توبه ۱۳۹۱/۰۲/۲۶ - ۴۸۴ بازدید

آیا کسی که در بیشتر گناهان بوده و توبه واقعی کند می تواند سلمان فارسی شود می تواند عارف شود، سالک شود؟ لطفا با حدیث و روایات بگویید؟

پرسشگر گرامی پاسخ شما را در ضمن دو داستان زیبا و تکان دهنده می آورم امید به رحمت الهی و پذیرش توبه آنقدر انسان را جلو می برد که حضرت رحمان و رحیم نه تنها معاصی فرد گنهکار را می بخشد بلکه تمامی اعمال زشت او را به نیکی تبدیل می کند . به قول ما آدمها خداوند آخر معرفت است.
گناهانی را که ممکن است انسان مرتکب شود می توان به سه دسته تقسیم تقسیم کرد:
الف. ستم به خویشتن
یعنی انسان از این ناحیه به جان، مال و حیثیت خویش صدمه زده و موجب عدم پیشرفت یا فقر و عقب افتادگی و گرفتاری خود شده است. در این گونه موارد، گرچه گنهکار در حق خود ظلم کرده، ولی چون معمولا پای شخص دیگر و حق دیگری در بین نیست، با استغفار و جبران خطاها و ضررها، آسانتر می توان از آنها توبه کرد و راه خیر و صلاح و سعادت دنیوی و اخروی را در پیش گرفت.
ب. حق الله
فطرت پاک و سالمی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، اعضاء و جوارح و نعمتهای فراوان مادی و معنوی، پانزده میلیارد سلولی که در مغز اوست و سرانجام «ارسال رسل و انزال کتب» همه برای پویایی و سعادت اوست، اما با تأسف آدمی بر اثر تأثیرپذیری از عوامل درونی و بیرونی، همه این نعمتها را نادیده انگاشته و راه تمرد و عصیان را در پیش می گیرد! اما راه کاری که برای این دسته گناهان وجود دارد این که: اگر شرک و کفر صورت گرفته، باید «توحید» و یکتاپرستی را جایگزین آن نمود، و اگر در احکام و فروع دین کوتاهی و تعلل شده, باید به تکمیل و جبران آنچه از دست رفته اقدام کرد.
ج: حق الناس
شرایط توبه در «حق الناس» سنگین تر از توبه در «حق الله» است و این گناه, یعنی تجاوز به حقوق دیگران را امام علی(ع) از آن به مظالم العباد(کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۴۴۳) و امام زین العابدین(ع) به «تضییع حقوق الاخوان»(مجلسی، بحارالانوار، ج۷۲، ص۴۱۵) یاد کرده اند.
در روایت آمده: پیامبراکرم(ص) به خانه کعبه نگاه کرد، آن را مورد تعظیم قرار داد و سپس ادامه داد: حق واحترام یک مؤمن از تو بالاتر است، چون خداوند خانه کعبه را دارای یک احترام و عظمت دانست و از مؤمن سه چیز را: «مال-خون-سوءظن»(همان، ج۶۷، ص۷۱)
بر این اساس مردم و مؤمنان دارای سه نوع حق، احترام و مصونیتند؛ به موازات همین سه حق ممکن است سه نوع ظلم هم به آنان روا شود و بر همین پایه سه نوع توبه هم واجب می شود که این سه عبارتند از: ۱. تجاوز به مال ۲. لطمه به جان ۳. ضربه به آبرو.
شرایط پذیرش توبه:
۱. گناه را از روی جهالت و نادانی و طغیان غرایز و تسلط هوس های سرکش و چیره شدن آنها بر نیروی عقل و ایمان انجام داده باشد, نه از روی انکار حکم خداوند و عناد و دشمنی، چون چنین گناهی حکایت از کفر انسان می کند و توبه از آن قبول نیست مگر این که از این حالت بازگردد و دست از عناد و انکار بشوید.
۲. هنوز چندان زمانی از گناه نگذشته توبه کند و زود پشیمان شود و به سوی خدا بازگردد، زیرا توبه کامل آن است که آثار و رسوبات گناه به کلی از روح و جان انسان شسته شود و کمترین اثری از آن در دل باقی نماند و این در صورتی است که در فاصله نزدیکی قبل از ریشه دواندن گناه در دل، انسان پشیمان گردد، در غیر این صورت غالبا اثرات گناه در زوایای قلب و جان انسان باقی می ماند، پس توبه کامل آن است که زود انجام پذیرد.
البته منظور این نیست که کسی که توبه را به تاخیر می اندازد, توبه اش مورد قبول نیست؛ بلکه مقصود این است که هر چه در توبه و جبران گذشته تاخیر شود, راه بازگشت و اصلاح گذشته, سخت تر خواهد شد.
آثار توبه:
۱- محبوبیت نزد خداوند
سوره بقره / ۲۲۲ : ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین خداوند توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد.
۲ – تبدیل سیئات به حسنات
سوره فرقان / ۷۰ : الا من تاب و آمن و عمل عملا ً صالحا ً فأولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفورا ً رحیما ً مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند خدا بدیهایشان را به نیکی ها بدل می کند و خدا آمرزنده و مهربان است.
۳ – فلاح و رستگاری
سوره نور / ۳۱ : و توبوا الی الله جمیعا ً ایها المؤمنون لعلکم تفلحون ای مؤمنان ! همگی به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید.
۴ – آمرزش گناهان
سوره شوری / ۲۵ : و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفو عن السیئات و یعلم ما تفعلون اوست که توبه ی بندگانش را می پذیرد و از بدیها و گناهان در می گذرد و آنچه می کنید می داند.
۵ – حفظ از عذاب الهی
سوره غافر / ۷ : وقهم عذاب الجحیم ما آنان ( تائبین ) را از عذاب جهنم رهایی خواهیم داد (به وسیله ی طلب غفران).
۶ – پوشاندن سیئات
سوره ی تحریم / آیه ی ۸ : یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ان یکفر عنکم سیئاتکم ای کسانی که ایمان آوردید از گناهان خود به سوی خدا, توبه خالصانه کنید چرا که امید است به اینکه پروردگار شما, سیئات شما را از خود شما بپوشاند.
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : هر کس توبه کند خداوند او را بیامرزد و به جوارح او و جای جای زمین دستور داده شود که آبروی او را حفظ کند و عیبهایش را بپوشانند و گناهانی که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشته اند از یاد آنان برده شود. (میزان الحکمة / ج۲ / ح ۲۱۸۳)
۷ – برخورداری از برکات و نعمتهای الهی
سوره نوح / آیات ۱۱ و ۱۲ : فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا ً , یرسل السماء علیکم مدرارا ً و یمددکم باموال و بنین ... پس به آن قوم گفتم : طلب مغفرت و آمرزش و توبه کنید از پروردگار خویش که بخشنده و آمرزنده است و اگر توبه کنید ما بر شما باران می فرستیم و همچنین شما را یاری می کنیم به واسطه ی اموال کثیره و فرزندان زیاد.
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : زیاد طلب آمرزش از خدا کنید تا از خدا طلب روزی کنید .
۸ – ورود به بهشت
سوره ی تحریم / ۸ : یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبة ً نصوحا ... و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار .
برای مطالعه بیشتر ر.ک منابع اخلاقی:
-گناه شناسی/ محسن قرائتی.
-گناهان کبیره/ شهید دستغیب.
- شهید دستغیب، قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور).
- مقالات, استاد محمد شجاعی.
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی.
- ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر.
- نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی.
بازگشت به خویشتن یا توبه نصوح / رضوانعلی مصیبی
داستان اول:
بسم الله الرحمن الرحیم
فضیل بن عیاض ، یکی از دزدان معروف بود. کاروانها را مورد دستبرد قرار می داد و با نهایت زبردستی ، اموال مردم را به غارت می برد. کاروان هایی که از منتطقه ی سرخس می گذشتند ، تمام مراقبتهای لازم را به کار مر بردند که به چنگ فضیل گرفتار نشوند.
این راهزن خطرناک ، به دام عشق دختری افتاد و تصمیم گرفت شبانه خود را به خانه ی معشوقه ی خود برساند و از وصل او کامیاب شود. نیمه شب ، از دیوار خانه ی دختر بالا رفت ولی هنوز ، قدم به خانه ی او نگذاشته بود که آهنگ دلنشینی از خانه ی مجاور شنید. گوش فر داد ، مردی قرآن
می خواند و به این آیه ی شریفه رسیده بود :
اَلَمْ یَأن للَّذینَ ءامَنوُا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللهِ ***سوره حدید ، آیه ۱۶
یعنی : آیا هنوز وقت آن نرسیده که دلهای مردم با ایمان با یاد خدا خاضع و خاشع شود ؟.
شنیدن این آیه ، چنان تحولی در درون فضیل به وجود آورد که بی اختیار گفت :
خداوندا ! وقت آن رسیده است ؛ و فوراً از دیوار پایین آمد و از گناهی که در نظر داشت چشم پوشید.
همین تذکر سبب شد که فضیل از تمام آلودگی ها ، خود را نجات دهد و دست از دزدی و گناه بشوید . در همان شب که این دگرگونی در درون فضیل پدید آمده و او را سرگردان و منقلب ساخته بود ، گذرش به کاروانسرایی افتاد که کاروانی در آن فرود آمده و بار انداخته بود.
فضیل در گوشه ای خزید و سر به گریبان ، بر گذشته ی پرگناه خود افسوس می خورد. در آن حال شنید که کاروانیان درباره ی ساعت حرکت سخن می گویند.
یکی از کاروانیان می گفت : رفقا ! امشب حرکت نکنید و بگذارید هوا روشن شود ، زیرا به قرار اطلاع ، فضیل بر سر راه است و خطر او قافله را تهدید می کند .
سخن اضطراب آمیز کاروانیان ، آتشی در دل فضیل برافروخت و از اینکه جنایات او ، این چنین مردم را مضطرب و پریشان ساخته به شدت متأثر شد و بی اختیار از جا برخاست و گفت :
مردم بدانید من فضیل بن عیاضم و آسوده خاطر باشید که دیگر فضیل دزدی نمی کند و سر راه را بر کاروانیان نمی بندد. او به درگاه خدا بازگشته و از گناه خود توبه کرده است. ***
آنچه این مرد را از گناه باز داشت و سرنوشت او را تغییر داد ، یک یادآوری بود ، ولی او دارای اعتقادات و ایمان ضعیفی بود که آن یادآوری توانست در دلش اثر بگذارد و در او تحول و دگرگونی پدید آورد.
داستان دوم:
فضیل عیاض که خود داستانى عجیبى دارد به در خانه داود طایى آمد، صداى ناله جانسوز او را از درون خانه شنید، فضیل فریاد زد: اى داود! اگر حدیث رسول خدا را که فرمود:
لایَدْخُلُ النّارَ مَنْ بَکى مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ.
داخل آتش نمى شود کسى که از ترس خدا بگرید
را صحّت ورود یافته و این که قطره اى از این اشک، آتش عذاب را خاموش مى کند درست مى پنداشتى این همه گریه و زارى نمى کردى، تو را چه مى شود و چرا این گونه با کشتى چشم در دریاى اشک روانى؟ در به رویم باز کن که به زیارتت آمده ام.
داود جواب داد: مرا خوف و خشیت از حق، از ملاقات با اشخاص باز داشته، فعلًا در راه محبوب و براى تصفیه جان و تزکیه نفس و صفاى قلب و زدودن کدورتِ روان مشغول خودم!
زنى در همسایگى داود بود، به درب خانه آمد و به فضیل گفت: حوصله کن تا وقت نماز برسد و او براى نماز جماعت عزیمت مسجد کند، او را آن وقت زیارت کن که وى در خرج کردن وقت انسانى بسیار منظّم و دقیق است.
وقت نماز رسید داود به مسجد رفت و فضیل هم دنبال او به مسجد شد، سپس با اجازه داود به خانه داود درآمد. کوزه شکسته اى از آب دید که آبش تابش آفتاب خورده و اطاقى معمولى و ساده و اثاثى مختصر و در حدّ قناعت.
به داود گفت: این کوزه را از آفتاب بردار و جایى بگذار تا آبش خنک شود، داود گفت: آن قدر به خود اطمینان ندارم که آب سرد میل مرا به طرف لذّات دنیا زیاد نکند.
گفت: اى داود! خانه را بپرداز، گفت: عمارت دنیا از تمتّعات طبع است و همین مرا بس است که حال اسراف و زیاده روى ندارم.
فضیل مى گوید: قبل از این زیارت، داود را به غایت حسن و جمال دیده بودم به اندازه اى که در بین مردم مشهور به صاحب جمال تر از او کسى نبود، ولى در این زیارت وى را زار و نزار و رنگ پریده و لاغر دیدم، به او گفتم: این چه حال است؟
گفت: اى فضیل! هشت غم مرا از خورد و خوراک و سؤال و جواب باز داشته و به این روزم انداخته است:
هشت غم داود طایى
غم هول مطّلع
۱- غم هول مُطّلَع یعنى وقت مرگ، که در قرآن آمده:
کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»
هر کسى مرگ را مى چشد.
أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِککُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ»
هر کجا باشید هر چند در قلعه هاى مرتفع و استوار، مرگ شما را درمى یابد.
کَلَّا إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقِیَ* وَقِیلَ مَنْ رَاقٍ* وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ* وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ* إِلَى رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ»
این چنین نیست [که مى پندارد]، هنگامى که جان به گلوگاه رسد،* و [کسان بیمار] گویند: درمان کننده این بیمار کیست؟* و [بیمار] یقین مى کند [که با رسیدن جان به گلوگاه ] زمان جدایى [از دنیا، ثروت، زن و فرزند] فرا رسیده است!* و [از سختى جان کندن ] ساق به ساق به هم پیچد؛* آن روز، روز سوق و مسیر به سوى پروردگار توست.
فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ* وَأَنتُمْ حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ»
پس چرا هنگامى که روح به گلوگاه مى رسد،* و شما در آن وقت نظاره گر هستید [و هیچ کارى از شما ساخته نیست!]
غم منزل گور
۲- قرار گرفتن در منزل گور است:
منزل بى در و پیکر، منزل تنگ و تاریک، منزل غربت، منزل وحشت، منزل سرگذاشتن به خشت لحد با یک لباس چون کفن، منزلى که راه گریز به جایى ندارد و ندانم در این خانه کدام تابلو را بر بالاى سر من نصب کنند؟
رَوْضَةٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنَّةِ أو حُفْرَةٌ مِنْ حُفَر النّیرانِ.
باغى از باغهاى بهشت، یا چاهى از چاههاى آتش دوزخ.
غم جواب دو ملک
۳- فریاد دو ملکى است که در قبر به گوشم رسد:
مَنْ رَبُّکَ؟
پروردگار تو کیست؟
که نمى دانم جوابگو هستم یا نه. این بستگى دارد به این که نهال توحید را با اعتقاد و اخلاق و عمل آبیارى کرده و بارور کرده باشم تا بتوانم پاسخگوى آنان گردم و گر نه اگر غفلت داشته و درون را بتخانه کرده باشم چه جوابى دارم بدهم؟!
غم نفخه صور
۴- غم نفخه صور است:
وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَإِذَا هُم مِنَ الأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ* قَالُوا یَاوَیْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ»
و در صور دمیده شود، ناگاه همه آنان از قبرها به سوى پروردگارشان مى شتابند.* مى گویند: اى واى بر ما، چه کسى ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟ این واقعیتى است که [خداى ] رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته بودند!!
اى فضیل! در آن وقت بدن به من برگردانده شود و در قبر آماده ام کنند که به محشر بیایم، چون آماده شوم ندانم به چه حال وارد شوم؟ که قرآن را در این زمینه دو آیه است:
یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّت وُجُوهُهُمْ أَکَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ* وَأَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَةِ اللّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»
در روزى که چهره هایى سپید و چهره هایى سیاه شود، اما آنان که چهره هایشان سیاه شده [به آنان گویند:] آیا پس از ایمانتان کافر شدید؟ پس به کیفر آن که کفر مى ورزیدید، این عذاب را بچشید.* و اما آنان که چهره هایشان سپید گشته، همواره در رحمت خدایند و در آن جاودانه اند.
غم محشر
۵- چون وارد محشر شوم ندانم زمام امرم را به ساربان آتش دهند که خود براى خود پرداخته ام و یا ملائکه رحمت براى نداى:
ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِینَ»
[به آنان گویند:] با سلامت و امنیت وارد آن جا شوید.
به سراغم آیند.
غم موقف حساب
۶- موقف حساب است که:
إِنَّ اللّهَ لَا یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَکُ حَسَنَةً یُضَاعِفْهَا وَیُؤْتِ مِن لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً»
یقیناً خدا به اندازه وزن ذرّه اى [به احدى ] ستم نمى کند و اگر [هم وزن آن ذرّه ] کار نیکى باشد، آن را دو چندان مى کند و از نزد خود پاداشى بزرگ مى دهد.
غم ترازوى اعمال
۷- به وقت قرار گرفتن در برابر میزان و ترازوى سنجش اعمال است:
وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ* وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ»
میزان [سنجش اعمال ] در آن روز حق است؛ پس کسانى که اعمال وزن شده آنان سنگین و با ارزش باشد، رستگارند.* و کسانى که اعمال وزن شده آنان سبک و بى ارزش باشد، به سبب اینکه همواره به آیات ما ستم مى ورزیدند، به خود زیان زده [و سرمایه وجودشان راتباه کرده ] اند.
فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ کِتَابَهُ بِیَمینِهِ فَیَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُا کِتَابِیَهْ»
اما کسى که پرونده اش را به دست راستش دهند، مى گوید: [اى مردم!] پرونده مرا بگیرید و بخوانید.
وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِشِمالِهِ فَیَقُولُ یَا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتَابِیَهْ»
و اما کسى که پرونده اعمالش را به دست چپش دهند، مى گوید: اى کاش پرونده ام را دریافت نمى کردم.
غم قهر خدا
۸- خدا را رحمت است و قهر. تجلّى رحمتش در دنیا، قرآن و رسالت و تکالیف، و در آخرت بهشت و رضوان و تجلّى قهرش در آخرت عذاب الیم و دوزخ همیشگى است. و این آخرین مرحله است که من ندانم در آن آخرین مرحله عاقبتم به کجا منتهى مى گردد؟!»
هوا و هوس عامل سقوط انسان
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
أکْثَرُمَصارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطامِعِ.
بیشتر زمین خوردنهاى عقول و ورشکسته شدن خردها مربوط به برق و صاعقه شهوات و هوا و هوس است.
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
لَوْلا أنَّ الشَّیاطینَ یَحُومُونَ عَلى قُلُوبِ بَنى آدَمَ لَنَظَرُوا إلى مَلَکُوتِ السَّماءِ.
اگر شیاطین و هوا و هوس هاى درونى بر گرد قلوب نمى چرخیدند هر آینه فرزندان آدم به اسرار عالم بالا مى نگریستند.
رسول خدا از قبرستان عبور مى کردند، به دو قبر اشاره فرمودند و گفتند: صاحبان این دو قبر الآن به کیفر گناهانى که داشتند در عذابند، سپس فرمودند:
لَولا تَکْثیرٌ فى کَلامِکُمْ و تَمْریجٌ فى قُلُوبِکُمْ لَرَأیْتُمْ ما أرى و لَسَمِعْتُمْ ما أسْمَعُ.
اگر جز به حق سخن نمى گفتید و اگر قلب شما چراگاه صفات ناپسند نبود هرآینه آنچه من مى دیدم مى دیدید و هر چه من شنیدم مى شنیدید.
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
فَاعْمَلُوا وَالْعَمَلُ یُرْفَعُ، وَالتَّوْبَةُ تَنْفَعُ و الدُّعاءُ یُسْمَعُ، وَالْحالُ هادِئَةٌ وَالْأقْلامُ جارِیَةٌ وَبادِرُوا بِالْأعْمالِ عُمُراً ناکِساً، أوْمَرَضاً حابِساً، أوْمَوْتاً خالِساً.
پس عمل کنید حالى که عمل به جانب حق بالا مى رود و توبه سود مى دهد و دعا مستجاب مى شود و زمان زمانِ آرامش و قلم کاتبان عمل در کار است و به بندگى و طاعت بشتابید پیش از آن که جوانى به پیرى رسد و بیمارى شما را از کار بیندازد، یا مرگ شما را برباید، که مرگ نابود کننده لذّت ها و تیره کننده خوشى ها و دور کننده اهداف است.
احترام به والدین را هیچ گاه فراموش نکنید .
آرزوی ما عاقبت به خیری تمامی جوانان است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.