توبه واقعی ۱۳۹۹/۱۱/۳۰ - ۴۱۲ بازدید

چکار کنم که توبه ام واقعی باشه و خدا بپذیره

دوست گرامی. اگر انسان از مسیر گذشته زندگی خودش که مسیر گناه و عصیانگری بوده پشیمان شود و به سوی خدا با عذر خواهی و استغفار بازگردد و در مسیر بندگی و اطاعت خدا قرار بگیرد و سعی کند گذشته خود را جبران و رضایت خدا را به دست بیاورد، توبه اش واقعی است و در این صورت تمام گناهان گذشته اش پاک می شود. موفق باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام پس هر کاری یک نفر کند به قول شما اگر توبه کند بخشیده می شود از جمله ادم کشی تجاوز فحشا پس چرا مجازاتش می کنند بهش بگن توبه واقعی کن دیگه چرا قصاصش می کنند
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، توبه واقعی (نصوح) اثر تکلیفی گناه ( عذاب اخروی ) را برمی دارد ، اما آثار دیگر گناه در جای خود باقی است .
« آثار گناه »
اثر گناه دو نوع است : ۱ . یکی اثر تکلیفی ۲ . اثر وضعی
توبه نصوح باعث می شود که عقوبت ازگناه برداشته شود وشخص تائب دراثر گناهی که کرده عذاب اُخروی نبیند.ولی اثر وضعی آن ،باقی می ماند که خواهد آمد .
اصولا مجازات بر سه گونه است:
۱. مجازات قراردادی (تنبیه و عبرت)
۲. مجازاتی که با گناه رابطه تکوینی و طبیعی دارد (مکافات دنیوی)
۳. مجازاتی که تجسم خود جرم است و چیزی جدا از آن نیست (عذاب اخروی)
۱. مجازات قراردادی (تنبیه و عبرت)
نوع اول مجازات همان کیفرها و مقررات جزایی است که در جوامع بشری به وسیله تقنین الهی یا غیرالهی وضع گردیده است. فایده این گونه مجازات ها دو چیز است: یکی جلوگیری از تکرار جرم وبه وسیله خود مجرم یا دیگران از طریق رعبی که کیفر دادن ایجاد می کند و به همین جهت می توان این نوع مجازات را تنبیه نامید.فایده دیگر تشفی و تسلی خاطر ستمدیده است و این در مواردی است که از نوع جنایت و تجاوز به دیگران باشد.
۲ . مجازاتی که با گناه رابطه تکوینی و طبیعی دارد (مکافات دنیوی)
نوع دوم، کیفرهایی است که رابطه علی و معلولی با جرم دارند، یعنی کیفر معلول جرم و نتیجه طبیعی آن است. این کیفرها را «مکافات عمل» یا «اثر وضعی گناه» می نامند. بسیاری از گناهان اثرات وضعی ناگواری در همین جهان برای گناهکار در پی دارد. مثلا شراب خواری علاوه بر زیان های اجتماعی، صدمات زیادی بر روان و جسم شراب خوار وارد می سازد. شرابخواری موجب اختلال اعصاب و تصلب شراین و ناراحتی های کبدی می گردد. منظور از اثر وضعی همان اثر ذاتی است که با جرم و گناه پیوند ناگسستنی دارد و از ان جدا نمی گردد. مثلا اثر وضعی و ذاتی نوشیدن سم خطرناک، مردن است و مردن معلول این علت است و در نظام علت و معلول جهان هر چیزی موقعیت خاصی دارد و ممکن نیست علت واقعی، معلول واقعی را به دنبال خود نیاورد. هر چند دنیا محل کشت و آخرت فصل درو است ولی گاهی برخی از اعمال در همین دنیا، نتایج خود را نشان می دهد. این دریافت ثمره عمل و درو کردن کشته نوعی جزای الهی است ولی جزای کامل نیست چون محاسبه دقیق و مجازات کامل در آخرت انجام می گیرد. دنیا خانه عمل است و احیانا جزا هم در آن داده می شود ولی آخرت صددرصد خانه جزا و حساب است، در آنجا مجالی برای عمل نیست.کارهایی که مربوط به مخلوق خدا است، خواه نیکی و احسان باشد یا بدی و آزار به مردم، غالبا در همین دنیا پاداش و کیفری دارد بی آن که چیزی از جزای اخروی آنها کم گردد. مثلا بدی کردن با پدر و مادر، در همین جهان کیفر دارد به ویژه اگر این بدی کشتن آنها باشد. حتی اگر پدر و مادر انسان کافر یا فاسق هم باشند باز هم بدی نسبت به آنها بدون عکس العمل نمی ماند. منتصر عباسی پدرش متوکل را که از پلیدترین خلفای عباسی بود کشت ولی پس از مدت کوتاهی خود نیز کشته شد. با این که متوکل در مجالس انس و عیش خود علی(علیه السلام) را مسخره می کرد و دلقک های او تقلید علی(ع) را کرده و مسخرگی می کردند و در اشعار خویش به او اهانت می کردند. زمانی که منتصر شنید پدرش حضرت فاطمه( علیها السلام) را دشنام می دهد از بزرگی پرسید مجازاتش چیست؟ او گفت: قتلش واجب است ولی بدان هر کس پدرش را بکشد عمرش کوتاه خواهد شد. منتصر گفت: من باکی ندارم در راه اطاعت خداوند عمرم کوتاه گردد. پدرش را کشت و پس از وی، هفت ماه بیشتر زنده نماند (سفینه البحار، مرحوم شیخ عباس قمی، ماده «وکل»)
۳ . مجازاتی که تجسم خود جرم است و چیزی جدا از آن نیست (عذاب اخروی)
نوع سوم از مجازات، مجازات های جهان دیگر است که رابطه تکوینی قوی تر با گناهان دارند. رابطه عمل و جزا در آخرت نه مانند نوع اول قراردادی است و نه مانند نوع دوم از نوع رابطه علت و معلول است بلکه از آن هم یک درجه بالاتر است. در اینجا رابطه عینیت و اتحاد حکمفرماست. یعنی آن چه در آخرت به عنوان پاداش یا کیفر به نیکوکاران و بدکاران داده می شود تجسم عمل خود آنها است. یعنی آن چه به آدمی در آن جهان می رسد، چه نعمت های بهشتی و چه عذاب دوزخی، همان چیزهایی است که آدمی خودش آماده و مهیا ساخته است. مجازات آخرت، تجسم یافتن عمل است. نعمت و عذاب آن جا همین اعمال نیک و بد است که وقتی پرده کنار رود تجسم و مثل پیدا می کند. تلاوت قرآن صورتی زیبا می شود و در کنار انسان قرار می گیرد. غیبت و رنجاندن مردم به صورت خورش سگان جهنم در می آید.
حال در مورد پرسش شما اگر کسی به طور مثال شراب بخورد، جلوی مستی حاصل از آن را نمی توان گرفت واثر وضعی خود را دارد، ولی تاریکی حاصل از گناه شراب خواری را می توان جبران کرد. راه رفع چنین کدورت هایی انجام کارهایی است که باعث نورانیت و صفای باطن می شود. به طور کلی راه جبران تاریکی، نور است.
اما حق الله، حقوقی است که خداوند نسبت به بندگان خود دارد. به عبارت دیگرتکلیفی است که بنده درقبال خدای خوددارد ، تمام احکام واجب یا حرام ( مانند شرک نماز ، روزه ، شرک ، دروغ ، و ... ) حق‌الله هستند .
اما راه کاری که برای جبران و رعایت نکرن این امور وجود دارد این است که: اگر شرک و کفر صورت گرفته، باید «توحید» و یکتاپرستی را جایگزین آن نمود، و اگر در احکام و فروع دین ( نماز ، روزه و ... ) کوتاهی و تعلل شده, باید به تکمیل و جبران آنچه از دست رفته اقدام کرد. نمازها وروزه های قضا شده از این نمونه است .
رجوع کنید به:
۱. عدل الهی، شهید مطهری
۲. داستان های شگفت، شهید دستغیب شیرازی.
میهمان
آیا این درست است که فردی زنا با مرده و کفن دزدی کرده بود رفت پیش پیامبر ایشان قبول نکرد رفت به کوه تا خود را بکشد بعد که برگشت چنان پاک شده بود که در نماز با شنیدن اذان از دنیا رفت و پیامبر بر او نماز خواند؟
پرسمان
سلام علیکم، این داستان در بعضی کتب دست چندم هست مثل کتاب :قصص التوابین؛داستان توبه کنندگان ،وبعضی مداحان وروضه خوانها در منبرها مطرح می کنند که باید از نظر سند بررسی شود ولی با مبانی اعتقادی ما منافات ندارد چون خداوند باب توبه را برای بندگان باز گذاشته است .

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.