . عدم استجابت دعا ، بنابراین خدایا ببخش گناهی که دعایم را حبس می کند . 5 . ورود بلا ، بنابراین خدایا ببخش گناهی که باران بلا بر من می بارد . ب ) توبه تنها راه نجات خداي مهربان دري به نام توبه براي همه بندگانش گشوده و با آغوشي باز بندگان گنهكارش را كه رو به سوي توبه آورده اند، مي پذيرد. لذا بايد آستين همت را بالا زده و با عزمي راسخ توبه اي كنيم متناسب به گناه خويش.ابتدا متذكر مي شويم که خداوند هر گناهی را می بخشد ، پس در هيچ حالتي نبايد از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهي نااميد شد، چرا كه گناه نااميدي از خداوند حتي از قتل انسان نيز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه كند و توبه خود را بشكند و باز واقعا پشيمان شود و توبه نمايد، توبه او پذيرفتني است و نبايد از رحمت خداوند نااميد گردد. بازآ بازآ هر آنچه هستى بازآ گر كافر و گبر و بت پرستى بازآ اين درگه ما درگه نوميدى نيست صد بار اگر توبه شكستى بازآ امام رضا (ع) مى فرمايند: (التائب من الذنب كمن لاذنب له) توبه كننده از گناه مانند كسى است كه هيچ گناهى ندارد، (ميزان الحكمه ج، 1 باب التوبه ر، 2116). بنابراین هیچ گاه دست از توبه و دعا برندارید و از رحمت بی پایان الهی ناامید شود ، به دلیل آنکه ناامیدی از کمینگاههای شیطان رجیم است . البته هر گناهي علاوه بر شرايط عمومي توبه راهكار خاص خود را نيز مي طلبد. بنابراين در صورتي كه به نوع گناه خاصي اشاره مي كرديد، بهتر مي توانستيم در خدمت شما باشيم. شما مي توانيد از اين طريق دقيقا به گناه خود اشاره كنيد تا راهكار ترك همان گناه براي شما بيان شود. اكنون كه به طور كلي سوال كرده ايد، ناچاريم به شرايط عمومي توبه اشاره كنيم. ج ) حقيقت توبه توبه در حقيقت پشيمان شدن از گناه و بازگشتن از راهي است كه انسان در گذشته بر خلاف رضاي پروردگار رفته است . توبه حقيقي نيز همان توبه نصوح است؛ يعني توبه و پشيماني بدون بازگشت. اگر كسي احساس كند كه واقعا از گذشته خود نادم و پشيمان گشته و راه خود را به سوي خداوند عوض كرده، بايد بداند كه اهل توبه واقعي است و اينچنين توبه اي هرگز رد نمي شود. به عبارت ديگر مشكل و نگراني اي كه در زمينه قبول توبه وجود دارد، از طرف خداوند- يعني پذيرنده توبه- نيست؛ بلكه مشكل از جانب خود توبه كننده است كه آيا موفق مي شود راه خود را به سوي خداوند تغير دهد يا نه. هر گناهي قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «ان الله يغفر الذنوب جميعا؛ خداوند همه گناهان را مي آمرزد». جامعترين سخن درباره حقیقت و ارکان توبه همان کلامی است كه در سخنان قصار اميرمؤمنان على عليه السلام در نهج البلاغه در شرح استغفار به معنى جامع و كامل آمده است. كسى در محضر آن حضرت گفت: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ» گويى امام از طرز سخن او و يا سوابق و لواحق اعمالش مى دانست كه اين استغفار جنبه صورى دارد و نه واقعى، به همين جهت از اين استغفار بر آشفت و فرمود: «ثَكِلَتْكَ امُّكَ اتَدْرى مَا الْاسْتِغْفارُ؟ الْاسْتِغْفارُ درَجَةُ الْعِلِّيِّيْنَ»؛ (مادرت بر عزاى تو بگريد، آيا مى دانى استغفار چيست؟ استغفار مقام بلند مرتبگان است!) سپس افزود: «وَهُوَ اسمٌ واقِعٌ عَلى سِتَّةِ مَعانٍ»؛ (استغفار يك كلمه است امّا شش معنى [و مرحله] دارد.) «اوَّلُها النَّدَمُ عَلى ما مَضى»؛ (نخست، پشيمانى از گذشته است.) «وَالثَّانى الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَودِ الَيْهِ ابَداً»؛ (دوم، تصميم بر ترك آن براى هميشه است.) «وَ الثَّالِثُ انْ تُوءَدِّىَ الَى الْمَخْلُوقينَ حُقُوقَهُمْ حَتّى تَلْقَى اللَّهَ امْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ»؛ (سوم اين كه حقوقى را كه از مردم ضايع كرده اى به آنها باز گردانى، به گونه اى كه هنگام ملاقات پروردگار حقّ كسى بر تو نباشد.) «وَ الرَّابِعُ انْ تَعْمِدَ الَى كُلِّ فَرِيْضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَها فَتُؤَدِّىَ حَقَّها»؛ (چهارم اين كه هر واجبى كه از تو فوت شده حقّ آن را به جا آورى [و قضا يا كفّاره آن را انجام دهى].) «وَ الْخامِسُ انْ تَعْمِدَ الَى اللَّحْمِ الذَّى نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيْبَهُ بِالْأَحْزانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَيَنْشَأَ بَيْنَهُما لَحْمٌ جَدِيدٌ»؛ (پنجم اين كه گوشتهايى كه به واسطه حرام بر اندامت روئيده، با اندوه بر گناه آب كنى، تا چيزى از آن باقى نماند، و گوشت تازه به جاى آن برويد.) «وَالسَّادِسُ انْ تُذِيقَ الْجِسْمَ الَم الَطَّاعَةِ كَما أذَقْتَهُ حَلاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذلِكَ تَقُولُ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ»؛ (ششم آن كه به همان اندازه كه لذّت و شيرينى گناه را چشيده اى درد و رنج طاعت را نيز بچشى، و پس از طىّ اين مراحل بگو استغفر اللّه!) (نهج البلاغه، حكمت 417.) همين معنى در روايت ديگرى از كميل بن زياد از اميرمؤمنان على عليه السلام نيز نقل شده است. (6) ممكن است گفته شود: اگر توبه اين است كه اميرمؤمنان على عليه السلام در اين حديث بيان فرموده، كمتر توبه كارى مى توان پيدا كرد. ولى بايد توجّه داشت كه بعضى از شرايط شش گانه بالا شرط توبه كامل است، مانند شرط پنجم و ششم، امّا چهار شرط ديگر، جزء شرايط واجب و لازم است. و به تعبير بعضى از محققّان، قسمت اوّل و دوم از اركان توبه است، و قسمت سوم و چهارم از شرايط لازم، و قسمت پنجم و ششم از شرايط كمال است. د ) ترک گناه انسانى كه گاهى دچار گناه و خطا مى‏گردد و بعد پشيمان مى شود و خود را ملامت و سرزنش مى‏كند، به مرحله‏اى رسيده كه داراى نفس لوّامه و سرزنشگر شده است و يك پله از مرحله نفس اماره يعنى نفسى كه به زشتى و بدى امر مى‏كند و از انجام آن ملول نمى‏گردد و بيمى ندارد، بالاتر آمده است و اين فرد يك قدم به هدف نزديك شده است و بايد خدا را شاكر بود و از او خواست كه توفيق رسيدن به مراحل بالاتر و هر چه بيشتر نزديكتر شدن به خود را به ما عنايت كند. بايد توجه داشت كه فاصله گرفتن از بدى و گناه و نزديك شدن به معنويات و قرب خداوند، امرى تدريجى است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان بايد مانند كوهنوردى باشد كه گاهى به قله كوه بلندى كه قصد صعود به آن را دارد نگاه مى‏كند و احساس مى‏كند هنوز تا قله كوه راه زيادى مانده و از طرفى به دامنه كوه نگاه مى‏كندو مى‏بيند از آن فاصله گرفته و اين حالت بين ترس و اميد را چنان چه در قرآن كريم و روايات معصومين(ع) آمده، همواره در زندگى خود حفظ كند. يعنى هم از اين كه گاهى توفيق بندگى و دورى از گناه را پيدا كرده اميدوار و خوشحال باشد و هم از اين كه گاهى دچار لغزش و گناه مى‏گردد ترسان و بيمناك. ترک گناه يك عمل دفعي نيست و هرگز كسي نمي تواند به صورت ناگهاني دست از گناه بشويد و توبه كند، زيرا كشش گناهان بسيار زياد است و ما با جاذبه هاي نفساني و شيطاني و دنيوي فراواني روبرو هستيم كه اگر بخواهيم توبه نماييم بايد ابتدا براي خلاصي از اين جاذبه ها تدبيري بيانديشيم و به صورت تدريجي و برنامه ريزي شده، زمينه گناه زدايي و توبه حقيقي را در خويش فراهم آوريم. شما دوستدار ترک گناه هستيد و مي خواهيد اعمال گذشته را ترك كنيد و خويش را اصلاح نماييد، ولي چون توان آن را در خويش به وجود نياورده ايد، در اين تصميم خود با شكست مواجه مي شويد. البته در اين مسير هرگز جاي نااميدي وجود ندارد، زيرا خداوند توبه كنندگان را دوست دارد و آنها را مي پذيرد، اگر چه صدها بار توبه بشكنند و دوباره توبه كنندلازم است كه از راهكار تدريجي و اصولي گناه زدايي پيروي نمايد. 1 . ریشه گناه و تبعيت از شيطان به صورت خلاصه مي توان گفت: گناه و تبعيت از شيطان ريشه در عوامل فراواني دارد كه برخي از اين عوامل عبارتند از: 1 . 1 . ضعف در خداشناسي و سستي در ايمان به خدا وپيامبر و عدم رعايت دستورات ديني به يقين كسي كه خداي بزرگ را همواره حاضر و ناظر رفتارهاي خودش ببيند، هرگز به خود اجازه نميدهد، كه در محضر او، دست به سوي گناه دراز كند. كسي كه قيامت و حسابرسي اخروي را باور دارد،هيچگاه خود را گرفتار شهوتراني و شهوت پرستي نخواهد كرد. 2. 1 . ضعف در خودشناسي ضعف در خودشناسي و نداشتن درك درست از خويشتن و فروكاستن ارزش انساني خود تا سرحد حيوانات، كسي كه به گوهر عظيم و گرانقدر خود واقف باشد و عظمت وجود انساني را درك كند، هرگز حاضر نيست كه وجود خود را با دنباله روي از شهوات و خواهشهاي نفساني تا سرحد حيواناتي چون خوك و خروس پايين اورد.بدون ترديد، هيچ يك از كساني كه دنبال شهوتراني و ارضاي خواهشهاي پست حيواني خود هستند، تصور درستي از وجود انساني و فلسفه ي افرينش خويشتن ندارند. به راستي اگر يك دختر جوان، ارزش وجودي خود و هدف از افرينش خويشتن را بداند، ايا هرگز به ذهنش خطور مي كند كه خود را به شكل يك عروسك در اورده و همچون نمايشگاه سياري از رنگ و لعاب خود را در معرض نگاههاي الوده و مسموم ديگران قرار دهد؟و ايا يك پسر جوان قدر و قيمت انساني خود را بداند ايا هرگز اجازه چشم چراني و امثال ان را به خود مي دهد؟ 3. 3 . ضعف در شناخت حقايق امور و عدم شناخت پيامدهاي ناگوار دنيوي و اخروي تبعيت از هواي نفس پيروي از خواهشهاي نفساني، اثار زيانبار روحي و جسمي و اجتماعي فراواني را در پي دارد كه اگر انسان اندكي به انها توجه كند هرگز به دنبال شهوتراني نخواهد رفت. عامل اصلي مشكلات عصبي و بهداشتي و ناامنيهاي اجتماعي و جنسي فراواني كه دامن گير بشريت شده است، همين شهوتراني و عنان گسيختگي عده اي از انسان نمايان است، كه البته نخستين قرباني اين افزون طلبيها خود انان و خانواده شان هستند. كتاب ايين زندگي(اخلاق كاربردي) نوشته ي احمد حسين شريفي 4. 3 . جهل، غفلت و شهوت كسى كه به خدا و فرامين او آگاه نيست يا از روز جزا و كيفر گناه بى‏خبر است گناه مى‏كند همين طور كسى كه به اين امور آگاه است ولى دچار غفلت مى‏شود. انسان جاهل و غافل، عوامل بازدارنده از گناه را از دست مى‏دهد و مرتكب گناه مى‏شود. شهوت عاملى است كه گناه را در دل و ذهن انسان زينت مى‏دهد و موجب فراموشى و غفلت مى‏گردد. كسى كه در اثر شهوت، انگيزه‏اى قوى براى ارتكاب گناه يافته باشد، معرفت خود به خدا و قيامت و احكام الهى را مزاحم اطفاء شهوت خويش مى‏يابد و به طور ناخودآگاه آن معرفت را از ذهن خويش دور مى‏كند و ترجيح مى‏دهد به آن انديشه نكند. رفته رفته حالت غفلت بر او عارض مى‏شود و به كمك توجيهات شيطانى، گناه بودن معاصى را انكار يا فراموش مى‏كند و رو به گناه مى‏آورد. اميرمؤمنان على(ع) فرمودند: لا تكن ممن... ان عرضت له شهوة اسلف المعصيه و سوف التوبه، ان عرفه محنة انفرج عن شرايط الملة؛ (1) از آنان مباش... كه چون شهوتى پيش آيد گناه را مقدم مى‏دارد و توبه را به آينده وا مى‏گذارد و چون رنجى بدو رسد از راه شرع بيرون مى‏شود. اين سخن امام على نشان مى‏دهد كه حداقل برخى از گناهكاران به سبب ناشكيبايى در برابر خواسته‏هاى نفسانى به گناه مبتلا مى‏شوند و كسى كه تاب مقاومت در برابر شهوات راندارد، تاب رنج‏هاى ديندارى و تبعت از شرع را نيز ندارد. 5 . 1 . وجود رذايل اخلاقي رذايل اخلاقى هر يك منشأ گناه يا گناهانى هستند. امام اميرالمؤمنين(ع) فرموده‏اند: الحرص و الكبر و الحسد دواع الى التقحم فى الذنوب؛ (2) حرص و خودبينى و حسد، انگيزه‏هايى براى در افتادن به گناهان است. رذائلى از اين دست خود ريشه در دنيا پرستى و سوءظن به خدا دارند. كسى كه مى‏خواهد به گناه مبتلا نشود بايد با ريشه‏هاى آن مبارزه كند، يعنى ملكات ناپسند را از نفس خود بزدايد، و مبارزه با ملكات نفسانى در سايه عقايد صحيح و ايمان حقيقى به خداوند و صفات نيكوى او امكان‏پذير است. از سويى نادرستى رابطه معرفتى انسان با خدا منشأ رذايل مى‏شود و از سوى ديگر رذايل نفسانى موجب گناه مى‏شود و به رابطه انسان و خدا آسيب مى‏رساند. اين رذايل بزرگ‏ترين اثر سوء را بر رابطه انسان با خدا مى‏گذارند. اين تأثير سوء ناشى از همين رابطه دو سويه است. رذايل نفسانى روابط ديگر انسان را نيز تضعيف مى‏كنند كه درباره آنها سخن خواهيم گفت. 6. 1 . كوچك شمردن گناه يكى از عومل بسيار مهم روى آوردن به گناه كوچك شمردن آن است. كسى كه گناهى را كوچك مى‏شمارد بر انجام آن گناه جرأت مى‏يابد و به هنگام ارتكاب آن گناه دچار احساس گناه نمى‏شود. در نتيجه به انجام آن گناه عادت مى‏كند و هر بار كه آن را مرتكب شو، آخرت خويش را تباه ‏تر مى‏ سازد از اين روست كه سخت‏ترين گناه آن است كه گناهكار آن را كوچك شمارد: اشد الذنوب ما استهان به صاحبه (3) و بر گناه خرد خود ايمن مباش شايد كه تو را بر آن عذاب كنند. كسى كه گناهى را كوچك مى‏شمارد علاوه بر آن كه احتمال تكرار آن را افزايش مى‏دهد، بى‏دليل خود را از كيفر آن گناه در امان دانسته است و اين با خوف مثبت و سازنده در تنافى است. 7. 1 . حب دنيا رسول اكرم ( ص ) فرموه اند . حُبُّ الدُّنيا رَأس كَلِّ خَطِيئَه دنيا ريشه هر گناه است .شريعت مطلقا كسي را از حصول ثروت منع نكرده است بلكه فقط در فكر ترقي دنيا بودن ودنيا را مقصود با الذات قرار دادن ممنوع است .براي فرق حب دنيا وكسب دنيا معياري هست وآن اين است كه وقتي كه مقابله دين ودنيا مي آيد انسان كداميك را ترجيح مي دهد ؟ اگر دين را پس پشت انداخته دنيا را ترجيح داد معلوم است كه اين حب ّ دنيا است .مثلا وقت نماز رسيد ه ولي دكان باز است و در اين موقع مشتري هم زياد است پس خيال اين به طرف نماز نمي رود .ووقتي كه از كار هاي دنيا فارغ شد بعد مي گويد پس نمازي بخوانيم خواه وقت نماز گذشته يا تنگ شده باشد . 2 . دستور العمل كلي ترك گناه و زمينه هاي آن 1 . 2 . ترك زمينه گناه اين خود زيرمجموعه‏ اى دارد كه مهمترين آن عبارت از است:كنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و كلاً هر آنچه كه شهوت‏انگيز است، نگاه شود. امام صادق(ع) فرمود: نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را در دل به ارث بگذارد» تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.كنترل گوش؛ بايد از شنيدنى‏هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه‏ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند موسيقى حرام، صداى شهوت‏انگيز نامحرم و ترك مصاحبت با دوستان ناباب. 2 . 2 . ترك فكر گناه ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد ازاين‏رو هر چه بيشتر و دقيقتر زمينه گناه ترك شود فكر گناه كمتر به سراغ انسان مى‏آيد. اين فكر گناه است كه شوق در انسان ايجاد مى‏نمايد و بعد از شوق اراده‏ عمل سپس خود گناه محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمى‏گردد.سعي نماييد فكر گناه را به ياد خداي تبديل نماييد، زيرا ياد خدا عامل گناه زدايي از ذهن، ضمير و عمل انسان خواهد شد و جديت و موفقيت در اين امر پيروزي بزرگي براي انسان است. ياد خدا در واقع دفع دشمن شيطان و نفس از همان خاكريز اول است . قرآن مجيد در وصف پارسايان مي فرمايد: پرهيزگاران چون گرفتار وسوسه شيطان شوند هماندم متذكر (ياد خدا) شده و بصيرت يابند. 3 . 2 . اشتغال به برنامه شبانه ‏روزى حتما بايد شبانه‏ روز خود را با برنامه‏ ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه‏هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى‏آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى‏كشاند اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى‏كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏كشاند». 4 2 . روزه گرفتن روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى‏كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم‏رنگ مى‏شود. امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هرگاه شكم پر شود طغيان مى‏كند. 10 مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى‏كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد نه بيشتر، ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود. 5 . 2 . ورزش هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش‏هايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت‏هاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد. 6 . 2 . ياد مرگ و قيامت ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مى‏دارد آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اولاً اين فكر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه‏روزى نيم‏ساعت باشد كافى است ثانيا در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه كه اين فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است مثلاً يكى از كيفيت‏هاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شيرينى‏ها وداع مى‏كند و... همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگريد.اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: ياد كنيد (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تيره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدايى‏ها را». سخن آخر اين است كه اين دستورات وقتى نتيجه مى‏بخشد كه هر چه دقيق‏تر به آن عمل شود زمان نتيجه آن بستگى به شرايط و خصوصيات افراد دارد. 7 . 2 . استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت 8 . 2 . بر خورداري از روابط سالم انساني و دوری از دوستان و افراد گناهکار 9 . 2 . پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش. نكته پاياني: هر گناهي راهكار خاص خود را دارد لذا لازم است كه با رعايت تمام نكات ريز و دقيق و كلي ترك گناه، ابتدا با به شكل كلي زمينه هاي ترك گناهان و معاصي را از بين ببريد و در مرحله بعد هر گناه را به طور مجزا و جدا شناخته و با شناخت راه مبارزه و ترك آن گناه، براي رهايي و دوري از معصيت برنامه ريزي كرده و تلاش كنيد 1 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 150. 2 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 371. 3 - همان، كلمات قصار، 348. 4- نور (24)، آيه 30 و 31. در اين زمينه ر.ك: 1-گناه شناسي/ محسن قرائتي.2-گناهان كبيره/ شهيد دستغيب.3- شهيد دستغيب، قيامت و قرآن (تفسير سوره طور).
میهمان
سلام من به مدت ۳ هفته با یکی از خویشاوندانمان درمورد مشکلاتی که داشتم درد ودل می کرد بعد یروز که حالم خیلی بد بود از او خواستم که به منزا ما بیاید واورا وقتی دیدم درآغوش گرفتم وبوسیدم از سر ناراحتی وفورا پشیمان شدم ازاون به بعد رابطه ام را به کلی با او قطع کردم وتوبه کردم آیا این گناه من زنا حساب می شود یا بخشیده می شود من متحل هستم
میهمان
سلام.بسیار ممنون از لطف شما.واقعا مارو دلگرم کردین به ادامه زندگی.خداوند ماراعاقبت به خیر کند.
میهمان
سلامشما با کدام ادله حتم به یقین می دانید که خداوند شخص زنا کار را(با توجه به این که علم به نابخشودگی این عمل زشت دارد)مورد عفو قرارمی دهد؟ مگر نه این است که خدواند در وعده ای که داده (نعوذ بالله)خلف وعده نمی فرماید و این را صراحتا وبارها در قرآن کریم فرموده:ان الله لا تخلف المیعاد *ثانیا رجوع به احادیث که صد البته روشنگر راه هستند ولی در درجه بعد از دستورات واحکام الهی قراردارند. آیا در قرآن کریم به این موضوع اشاره شده است؟
پرسمان
پرسشگر گرامی ؛ بدان كه خداي مهربان دري به نام توبه براي همه بندگانش گشوده و با آغوشي باز بندگان گنهكارش را كه رو به سوي توبه آورده اند، مي پذيرد. لذا بايد آستين همت را بالا زده و با عزمي راسخ توبه اي كنيم متناسب به گناه خويش. خداوند متعال خود در قرآن کریم فرموده که همه گناهان (صغیره و کبیره )را می بخشد ، « قُلْ‌ يَا عِبَادِيَ‌ الَّذِينَ‌ أَسْرَفُوا عَلَى‌ أَنْفُسِهِمْ‌ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ‌ رَحْمَةِ اللَّهِ‌ إِنَ‌ اللَّهَ‌ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ‌ جَمِيعاً إِنَّهُ‌ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‌ » [ زمر /53 ] بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. بنابراین در هيچ حالتي نبايد از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهي نااميد شد، چرا كه گناه نااميدي از خداوند حتي از قتل انسان نيز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه كند و توبه خود را بشكند و باز واقعا پشيمان شود و توبه نمايد، توبه او پذيرفتني است و نبايد از رحمت خداوند نااميد گردد. امام رضا (ع) مى فرمايند: (التائب من الذنب كمن لاذنب له) توبه كننده از گناه مانند كسى است كه هيچ گناهى ندارد، (ميزان الحكمه ج، 1 باب التوبه ر، 2116). البته هر گناهي علاوه بر شرايط عمومي توبه راهكار خاص خود را نيز مي طلبد. ب) آثار توبه در قرآن 1- محبوبيت نزد خداوند «ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين » [ بقره / 222 ] خداوند توبه كنندگان و پاكان را دوست دارد. 2 – تبديل سيئات به حسنات سوره فرقان / 70 : « الا من تاب و آمن و عمل عملا ً صالحا ً فأولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا ً رحيما ً » []مگر آن كسان كه توبه كنند و ايمان آورند و كارهاي شايسته كنند خدا بديهايشان را به نيكي ها بدل مي كند و خدا آمرزنده و مهربان است. 3 – فلاح و رستگاري « و توبوا الي الله جميعا ً ايها المؤمنون لعلكم تفلحون » [ نور / 31 ] اي مؤمنان ! همگي به درگاه خدا توبه كنيد باشد كه رستگار شويد. 4 – آمرزش گناهان « و هو الذي يقبل التوبه عن عباده و يعفو عن السيئات و يعلم ما تفعلون » [ شوري / 25] اوست كه توبه ي بندگانش را مي پذيرد و از بديها و گناهان در مي گذرد و آنچه مي كنيد مي داند. 5 – حفظ از عذاب الهي «... وقهم عذاب الجحيم » [غافر / 7]ما آنان ( تائبين ) را از عذاب جهنم رهايي خواهيم داد (به وسيله ي طلب غفران). 6 – پوشاندن سيئات « يا ايها الذين آمنوا توبوا الي الله توبة نصوحا عسي ان يكفر عنكم سيئاتكم » [ تحريم / آيه ي 8 ]اي كساني كه ايمان آورديد از گناهان خود به سوي خدا, توبه خالصانه كنيد چرا كه اميد است به اينكه پروردگار شما, سيئات شما را از خود شما بپوشاند. امام علي ( عليه السلام ) مي فرمايند : هر كس توبه كند خداوند او را بيامرزد و به جوارح او و جاي جاي زمين دستور داده شود كه آبروي او را حفظ كند و عيبهايش را بپوشانند و گناهاني كه فرشتگان حافظ اعمال برايش نوشته اند از ياد آنان برده شود. (ميزان الحكمة / ج2 / ح 2183) 7 – برخورداري از بركات و نعمتهاي الهي « فقلت استغفروا ربكم انه كان غفارا ً , يرسل السماء عليكم مدرارا ً و يمددكم باموال و بنين ... » [ نوح / آيات 11 و 12 ] پس به آن قوم گفتم : طلب مغفرت و آمرزش و توبه كنيد از پروردگار خويش كه بخشنده و آمرزنده است و اگر توبه كنيد ما بر شما باران مي فرستيم و همچنين شما را ياري مي كنيم به واسطه ي اموال كثيره و فرزندان زياد. امام علي ( عليه السلام ) مي فرمايند : زياد طلب آمرزش از خدا كنيد تا از خدا طلب روزي كنيد . 8 – ورود به بهشت « يا ايها الذين امنوا توبوا الي الله توبة ً نصوحا ... و يدخلكم جنات تجري من تحتها الانهار ... . » [ تحريم / 8 ] الا ای مؤمنان، به درگاه خدا توبه نصوح (با خلوص و دوام) کنید، باشد که پروردگارتان گناهانتان را مستور گرداند و شما را در باغهای بهشتی که زیر درختانش نهرها جاری است داخل کند ... .
میهمان
سلام من گناهی کردم نابخشودنی ایاخدامنومیبخشدزندگیم خوب است ولی بازم این کارزشت روکردم
پرسمان
پرسشگر گرامی به نکات زیر توجه نمایید : الف ) رابطه جنسی نامشروع ( زنا ) 1 . زنا يعني ارتباط ( نزدیکی ) نامشروع زن و مرد كه دو حالت دارد: 1. زناي محصنه 2. زناي غير محصنه هر گاه يكي از طرفين خواه زن يا مرد يا هر دو انها، داراي همسر (متاهل باشند)، اين عمل نامشروع نسبت به او محصنه محسوب مي شود و هر گاه يكي از انها يا هر دو انها مجرد (فاقد همسر) باشند، نسبت به او غير محصنه خواهد بود.به عبارت ديگرمردي كه زن دارد اگر با زن ديگري زنا كند و نيز زني كه شوهر دارد با مرد ديگري زنا نمايد آن را زناي محصنه گويند كه در صورت فراهم بودن شرايط آن بر آنها حد جاري مي شود و حد آن رجم يعني سنگسار كردن زاني و زانيه است.جوان مجرد كه همسر ندارد خواه مرد باشد يا زن، اگر با ديگري زنا كند آن را زناي غير محصنه گويند و حدش تازيانه است. البته بايد توجه داشت اگر مرد مجرد با زن شوهر دار زنا كند، حد زن رجم است ولي حد مرد تازيانه است چون زناي در حق مرد زناي غيرمحصنه است و نيز اگر دختر مجردي با مردي كه همسر دارد زنا كند. تنها مرد را سنگسار مي كنند و بر زن تازيانه مي زنند. البته کسی که این کار را انجام داده لازم نيست كسي را در جريان بگذارد و آبروي خودش را با دست خودش ببرد بلكه این کار حرام است و تا زماني كه در نزد حاكم(داد گاه اسلامي) ثابت نشود ، حدي هم بر او جاري نمي شود ، بنا براين به هيچ كس نبايد ابراز كند و همين كه بين خود و خدا واقعا توبه نمايند و تصميم جدي بر عدم تكرار داشته باشند كافي است و در هيچ حالي نبايد از درگاه خداوند نااميد باشند زيرا رحمت و لطفش بي نهايت است اميد است همه ما را مشمول رحمت قرار دهد ، اما چنانچه بدون توبه واقعى از دنيا برود در آخرت عذاب دردناكى در انتظار او مى باشد. 2 . عواقب و پیامدهای زن زنا از گناهان كبيره و حرام مي باشد ، و عواقب و پیامدهای بسیار سختی را به دنبال دارد ، چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : « وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلاً »، (إسراء : 32 )؛ و به زنا نزديك مشويد، چرا كه آن همواره زشت و بد راهى است. و در بعضي ديگر از آيات فرموده : « وَ الَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا ءَاخَرَ وَ لَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقّ‏ِ وَ لَا يَزْنُونَ وَ مَن يَفْعَلْ ذَالِكَ يَلْقَ أَثَامًا، يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا، (سوره فرقان/ 68 الي 69 )؛ و كسانى ‏اند كه با خدا معبودى ديگر نمى ‏خوانند و كسى را كه خدا (خونش را) حرام كرده است جز به حق نمى ‏كُشند، و زنا نمى ‏كنند، و هر كس اينها را انجام دهد سزايش را دريافت خواهد كرد. - براى او در روز قيامت عذاب دو چندان مى‏ شود و پيوسته در آن خوار مى‏ ماند. همچنین پيامبر اكرم« صلي الله عليه و آله و سلم» فر مودند: اي علي! زنا شش پيامد دارد: سه پيامد در دنيا و سه ديگر در آخرت. پيامد هاي دنيايي : 1. آبرو را مي برد . 2 . مرگ را شتاب مي بخشد 3 . روزي را مي برد . پيامد هاي آخرتي عبارت است از: 1 . حسابرسي سخت و دقيق. 2 . خشم خداي رحمان 3 . جاودانگي در آتش. (ميزان الحكمه / ج 5 / ص 2213) ب ) توبه تنها راه نجات 1 . توبه در حقيقت پشيمان شدن از گناه و بازگشتن از راهي است كه انسان در گذشته بر خلاف رضاي پروردگار رفته است . توبه حقيقي نيز همان توبه نصوح است؛ يعني توبه و پشيماني بدون بازگشت. اگر كسي احساس كند كه واقعا از گذشته خود نادم و پشيمان گشته و راه خود را به سوي خداوند عوض كرده، بايد بداند كه اهل توبه واقعي است و اينچنين توبه اي هرگز رد نمي شود. اگر انسان هر روز گناه كند و توبه خود را بشكند و باز واقعا پشيمان شود و توبه نمايد، توبه او پذيرفتني است و نبايد از رحمت خداوند نااميد گردد. بازآ بازآ هر آنچه هستى بازآ گر كافر و گبر و بت پرستى بازآ اين درگه ما درگه نوميدى نيست صد بار اگر توبه شكستى بازآ البته هر گناهي علاوه بر شرايط عمومي توبه راهكار خاص خود را برای جبران مي طلبد. جبران گناهانى همچون زنا ( در صورتی که ضرری به شخصی وارد نشده باشد ) حق الله است و پشيمانى واقعي، تصميم بر عدم تكرار و طلب مغفرت از خداوند براى توبه كافى است ، و جبران آن جایگزین کرد اعمال نیکو و صالح به جای گناه است ، چرا که خداوند متعال فرموده : « الا من تاب و آمن و عمل عملا ً صالحا ً فأولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا ً رحيما ً » [ سوره فرقان / 70 ] مگر آن كسان كه توبه كنند و ايمان آورند و كارهاي شايسته كنند خدا بديهايشان را به نيكي ها بدل مي كند و خدا آمرزنده و مهربان است. 2 . يكي از مسائلي كه پس از انجام گناه ممكن است فرد با آن مواجه باشد، احساس پليدي و ناپاكي است كه به شدت به آن مشغوليت ذهني پيدا كرده و به مرور زمان دچار يك وسواس فكري مي شوند، به گونه اي كه خود را در افكار و تصاوير ناپاكي غرق مي بينند و در اثر اين احساس ناپاكي و پليدي، دست به اقدامات بي فايده و بعضا خطرناك مي زنند، در حالي كه اينگونه نيست و خداي مهربان هرگز نظام اين عالم را به گونه اي قرار نداده است و خود نيز اينگونه برخورد نمي كند كه فردي به دليل انجام يك گناه تا ابد دچار ناپاكي و عذاب گردد، بلكه اگر فردي به گناهي آلوده گردد، و پس از آن توبه حقيقي نمايد، مانند فردي است كه گناه نكرده است پيامبر خدا (صلي الله عليه و اله)مي فرمايد : «التائب من الذنب كمن لا ذنب له- توبه كننده از گناه همانند كسي است كه گناهي نكرده است» (بحار ج 2 ص 154) و حتي خداي مهربان گناهان او را تبديل به ثواب كرده و در نامه اعمال او ثبت مي نمايد. 3 . ياس و نااميدي از حربه هاي شيطان مساله مهم ديگري كه در چنين شرايطي ممكن است براي فرد پيش آيد، ياس و نااميدي مي باشد، كه اين از حربه هاي اصلي شيطان بوده، به گونه اي كه به شدت در دل فرد وسوسه مي كند و آينده را در نظر او سياه و تاريك جلوه مي دهد. در چنين وضعيتي فرد بايد بداند، درست است كه گرفتار گناه بزرگي شده و صحيح است كه در وضعيت بغرنجي به سر مي برد، اما چنين فردي در آخر دنيا و در انتهاي راه نيست، بلكه تا انسان زنده است، امكان جبران گذشته، پيشرفت، و حركت به سوي سعادت را دارد و هيچ وقت و هيچ وضعيتي براي رشد و تعالي دير نيست. ج ) راهکارها ترک گناه براي ترك گناه بايد مبدا ميل را عوض كرد و به جاي محبت گناه، محبت تقوا و خداي متعال را جايگزين آن كرد و نيز فرار از گناه نياز به اراده انسان دارد. ارائه هر راهكاري براي گناه متوقف بر خواست و اراده قطعي انسان است . بهترين قوي ترين راهكارها بدون خواست واقعي انسان روي كاغذ باقي مي‌ماند. لذا مقدماتى بايد طى شود تا كمي شيرينى گناه از صفحه دل محو گردد زيرا محو كامل آن زمان مى طلبد چرا كه وقتى كاملا محو مى گردد كه محور شيرينى در دل دگرگون شود؛ يعنى، شيرينى حب الهى دل را پر كند و محبت به اهل بيت عصمت (ع) جان را فرا گيرد اگر اين شد جايى براى شيرينى گناه در دل نمى ماند. 1 . پرهيز از زمينه گناه فراهم شدن زمينه گناه باعث رغبت و ميل باطنى به سمت گناه مى شود هر تشنه اى با ديدن آب رغبت و كشش به آب را در خود به مراتب بيشتر احساس مى كند پس با پرهيز از زمينه گناه رغبت دل و ميل باطنى به گناه حداقل كم مى شود و اين خود گامى است براى كم كردن شيرينى گناه. براي از بين بردن زمينه هاي گناه بايد به چند مسئله دقت كنيد:- الف .كنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و هر آنچه كه شهوت‏ انگيز است، نگاه شود بنابراین تا حد امكان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نماييد . عن الصادق (ع): «النظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طويله نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، (سفينةالبحار ، شيخ عباسى قمى، ماده نظر) ب . كنترل گوش: بايد از شنيدنى‏ هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه ‏ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند نوار موسيقى، صداى شهوت‏انگيز نامحرم و... ج . اجتناب از دوستان ناباب: دوستانى كه با رفتار و گفتارشان باعث مى شوند كه انسان گناه را در دل مزمزه كند در واقع دشمن هستند و پرهيز از آنها گامى موثر در كم كردن شيرينى دل از گناه مى شود. از امام سجاد (ع) نقل شده: «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طريق و هم الكذاب والفاسق والبخيل والاحمق والقاطع لرحمه - حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است»،( سفينةالبحار، شيخ عباسى قمى، ماده صحب). البته اينها از مهمترين زمينه‏هاى گناه هستند كه بايد ترك شوند ولى كلًا هر چيزى كه زمينه گناه را فراهم مى‏كندبايد ترك شود. 3 . تفکر در عواقب زنا گناه زنا دارای آثار و عواقب زیادی دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود : امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه «و به زنا نزديك مشويد كه آن فحشاست» ـ فرمود : يعنى، معصيت و نفرت انگيز است ؛ زيرا خداوند زنا را دشمن مى دارد و از آن نفرت دارد . فرمود : «و بد راهى است» عذاب زناكار از همه گنهكاران سخت تر است و زنا از بزرگترين گناهان كبيره است . امام صادق عليه السلام : سخت ترين عذاب را در روز قيامت آن مردى دارد كه نطفه خود را در رحمى كه بر وى حرام است جاى دهد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى على! زنا شش پيامد دارد : سه پيامد در دنيا و سه ديگر در آخرت ؛ پيامدهاى دنيايى اش اين است كه آبرو را مى برد ، مرگ را شتاب مى بخشد و روزى را مى بُرد؛ و پيامدهاى آخرتش حسابرسى سخت و دقيق ، خشم خداى رحمان، و جاودانگى در آتش است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چهار چيز است كه اگر يكى از آنها به هر خانه اى وارد شود آن را ويران مى كند و آباد و با بركت نمى شود : خيانت ، دزدى ، شرابخوارى و زنا . امام على عليه السلام : زنا ، فقر به بار مى آورد. امام صادق عليه السلام : [از جمله] گناهانى كه جلو روزى را مى گيرد ، زناست . اين روايات به بخشي از آثار مخرب زنا اشاره دارند. 4 . روزه گرفتن روزه گرفتن آن قواى حيوانى انسان را كه خاستگاه گناه است در هم مى شكند. عن ابى جعفر (ع): «اذا شبع البطن طغى امام باقر (ع) مى فرمايند: هرگاه شكم سير گردد طغيان مى كند»( المحجةالبيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150). بنابراين قواى حيوانى انسان كه خاستگاه گناه است، خود از سيرى شكم برمى خيزد. با روزه گرفتن، اين ريشه اصلى كه سيرى شكم است كنده مى شود به شرط اين كه روزه با شرايطش باشد مثل اين كه اعضاى بدن چون چشم، زبان و... هيچ يك گناه نكند. تذكر بسيار مهم اين است اولاً: روزه وقتى توصيه مى شود كه هيچگونه ضررى براى بدن نداشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: اگر براى بدن هم ضرر ندارد به هيچ وجه مخل درس، تحقيق، تعليم و تعلم و كار نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود و نه مخل فقط دوشنبه ها و پنج شنبه ها روزه گرفته شود ولى اگر شرايط روزه گرفتن نيست بايد مقدمه سوم كه مي آيد دوبرابر شود. خلاصه روزه چون خاستگاه گناه را تضعيف مى كند و نيروهاى طغيان گر بدنى را سست مى گرداند. شيرينى بسيارى از گناهان را در دل مى كاهد و انسان را به سمت و سوى تجرد و ملكوت مى كشاند و روح را از چشيدن طعم شيرين گناه منصرف مى سازد. 5 . ورزش ورزش به نوبه خود علاوه بر آن كه آثار بدنى دارد روح را در جهت ترك گناه تقويت مى كند دل را از توجه به گناه به سهم خود بازمى دارد مشروط بر اين كه با همين هدف و جهت خدايى انجام گيرد؛ يعنى، ورزش كند تا بتواند دل را از فكر گناه باز دارد و اين خود به مرور زمان مى تواند شيرينى گناه را در دل كم كند اگر روزه گرفتن ميسر نبود ورزش را ازجهت زمانى دو برابر كند مثلا بيست دقيقه را چهل دقيقه كند. 6 . اشتغال به برنامه شبانه‏ روزى حتما بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه‏هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى‏آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى‏كشاند. سعي كنيد در طول شبانه روز و مخصوصاً هنگام خواب از تنهايي برهيزيد و از افكار بيهوده و تخيلات نابجا جداً خودداري كنيد. اميرالمؤمنين على (ع) مي فرمايند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم » براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى‏كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏كشاند»،(الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 544، ح 4). 7 . ياد مرگ فكركردن پيرامون مرگ به انسان هشدار مى دهد و دل را از هر شيرينى گناه مى زدايد. عن اميرالمؤمنين (ع): «اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات » ياد آوريد (مرگ را) منهدم كننده لذت ها را، تيره كننده شهوات را، خواننده جدايى ها را، ياد مرگ هم لذت ها را در دل انسان در هم مى كوبد و هم مشتهيات نفسانى و خواهش هاى بى جاى دل را از درخشش مى اندازد و هم بانگ از يكديگر جدا شدن را به صدا در مى آورد»،( غرر و درر، باب موت به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 2، ص 159) در حديثى ديگر از امام صادق (ع) نقل شده است:» ذكر الموت يميت الشهوات فى النفس؛ ياد مرگ شهوات را در نفس مى ميراند «،( المحجه البيضاء، ملامحسن فيض كاشانى، ج 8، ص 242)) يعنى خواسته هاى غريزى حيوانى دل انسان را مى كشد و آن شيرينى هاى حيوانى انسان را كه مصداق بارزش گناه است، از بين مى برد. كيفيت فكر در مرگ مى تواند گوناگون باشد هر كس هر گونه كه بيشتر منقلب مى گردد و از دنيا و شيرينى گناهان دنيا بيشتر متنفر و بى زار مى شود، همان گونه در فكر مرگ فرو رود. مهم آن است كه اين فكر اولا هر روز باشد و ثانيا سعي شود به مدت نيم ساعت در مكانى خلوت باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت قبرستان باشد تأثير بيشتري خواهد داشت. بايد فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد تا تأثير مطلوب داشته باشد. مثلًا يكى از كيفيت‏هاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شيرينى‏ها وداع مى‏كند و همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزد و چشم بگريد. 8 . عزم بر ترك گناه تا آخر عمر بايدهم زمان با توبه و به همراه آن در فرد وجود داشته باشد. 9 . گمان «آمرزش سريع و بي مشكل» نبايد منجر به جسارت و پررويي فرد گشته و او را مجددا به سمت گناهان پيشين و يا گناهان جديد سوق دهد. 10 . اطلاعات ديني خود را با مطالعه و يا شركت در جلسات مذهبي بالا ببريد. 11 . با افراد مومن و مطلع نشست و برخاست داشته باشيد. 12 . از حضور در مجالس و محیط های ( مجازی و واقعی ) که آلوده به گناه است اجتناب كنيد. 13. از نشست و برخاست با افراد لاابالي و غير مذهبي جداً دوري كنيد. 14 . از طريق توجه به نماز و مناجات با خداوند متعال و سجده هاي زيبا، ارتباط معنوي خود را با خداوند متعال تقويت كنيد. 15 . روش ترك گناه در فرمايشات ائمه(ع): مردى خدمت امام حسين (ع) آمد و گفت: مى‏خواهم گناه نكنم ولى نمى‏توانم. موعظه‏اى كن (تا مانع صدور گناه از من شود). امام (ع) فرمود: پنج كار را بكن و آن گاه هر چه خواستى گناه كن (وگرنه دست از گناه بكش). 1 . روزى خدا را نخور و هر چه خواستى گناه كن. 2 . از ولايت و سيطره خداوند خارج شو و هر چه خواستى گناه كن. 3 . جايى پيدا كن كه خدا تو را نبيند و هر چه خواستى گناه كن. 4 . آن گاه كه ملك الموت براى قبض روح تو مى‏آيد اگر توانايى دفع او را دارى و مى‏توانى از دست وى نجات پيدا كنى، هر چه مى‏خواهى گناه كن. 5 . وقتى مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم كند اگر مى‏توانى داخل نشو و هر چه مى‏خواهى گناه كن. آيا با اين وجود كه خداوند ناظر بر اعمال و افكار ماست جايي براي گناه كردن مي ماند؟ با توسل به اهل بيت (ع) از آنها بخواهيد كه شما را در اين مسيري كه قدم برداشته ايد ياري كنند و لحظاتي از روز را حتماً به اين كار اختصاص دهيد. بعضي از كتبي كه در اين زمينه مي توان دبه شما كمك كند عبارتند از: - نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى. - سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى. - خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى.
میهمان
من به همسر خود خیانت کردم وبه اجبار مرتکب گناه بزرگی شدم والان ازکارم بسیار پشیمانم وتوبه کردم ایا توبه ی من قابل قبول است
پرسمان
بله در صورت توبه واقعی و بنده خدا شدن حتما توبه شما قبول می شود و گناهان گذشته پاک می گردد. این وعده خدای متعال است که گناهان را می بخشد و حتی دارد که توبه کنندگان را دوست دارد. نگران نباشید توبه کنید و گذشته را به فراموشی بسپارید و در آینده با بندگی خدا به نهایت کمال خودتان نایل شوید. موفق باشید.
میهمان
من دچارگناه رنا شدم البته تجاورز بود به اخاطر طلا حالاشوهرم فهمیده چه کنم طلاق نمیده ولی اذیت میکنه
پرسمان
با عرض سلام و احترام خدمت شما؛ در صورتی که این اتفاق تجاوز به عنف بوده باشد از جانب شما زنا محسوب نمی شود شما قربانی تجاوز بوده اید و این مساله را می توانید به همسر خود منتقل کنید. در هر صورت گفتگوی رو در رو و صمیمانه و با احترام می تواند اثر بخش باشد. اگر خود را مقصر می دانید پشیمانی قلبی خود را رو در رو به همسرتان بگویید و از او بخواهید شما را ببخشد. باتوجه به مشکل پیش آمده رابطه و خط ارتباطی شما و همسرتان به هم خورده و اصلاح این رابطه نیازمند مشاور خبره و متعهد است. توصیه می شود تا رابطه سردتر خراب تر نشده به فکر چاره باشید.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.