توریه و فرار از دروغگویی ۱۳۹۸/۰۳/۲۱ - ۳۵۳ بازدید

باسلام، در شرکتی در قسمت اداری کار میکنم که بخاطر تلفن ها و سفارشات خریدی که شرکت داره بیشتر کارها با تماس تلفنی هست، بیشتر اوقات تلفن زنگ میخورد و سرپرستمان را میخواهد اما چون وی سرش شلوغ است و مشغول ثبت کارها و نیز پاسخ دادن به مشتریان دیگر، به من میگوید که در جواب آن تماسها بگو من یعنی شخص سرپرست اینجا حضور ندارم، من هرچند رضایت قلبی به دروغ ندارم اما ناچارا به دروغ میگویم که سرپرستمان بیرون رفته، و گفته اند اگر طبق گفته های مقامات بالادست عمل نکنیم اخراج میشویم، آیا این دروغ گفتن اجباری باز هم گناه کبیره هست؟ هر چند که قلبا ناراضی هستم از این موضوع و به خودش هم گفته ام اهل دروغ گفتن نیستم اما بازهم میگوید چاره ای جز گفتن دروغ نداریم، راه چاره چیست؟

دوست گرامی. دروغ در هر صورت حرام است و از بزرگترین گناهان است ولی شما می توانید در این موارد توریه کنید. یعنی بگویید رئیس اینجا نیستند. یا هنوز نیامده اند و منظورتان این باشد که در جایی که شما حضور دارید مثلا میز منشی حضور ندارند و نیامده اند. به گونه ای بگویید که راست باشد و منظور مسئول هم تامین شود. این راه چاره است.
در مورد کیفیت توریه بیشتر مطالعه کنید.
توریه چیست : - توریه ، اصطلاحی در متون دینی بدین معنا که متکلم معنایی از کلام خود را که مرادش نیست به مخاطب منتقل کند. توریه ، در لغت به معنای پنهان کردن ، پوشانیدن و افشا نکردن راز است (فراهیدی ؛ ابن منظور؛ فیروزآبادی ، ذیل «وری »).- در اصطلاح متون دینی و فقها توریه آن است که متکلم از سخن خود معنایی را جز آنچه مخاطب می فهمد (یعنی معنایی خلاف ظاهر) اراده کند ( رجوع کنید به فَیُّومی ؛ طُرَیحی ، ذیل «وری »؛ جرجانی ، ص ۹۷؛ سیوطی ، ج ۲، ص ۸۳).- به تعبیر منابع ادبی و علوم قرآنی ، توریه که از محسِّنات معنویِ سخن به شمار می رود، آن است که گوینده ، لفظی را که دو معنای نزدیک و دور (قریب و بعید) دارد، به کار بَرَد و به اتکای قرینه ای پنهان ، معنای دور را اراده کند، حال آنکه مخاطب به معنای نزدیک التفات بیابد. در این منابع ، توریه با واژه هایی چون ایهام * و تخییل و مغالطه و توجیه هم معرفی و اقسامی برای آن بیان شده است ( رجوع کنید به تفتازانی ، ص ۴۲۵؛ زرکشی ، ج ۳، ص ۴۹۳؛ سیوطی ، همانجا؛ دَسوقی ، ج ۲، ص ۵۲۹ـ۵۳۰؛ هاشمی ، ص ۳۷۷ـ ۳۷۸). نجفی اصفهانی (ص ۸۸ ـ۹۰) توریة مورد بحث را «توریة عرفی » نامیده و آن را متمایز از «توریة بدیعی » دانسته است .۲- هر چند واژة توریه در قرآن کریم نیامده ، در تفاسیر و منابع حدیثی ، آیات متعددی را از مصادیق توریه شمرده اند ، مثلا، آیات ۸۸ و ۸۹ سورة صافات (فَنَظَرَ نَظْرَةً فی النجومِ، فقال اِنّی سَقیمٌ: سپس نگاهی به ستارگان افکند و گفت من بیمارم ) که گفتة حضرت ابراهیم علیه السلام است به بت پرستان ، پیش از شکستن بتها. بیشتر مفسران شیعه ( رجوع کنید به فضل بن حسن طَبْرِسی ؛ طباطبائی ، ذیل آیات ؛ توحیدی ، ج ۱، ص ۳۹۹ـ۴۰۰، ۴۰۲) و اهل سنّت (از جمله جَصّاص ، ج ۴، ص ۳۹۳؛ زمخشری ؛ قرطبی ؛ ثعالبی ؛ آلوسی ، ذیل آیات ) آن را بر توریه حمل کرده و مراد وی را بیمار شدن در آینده یا بیماریِ منجر به مرگ یا مردن دانسته اند- نمونه دیگر: آیة ۶۳ انبیاء (بَلْ فَعَلَهُ کَبیرُهُمْ هذا) است . به نظر مفسران ، مرادِ حضرت ابراهیم از این گفته ، آن بوده که اگر این بتها سخن می گویند شکستن بتها کار بت بزرگ بوده است . به بیان دیگر، حضرت ابراهیم سخن خود را بر شرطی محال تعلیق کرده تا بطلان مدعای بت پرستان را برای آنان به اثبات برساند ( رجوع کنید به زمخشری ؛ فضل بن حسن طبرسی ؛ ابن جوزی ؛ قرطبی ، ذیل آیه ). احادیثی را نیز مؤید این نظر دانسته اند ( رجوع کنید به المیزان طباطبائی ، ذیل آیه )۳- مواردی چند از کاربرد یا تجویز توریه ، در سیرة پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم نقل شده است ، از جمله گفته اند که آن حضرت هنگامی که آهنگ سفر یا جهاد داشت ، با توریه قصد خود را پنهان می کرد تا دشمنان از آن آگاه نشوند ( رجوع کنید به ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۶۰؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ۸، ص ۱۱۷؛ نراقی ، ج ۲، ص ۳۲۳)،- در سیرة امامان شیعه علیهم السلام و پیروان آنها نیز توریه کردن به عنوان یکی از راههای تقیه * در موارد اضطرار، مقبول بوده است (برای نمونه رجوع کنید به مجلسی ، ج ۳۱، ص ۵۰۳ ـ ۵۰۵، ج ۹۷، ص ۱۳۱؛ نوری ، ج ۱۲، ص ۲۶۶). احمدبن علی طبرسی (ج ۲، ص ۳۷۰ـ۳۷۱) با ذکر نمونه هایی از توریة امامان ، حدیثی نقل کرده که بر طبق آن امام صادق علیه السلام توریة یکی از یاران خود را در برابر فردی از مخالفان که در حضور ایشان بود، تأیید فرمود (نیز رجوع کنید به التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص ۳۵۵ـ ۳۵۶). در سخنان امامان ، تقیه و توریه مایه رحمت الاهی بر شیعیان و موجب حفظ و سلامت مؤمنان از شر کافران و بدکاران خوانده شده است ( رجوع کنید به همان ، ص ۱؛ احمدبن علی طبرسی ، ج ۲، ص ۴۴۰؛ مجلسی ، ج ۱۷، ص ۳۲۸، ج ۶۵، ص ۳۳، ج ۶۸، ص ۱۵ـ۱۶، ج ۷۲، ص ۴۰۴ـ۴۰۵).۴- در منابع فقهی ، توریه به عنوان یکی از راههای نجات از دروغگویی و سوگند دروغ ، در ابواب گوناگون مطرح شده است . این نکته مبتنی بر این نظر است که توریه با کذب تفاوت ماهوی دارد و موضوعاً از آن خارج است . نظر مشهور در فقه اسلامی نیز همین است که توریه اصولاً مصداق دروغ نیست ، زیرا سخنی را می توان کذب دانست که مقصود متکلم از آن با واقعیت منطبق نباشد و توریه چنین نیست ( رجوع کنید به مکاسب مرحوم شیخ انصاری ، ص ۵۰؛ اصفهانی ، ج ۲، ص ۳۱ـ۳۲؛)- هرچند بسیاری از فقها به این نکته تصریح نکرده اند، از این امر که فقهای شیعه وجوب توریه را تدبیری برای خروج از کذب در موارد اضطرار دانسته اند ( رجوع کنید به انصاری ، همانجا) و فقهای اهل سنّت هم با استناد به حدیث نبوی «اِنّ فی المَعاریضِ...» توریه را گشایشی (مندوحه ) برای پرهیز از کذب به شمار آورده اند (برای نمونه رجوع کنید به شوکانی ، نیل الاوطار ، ج ۹، ص ۱۱۰ـ۱۱۱)، می توان دریافت که اکثر قاطع فقها همین نظر را دارند.- با اینهمه ، برخی فقها با این استدلال که معیار صدق و کذبِ سخن ، انطباق معنای ظاهر آن با واقعیت است نه انطباق معنای مراد با واقعیت ، یا استدلالهای دیگر، توریه را نوعی کذب شمرده اند ( رجوع کنید به میرزای قمی ، ج ۱، ص ۴۱۹؛ رشتی ، ص ۲۶۲؛ میرزاحسینقلی ، ج ۲، ص ۱۴؛ هاشمی شاهرودی ، ج ۱، ص ۴۷۶). شماری دیگر در فرضی که کاربرد لفظ در معنای مراد، از باب مجاز و نیازمند قرائن یا قیودی باشد که در سخن وجود ندارد، آن را مصداق دروغگویی می دانند (برای نمونه رجوع کنید به مکارم شیرازی ، ص ۴۰۷ـ ۴۰۸).۵- باتوجه به مطالب فوق ، شیعه تاآنجا که می تواند درامورعادی (غیر از موارد ضروری که منجر به نجات شخص ویا جامعه واز این قبیل موارد، ) از توریه پرهیز می کند ، چون ممکن است همانطوری که بعضی از فقها فرموده اند فریب طرف مقابل را به همراه داشته باشد ودچار گناه نیرنگ شود ولی در موارد ضروری که چاره ای نیست اشکالی ندارد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.