توبه از گناه -جبران گذشته ۱۳۹۱/۰۱/۲۱ - ۱۱۰۰۶ بازدید

سلام خداقوت من دراین سن ۳۵ سالگی بعدازاینهمه گناه وحق الناس تصمیم گرفتم جسم و جان وهستی ام را وقف وفدای خدا کنم ازکجاشروع کنم وچگونه؟

خرسندم و ایمان دارم شما دوست عزیز می توانید با توکل بر خدا و توسل بر اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) توبه ای حقیقی داشته باشید ,ودرمسیر سیرالی الله سن وسال انسان اهمیت ندارد؛ اولین قدم برای معنویت توبه است ابتدا متذکر می شویم هر گناهی علاوه بر شرایط عمومی توبه راهکار خاص خود را نیز می طلبد، بنابراین در صورتی که به نوع گناه خاصی اشاره می کردید، بهتر می توانستیم در خدمت شما باشیم. اکنون که به طور کلی در مورد توبه سوال کرده اید، ناچاریم به شرایط عمومی توبه اشاره کنیم.قبل از بیان حقیقت توبه در مقدمه لازم است به این نکته بسیار مهم و اساسی توجه کنید که هدف زندگی چیزی جز خداشناسی و خداپرستی و رسیدن به قرب خداوند نیست. قرآن کریم می فرماید: و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین (سوره بینه، آیه 5 ). مردم هیچ ماموریتی ندارند جز این که دستورهای دین را مخلصانه برای خدا انجام دهند; یعنی فهمشان و عملشان برای خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقای الهی است. خلاصه پیام این آیه شریفه آن است که ما جز عبادت خدای متعال کاری در این دنیا نداریم و چون عبادت با هدف قربت و نزدیکی به خداوند انجام می شود، می توان گفت ما جز نزدیک شدن به خداوند در این دنیا کاری نداریم.
چه قدر این آیه زیبا است و چه مقدار تکلیف انسان را روشن می کند. دلیل آن هم این است که ما مخلوق مظهر خداوند هستیم و مظهر خدا, کاری جز شناخت خدا و کسب رضایت خدا و ارتباط با خدا و قرب به خداوند ندارد. البته کمال و سعادت او هم در همین رابطه با خداوند است و از همین طریق به همه چیز می رسد. حتی ارتباط با خود و ارتباط با طبیعت و جامعه نیز در همین راستا- یعنی در راستای ارتباط با خدا و پرستش او- توجیه می شود.
تنها از این طریق است که به راستی استعدادهایمان شکوفا می شود و توانایی های نهفته در وجودمان به منصه ظهور می رسد و به کمال و سعادت می رسیم. البته مفهوم و حقیقت عبادت بسیار فراگیر است و شامل تمام فعالیت های انسان در زندگی می شود. حتی خوردن و خوابیدن و ازدواج انسان بیرون از حیطه عبادت و پرستش خداوند نیست.
قرب و نزدیک شدن به خداوند تنها یک نیت لحظه ای برای عبادت نیست، قرب الی الله یک قصد است. قصد یعنی مقصد داشتن و در راه بودن. مومن و کسی که اعمالش را با نیت قرب انجام می دهد، در حقیقت در راهی قرار دارد که مقصد و مقصود آن خدا است. آنوقت مهمترین عاملی که در چالش کلی با این راه و مقصد است گناه است، گناه یعنی خروج از مسیر عبودیت و قرب الهی. حرکت کردن در مسیر خدا با خروج از مسیر خدا در تناقص با هم هستند و یک مومن نمی تواند هم در راه باشد وهم از راه خارج شود. سعادت انسان این است که در راه خدا باشد و گناه سعادت او را به شقاوت تبدیل می کند و حال و آینده انسان را به تباهی می کشاند.
حقیقت توبه:
توبه در حقیقت پشیمان شدن از گناه و بازگشتن از راهی است که انسان در گذشته بر خلاف رضای پروردگار رفته است. توبه حقیقی نیز همان توبه نصوح است؛ یعنی توبه و پشیمانی بدون بازگشت. اگر کسی احساس کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده، باید بداند که اهل توبه واقعی است و اینچنین توبه ای هرگز رد نمی شود. به عبارت دیگر مشکل و نگرانی ای که در زمینه قبول توبه وجود دارد، از طرف خداوند- یعنی پذیرنده توبه- نیست؛ بلکه مشکل از جانب خود توبه کننده است که آیا موفق می شود راه خود را به سوی خداوند تغیر دهد یا نه؟
دوست عزیز
بدان که هر گناهی قابل توبه است؛ چرا که خداوند خود فرموده است : «ان الله یغفر الذنوب جمیعا » خداوند همه گناهان را می آمرزد. در برخی موارد مانند «غیبت و تهمت» طلب رضایت از غیبت شونده نیز در صورت امکان لازم است، ولی در مورد گناهانی همچون «ارتباط با نامحرم»، پشیمانی واقعی، تصمیم بر عدم تکرار و طلب مغفرت از خداوند برای توبه کافی است.
در آیه 70 سوره فرقان بیان شده است: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آوردند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات تبدیل میکند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است».
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرماید : ... پس هر کس گناهی مرتکب گردیده، اگر سه کار انجام دهد، افزون بر آن که از عذاب سخت و جاودان روز قیامت نجات مییابد، گناهانش به حسنات تبدیل میگردد:
1. توبه یا بازگشت از گناه.
کمترین مراتب توبه پشیمانی است. اگر توبه حقیقی تحقق نیابد، انسان از گناه جدا نمیگردد و همواره آن را انجام میدهد.
2. عمل صالح
با عمل صالح توبه در وجود انسان مستقر میشود و به توبه حقیقی یا توبه نصوح میانجامد.
3. ایمان
مشرک باید در کنار توبه از گناهان گذشته خود، ایمان آورد تا گناهانش به نیکیها تبدیل شود؛ ولی برای مؤمن گنهکار توبه و عمل صالح به تنهایی کافی است و گناهانش را به حسنات تبدیل میکند. از این رو، در آیه بعد میفرماید: « وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَی اللَّهِ مَتاباً » کسی که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به سوی خدا بازگشت میکند.
لازم به ذکر است که عالمان اخلاقی با استفاده از منابع اسلامی فرموده اند: شخص توبه کننده ،حتی اگر پس از توبه نصوح، به دلایلی دوباره به گناه آلوده گردد و توبه نماید، پذیرش و آمرزش الهی را در پی خواهد داشت و این فرایند تا هنگام مرگ ادامه خواهد داشت .
اقسام گناه و روش های توبه:
توبه را از یک لحاظ به دو قسم تقسیم کرده اند: یک دسته از گناهان، کوچک و کم شعاعند و صرفا با استغفار و پشیمانی قلبی، جبران می شود، اما دسته دیگری از گناهان، هم بزرگ و ویران کننده هستند و هم اثر وضعی دارند. این دسته، اضافه بر پشیمانی قلبی و استغفار با زبان،‌اقدام عملی و جبران مافات و ترمیم خرابیهای بوجود آمده را نیز می طلبد!
در تقسیم بندی دیگر، گناهانی را که ممکن است انسان مرتکب شود می توان به سه دسته تقسیم تقسیم کرد:
الف. ستم به خویشتن
یعنی انسان از این ناحیه به جان، مال و حیثیت خویش صدمه زده و موجب عدم پیشرفت یا فقر و عقب افتادگی و گرفتاری خود شده است. در این گونه موارد، گرچه گنهکار در حق خود ظلم کرده، ولی چون معمولا پای شخص دیگر و حق دیگری در بین نیست، با استغفار و جبران خطاها و ضررها، آسانتر می توان از آنها توبه کرد و راه خیر و صلاح و سعادت دنیوی و اخروی را در پیش گرفت.
ب. حق الله
فطرت پاک و سالمی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، اعضاء و جوارح و نعمتهای فراوان مادی و معنوی، پانزده میلیارد سلولی که در مغز اوست و سرانجام «ارسال رسل و انزال کتب» همه برای پویایی و سعادت اوست، اما با تأسف آدمی بر اثر تأثیرپذیری از عوامل درونی و بیرونی، همه این نعمتها را نادیده انگاشته و راه تمرد و عصیان را در پیش می گیرد! اما راه کاری که برای این دسته گناهان وجود دارد این که: اگر شرک و کفر صورت گرفته، باید «توحید و یکتاپرستی» را جایگزین آن نمود و اگر در احکام و فروع دین کوتاهی و تعلل شده، باید به تکمیل و جبران آنچه از دست رفته اقدام کرد.
ج. حق الناس
شرایط توبه در «حق الناس» سنگین تر از توبه در «حق الله» است و این گناه، یعنی تجاوز به حقوق دیگران را امام علی(علیه السلام) از آن به «مظالم العباد»(کلینی، اصول کافی، ج2، ص443) و امام زین العابدین(علیه السلام) به «تضییع حقوق الاخوان»(مجلسی، بحارالانوار، ج72، ص415) یاد کرده اند.
در روایت آمده: پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) به خانه کعبه نگاه کرد، آن را مورد تعظیم قرار داد و سپس ادامه داد: حق واحترام یک مؤمن از تو بالاتر است، چون خداوند خانه کعبه را دارای یک احترام و عظمت دانست و از مؤمن سه چیز را: «مال-خون-سوءظن»(همان، ج67، ص71)
بر این اساس مردم و مؤمنان دارای سه نوع حق، احترام و مصونیتند؛ به موازات همین سه حق ممکن است سه نوع ظلم هم به آنان روا شود و بر همین پایه سه نوع توبه هم واجب می شود که این سه عبارتند از: 1. تجاوز به مال 2. لطمه به جان 3. ضربه به آبرو.
توبه و جبران گذشته:
توبه؛ یعنی پشیمانی و تصمیم جدی بر ترک گناه. همچنین جبران خسارتهای مالی و حقوقی مردم و... حال اگرکسی به راستی و از روی اخلاص توبه کرد، مطمئن باشد خداوند کریم و مهربان - هم چنان که خود وعده فرموده است - توبه او را خواهد پذیرفت.
گناهانی که فقط از حقوق خداوند است، چنانچه قضا و کفاره داشته باشد - مانند نماز، روزه و حج - انسان بایدعلاوه بر توبه و تصمیم بر ترک گناه، قضای آنها را نیز به جا آورد و کفاره آنها را بپردازد و آنهایی که قضا و کفاره ندارد - مثل دروغ و استمنا و ... - فقط توبه و استغفار کافی است. در گناهانی نیز که در آنها حقوق مردم پایمال شده - مثل دزدی و از بین بردن اموال مردم یا قتل و جرح دیگران و ... - علاوه بر توبه و پشیمانی باید رضایت صاحبان حق را با پرداخت غرامت یا حلالیت گرفتن حاصل کرد.
مهمترین شرایط توبه عبارت است از:
1. پشیمانی و ندامت از صمیم قلب و تصمیم بر عدم ارتکاب دوباره
2. استغفار و طلب بخشش
3. تصمیم قاطع بر جبران گذشته و ادای حقوق، خصوصا اگر حق الناس باشد.
در ادامه و به منظور توضیح بیشتر در این زمینه به مطلبی از کتاب احیاءالعلوم غزالی به نقل از کتاب ترجمه اخلاق شبر اشاره می کنیم:
پذیرش توبه
ابو حامد غزالی در کتاب احیاء چنین میگوید: اگر معنی قبول را فهمیده باشی شک نخواهی داشت که هر توبه صحیحی پذیرفته و مقبول است. کسانی که به نور بصیرت میبینند، و از انوار قرآن مدد میگیرند، میدانند که هر قلب سلیمی مقبول خدا و در آخرت در جوار او بهرهمند از نعمت اوست و آمادگی دارد که با چشم خود به وجه اللّه بنگرد. و میدانند که قلب در اصل، سلیم آفریده شده است زیرا هر نوزادی با فطرت خدا پرستی آفریده میشود امّا آن سلامت توسط کدورتی که گرد و غبار گناهان بر آن ایجاد میکنند از دست میرود. و میدانند که آتش ندامت این کدورت و غبار را از بین میبرد و نور حسنه، ظلمت سیئة را از بین می برد.
ظلمت معاصی، طاقت مقابله با نور حسنات را ندارد؛ همچنان که ظلمت شب، در مقابل نور روز و همچنانکه کدورت چرک، در مقابل سفیدی صابون.
همانطور که اگر انسان با لباسی که در تن دارد دست به کارهای پست بزند لباسش کثیف میشود و چون آن را با آب گرم و صابون بشوید پاکیزه میشود، بکار بردن قلب در شهوات، آن را کثیف میکند و چون آن را با آب اشک و آتش ندامت بشوید، پاکیزه و طاهر خواهد شد و هر قلبی پاکیزه و طاهر شد مقبول است... گاهی انسان با زبان میگوید توبه کردم ولی به لباسشویی میماند که با زبان بگوید لباس را شستم و وارد عمل نشود، همانطور که این کلام لباس را تمیز نمیکند و نمیتواند صفت موجود در آن را عوض کند، مگر ضد آن صفت را در آن ایجاد نماید، آن کلام هم باعث سفیدی قلب نمیشود.
امام باقر (علیه السلام) به محمد بن مسلم چنین میفرماید: وقتی که مؤمن توبه میکند، گناهان قبل از توبهاش بخشیده میشود، پس او باید برای بعد از توبه عمل کند. ولی آگاه باشید بخدا قسم این مزیت فقط برای اهل ایمان است...
پرسشگر عزیز بدان که:
انسانی که گاهی دچار گناه و خطا میگردد و بعد پشیمان میگردد و خود را ملامت و سرزنش میکند، به مرحلهای رسیده که دارای نفس لوّامه و سرزنشگر شده است و یک پله از مرحله نفس اماره یعنی نفسی که به زشتی و بدی امر میکند و از انجام آن ملول نمیگردد و بیمی ندارد، بالاتر آمده است و این فرد یک قدم به هدف نزدیک شده است و باید خدا را شاکر بود و از او خواست که توفیق رسیدن به مراحل بالاتر و هر چه بیشتر نزدیکتر شدن به خود را به ما عنایت کند.
باید توجه داشت که فاصله گرفتن از بدی و گناه و نزدیک شدن به معنویات و قرب خداوند، امری تدریجی است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان باید مانند کوهنوردی باشد که گاهی به قله کوه بلندی که قصد صعود به آن را دارد نگاه میکند و احساس میکند هنوز تا قله کوه، راه زیادی مانده و از طرفی به دامنه کوه نگاه میکند و میبیند از آن فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنانچه در قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام) آمده، همواره در زندگی خود حفظ کند. یعنی هم از این که گاهی توفیق بندگی و دوری از گناه را پیدا کرده امیدوار و خوشحال باشد و هم از این که گاهی دچار لغزش و گناه میگردد ترسان و بیمناک.
توجه به نکات ذیل می تواند راهگشا باشد:
1- حقیقت توبه بازگشت و رجوع به خداوند است و توجه به وابستگی خود در همه وجود و صفات و اوصاف و نیز ملاحظه تقصیر و حقارت و کوچکی خود در برابر ذات بی کران ربوبی است و به همین خاطر، توبه و استغفار مراتب و درجات بسیار و متعددی دارد و هر فردی متناسب با ایمان و معرفت و مقام و جایگاهش در نظام هستی و قرب و منزلتش با خداوند، توبه و استغفاری مخصوص خود دارد. از همین جا معلوم می شود که توبه اختصاصی به توبه از گناه ندارد و توبه و استغفار انبیا و اولیا و معصومین –علیهم السلام- بر همین اساس قابل تحلیل و توجیه است.
2- سخن امیر المومنین (علیه السلام) در نهج البلاغه (حکمت 417) مربوط به مراحل عالی و تمام عیار توبه است و حضرت به آن فرد روش و شرایط توبه کامل را آموزش داده است و این چنین نیست که هر توبه ای هر چند در مراحل پایین تر و ناقص تر این شرایط را داشته باشد.
3- در روایات وارده از معصومین (علیهم السلام) تاکید زیادی بر نشکستن توبه و حفظ آن، شده است که منظور از آن، اهمیت دادن به توبه و جدی گرفتن آن و رعایت و حفظ و استقامت بر سر این تعهد الهی است؛ نه این که اگر فردی چند بار توبه کرد و جداً توبه کرد، توبه اش مقبول نمی باشد و یا اثری ندارد و یا دیگر نباید توبه کند. پس جهت گیری چنین روایاتی، اهمیت دادن به توبه و بازی و شوخی و کم اهمیت نگرفتن آن است و گر نه از روایات فراوان دیگری استفاده می شود که اگر انسان گناه کرد هر چند پی در پی و فراوان هم باشد بر او واجب است که توبه نماید.
آثار توبه:
1- محبوبیت نزد خداوند
سوره بقره / 222 : «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین» خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد.
2 – تبدیل سیئات به حسنات
سوره فرقان / 70 : «الا من تاب و آمن و عمل عملا ً صالحا ً فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا ً رحیما ً» مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند خدا بدیهایشان را به نیکی ها بدل می کند و خدا آمرزنده و مهربان است.
3 – فلاح و رستگاری
سوره نور / 31 : «و توبوا الی الله جمیعا ً ایها المؤمنون لعلکم تفلحون» ای مؤمنان! همگی به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید.
4 – آمرزش گناهان
سوره شوری / 25 : «و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفو عن السیئات و یعلم ما تفعلون» اوست که توبه ی بندگانش را می پذیرد و از بدیها و گناهان در می گذرد و آنچه می کنید می داند.
5 – حفظ از عذاب الهی
سوره غافر / 7 : «وقهم عذاب الجحیم» ما آنان (تائبین) را از عذاب جهنم رهایی خواهیم داد (به وسیله ی طلب غفران).
6 – پوشاندن سیئات
سوره ی تحریم / آیه ی 8 : «یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ان یکفر عنکم سیئاتکم» ای کسانی که ایمان آوردید از گناهان خود به سوی خدا، توبه خالصانه کنید چرا که امید است به اینکه پروردگار شما، سیئات شما را از خود شما بپوشاند.
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : «هر کس توبه کند خداوند او را بیامرزد و به جوارح او و جای جای زمین دستور داده شود که آبروی او را حفظ کند و عیبهایش را بپوشانند و گناهانی که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشته اند از یاد آنان برده شود.»(میزان الحکمة / ج2 / ح 2183)
7 – برخورداری از برکات و نعمتهای الهی
سوره نوح / آیات 11 و 12 : «فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا ً یرسل السماء علیکم مدرارا ً و یمددکم باموال و بنین ...» پس به آن قوم گفتم: طلب مغفرت و آمرزش و توبه کنید از پروردگار خویش که بخشنده و آمرزنده است و اگر توبه کنید ما بر شما باران می فرستیم و همچنین شما را یاری می کنیم به واسطه ی اموال کثیره و فرزندان زیاد.
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : «زیاد طلب آمرزش از خدا کنید تا از خدا طلب روزی کنید».
8 – ورود به بهشت
سوره ی تحریم / 8 : «یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبة ً نصوحا ... و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار».
دوست عزیز امید به بخشش الهی ورحمت او داشته باشید وموفق باشید
پاسخ پرسش شما از گستردگی زیادی برخوردار است که ما به همین مقدار اکتفا می کنیم و شما را به مطالعه کتابهای معرفی شده دعوت می کنیم.
موفق و پایدار باشید.
-----------------------------------
برای مطالعه بیشتر ر.ک منابع اخلاقی:
برای مطالعه بیشتر به سایت http://akhlagh.porsemani.ir/term64 مراجعه کنید
-گناه شناسی/ محسن قرائتی.
-گناهان کبیره/ شهید دستغیب.
- شهید دستغیب، قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور).
- مقالات، استاد محمد شجاعی.
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی.
- ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر.
- نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی.
- بازگشت به خویشتن یا توبه نصوح / رضوانعلی مصیبی

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من مدتی خود ارضایی میکردم بعد از چند بار توبه شکستن دیگه ترکش کردم ایا خدا من را صد درصد میبخشه من امید به خدا دارم اما توبه من تا چه حد قبول میشهه
پرسمان
سلام علیکم، دوست گرامی. نگران شکستن توبه باشید ولی نگران بخشش الهی نباشید چون در صورت توبه واقعی هر گناهی بخشیده می شود. موفق باشید.
میهمان
سلام خدمت شما. من شب و روز ندارم یک گناه خیلی بزرگ کردم میخواهم توبه کنم آیا خدا مرا می بخشد
پرسمان
سلام علیکم، بله توبه کنید و بنده خدا شوید حتما مورد بخشش خواهید بود. نگران نباشید با تمام قدرت و عزم توبه کنید و خود را به خدای متعال متصل نمایید گذشته شما پاک می شود.
میهمان
من ۵ سال پیش با شوهر خواهرم رابطه ای برقرار کردم که باعث لمس جسم من شد به دلیل پافشاری زیاد و صحبت های که فکر کردم با این کار به زندگی خواهرم کمک میکنم و هیچ حس و میلی در من وجود نداشت حین انجام گناه.این پنج سال هر روز عذاب کشیدم و به خودم لعنت فرستادم اما وجدانم هنوز آرام نگرفته و از خودم بیزارم.
الان دارم ازدواج میکنم و این عذاب وجدان مثل خوره به جان من افتاده و هیچ آرامشی ندارم.
لطفا به من کمک کنید،ممنون
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، به نکات زیر توجه نمایید :
الف ) عذاب وجدان و احساس افراطی نسبت به گناه تاکجا ؟
مشکل اصلی شما در حال حاضر احساس افراطی نسبت به گناه است. البته حساسیت و دل نگرانی شما در مورد اعمالی که قبلا داشته اید و چه بسا ناشایست و خطا بوده است، بشارت دهنده وجود روح تقوا و خداترسی در شما است. این گونه نگرانی ها و اندوه ها نسبت به خطاها و سستی ها به ویژه در یک جوان، بیانگر لطف خداوند و عنایت او به شما است و حسرت بر اعمال بد و نادرست گذشته و اندوهگین بودن به خاطر آن، امری مطلوب و پسندیده است؛ ولی به شرط آن که از حد و اندازه معمول تجاوز نکند و به صورت احساس افراطی گناه که مانع شیطانی بر سر راه تکامل انسان است، در نیاید.
معیار این مرز شکنی این است که این حالت، شما را از زندگی عادی خود باز ندارد و به زندگی شما آسیب نرساند و به صورت وسواس گونه شما را از رسیدن به اهداف متعالی باز ندارد.
هدف از ندامت و پشیمانی از برنامه ها و کارهای گذشته و غصه دار بودن این است که چنین اشتباهی در آینده تکرار نگردد و خطاها و کاستی های گذشته را با عزم و اراده ای مستحکم در آینده جبران نماییم و با عبرت آموزی از گذشته و دستیابی به عوامل خطاهای گذشته، راه آینده را با استواری و صلابت بپیماییم و به سعادت حقیقی در دنیا و آخرت نائل گردیم.
ولی اگر غصه و تأسف و اندوه برگذشته، افق آینده را در نظر ما تیره و تار سازد و پای رفتن و حرکت ما را سست نماید، این دور شدن از هدف و تسلیم دام شیطان شدن و از چاله به چاه افتادن است. خداوندی که خالق و آفریننده ما است و از ضعف و ناتوانی و جهالت ما از همان ابتدای آفرینش و قبل از آن، آگاه بوده و می دانسته ما انسان های خدا باور و معتقد به او دچار لغزش و خطا می شویم و گاه گاهی در دام خدعه و فریب شیطان می افتیم، و لذا بابی به نام توبه را فرا روی ما گشوده است و ما را دعوت نموده که بعد از لغزش و افتادن با توبه و پشیمانی و عذرخواهی بلند شویم و قد راست نماییم و عجز و نیاز را به پیشگاه او ببریم و رشته اتصال بین خود و خدا را که با گناه و خطا پاره کرده ا یم، دوباره گره بزنیم و با آب اشک و توبه، چهره خویش را از گناهان بزداییم و او وعده پذیرش توبه و آمرزش داده است.
حال اگر انسانی دچار خطا و گناه گردید و متوجه خطای خود شد و پشیمان و نادم گردید وعذر تقصیر به پیشگاه با عظمت خداوند آورد، ولی به آمرزش و لطف حق اعتمادی نداشت و تصورش این بود که مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است که وعده های الهی را باور نکرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحیم بودن نشناخته و یا گناه خود را که با همه بزرگی محدود است، بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهی که بی حد و بی کرانه است می بیند. توجه داشته باشید که دام های شیطان بسیار متنوع و رنگارنگ است.
شیطان که استاد مکر و فریب است برای هر فردی دامی ویژه او دارد؛ برای بندگان با تقوای الهی دامی و برای بندگان فاسق دامی دیگر دارد. هدف شیطان بازداشتن از یاد خداوند و فاصله انداختن بین بندگان و خداوند به هر طریق ممکن است. اندوه بر گذشته اگر باعث تباه شدن فرصت های آینده و حال ما گردد و حال و آینده مان را با تأسف و تحسر و اندوه بر اعمال گذشته سپری سازیم، در واقع شاد کردن شیطان و کمک به او در پیاده کردن اغراض شوم اوست.
آیا شما تصور می کنید همه بندگان خوب و لایق خداوند که به مقام قرب او رسیده اند و سر بر آستانه با عظمت او ساییده اند همگی از ابتدای عمر، پاک و بی خطا و بی جرم بوده اند؟ خیر، این ویژگی تنها مخصوص بندگان معصوم خداوند یعنی انبیا و اولیا (علیهم السلام) است و دیگران کم و بیش از خطا و اشتباه در برهه ای از دوران عمر خویش و به ویژه دوران نوجوانی و جوانی که دوران اوج غریزه و غلبه سستی قدرت و نیرو در انسان است، دچار خطا و اشتباه و گناه بوده اند. دارید . ب ) توبه و آثار آن
۱ . توبه
خدای مهربان دری به نام توبه برای همه بندگانش گشوده و با آغوشی باز بندگان گنهکارش را که رو به سوی توبه آورده اند، می پذیرد. لذا باید آستین همت را بالا زده و با عزمی راسخ توبه ای کنیم متناسب به گناه خویش.
خداوند هر گناهی را می بخشد چنانچه خداوند خود فرموده است : «ان الله یغفر الذنوب جمیعا؛ خداوند همه گناهان را می آمرزد».
، پس در هیچ حالتی نباید از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهی ناامید شد، چرا که گناه ناامیدی از خداوند حتی از قتل انسان نیز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه کند و توبه خود را بشکند و باز واقعا پشیمان شود و توبه نماید، توبه او پذیرفتنی است و نباید از رحمت خداوند ناامید گردد.
بازآ بازآ هر آنچه هستى بازآ گر کافر و گبر و بت پرستى بازآ
این درگه ما درگه نومیدى نیست صد بار اگر توبه شکستى بازآ
امام رضا (ع) مى فرمایند: (التائب من الذنب کمن لاذنب له) توبه کننده از گناه مانند کسى است که هیچ گناهى ندارد، (میزان الحکمه ج، ۱ باب التوبه ر، ۲۱۱۶).
توبه در حقیقت پشیمان شدن از گناه و بازگشتن از راهی است که انسان در گذشته بر خلاف رضای پروردگار رفته است . توبه حقیقی نیز همان توبه نصوح است؛ یعنی توبه و پشیمانی بدون بازگشت. اگر کسی احساس کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده، باید بداند که اهل توبه واقعی است و اینچنین توبه ای هرگز رد نمی شود. ۲ . آثار توبه
۱- محبوبیت نزد خداوند
سوره بقره / ۲۲۲ : ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد.
۲ – تبدیل سیئات به حسنات
سوره فرقان / ۷۰ : الا من تاب و آمن و عمل عملا ً صالحا ً فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا ً رحیما ً مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند خدا بدیهایشان را به نیکی ها بدل می کند و خدا آمرزنده و مهربان است.
۳ – فلاح و رستگاری
سوره نور / ۳۱ : و توبوا الی الله جمیعا ً ایها المؤمنون لعلکم تفلحون ای مؤمنان ! همگی به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید.
۴ – آمرزش گناهان
سوره شوری / ۲۵ : و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفو عن السیئات و یعلم ما تفعلون اوست که توبه ی بندگانش را می پذیرد و از بدیها و گناهان در می گذرد و آنچه می کنید می داند.
۵ – حفظ از عذاب الهی
سوره غافر / ۷ : وقهم عذاب الجحیم ما آنان ( تائبین ) را از عذاب جهنم رهایی خواهیم داد (به وسیله ی طلب غفران).
۶ – پوشاندن سیئات
سوره ی تحریم / آیه ی ۸ : یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ان یکفر عنکم سیئاتکم ای کسانی که ایمان آوردید از گناهان خود به سوی خدا, توبه خالصانه کنید چرا که امید است به اینکه پروردگار شما, سیئات شما را از خود شما بپوشاند.
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : هر کس توبه کند خداوند او را بیامرزد و به جوارح او و جای جای زمین دستور داده شود که آبروی او را حفظ کند و عیبهایش را بپوشانند و گناهانی که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشته اند از یاد آنان برده شود. (میزان الحکمة / ج۲ / ح ۲۱۸۳)
۷ – برخورداری از برکات و نعمتهای الهی
سوره نوح / آیات ۱۱ و ۱۲ : فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا ً , یرسل السماء علیکم مدرارا ً و یمددکم باموال و بنین ... پس به آن قوم گفتم : طلب مغفرت و آمرزش و توبه کنید از پروردگار خویش که بخشنده و آمرزنده است و اگر توبه کنید ما بر شما باران می فرستیم و همچنین شما را یاری می کنیم به واسطه ی اموال کثیره و فرزندان زیاد.
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : زیاد طلب آمرزش از خدا کنید تا از خدا طلب روزی کنید .
۸ – ورود به بهشت
سوره ی تحریم / ۸ : یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبة ً نصوحا ... و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار حکایت :
در کتاب کافی و بیشتر کتب اخلاقی مسطور است:
تاجری در زمان سلف به اتّفاق عیال و اولادش که با وسائل تجاری بود سفر دریا کرد که ناگهان وسط دریا موجهای مهیب کشتی را شکست و آب همه را غرق کرد تنها زن تاجر به تخته ای چسبیده و موجهای آب او را به جزیره ای انداخت زن در این جزیره تنها می گشت و از درخت میوه سدجوع میکرد، وضع لباسش هم که معلوم بود لباس ندارد همه پاره و از بین رفته بود، در همان حال جوان دزدی از دورزن عریان و صاحب جمالی را میبیند اول وحشت میکند. میگوید شاید از طائفه جن باشد، نزدیک می شود، از او میپرسد از جن هستی یا انس؟ می گوید: انسانم، از کجا آمدی؟ میگوید: کشتی ما غرق شد و بستگانم غرق شدند و من به تخته ای چسبیده و خدا مرا نجات داد. جوان دزد معطلش نکرد زن بیچاره را زمین انداخت آماده کار حرام شد یک مرتبه زن لرزید، لرزشی که آن دزد را نیز تکان داد.
گفت: چه شده چه بر سرت آمده؟ این ارتعاش و سوز و گداز و آتش خوف در دزد اثر گذاشت. آتشی که از خوف خدا برخیزذ، خلاصه زن گفت ترس از خدا، من در عمرم چنین گناهی را مرتکب نشده ام خوف چه میکند که در جوان دزد اثر مثبت گذاشت به او گفت من سزاوارترم که بترسم تو که تقصیری نداری، تقصیر از من است من باید اینطور بترسم و بلرزم زن را رها کرد و رفت. ترک گناه کرد و توبه از گذشته ها نمود. همینطور در اثناء راه که ناراحت خواست بسوی آبادی خود برود. عابدی به او برخورد کرد. و باهم همراه شدند و با این جوان دزد همطریق گردیدند. چون هوا گرم و آفتاب تابان بود عابد مستجاب الدعوه رو به جوان کرد و گفت: مبینی که ازآفتاب ناراحتیم بیا و دعاکنیم خدا سایه بانی برای ما بفرستد، جوان سر بزیر انداخت گفت من یک فرد گنهکاری هستم که دعایم بجائی نمی رسد.
عابد گفت باهم دعا کنیم پاسخ داد من آبروئی ندارم، در آخر کار گفت من دعا میکنم تو آمین بگو. اینجا امید در دلش پیداشد و پس از دعای عابد با شرمساری آمین گفت ابری پیدا شد و بر سرشان سایه افکند همینطور که می رفتند بر سر دوراهی رسیدند که راهشان دوتا می شد از هم خدا حافظی کردند.
عابد دید ابر همراه جوان رفت عجیب است معلوم شد ابر برای او بوده دوید دنبالش گفت مگر نه گفتی من گنهکارم. گفت من عبادتی ندارم گنهکارم، عابد گفت از این ابر معلوم است که برای تو آمده ببرکت توست جریان خودش را ذکر کرد دانسته شد همان ترک گناه و شرمساری و توبه از روی صدق بوده قیمت داشته که او را مورد رحمت و نظر لطف خداوند کرده است.
گنه کاری به درگاهت پر ازسوز وگداز آمد
مران از درگهت او را که با صد عذر باز آمد
طریق بی تو ناهموار و گمراهی است پایانش
چو پیمودم رهت دیدم بسی راهم تراز آمد
خوشا آن کو به خلوتگه نشیند با تو در شبها
گهی خواهد نیازی و گهی با بار راز آمد
بسوز ای دل که عمری را بدون او سپر کردی
غنیمت دان کنون فرصت که وقت سوز ساز آمد
بدیدارش شتابان شو چرا غافل ز او باشی
ملاقاتی نما با یار چون وقت نماز آ
مداگر با دیده حق بین شوی محو جمال او
به رأی العین می بینی که یارت با چه ناز آمد نکته آخر :
نا امیدی از رحمت خدا دام شیطان
« دقت کنید! شیطان در کمین شماست »
۱ . نا امیدی دام شیطان
توجه داشته باشید که دام هاى شیطان بسیار متنوع و رنگارنگ است. شیطان که استاد مکر و فریب است براى هر فردى دامى ویژه او دارد براى بندگان با تقواى الهى دامى و براى بندگان فاسق دامى دیگر دارد. هدف شیطان بازداشتن از یاد خداوند و فاصله انداختن بین بندگان و خداوند به هر طریق ممکن است. اندوه بر گذشته اگر باعث تباه شدن فرصت هاى آینده و حال ما گردد ، یکی از دامهای شیطان نا امید کردن انسان از رحمت خداوند متعال است .
۲ . دلایل نا امیدی
ناامیدی ازخدا ممکن است به یکی از دلایل زیرباشد:
۱- ۲ . توقعاتی ازخدا داشته ولی انجام نشده واین را به گونه ای مربوط به بی توجهی خدا به خودش تلقی کند که دراین صورت حتی ممکن است کم کم شیطان (که دشمن دیرینه خدا وبندگانش است ) برافکارشخص غلبه کرده واصل وجود خدا را زیر سؤال ببرد !
۲- ۲ . درحالی که انتظار دارد دعاهایش مستجاب شود ، دعاهایش مستجاب نشود و شیطان اینگونه القا می‌ کند که« احساس کنیم رابطه ‌مان با خدا تیره شده و او نیز از ما خسته است و ما را نمی بیند .»
۴- ۲ . از دست دادن توکل واعتماد به خدا !
۵- ۲ . گاهی آنقدر گناهان خود را بزرگ می دانیم که آنها را قابل بخشش نمی دانیم و از رحمت و بخشش الهی ناامید می شویم. در حالی که رحمت الهی بی نهایت است و جای ناامیدی هرگز نیست. ۳ . راههای از بین بردن ناامیدی
برای از بین بردن ناامیدی:
۱ . ۳ . باید ظنتان را به خدا درست ومحکم کنید واز اوناامید نشوید وشکستهای ظاهری زندگی را مهم ندانید بلکه آنها را پلی برای پیشرفت وموفقیتهای آینده خود قرار دهید وثانیا از شکست خسته نشوید وتوسلتان را به اهل بیت ادامه دهید وبدانید که اصل پیروزی وموفقیت در دل همین شکستها است!
حقیقت این است که شیطان، هنرمند توانایی است. گاهی آنقدر خوب سفسطه می‌بافد و جای فلسفه به ما قالب می‌کند که خیال می‌کنیم بزرگترین فیلسوف عالم است. گاهی آنقدر عاطفی و دلسوز نشان میدهد که گویا تجلی قلب خدا در زمین است. آنقدر ماهرانه همدلی و همدردی می‌کند که انگار بهترین روان شناس دنیاست. آنقدر عارفانه برخورد می‌کند که گاه او را فرشته یا پیامبری می‌بینیم که ما را به سوی خدا می برد. همۀ اینها برای این است که نقابهای او، خیلی شبیه اصل هستند. تمام تلاش خود را می‌کند که در قدمهای اول، رفتار فرد را به حساب خود واریز کند و سلطه بر ذهن و فکر را هدف اصلی خود قرار می‌دهد. روشهای فراوانی برای نیل به این مقصود دارد. گاهی اشتباهی که انجام داده‌ایم را مکرر به یاد ما می‌آورد تا آیینه دق‌مان شود، گاهی خطای کوچکی را آنقدر بزرگ می‌کند که فکر می‌کنیم راهی جز مرگ، این بی‌آبرویی به درگاه خدا را نخواهد شست! گاه در قدمهای بلندتر، شبهه فکری ایجاد می‌کند، فضا را مه‌آلود می‌کند تا درست و غلط را جای هم ببینیم. کار درستی انجام می‌دهیم، آن را گناه و مستوجب عذاب نشان می‌دهد. راه استدلال را می‌بندد تا در مقابل انحراف دیگران، حرفی برای گفتن نداشته باشیم و ... . خوب ما آدمها هم که یک عاشقی دیرینه از روز الست با خدا داریم، وقتی این اتفاقات که برایمان می‌افتد احساس می‌کنیم خلاف وعده‌ای که به خدا دادیم عمل کرده‌ایم (ألم أعهد ألیکم یا بنی آدم ألّا تعبدوا الشیطان و أن أعبدونی؟) از خودمان بدمان می‌آید.
۲ . ۳ . شیطان اینگونه القا می‌ کند که« احساس کنیم رابطه ‌مان با خدا تیره شده و او نیز از ما خسته است و ما را نمی بیند » اما تا حال درمحبت یک مادر به فرزند, دقت نموده اید؟ مادری که آغوش پر مهرش همیشه بروی فرزند گشوده است و از هیچ کمکی نسبت به او دریغ ندارد. مادر نگران اوست اما کودک غرق بازیهای کودکانه خویش می شود و خانه و مادر را در لذت کوچک خود فراموش می کند. کودکی که دستش به دستان گرم مادر گره نخورده است بارها و بارها زمین می خورد. لباسهایش خاکی و کثیف شده است. غروب شده است اما او هنوز برنگشته است. مادر می داند کودک از تاریکی می ترسد، از تنهایی. مادر می‌داند شیطانهای کوچک و بزرگی هستند که او را سرگرم می کنند. هرچقدر هم اطراف او همهمه باشد، او نیاز به آغوش پرمحبت مادر دارد. وسوسه‌ها، روی بازگشت به خانه را از او می‌گیرند اما مادر آشفته و نگران بدنبال او می آید. محبت مادر قطره ای از دریای محبت خالق مادر هم نیست. خدای مهربان, از روی حب و عشق، انسانها را خلق کرد و از هیچ کمکی برای هدایت آنها دریغ نورزید, فطرتی داد که خداخواه است, عقلی که چراغ راه است, پیامبران و اولیایی که راهبر و راهنما هستند. او لحظات را قطره قطره می شمارد تا ما بسوی او برگردیم و به او نزدیکتر شویم. ما آدما هر کاری دوست داریم می‌کنیم، با اینکه غرق این نعمت بینهایتم. اما او بیخیال اینهمه خاکی رفتنهای ما، منتظر می ماند. شما که خوبید اما امثال من حتی اگر تا آخرین نفسها هم با شیطان همقدم باشیم او ناامید نخواهد شد. غروب عمر که می رسد، می‌بیند ما هنوز برنگشته ایم. دل مهربانش می‌گیرد. چند قطره باران از چشمهای رحمتش می بارد. آرام زمزمه می کند: صبح شد، ظهر شد، غروب شد... نیامدی.
چه لطیف فرموده است: «لو عَلِمَ المُدبرون کیف اشتیاقی بِهم لَماتوا شوقاً» اگر کسانی که به من پشت کرده اند بدانند چقدر مشتاق برگشت آنها هستم از شوق جان می‌دهند. دوست عزیز، آیا می توان لحظه ای از این وجود سراسر محبت، ناامید شد؟ آیا لحظه ای می توان دوری از او را تحمل کرد؟ آیا هیچ بنده‌ای برای او غریبه خواهد شد؟ آیا ... ؟ مراقب باشید شیطان با این توجیهات، از حلقه دوستان خدا بیرونتان نکند.
عشق، ز اول سرکش و خونی بود // تا گریزد، هرکه بیرونی بود
۳ . هرگز از رحمت بی کران الهی ناامید نگردید و مطمئن باشید که اگر فردی نتواند از نعمات بی شمار خداوند بهره کامل را ببرد، باید مشکل را در وجود خودش و راه و شیوه ای که در پیش گرفته است جستجو نماید. همه انسانها توسط خداوند و فرستادگان او در لحظه لحظه زندگی یاری می شوند و شما نیز اگر کمی به گذشته خود بیاندیشید، حتما خواهید دید که در هر لحظه ای از زندگی کمک و یاری خداند شامل حالتان بوده است و البته انسان بسیار فراموشکار است. هرگز نباید به این فکر رسید که خداوند رحمن نگاه محبتش را از بنده ای باز خواهد گرفت و او را یاری نخواهد کرد، مگر اینکه آن بنده خودش نخواهد. همچنین گاهی اوقات انسانها از خدای خویش خواسته ای دارند( مانند رسیدن به چیزی و یا کسی و یا ...) که نه تنها به نفعشان نیست بلکه گاهی اوقات سبب گمراهی و نابودیشان می گردد. بنابراین شما نیز قبل از اینکه قضاوتی در باره رابطه خودتان با خداوند بکنید بهتر است یک بازنگری در کارها و امور زندگی تان بنمایید ...

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.