نسخه آزمایشی

توهین به مقدسات اهل سنت و وحدت شیعه و اهل سنت ۱۳۹۰/۶/۱۳ - ۲۱۱ بازدید

منظور از توهین به مقدسات اهل سنت در فتوای مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه این کار حرام است چی بوده؟ منظور ایشون گفتن هر گونه سخن ضد و نقیض در مورد آن ها بوده؟ مثلا آیه ۱۰ سوره تحریم توهین به زنان حضرت نوح ولوط توهین محسوب میشه؟ این سخن در کتاب طهارت امام خمینی(ره) مبنی بر این که عایشه و معاویه و... از سگ و خوک هم کثیف تر بوده اند درسته؟
فردی به نام «یاسر الحبیب»، هفدهم ماه رمضان امسال، مراسمی با نام «سالمرگ عایشه» در محل اقامتش در لندن بر پا کرد و در آن به سخنرانی درباره شخصیت همسر پیامبر (ص) پرداخت. آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی، فتوایی صادر نمود که به موجب آن جسارت به عائشه، و سایر شخصیت های مورد احترام اهل سنت حرام اعلام شد.جمعی از علما منطقه احساء، واقع در شرق عربستان، نظر رهبر انقلاب اسلامی را در خصوص اینگونه بی حرمتی ها نسبت به همسر حضرت پیامبرصلی الله علیه وسلم خواستار شدند.رهبر انقلاب در جواب این استفتاء گفت: «توهین به تمامی شخصیت های مورد احترام اهل سنت حرام و جایز نیست، مخصوصاً اگر این توهین و تهمت متوجه همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم باشد؛ توهین و بی احترامی به همسر تمامی پیامبران، بالاخص پیامبر اسلام که سید تمام پیامبران است، ممنوع است.»ما برادران شیعه و سنی همه یکی هستیم و وحدت امت اسلامی از همه چیز مهمتر است. 
آیت الله العظمی مکارم شیرازی نیز در سخنانی اهانت به همسران پیامبر را محکوم خوانده و خواستار هشیاری علما در مقابل توطئه ها شد. ایشان اظهار کرد: اخیراً یک روحانی‌نما، آدم بی‌سواد، مجنون و مزدور به نام شیعه، فحاشی عجیب به همسران پیامبر اکرم(ص) کرده و به مقدسات برخی مذاهب اهانت بسیاری داشته و نسبت‌های ناروای عجیبی را به همسران پیامبر(ص) نسبت داده است. این استاد درس خارج فقه حوزه تأکید کرد: این آدم یا مزدور و مأمور بوده، و یا سفیه و دیوانه است؛ و از آنها نادان‌تر برخی علمای وهابی‌ بوده که این سخنان را مستند کرده اند.
در آیه ۱۰ تحریم خداوند در مقام بیان چگونگی حال آن زنان می باشد نه اینکه توهین کرده باشد این مثل این است که کسی کار اشتباهی بکند و ما آن کار را توصیف نکنیم و بگوییم بیان کار اشتباه او توهین به شخصیت او است. این گونه اگر بخواهیم برداشت داشته باشیم دیگر بیان اشتباهات دیگران کاری عبث می شود و به مرور کار خطا با کار صحیح مخلوط می گردد.
برای پاسخ به قست دوم سوال شما توجه تان را به مطالب زیر جلب می کنم:
سوره ی یوسف
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
و لقد همت به و هم بها لولا اءن رابرهان ربه کذلک لنصرف عنه السوء و الفحساء انه من عبادنا المخلصین (۲۴) 
همانا آن زن قصد او کرد و او نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، قصد وى مى کرد. این چنین شد تا بدى و ناشایستى را از او برگردانیم ، همانا او از بندگان خالص شده ما بود (۲۴)
((لو لا ان راءى )) جمله شرطیه است و جزاى آن (پاسخ آن) ((هم به )) است که مقدم شده و یا بگوییم جزاى آن محذوف است و ((هم به )) به آن دلالت دارد چون بعضى ها مقدم شدن خبر از شرط را جایز نمى دانند.
در کلام اما خمینی ره هم دقیقا همین مطلب صادق است : فلا دلیل على نجاستهم وإن کانوا أشد عذابا من الکفار
و از انجا که وقتی جواب جمله ی اسمیه باشد با فاء اغاز می شود ملاحظه می فرمائید که در اینجا هم جمله ی اسمیه با فاء اغاز شده و جواب است. البته برخی اعتقاد ندارند جواب شرط قبل بیاید، در اینصورت گفته می شود که جزا حذف شده و دلالت می کند بر ... فلان جمله ولی دلیل منکر شدن اینکه جمله شرطیه است نمی شود.
و البته در مورد و ان کانوا اخبث ... پاسخ شرط جمله ی فعلیه است که فاء نیامده است.
دلایل فقهی برای اینکه این جمله ی امام خمینی ره کلا شرطی است یعنی همانطور که دوست عزیز ما ترجمه کرد:
از دیگر مباحث مطرح شده در مفهوم شرط در اصول، بحث تعدّد شرط با جزای واحد است: «اذا تعددّ الشرط و اتّحد الجزاء؛ چنان چه شرط متعدد اما جزا واحد و تکرار ناپذیر باشد» مانند «اذا خفی الاذان فقصّر» و «اذا خفی (خفیت) الجدران فقصّر»، آیا خفای اذان و جدران هر دو شرط برای قصر نماز است و یا هر یک از دو شرط به تنهایی کفایت می کند؟ از اولی عطف به «واو»و از دومی عطف به «أو» تعبیر می کنند. در این نظر بیشتر اصولیان (امام راحل،محقق خویی،مظفر،روحانی و....) عطف به «أو» است ،گر چه برخی هم چون نائینی قائل به عطف به «واو» هستند . مظفر،اصول فقه ،ج۱،ص۱۱۵ و ۱۱۶
دلایل ظاهری برای اینکه جمله امام شرطی است:
۱- مترجمی که در ابتدا اقدام به ترجمه ی متن کرده هم متوجه این نکته شده است که این جمله یک جمله ی شرطی است نگاهی به ترجمه ی او بیندازید:
اگرچه عذابشان از کفار شدیدتر است ، اما دلیلی بر نجاست آنها نیست.
البته ترجمه ی ایشان صحیح نیست ولی ایشان هم در ترجمه آنرا بصورت جمله ی شرطیه ترجمه کرده اند و البته اگر در جمله ی آخر هم لعدم دلیل من إجماع ... را ترجمه می کردند ناگزیر به پیروی از رویه ی بالا داشتند.
۲- دقیقا مشخص است که دو جمله ای که در ترجمه مورد شبهه می باشد با یکدیگر آمده اند بدون اینکه جمله قطع شده باشد با نقطه یا ویرگول ، اگر بر فرض مثال کلام ایشان با نقطه قطع می شد شاید جناب سلمان می توانستند استقلال دو جمله و مطرح نشدن جواب شرط را مطرح کنند ولی اجزای جمله ی شرطیه همه با هم آمده و اتفاقا قبل و بعد از این جمله ها با ویرگول از این جمله جدا شده است.
،فلا دلیل على نجاستهم وإن کانوا أشد عذابا من الکفار،
،لا یوجب ظاهرا شئ منها نجاسة ظاهریة وإن کانوا أخبث من الکلاب والخنازیر؛
۳- معنی کلی (برای دوستانی که زیاد با زبان عربی آشنا نیستند به جهت آشنایی با محتوای کلی) :این گروه ها (که غالبا منافق هستند)حتی اگر از کفار هم بدتر عذاب شوند، حتی اگر معرض نظام حکومتی اهل بیت باشند مثل عایشة و..حتی اگر صراحتا بخاطر دشمنی با بنی هاشم به دشنام به اهل بیت مشغول شوند، حتی اگر پسرش را کشته باشند، حتی اگر باطنا از سگ و خوک پلیدتر باشند، چون قراین و دلایل و اجماعی بر نجاست شان وجود نداره نجس نیستند.
چگونه نویسنده ی ترجمه چطور عنوان (امام) خمینی : عایشه از سگ و خوک هم خبیث تر است را از متن عربی استخراج کرده است. ان کانوا در نظر برخی نه به اول کلام امام خمینی ره بر می گردد و نه به آخر آن (قاتل ولده) و چون اشخاصی دوست دارند معنی خاصی را استخراج کنند آنرا به عایشه بر می گردانند. یعنی اسامی که در وسط کلام امام خمینی ره آمده است.
اما ان کانوا به چه بر می گردد. واضح است که به ناصبی ها. اینکه برخی نمی دانند ان کانوا به چه کسی بر می گردد و چون دوست دارند آنرا به کسی که می خواهند نسبت می دهند و از قول امام خمینی ره نقل می کنند و یک تیتر اشتباه می زنند و یا بارنگ زرد سعی دارند دوجمله را به هم مرتبط نشان دهند جای تاسف است. البته شاید برخی دروغ بستن و تهمت زدن به علمای شیعه ای را که قبول ندارند را هم جایز می دانند. أخبث من الکلاب والخنازیردرمورد نواصب میباشد، به دلیل حدیثی که خود امام خمینی ره از امام صادق(ع) نقل می فرمایند که در حدیث آمده: و إن الناصب لنا اهل البیت لانجس منه (من الکلب) (کتاب الطهاره ج۳/ص۴۷۸).
این مطلب امام خمینی ره را وهابی ها مطرح کرده اند.
-اولا در بالا نمونه هایی از فروم های عربی آوریم که با نظرات ما موافق بود و افراد با نظر مخالف را به عربی ندانستن متهم کرده بود ، البته شیوه ی ما بی احترامی به طرف مقابل نیست چون استحکام براهین شکننده تر از توهین و افتراست و در نظر مخاطب منزلت بالاتری دارد تا پرخاشگری و هوچی گری!!! ثانیا اگر ما می خواستیم به سخنان آنها تسلیم شویم که فاتحه ی شیعه خوانده شده بود ، از اشخاصی که داعیه ی مناظره با اهل سنت دارند چنین سخنانی بعید است ، بله که وهابی ها روی این سخن مانور داده اند ، این واقعیتی است ولی مگر شماهایی که در مناظرات شرکت می کنید هزاران استدلال غلط و کج فهمی انها در عبارات و سخنان معصومین را از انها ایراد نمی گیرید ،حال چه شده که در اینجا به نحوه ی فهم آنها استناد می کنید!!!

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.