توبه ۱۳۹۰/۱۰/۱۵ - ۲۹۷۷ بازدید

من با دختری که با هم پیمان ازدواج بسته ایم و به لطف خدا داریم ازدواج میکنیم قبل از خواندن سیغه محرمیت ارتباطاتی در حد ملاعبه کردن و بازی کردن با یکدیگر برای ارضای هم داشته ایم والان از کارمان پشیمانیم و توبه کرده ایم کفاره گناهمان چیست تا زندگی پاک و بدون گناهی را شروع کنیم؟

. کاری که شما کرده اید گناه بوده و چاره آن توبه است. از نظر شرعی کفاره خاصی برای این گناه ذکر نشده است. به طور کلی گناه باعث تاریکی قلب انسان می شود و چاره آن انجام کارهای نورانی مانند دعا و نماز و خدمت به مومنین است. در صورتی که توبه و استغفار کرده اید به گذشته فکر نکنید و با امید به بخشش الهی زندگی پاکی را شروع و هدف خود را کسب رضای الهی قرار دهید انشاالله سعادت مند باشید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من مرتکب گناهی هستم که هرچه توبه می کنم باز توبه رو می شکنم با اینکه فردی مومن هم هستم واز خیلی گناهان دوری میکنم اما توانایی توبه ی قطعی را دراین گناه پیدانکردم بعضی وقت ها حدود دو ماه روی توبه ی خود پایبندم اما متا سفانه دوباره مرتکب می شم خسته شدم از دست این گناه واین توبه کردن مکرروشکستن توبه
پرسمان
سلام علیکم، در رابطه با این پرسش مطالب زیر قابل دقت است .
یکی از مهمترین ارکان مشاوره به خصوص در مشاوره کتبی که باعث می گردد نتیجه مطلوبی از آن حاصل گردد میزان اطلاعاتی است که شما باید در اختیار مشاور قرار دهید ؛ به دلیل آن که تفاوت های فردی افراد ، شرایط خانوادگی ،محیطی ،شخصیتی ،جنسیتی و ... ایجاب می کند که مشاوره ها با فرد مورد نظر و شرایط وی مطابقت داشته باشد .
شما در سوال خود هیچ اطلاعاتی در رابطه با گناهی که انجام داده اید ذکر نکردید به دلیل آن که هر گناهی علاوه بر شرایط عمومی توبه راهکار خاص خود را برای درمان می طلبد. بنابراین در صورتی که به نوع گناه خاصی اشاره می کردید، بهتر می توانستیم پاسخگوی شما باشیم. شما می توانید از این طریق دقیقا به گناه خود اشاره کنید تا راهکار ترک همان گناه برای شما بیان شود. اکنون که به طور کلی سوال کرده اید، ناچاریم به شرایط عمومی توبه و ترک گناه اشاره کنیم. الف ) توبه
انجام توبه بعد از گناه واجب فوری است ، خدای مهربان دری به نام توبه برای همه بندگانش گشوده و با آغوشی باز بندگان گنهکارش را که رو به سوی توبه آورده اند، می پذیرد. لذا باید آستین همت را بالا زده و با عزمی راسخ توبه ای کنیم متناسب به گناه خویش خداوند هر گناهی را می بخشد چنانچه خود فرموده است : «ان الله یغفر الذنوب جمیعا » [زمر /۵۳] خداوند همه گناهان را می بخشد ، پس در هیچ حالتی نباید از توبه و بخشش گناهان و رحمت الهی ناامید شد، چرا که گناه ناامیدی از خداوند حتی از قتل انسان نیز بزرگتر است. اگر انسان هر روز گناه کند و توبه خود را بشکند و باز واقعا پشیمان شود و توبه نماید، توبه او پذیرفتنی است و نباید از رحمت خداوند ناامید گردد.
بازآ بازآ هر آنچه هستى بازآ گر کافر و گبر و بت پرستى بازآ
این درگه ما درگه نومیدى نیست صد بار اگر توبه شکستى بازآ
امام رضا (ع) مى فرمایند: (التائب من الذنب کمن لاذنب له) توبه کننده از گناه مانند کسى است که هیچ گناهى ندارد، (میزان الحکمه ج، ۱ باب التوبه ر، ۲۱۱۶).
توبه در حقیقت پشیمان شدن از گناه و بازگشتن از راهی است که انسان در گذشته بر خلاف رضای پروردگار رفته است . توبه حقیقی نیز همان توبه نصوح است؛ یعنی توبه و پشیمانی بدون بازگشت. اگر کسی احساس کند که واقعا از گذشته خود نادم و پشیمان گشته و راه خود را به سوی خداوند عوض کرده، باید بداند که اهل توبه واقعی است و اینچنین توبه ای هرگز رد نمی شود.
پاره اى از روایات ارکان توبه را چهار چیز شمرده اند:
۱ . ندامت قلبى
۲ . استغفار با زبان
۳ . کردار نیک و کنار گذاشتن گناه (جبران : حق الله ، حق الناس و حق النفس )
۴ . عزم بر عدم بازگشت به گناه. [میزان الحکمه، ج ۱، ص ۵۴۸.] ب ) ترک گناه
انسانى که گاهى دچار گناه خطا مى گردد و بعد پشیمان مى گردد و خود را ملامت و سرزنش مى کند، به مرحله اى رسیده که داراى نفس لوّامه و سرزنشگر شده است و یک پله از مرحله نفس اماره یعنى نفسى که به زشتى و بدى امر مى کند و از انجام آن ملول نمى گردد و بیمى ندارد، بالاتر آمده است و این فرد یک قدم به هدف نزدیک شده است و باید خدا را شاکر بود و از او خواست که توفیق رسیدن به مراحل بالاتر و هر چه بیشتر نزدیکتر شدن به خود را به ما عنایت کند. باید توجه داشت که فاصله گرفتن از بدى و گناه و نزدیک شدن به معنویات و قرب خداوند، امرى تدریجى است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان باید مانند کوهنوردى باشد که گاهى به قله کوه بلندى که قصد صعود به آن را دارد نگاه مى کند و احساس مى کند هنوز تا قله کوه راه زیادى مانده و از طرفى به دامنه کوه نگاه مى کندو مى بیند از آن فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنان چه در قرآن کریم و روایات معصومین(ع) آمده، همواره در زندگى خود حفظ کند. یعنى هم از این که گاهى توفیق بندگى و دورى از گناه را پیدا کرده امیدوار و خوشحال باشد و هم از این که گاهى دچار لغزش و گناه مى گردد ترسان و بیمناک.
از طرف دیگر برای ترک گناه باید مبدا میل را عوض کرد و به جای محبت گناه، محبت تقوا و خدای متعال را جایگزین آن کرد و نیز فرار از گناه نیاز به اراده انسان دارد. ارائه هر راهکاری برای گناه متوقف بر خواست و اراده قطعی انسان است . بهترین قوی ترین راهکارها بدون خواست واقعی انسان روی کاغذ باقی می‌ماند.
لذا مقدماتى باید طى شود تا کمی شیرینى گناه از صفحه دل محو گردد زیرا محو کامل آن زمان مى طلبد چرا که وقتى کاملا محو مى گردد که محور شیرینى در دل دگرگون شود؛ یعنى، شیرینى حب الهى دل را پر کند و محبت به اهل بیت عصمت (ع) جان را فرا گیرد اگر این شد جایى براى شیرینى گناه در دل نمى ماند.
اما مقدمات:
۱) پرهیز از زمینه گناه
فراهم شدن زمینه گناه باعث رغبت و میل باطنى به سمت گناه مى شود هر تشنه اى با دیدن آب رغبت و کشش به آب را در خود به مراتب بیشتر احساس مى کند پس با پرهیز از زمینه گناه رغبت دل و میل باطنى به گناه حداقل کم مى شود و این خود گامى است براى کم کردن شیرینى گناه.
برای از بین بردن زمینه های گناه باید به چند مسئله دقت کنید:-
الف .کنترل چشم: دقیقا باید مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و هر آنچه که شهوت انگیز است، نگاه شود بنابراین تا حد امکان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نمایید .
عن الصادق (ع): «النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طویله نظر دوختن تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس است و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، (سفینةالبحار ، شیخ عباسى قمى، ماده نظر)
ب . کنترل گوش: باید از شنیدنى هایى که ممکن است به حرام منجر شوند و زمینه ساز حرام هستند پرهیز شود. مانند نوار موسیقى، صداى شهوت انگیز نامحرم و...
ج . اجتناب از دوستان ناباب: دوستانى که با رفتار و گفتارشان باعث مى شوند که انسان گناه را در دل مزمزه کند در واقع دشمن هستند و پرهیز از آنها گامى موثر در کم کردن شیرینى دل از گناه مى شود. از امام سجاد (ع) نقل شده: «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طریق و هم الکذاب والفاسق والبخیل والاحمق والقاطع لرحمه - حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب، گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده است»،( سفینةالبحار، شیخ عباسى قمى، ماده صحب).
د . حتما باید از محیط هایی که شما را به سوی گناه می کشاند دوری کنید .
البته اینها از مهمترین زمینه هاى گناه هستند که باید ترک شوند ولى کلًا هر چیزى که زمینه گناه را فراهم مى کندباید ترک شود. ۲) تفکر در عواقب گناه
یکی از راههای مهم و علمی در رابطه با مبارزه با گناه تفکر در مورد عواقب و پی آمدهای منفی گناه است ، که این امر با خواندن احادیث و کتابهایی که در این موضوع نوشته شده به دست می آید .
۳ ) روزه گرفتن
روزه گرفتن آن قواى حیوانى انسان را که خاستگاه گناه است در هم مى شکند. عن ابى جعفر (ع): «اذا شبع البطن طغى امام باقر (ع) مى فرمایند: هرگاه شکم سیر گردد طغیان مى کند»( المحجةالبیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج ۵، ص ۱۵۰).
بنابراین قواى حیوانى انسان که خاستگاه گناه است، خود از سیرى شکم برمى خیزد. با روزه گرفتن، این ریشه اصلى که سیرى شکم است کنده مى شود به شرط این که روزه با شرایطش باشد مثل این که اعضاى بدن چون چشم، زبان و... هیچ یک گناه نکند. تذکر بسیار مهم این است اولاً: روزه وقتى توصیه مى شود که هیچگونه ضررى براى بدن نداشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانیا: اگر براى بدن هم ضرر ندارد به هیچ وجه مخل درس، تحقیق، تعلیم و تعلم و کار نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود و نه مخل فقط دوشنبه ها و پنج شنبه ها روزه گرفته
شود ولى اگر شرایط روزه گرفتن نیست باید مقدمه سوم که می آید دوبرابر شود.
خلاصه روزه چون خاستگاه گناه را تضعیف مى کند و نیروهاى طغیان گر بدنى را سست مى گرداند. شیرینى بسیارى از گناهان را در دل مى کاهد و انسان را به سمت و سوى تجرد و ملکوت مى کشاند و روح را از چشیدن طعم شیرین گناه منصرف مى سازد. ۴ ) ورزش
ورزش به نوبه خود علاوه بر آن که آثار بدنى دارد روح را در جهت ترک گناه تقویت مى کند دل را از توجه به گناه به سهم خود بازمى دارد مشروط بر این که با همین هدف و جهت خدایى انجام گیرد؛ یعنى، ورزش کند تا بتواند دل را از فکر گناه باز دارد و این خود به مرور زمان مى تواند شیرینى گناه را در دل کم کند اگر روزه گرفتن میسر نبود ورزش را ازجهت زمانى دو برابر کند مثلا بیست دقیقه را چهل دقیقه کند. ۵ ) اشتغال به برنامه شبانه روزى
حتما باید شبانه روز خود را با برنامه ریزى صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنید و هیچ ساعت بیکارى نداشته باشید تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بیکارى وسوسه هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى کشاند. سعی کنید در طول شبانه روز و مخصوصاً هنگام خواب از تنهایی برهیزید و از افکار بیهوده و تخیلات نابجا جداً خودداری کنید.
امیرالمؤمنین على (ع) می فرمایند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم » براستى و حقیقت که این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى کند در نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى کشاند»،(الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۱، ص ۵۴۴، ح ۴). ۶ ) یاد مرگ
فکرکردن پیرامون مرگ به انسان هشدار مى دهد و دل را از هر شیرینى گناه مى زداید. عن امیرالمؤمنین (ع): «اذکروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات » یاد آورید (مرگ را) منهدم کننده لذت ها را، تیره کننده شهوات را، خواننده جدایى ها را، یاد مرگ هم لذت ها را در دل انسان در هم مى کوبد و هم مشتهیات نفسانى و خواهش هاى بى جاى دل را از درخشش مى اندازد و هم بانگ از یکدیگر جدا شدن را به صدا در مى آورد»،( غرر و درر، باب موت به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج ۲، ص ۱۵۹) در حدیثى دیگر از امام صادق (ع) نقل شده است:» ذکر الموت یمیت الشهوات فى النفس؛ یاد مرگ شهوات را در نفس مى میراند «،( المحجه البیضاء، ملامحسن فیض کاشانى، ج ۸، ص ۲۴۲))
یعنى خواسته هاى غریزى حیوانى دل انسان را مى کشد و آن شیرینى هاى حیوانى انسان را که مصداق بارزش گناه است، از بین مى برد. کیفیت فکر در مرگ مى تواند گوناگون باشد هر کس هر گونه که بیشتر منقلب مى گردد و از دنیا و شیرینى گناهان دنیا بیشتر متنفر و بى زار مى شود، همان گونه در فکر مرگ فرو رود. مهم آن است که این فکر اولا هر روز باشد و ثانیا سعی شود به مدت نیم ساعت در مکانى خلوت باشد مخصوصا اگر آن مکان خلوت قبرستان باشد تأثیر بیشتری خواهد داشت. باید فکر در مرگ با جان عجین شود و باور دل گردد تا تأثیر مطلوب داشته باشد. مثلًا یکى از کیفیت هاى فکر در مرگ را یکى از بزرگان چنین مى فرمود: تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در حد امکان مثل یک فیلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند که همه اینها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى گذرد لحظات جان دادن، وقتى که خویشان و نزدیکان را رها مى سازد و از تمام تلخ و شیرینى ها وداع مى کند و همه و همه را به خوبى تأمل کند تا دل بلرزد و چشم بگرید.
۷ ) ازدواج
منشأ این مشکل، یکى از نیازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است که باید به طور طبیعى و صحیح ارضا و تأمین شود. نیاز به ارضای شهود یکی از این امور است که اگر به شکل صحیح( ازدواج) تأمین نشود، , آدمی دچار خطاها و گناهان همچون زنا، خود ارضایی و.. خواهد شد که عواقب سوء آن نیز دامنگیر فرد مى شود. بنابراین اگرتاکنون ازدواج نکرده اید، هر چه زودتر اقدام به ازدواج کنید . ۸ ) روش ترک گناه در فرمایشات ائمه(ع):
مردى خدمت امام حسین (ع) آمد و گفت: مى خواهم گناه نکنم ولى نمى توانم. موعظه اى کن (تا مانع صدور گناه از من شود).
امام (ع) فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستى گناه کن (وگرنه دست از گناه بکش). ۱ . روزى خدا را نخور و هر چه خواستى گناه کن. ۲ . از ولایت و سیطره خداوند خارج شو و هر چه خواستى گناه کن. ۳ . جایى پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستى گناه کن. ۴ . آن گاه که ملک الموت براى قبض روح تو مى آید اگر توانایى دفع او را دارى و مى توانى از دست وى نجات پیدا کنى، هر چه مى خواهى گناه کن. ۵ . وقتى مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند اگر مى توانى داخل نشو و هر چه مى خواهى گناه کن. آیا با این وجود که خداوند ناظر بر اعمال و افکار ماست جایی برای گناه کردن می ماند؟
با توسل به اهل بیت (ع) از آنها بخواهید که شما را در این مسیری که قدم برداشته اید یاری کنند و لحظاتی از روز را حتماً به این کار اختصاص دهید.
بعضی از کتبی که در این زمینه می توان دبه شما کمک کند عبارتند از:
- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آیت الله بهاءالدینى)، تدوین و ویرایش: اکبر اسدى. - سلوک معنوى، تدوین و ویرایش: آقاى اکبر اسدى. - خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح یزدى.
میهمان
من هم قران پاره کردم به صورت دو بار هم هروز روزی سه وعده هر وعده ۵۰عدد مفر میگم ۲۲سالمم هست از خدا متنفرم چه کاری باید انجام بدهم ک دست از سر من برداره
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، با این کارهایی که انجام می دهید خدا دست از سر شما برداشته و شما را به حال خودتان گذاشته است ، اما حیف نیست که خدای به این مهربانی را کنار بگذاریم آن هم به دلیل نامعلوم .
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در آن بالاها مهربان، خوب، قشنگ ،چهره اش نورانیست ،گاه گاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمداو مرا می خواند او مرا می خواهداو همه درد مرا می داند ...یاد او ذکر من است، در غم و در شادی چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است ، او خدایی ست که همواره مرا می خواهد ...این عالی است ....عالی است ....عالی ...
این احساس ناراحتی وتنفر شما نمی دانیم از کجاست ، اما بهتر است هر چه سریعتر به فکر درمان باشید .
میهمان
من هم یه گناه مرتکب شدم والان نادم وپشیمانم بعدازمدتها میخواهم به شهرکه درآنجا زندگی میکنم برگردم ولی ترس دارم که اگه رفتم خدایی نکرده اتفاقات بد که باعث بی آبرویی من شود یا کسی که با اومرتکب گناه شدم مرا تهدید کند که قبلا هم این کارراانجام داد ومورد تهدیدش قرارگرفتم وباعث زجروعذاب درزندگی منه شده الان میخواهم باخیال آسوده بروم وهرگز اتفاقات گذشته تکرارنشود اما خیلی استرس دارم لطفا مرا راهنمایی کنید خواهش میکنم چگونه آبرویم راحفظ کنم ب چطور با خیال راحت بروم بدون اینکه اتفاقی نیوفتد فقط دوست دارم به من بگویید چکار کنم که اوازمن نفرت پیدا کند ومن را فراموش کند من دیگرطاقت عذاب کشیدن را ندارم توروخدا به من کمک کنید
پرسمان
سلام علیکم، ۱. اگر واقعا توبه کرده باشید و قصد زندگی پاک و سالمی را داشته باشید و بر خدا توکل کنید آبروی شما را حفظ می کند .
۲. ذکر « یا ستار » را زیاد بگویید .
۳. زیاد استغفار کنید .
۴. دعای زیر را امام علی (ع) برای محفوظ ماندن آبرو را بخوانید :
«اللهم صل علی محمد وآله و صُن وجهی بالیسار، و لا تَبتَذِل جاهی بالاِقتار(۴) بار الها! آبروی مرا در جامعه با معیشت سهل و آسان حفظ فرما! و قدر و منزلتم را نزد مردم با تنگدستی سبک و خوار مگردان!» .

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.