تولی و تبری و مدارا کردن با دشمن ؟ ۱۳۹۵/۶/۲۵

با سلام و احترام، تولی به معنای پذیرش ولایت اولیای الهی با قلب و پیروی از آنها در عمل و نیز دوست داشتن اولیای الهی و دوست داشتن دوستداران آنها است و تبری به معنای بیزاری جستن قلبی و درونی از دشمان خدا و اولیای او و کناره گرفتن از رفتار و مشی آنها در عمل است. انسان مومن باید دارای جاذبه و دافعه باشد و حد و مرزی داشته باشد که جایگاه او را نسبت به اهل ایمان و اهل نفاق و کفر و شرک مشخص سازد. او باید نسبت به مومنان و غیر مومنانی که عنادی با حق ندارند و نسبت به آن جاهلند دارای جاذبه و نسبت به غیر آنها دارای دافعه باشد.
با سلام و احترام، تولی به معنای پذیرش ولایت اولیای الهی با قلب و پیروی از آنها در عمل و نیز دوست داشتن اولیای الهی و دوست داشتن دوستداران آنها است و تبری به معنای بیزاری جستن قلبی و درونی از دشمان خدا و اولیای او و کناره گرفتن از رفتار و مشی آنها در عمل است. انسان مومن باید دارای جاذبه و دافعه باشد و حد و مرزی داشته باشد که جایگاه او را نسبت به اهل ایمان و اهل نفاق و کفر و شرک مشخص سازد. او باید نسبت به مومنان و غیر مومنانی که عنادی با حق ندارند و نسبت به آن جاهلند دارای جاذبه و نسبت به غیر آنها دارای دافعه باشد. فلسفه تولی و تبری مشخص کردن موضع و جهت خود در رابطه با مومنان و غیر مومنان و اعلام موضع در این صف بندی است. تولی و تبری به معنای بی تفاوت نبودن در برابر حق و باطل و یکسان نبودن این دو برای انسان با ایمان و هدفمند و زنده و پویا است. نمی توان مومن و خدا باور بود و به اصول الهی و دینی پیبند بود ولی دارای موضع و جهت نبود و وضعیت و جایگاه اعتقادی خود را به دیگران اعلام نکرد و با همه انسان ها در رفتار و مشی و سلوک برخوردی یکسان و مشابه داشت. فلسفه دیگر تولی و تبری تصحیح جهت اعتقاد و رفتار خود با ملاک های حق در گذر زمان و پرهیز از انحراف از جاده حق و حقیقت است. انسان مومن و خدا جو با تولی و تبری خود را همواره در وسط راه حق و صراط مستقیم نگه داشته و ااز فرو افتادن به گرداب کجی ها و انحرافات مصمون می سازد. (ر. ک: جادبه و دافعه علی(ع)، شهید مطهری) تبری از دشمنان و اشداء علی الکفار مربوط به بیان صفات مومنان است و خط مشی کلی اهل ایمان را ترسیم می کند و منافاتی ندارد که مومنان در برخورد با اهل کفر و شرک در آغاز و گام اول باید برخورد نرم و همراه با عطوفت برای نرم کردن دل آنها و آماده کردن آنها برای پذیرش ایمان و حقیقت داشته باشند و برخورد خشن و جنگ و درگیری و مبارزه مربوط به مراحل آخر و جواب ندادن روش های نرم اولیه است. در سیره خود پیامبر گرامی و اولیای الهی که ترجمان قرآن هستند نیز مشاهده می شود که آنها هر گز رفتار قهر آمیز را در اولین برخورد خود با اهل کفر و شرک و نفاق به کار نگرفته اند بلکه گام های اول را با نصیحت و ارشاد و بیدار کردن آنها آغاز کرده اند و رفتار خشونت آمیز با آنها در مراحل آخر بوده است. براى نفوذ در قلوب مردم (هر چند افراد گمراه و بسیار آلوده باشند) نخستین دستور قرآن برخورد ملایم و توأم با مهر و عواطف انسانى است، و توسل به خشونت مربوط به مراحل بعد است که برخوردهاى دوستانه اثر نگذارد. هدف آنست که مردم جذب شََوند، متذکر شوند و راه را پیدا کنند یا از عواقب شوم کار بد خود بترسند چنانچه خداوند در بیان لزوم برخورد نرم با فرعون می فرماید : (لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى ). هر مکتبى باید جاذبه داشته باشد، و بى دلیل، افراد را از خود دفع نکند سرگذشت پیامبران و ائمه دین ع بخوبى نشان مى دهد که آنها هرگز از این برنامه در تمام طول عمرشان انحراف پیدا نکردند. آرى ممکن است، هیچ برنامه محبت آمیزى در دل سیاه بعضى اثر نگذارد، و راه منحصرا توسل به خشونت باشد، آن در جاى خود صحیح است، اما نه به عنوان یک اصل کلى و براى آغاز کار، برنامه نخستین محبت است و ملایمت، و این همان درسى است که قرآن به روشنى به ما مى گوید. جالب اینکه در بعضى از روایات هست که حتى موسى مامور بود، فرعون را با بهترین نامش صدا کند، شاید در دل تاریک او اثر بگذارد.(برای آگاهی بیشتر ر. ک : تفسیر نمونه، ج ۱۳)َ

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.