توحید ذاتی ۱۳۹۲/۴/۲۰ - ۳۹ بازدید

توحید یعنی : «اعتقاد به وحدانیت و یگانگی خداوند در ذات , صفات و افعال خویش , و عمل کردن بر اساس این اعتقاد» این تعریف شامل توحید نظری - که در مقام اعتقاد است - و توحید عملی - که در مقام عمل است - می شود. توحید نظری نیز طبق این تعریف به توحید در ذات , توحید در صفات و توحید در افعال تقسیم می شود.
توحید در ذات : یعنی اولا" ذات خداوند یکتا است و هیچ مثل و مانندی ندارد, ثانیا": ذات او بسیط است و هیچ گونه ترکیبی در آن راه ندارد.

توحید یعنی : «اعتقاد به وحدانیت و یگانگی خداوند در ذات , صفات و افعال خویش , و عمل کردن بر اساس این اعتقاد» این تعریف شامل توحید نظری - که در مقام اعتقاد است - و توحید عملی - که در مقام عمل است - می شود. توحید نظری نیز طبق این تعریف به توحید در ذات , توحید در صفات و توحید در افعال تقسیم می شود.
توحید در ذات : یعنی اولا" ذات خداوند یکتا است و هیچ مثل و مانندی ندارد, ثانیا": ذات او بسیط است و هیچ گونه ترکیبی در آن راه ندارد.
توحید در صفات : یعنی صفات خداوند مانند علم , قدرت , حیات و... گرچه هر یک دارای مفهومی مستقل و متفاوت از دیگری هستند, و ذات خداوند نیز که متصف به این صفات است دارای مفهومی مستقل است , اما همه صفات و ذات خداوند به یک وجود موجود است . بنابراین : اولا، همه صفات الهی در حقیقت یک چیزند و در وجود عین یکدیگرند. ثانیا" صفات خدا زاید و عارض بر ذات نیست , بلکه عین همان ذات است .
توحید در افعال : یعنی اولا" خداوند در افعال خود, مانند خلق , تدبیر, هدایت و... یکتا است و ثانیا" هیچ موجودی غیر از او در فعل خود مستقل نیست بلکه همه وابسته به اویند. (برای مطالعه بیشتر معانی توحید ر.ک : آموزش کلام اسلامی , ج ۱, محمد سعیدی مهر, مرکز جهانی علوم اسلامی )
نوع ادله توحید: برای اثبات هر یک از این مراتب و معانی توحید به ادله متنوعی تمسک می شود که می توان آنها را به دو دسته کلی ادله نقلی و غیر نقلی تقسیم کرد. ادله نقلی یعنی تمسک به قرآن و روایات و ادله غیر نقلی شامل ادله عقلی محض و تفکر در نظام آفرینش و فطرت و امثال آن می شود. برای اثبات توحید در ذات و صفات , علاوه بر ادله نقلی به ادله عقلی محض تمسک می شود که در کتب کلامی و فلسفی موجود است و برای اثبات توحید در افعال علاوه بر آن به آن دسته از ادله عقلی که ناظر به تمام آفرینش است نیز تمسک می شود زیرا نظام آفرینش , فعل خداوند است و توحید افعالی را می توان از فعل خداوند شناخت . اما توحید ذاتی و صفاتی را که ناظر به مقام ذات است نمی توان مستقیما" از فعل او شناخت .
با توجه به تعریف توحید ذاتی و افعالی بخوبی می توان تشخیص داد که مراد از «لم یلد و لم یلد»
توحید ذاتی است برای این که ولادت نوعی تجزی و قسمت پذیری است به هر معنا که تفسیر شود بدون ترکیب تصور ندارد کسی که زدید و چیزی از او جدا می شود باید خودش دارای اجزائی باشد و چیزی که جزء دارد محتاج خویش است چون بدیهی است که موجود مرکب از چند چیز، وقتی موجود است که آن چند چیز وقتی جز داشته باشد و در خداوند احتیاج تصور ندارد. (علامه سید محمد حسین طباطبائی، ج ۲، ص ۶۷۳، تفسیر سوره توحید)
که اولا ذات خداوند یکتا است و هیچ مانندی ندارد و ثانیا ذات بسیط است هیچ گونه ترکیبی در آن راه ندارد. از تعریف توحید روشن شد که آیه دوم نیز مربوط به توحید ذاتی چرا که نفی شریک و مانند نیز مربوط به توحید ذاتی می شود. در واقع این دو آیه در مقابل مشرکین و یهودیان و مسیحیت قرار دارند که برای خداوند فرزندی یا پدری قائل بودند، یهود گفتندعزیر پسر خدا است! و نصاری گفتند مسیح پسر خدا است! این سخنی است که با زبان خود می گویند که همانند گفتار کافران پیشین است، لعنت خدا بر آنها باد چگونه از حق منحرف می شوند. (سوره توبه، آیه ۳۰)
و مشرکان عرب نیز معتقد بودند که ملائکه دختران هستند «آنها برای خدا پسران و دخترانی به دروغ و از روی جهل ساختند». (سوره انعام، آیه۱۰۰ )
در نتیجه چون آیه ی اول برگشت به نفی ترکیب و اجزاء دارد، و آیه دومی مربوط به نفی همتا و شریک، مربوط به توحید ذاتی می شوند چون توحید ذاتی این است که خداوند مانند ندارد و ذاتا بسیط است ترکیب و جزء هم ندارد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.