تولد افراط‌گرایی در سایه اعتدال / سید محمد رضوی ۱۳۹۲/۱۰/۸

در هفته‌های گذشته اقداماتی در عرصه سیاسی کشور صورت گرفته که بنظر می‌رسد برخی فرصت طلبان چنین تلقی دارند که دولت اعتدال، ادامه دولت اصلاحات است و روحانی همان راهی را می‌رود که خاتمی می‌رفت. این افراد تلاش دارند تا زمینه مناسبی را برای فعالیت خود فراهم کنند تا همچون گذشته به طرح خواسته‌های ساختار شکنانه و خلاف قانون خود بپردازند و اینگونه در مسیر تکرار حوادث گذشته قدم بردارند.
در هفته‌های گذشته اقداماتی در عرصه سیاسی کشور صورت گرفته که بنظر می‌رسد برخی فرصت طلبان چنین تلقی دارند که دولت اعتدال، ادامه دولت اصلاحات است و روحانی همان راهی را می‌رود که خاتمی می‌رفت. این افراد تلاش دارند تا زمینه مناسبی را برای فعالیت خود فراهم کنند تا همچون گذشته به طرح خواسته‌های ساختار شکنانه و خلاف قانون خود بپردازند و اینگونه در مسیر تکرار حوادث گذشته قدم بردارند. این افراد که در طرح اینگونه ادعاها و مطالبات سابقه دارند و روزگاری با تغذیه از آثار نویسندگان سکولار غرب به تئوری‌پردازی در داخل کشور می‌پرداختند، اکنون نیز با این تصور که با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، عصر جدیدی از حیات سیاسی ایران آغاز شده و بستر لازم برای طرح ادعاهای واهی آنان فراهم شده، به تکرار خواسته های قبلی خود پرداخته‌اند.

در این راستا می‌توان به اظهارات اخیر آقای سعید حجاریان اشاره کرد که خواستار تغییر قانون اساسی شده است؛ به گونه‌ای که در قانون جدید، دولت اختیار انحلال مجلس را داشته باشد. این اظهارات بیش از آنکه برآمده از دغدغه‌ای معطوف به حل مشکلات جامعه باشد، بیشتر تمایل به حمایت از دیکتاتوری و تلاش در راستای حفظ منافع گروهی و جناحی دارد. سخنان وی به دنبال آن عنوان می‌شود که نمایندگان ملت با حساسیت، برخی از اقدامات دولت را رصد ‌کرده و در راستای حمایت از حقوق ملت و بستن راه نفوذ عناصر فتنه‌گر و مسأله‌دار به درون دولت اقدام می‌کنند. در این شرایط، امثال آقای حجاریان که خود در فتنه ۸۸ نقش آفرین بودند، پایداری نمایندگان ملت که بنا بر رسالت ذاتی خویش، مؤظف به حمایت و تأمین منافع ملت می‌باشند، را بر نمی‌تابند و در اقدامی ساختارشکنانه خواستار تدوین قانون اساسی جدید، آنهم به حالتی که دولت اختیار انحلال مجلس را داشته باشد، می‌شوند.

در این خصوص، در پاسخ به این اظهارنظر آقای حجاریان توجه به چند نکته حائز اهمیت به نظر می رسد:

۱- داستان تلخ انحلال مجلس هفدهم شورای ملی توسط مصدق که اتفاقا زمینه ساز سقوط وی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شد، هنوز در اذهان عمومی ملت ایران فراموش نشده است. و در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی پس از گذر از حوادث مختلف به مرحله قوام و استواری رسیده است، طرح این گونه ادعاها در نهایت به تضعیف جمهوریت نظام منجر می‌شود.

۲- طرح این خواسته که بیشتر به حمایت از دیکتاتوری شباهت دارد با اعتقادات قبلی آقای حجاریان و دوستانش مبنی بر پایبندی به قانون اساسی و دم زدن از حکومت مردم، همخوانی ندارد. همچنین با تفکیک قوایی که آنها از آن حمایت می‌کردند قابل جمع نیست. البته آن روزهایی هم که امثال حجاریان عَلَم توسعه سیاسی و طرفداری از جامعه مدنی و جامعه چند صدایی و متکثر را برافراشتند، بودند کسانی که در پایبندی و اعتقاد آنها به این مفاهیم تردید داشتند که امروز صحت ادعای آنان نیز تأیید می‌شود! (اشاره به سخنان اخیر دکتر عماد افروغ)

۳- باید از جناب آقای حجاریان پرسید، شما که طرفدار جامعه چند صدایی بودید و شعار زنده باد مخالف من سر می‌دادید، اکنون شما را چه شده است که چون مجلس در مقابل برخی تحرکات دولت که عاملان آنها هم دوستان شما هستند، موضعگیری می‌کند و بر دفاع از حقوق ملت اصرار می‌ورزد، پیشنهاد انحلال مجلس را می‌دهید!

۴- همچنین باید گفت که ظاهرا امام راحل عظیم الشأن انقلاب اسلامی این روز را می‌دیدند که عده ای بر مجلس بتازند که فرمودند: "این مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح می‌کشاند... مجلس در رأس تمام نهادهای نظام جمهوری اسلامی است". یا اینکه فرمودند: "مجلس، خانه واقعی ملت است". این سخنان در تعارض کامل با ادعاهای حجاریان داشته و مهر ابطالی بر آن می‌باشد.

در پایان بایستی گفته شود که طرح اینگونه ادعاها لزوم هوشیاری و مراقبت جدی دولت را می‌طلبد، این افراد با فرصت‌طلبی به دولت می‌نگرند و در شرایط فعلی، زمینه را برای احیای خود مناسب ارزیابی می‌کنند، از این رو لازم است تا هر چه بیشتر تحرکات این دست افراد رصد و در مواقع لزوم با موضعگیری مناسب، از طرح اینگونه ادعاها جلوگیری شود.


بصیرت شنبه ۰۷ دی ۱۳۹۲

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.