جاودانگی قرآن ۱۳۹۱/۸/۱۴ - ۱۴ بازدید

عمق معانی ،ومطابق بافطرت بودن وجامع نگری قرآن سبب شده که در همه اعصار پاسخگوی مشکلات باشد، وکهنگی او را در بر نگیرد.
قرآن، کتابی است که هرگز کهنه نخواهد شد و هر اندازه از زمان نزولش بگذرد بیش تر به اسرار و شگفتی های آن پی می برند .
عمق معانی ،ومطابق بافطرت بودن وجامع نگری قرآن سبب شده که در همه اعصار پاسخگوی مشکلات باشد، وکهنگی او را در بر نگیرد.
قرآن، کتابی است که هرگز کهنه نخواهد شد و هر اندازه از زمان نزولش بگذرد بیش تر به اسرار و شگفتی های آن پی می برند .
این معجزه رسول اکرم (ص) و کلام حق تنها اثری است که می تواند آدمیان را به سوی راه های استواری که خوش بختی واقعی آنان در آن نهفته است، هدایت نماید; این سرچشمه پرخیر و برکت معنوی، اهل تقوا و ایمان را در مقصد و هدفی که دارند پایدار می نماید و قلوب مؤمنین را تالیف می دهد و ریسمان محکم و متینی است که تمسک به آن با روشنایی و سعادت ابدی قرین خواهد بود . قرآن، بهار آفرین دل های خزان است و امراض قلبی و ناگواری های فکری را شفا می دهد، تیرگی ها را می زداید .
حضرت امام خمینی، مدام و به طور مؤکد بر استفاده از این سفره عظیم و گسترده الهی توصیه می نمودند و برخلاف این نظر که می گوید این کلام را مردم عادی نمی فهمند و تنها برای خواص قابل استفاده است، معتقد بودند که تمامی آحاد مردم باید قرآن بخوانند و در معانی آن دقت و تدبر کنند، زیرا این کتاب برای همه نازل شده است اما هر کس در حد درک و اندازه فهم خود از آن بهره می گیرد، ایشان در بیانی فرموده اند:
«قرآن یک سفره ای است که انداخته شده است برای همه طبقات ; یعنی یک زبانی دارد که هم زبان عامه است و هم زبان فلاسفه و هم زبان عرفانی اصطلاحی است و هم زبان اهل معرفت به حسب واقع است . . .» (۱)
ایشان در تفسیر سوره حمد نیز این معنا را یادآور شده اند: «. . . قرآن یک سفره ای است که خدا پهن کرده برای همه بشر، یک سفره پهنی است که هر کس به اندازه اشتهایش از آن می تواند استفاده کند اگر مریض نباشد که بی اشتها شود . . .» (۲)
به باور امام خمینی قرآن مظهر رحمت الهی است که تمامی کمالات در آن درج شده و نازله ای غیبی است که در جامه الفاظ و عبارات درآمده تا بشر را با حقایق ملکوتی انس دهد و همان گونه که قرآن خود را معرفی کرده، نور و هادی است و فهم کامل مضامین آن از دسترس همگان خارج و فوق طاقت بشر می باشد و با این همه اوصاف در مرتبه نازله خود در خور فهم همگان می باشد ولی باید متوجه این نکته بود که شرط بهره وری هرچه تمام تر و کامل تر از قرآن به پاکی درون، رفع موانع فهم و شاگردی معلمان واقعی قرآن که در راس آنها اهل بیت (ع) می باشند بستگی دارد . امام قرآن را کتاب انسان ساز می داند و می افزاید تمام معارف و احکامی که در این مصحف شریف آمده می خواهد نارسایی ها و کاستی های آدمی را ترمیم کند و او را به صورت انسان کامل درآورد .
ایشان در بیانی شیوا فرموده اند: «انگیزه بعثت، نزول وحی و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا کند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتی که در آنها موجود است تا این که بعد از این که مصفا شدند ارواح و اذهان آنها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمد . . . این قرآن نور است . . . نور را کسانی که در حجاب هستند نمی توانند ادراک کنند . تا انسان . . . گرفتار هواهای نفسانی است . . . لیاقت پیدا نمی کند که این نور الهی در قلب او منعکس شود . . .» (۳)
از میان معجزات و خارق عاداتى که از پیامبر اسلام ص صادر شده قرآن برترین سند زنده حقانیت او است.
قرآن کتابى است فوق افکار بشر، کسى تا کنون نتوانسته کتابى همانند آن را بیاورد، این کتاب یک معجزه بزرگ آسمانى است.
علت اینکه قرآن به عنوان سند زنده حقانیت پیامبر اسلام ص و معجزه بزرگ او از میان تمام معجزاتش برگزیده شده این است که قرآن معجزه اى است گویا، جاودانى، جهانى، و روحانى.
پیامبران پیشین مى بایست همراه معجزات خود باشند و براى اثبات اعجاز آنها مخالفان را دعوت به مقابله به مثل کنند، در حقیقت معجزات آنها خود زبان نداشت و گفتار پیامبران، آن را تکمیل مى کرد، این گفته در مورد معجزات دیگر پیامبر اسلام ص غیر از قرآن نیز صادق است.
ولى قرآن یک معجزه گویا است، نیازى به معرفى ندارد، خودش به سوى خود دعوت مى کند، مخالفان را به مبارزه مى خواند محکوم مى سازد، و از میدان مبارزه، پیروز، بیرون مى آید، لذا پس از گذشت قرنها از وفات پیامبر ص همانند زمان حیات او، به دعوت خود ادامه مى دهد، هم دین است و هم معجزه، هم قانون است و هم سند قانون.
قرآن مرز زمان و مکان را در هم شکسته و ما فوق زمان و مکان قرار گرفته است، به خاطر اینکه معجزات پیامبران گذشته و حتى معجزات خود پیامبر اسلام غیر از قرآن، روى نوار معینى از زمان، و در نقطه مشخصى از مکان و در برابر عده خاصى صورت گرفته است، سخن گفتن نوزاد مریم ع و زنده کردن مردگان و مانند آن بوسیله مسیح ع در زمان و مکان و در برابر اشخاص معینى بوده و چنان که مى دانیم، امورى که رنگ زمان و مکان به خود گرفته باشند، به همان نسبت که از آنها دورتر شویم، کم رنگتر جلوه مى کنند، و این از خواص امور زمانى است.
ولى قرآن، بستگى به زمان و مکان ندارد، هم چنان به همان قیافه اى که ۱۴۰۰ سال قبل در محیط تاریک حجاز تجلى کرد، امروز بر ما تجلى مى کند بلکه گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش به ما امکاناتى داده که بتوانیم استفاده بیشترى از آن نسبت به مردم اعصار گذشته بنمائیم، پیدا است هر چه رنگ زمان و مکان به خود نگیرد تا ابد و در سراسر جهان پیش خواهد رفت، بدیهى است که یک دین جهانى و جاودانى باید یک سند حقانیت جهانى و جاودانى هم در اختیار داشته باشد.
اما روحانى بودن آن:
امور خارق العاده اى که از پیامبران پیشین به عنوان گواه صدق گفتار آنها دیده شده معمولا جنبه جسمانى داشته: شفاى بیماران غیر قابل علاج، زنده کردن مردگان، سخن گفتن کودک نوزاد در گاهواره، و ... همه جنبه جسمى دارند و چشم و گوش انسان را تسخیر مى کنند، ولى الفاظ قرآن که از همین حروف و کلمات معمولى ترکیب یافته در اعماق دل و جان انسان نفوذ مى کند، روح او را مملو از اعجاب و تحسین مى سازد، افکار و عقول را در برابر خود وادار به تعظیم مى نماید معجزه اى است که تنها با مغزها و اندیشه ها و ارواح انسانها سر و کار دارد، برترى . چنین معجزه اى بر معجزات جسمانى احتیاج به توضیح ندارد.
تفسیر نمونه، ج ۱، ص: ۱۳۱
قرآن مجید یگانه معجزه جاودانی پیامبر اسلام (ص) است که در هر زمان گواه روشن بر نبوت آورنده آن می‌باشد. اعجاز و خارق العاده بودن قرآن به زمان پیامبر اکرم(ص) و یا جامعه عرب مخصوص نیست بلکه پیوسته بسان سندی زنده و گواهی روشن و برهانی استوار بر تارک اعصار و قرون می‌درخشد. یکی از خصایص قرآن حالت «نهایت ناپذیری» آن است.
با اینکه چهارده قرن از تاریخ نزول آن می‌گذرد و در هر عصری صدها متخصص روی آیات و مفاهیم و معانی آن کار کرده‌اند و تفسیرهایی به صورتهای گوناگون بر آن نوشته‌اند، مع الوصف امروز دانشمندان معاصر از بررسی آیات قرآن، حقایقی را در زمینه‌های علوم طبیعی و روانشناسی و جامعه شناسی و ... کشف می کنند که بر متخصصان گذشته مخفی و پنهان بوده است و یک چنین حالت یعنی صفت «نهایت ناپذیری» از خصایص قرآن است که در دیگر کتابهای آسمانی و نوشته‌های بشری وجود ندارد.
تو گویی قرآن نسخه دوم جهان طبیعت است که هر چه بینشها وسیع‌تر و دیدها عمیق‌تر گردد و هر چه درباره آن تحقیقات و مطالعات زیادی انجام گیرد، رموز و اسرار آن تجلی بیشتری نموده حقایق نوی از آ‌ن استکشاف می‌گردد.
از کتابی که از جانب خدای نامتناهی، برای هدایت بشر فرستاده شده است جز این انتظار نیست کتاب او باید بسان خود او «نامتناهی» و خصیصه مقام ربوبی را دارا باشد و در نمایاندن انتساب خود به مبدأ جهان به دلیل و برهان نیاز نداشته باشد و بسان خورشید دلیل خویش بوده و خود را نشان ‌دهد و محیط خود را روشن سازد.
پیامبر عالیقدر (ص) در سخنان خود، به خصیصه «نهایت ناپذیری» قرآن اشاره می‌کند و می‌فرماید: «ظاهره أنیق و باطنه عمیق لا تحصی عجائبه لا تبلی غرائبه» ؛(اصول کافی، کتاب القرآن/ ۵۹۱) [قرآن ظاهری زیبا و باطنی عمیق دارد، شگفتی‌های آن پایان نمی‌پذیرد و تازه‌های آن کهنه نمی‌شود.] امیر مؤمنان (ع) نیز در یکی از خطبه‌ها به این خصوصیت اشاره می‌کند و می‌فرماید: «سراجا لا تخبو توقده و بحرا لا یدرک قعره»؛ (نهج البلاغه عبده، ۲/۲۰۲) [قرآن مشعل فروزانی است که فروغ و تابش آن به خاموشی نمی‌گراید و دریای عمیقی است که فکر بشر به ژرفای آن نمی‌رسد].
این حقیقت امروز برای دانشمندان کاملا ملموس است و هر روز از قرآن، حقایق تازه‌تری را کشف می‌کنند و یکی از علل جاودانی بودن قرآن، همین است که در هر عصری دانشمندان جهان به فراخور دانش و اطلاعات خود، از آن بهره‌مند بوده‌اند و بهره‌رسانی و نور افشانی او به دوره و زمانی و به گروه و توده خاصی اختصاص نداشته است.
شخصی از امام هشتم ـ علی بن موسی الرضا (ع) ـ پرسید چرا قرآن پیوسته طراوت و تازگی دارد و انس و ممارست با قرآن و تلاوت و خواندن آن، مایه کهنگی آن نمی‌گردد؟ امام در پاسخ فرمود: «ان الله تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس، فهو فی کل زمان جدید و عند کل قوم غض إلی یوم القیامه». (تفسیر برهان،۱/۲۸) [برای اینکه خدا قرآن را برای زمان مخصوص و محدودی و یا گروه معینی نفرستاده است از این جهت قرآن در هر زمان و نزد تمام اقوام تا روز رستاخیز تازه است]. قرآن کتاب علوم طبیعی نیست و برای تدریس علوم و فنون زندگی که بشر به نیروی تفکر می‌تواند به آنها دست یابد، نیامده است و هرگز پیامبر اسلام برای این مبعوث نگردیده که علوم فیزیک و یا شیمی و یا دیگر مسائل ریاضی و نجومی و فلکی را به ما بیاموزد.
زیرا قرآن همانطور که خود را معرفی کرده است کتاب هدایت و تربیت است و هدف از نزول آن، رهبری بشر به سوی خدا و رستاخیز و به سوی فضایل اخلاقی و سجایای انسانی می‌باشد. از یک چنین کتاب نباید انتظار داشت که روش خیاطی و معماری به ما بیاموزد و درباره انواع بیماریها و داروهای آن و یا فرمولهای ریاضی و معادلات جبری سخن بگوید.
زیرا همه اینها از هدف یک کتاب تربیتی بیرون می‌باشد ولی با اعتراف به این مطلب، گاهی قرآن در ضمن رهبری بشر به مبدأ و معاد یا در میان سخن از قدرت بی پایان خدا، از آ فرینش پرده برداشته است که قبل از تحول اخیر علمی هیچکس از آن آگاه نبود و اسراری از جهان آفرینش را در خود منعکس کرده است که نمی‌توان آن را معلول تصادف و یا نتیجه اطلاعات زمان نزول قرآن دانست زیرا نمی‌توان یک چنین اطلاعات وسیع و گسترده از عالم خلقت را که ـ فقط دانشمندان عصر حاضر در پرتو آلات و ابزار علمی بر آنها دست یافته‌اند ـ معلول تصادف دانست و گفت که این مطالب، بی اختیار بر زبان گوینده قرآن جاری شده است.
همچنانکه نمی‌توان آن را اثر اطلاعات زمان دانست زیر زمان نزول قرآن از این علوم و اطلاعات اثری نبود بلکه چاره‌ای جز این نیست که بگوییم که آفریننده جهان این همه اطلاعات را در اختیار او نهاده است و از این طریق برگی زرین بر برگهای پر افتخار قرآن و تاریخ پیامبر اکرم (ص) افزوده می‌شود. آیة الله جعفر سبحانی،رسالت جهانی پیامبران و برهان رسالت (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۲/۱۰۰۱۰۹۸۱۹)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.