جایگاه حضرت مریم(س)-مقام حضرت آسیه(س) ۱۳۹۰/۰۶/۰۷ - ۱۰۵۴۵ بازدید

جایگاه و اوصاف حضرت مریم(س) و مسیح در اسلام و فرقه های مسیحیت و همچنین حضرت موسی و آسیه در فرقه های یهودیت را به طور کامل مقایسه و شرح دهید.

مسیحیت پروتستان انجیل لوقا ۲۸:۱ (( فرشته خداوند نزد او رفت و گفت: سلام بر تو، ای که بسیار مورد لطفی . خداوند با توست ))آیه ای که در بالا ملاحظه نمودید آغازگر مجادلات در مورد چرخه نجات در دوره نهضت اصلاحات دینی می باشد. در ادامه برای اشاره به جایگاه مریم در مسیحیت به این آیه باز میگردیم.
در بین اکثر الهیدانان مسیحی، کریگما یا همان روح حاکم بر کتب عهد جدید بر شخص عیسای قیام کرده تشکیل میدهد، لیکن بین فرقه های سنتی یعنی کاتولیک رومی و ارتودوکس شرقی با کلیساهای اصلاح شده در زمینه جایگاه مریم اختلاف فراوانی می باشد.
در تاریخ کلیسا ، پس از روی کار آمدن مباحث مسیح شناسی و تثبیت جنبه لاهوتی و ناسوتی عیسی مسیح، عنوان (مادر خدا) را به این بانو دادند و خطاب نمودن حضرت مریم به عنوان ، مادر خدا ، یکی از نشانه های ایمان ارتودوکس قلمداد شد به این دلیل که نمایانگر اعتقاد مسیحیان به الوهیت و انسانیت عیسی مسیح مینمود.
پس از سپری شدن چند قرن ویژگیهایی مانند لقاح مطهر یا بکارت را در کلیساهای کاتولیک رومی و ارتودوکس شرقی به مریم نسبت دادند لیکن کلیساهای اصلاح شده پروتستان بنابر دلایلی که در زیر خواهد آمد این ویژگی ها را برای این بانو قائل نیست.
پس از بارور شدن نهضت اصلاحات و تلاش فرهنگی ای که اومانیستهای عصر اصلاحات از خود نشان دادند از جمله اراسموس رتردامی ، مشخص شد که ترجمه وولگات کتاب مقدس که در آن زمان ترجمه رایج در کلیسا می بود، دارای اشتباهاتی در ترجمه اش می باشد و یکی از آن اشتباهات به آیه ای که در ابتدا آوردم مربوط می باشد.
در ترجمه وولگات متن آیه طوری ترجمه شده است که ( مریم ) را مخزن و منبع فیض معرفی می کند گویی که فیض از مریم تراوش می کند بدین سبب در الهیات کلیساهای کاتولیک رومی و ارتودوکس شرقی که بر مبنای ترجمه وولگات می باشد شاخه ای به نام ( مریم شناسی ) وجود دارد که به نقش و جایگاه مریم در اصول اعتقادی این کلیساها می پردازد
همانطور که ملاحظه نمودید اشتباه در ترجمه کتاب مقدس و مبنای الهیات قرار گرفتن آن ترجمه مسبب شکل گیری آموزه ای شد که از نظر پروتستانها جایی در کتاب مقدس ندارد زیرا در متن یونانی, مریم را شخصی معرفی می کند که فیض و لطف خداوند شامل حالش شده است.
بحثی که ترجمه این آیه به وجود می آورد بدین شکل می باشد. اگر بر طبق ترجمه وولگات, مریم مخزن فیض است و فیض از وی جاری می شود پس تکریم و دعا به مریم جز نیازهای دریافت نجات می باشد لیکن با توجه به ترجمه صحیح آیه که مریم را شخصی معرفی می کند که فیض خدا شامل حالش گردیده است, تکریم و دعا نمودن به این بانو در امر نجات و فیض جایگاهی در الهیات پروتستان که کار خود را با شعار( فقط کتاب مقدس ) شروع کرد طبعا نخواهد داشت.
توجه داشته باشید کلیساهای سنتی ای که ویژگیهای خاصی را بر حضرت مریم قائل می باشد به سنت کلیسا استناد می کنند لیکن مفهوم کارکردی واژه سنت در بین کلیساهای سنتی و پروتستان متفاوت می باشد.
مریم در متن اناجیل
در نظرگاه یهودی متی , مریم با توجه به نقش نامزدش یوسف معرفی می شود.
در نظرگاه انجیل مرقس که بر مبنای موعظه های پطرس رسول نوشته شده است در واقع مریم در مقابل ایمانداران قرار گرفته است ( باب۳ آیات ۳۳و۳۴ )
در نظرگاه جهانشمول انجیل لوقا دقیقتریت روایت در مورد مریم, مادر عیسی به چشم می خورد و در آنجا نیز تاکید بر شخص مریم نیست بلکه بر اراده خدا برای طفل مریم است.
در انجیل یوحنا از مریم تنها در هنگام مصلوب شدن عیسی سخن به میان می آید.
با توجه به عظمتی که اناجیل به مریم نداده اند جای سوال است که چرا هم اکنون در برخی محافل کلیسایی تکریم مریم و دعا به وی به عنوان شفیع و عاملی در چرخه نجات وجود دارد؟!
منابع:
مقدمه ای بر اصلاحات دینی, نشر دانشگاه ادیان و مذاهب قم
آیین کاتولیک – نشر دانشگاه ادیان و مذاهب قم
در آمدی بر الاهیات مسیحی . انتشارات روشن
تاریخ تفکر مسیحی , نشر فروزان
نظر اسلام راجع به حضرت مریم
حضرت مریم در بین اعتقادات مسلمانان و منابع آنها جایگاه بالایی دارد . طوری که یک سوره در قرآن به نام ایشان میباشد (سوره مریم نوزدهمین سوره قرآن و دارای ۹۸ آیه که در مکه بر پامبر اسلام نازل شد) گذشته از آن نام حضرت مریم ۳۴ بار در قرآن برده شده داستان حضرت مریم در قرآن مجید یکى از شگفت انگیزترین و جالبترین داستانهاى قرآنى است . ولادت او و سرگذشت مادرش و ماجراى حامله شدن خود وى که دوشیزه بود و آوردن پسرى به نام عیسى ( پیغمبر خدا)، داستانى شنیدنى و بى نظیر است که در قرآن مجید آمده است .
خداوند داستان آنان را به تفصیل در قرآن سوره مریم شرح داده است . اینک خلاصه آن داستان به موجب آیات سوره آل عمران و سوره مریم و تفسیر آن :
مادر مریم (حَنِّه) یا (حنا) سالها بود که با (عمران) از بزرگان و روحانیون محترم آل یعقوب ازدواج کرده بود ولى از او فرزندى نیاورد. مدتها گذشت اما انتظار او به جایى نرسید. سرانجام رو به درگاه خدا آورد و دست تضرع و التجا برداشت .
{زن عمران گفت : پروردگارا! من نذر کرده ام که آنچه را در شکم دارم (وقتى متولد شد) آزاد بگذارم (تا خدمتکار خانه تو باشد) پس تو این نذر را از من بپذیر که مى دانم شنوا و دانایى } (آل عمران ، آیه ۳۵ )
در آن روز بیت المقدس معروف به (هیکل) بود. ساختمان این معبد را حضرت داوود آغاز کرد و فرزندش سلیمان به اتمام رسانید. در کنار همین معبد بود که در دوران اسلامى (مسجد اقصى) یا (بیت المقدس) ساخته شد.
سرانجام ، دعاى مادر مریم که از بانوان پاک سرشت بود مستجاب شد و احساس کرد که آبستن شده است . به همین جهت وقتى وضع حمل کرد و دید که نوزاد دختر است و پسر نیست گفت : خداوندا! من که دختر زاییدم ؟! (چون منتظر پسر بود) ولى خدا بهتر مى دانست که آنچه زاییده بود چه دختر پاک سرشتى است . مادر مریم پنداشت که براى خدمت در خانه خدا، پسر به مانند دختر نیست از این رو گفت : {من او را مریم نامیدم و او و فرزندش را از شرّ شیطان مطرود در پناه تو قرار دادم} (سوره آل عمران آیه ۳۶)
مادر مریم مى دید که باید به نذر خود عمل کند. با اینکه مریم دختر بود او را به عنوان (دختر عابده ) تقدیم خانه خدا کرد.
خدا هم مریم را به وجهى نیکو قبول کرد و به خوبى پرورش داد و چون پدر مریم پیش از ولادت او از دنیا رفته بود از این رو مادرش او را که طفلى خردسال بود آورد و به متولیان خانه خدا سپرد تا نذر او را براى خدمتگزارى خانه خدا بپذیرند.
متولیان بیت المقدس که از بزرگان و روحانیون عالى مقام بنى اسرائیل بودند بر سر کفالت مریم با هم به نزاع پرداختند. سرانجام تصمیم گرفتند قلمهاى خود را به آب اندازند تا قلم هر کدام به روى آب آمد، به حکم قرعه کفالت مریم دختر عمران مرد نامى و محترم شهر، با او باشد و این افتخار در خانه خدا نصیب او گردد.
کودکی حضرت مریمدر آن میان تمام قلمها به زیر آب رفت و تنها قلم زکریا به روى آب آمد. بدینگونه زکریا(که شوهرخاله مریم بود)کفالت و سرپرستى اورابه عهده گرفت .
در بیت المقدس اطاقکى در جاى بلندى در اختیار مریم نهادند و زکریا به مراقبت از وى همّت گماشت .
با اینکه غذا و مایحتاج مریم به عهده زکریا بود، مع الوصف (چند بار زکریا سر زده به دیدن مریم آمد و دید که غذاى بهشتى در مقابل مریم نهاده اند) و او مشغول خوردن آن است !
{ زکریا گفت : اى مریم ! این غذا را از کجا براى تو آورده اند؟ مریم گفت : آن را از جانب خدا آورده اند، خدا به هر کس بخواهد بى حساب روزى مى دهد} (آل عمران ، آیه ۳۷ )
زکریا متوجه شد که مریم سخت مورد لطف و عنایت خداست . مریم سالها در خانه امن خدا و تحت کفالت و نظارت حضرت زکریا پیغمبر خدا به سر برد. او هم اکنون دخترى بالغ است و با قد کشیده واز نظر ظاهر و باطن بهترین دختران عصر مى باشد. او در همان بلندى در اطاقک خود به سر مى برد، در اوقاتى که مردان بیرون مى رفتند پایین مى آمد و مشغول جاروب کردن خانه خدا و گردگیرى نقاط آن مى شد.
روزى در اطاقک خود نشسته بود که {فرشتگان آمدند و به وى گفتند: اى مریم ! فرمانبردار خدا باش و سجده کن و با خاضعان در پیشگاه خدا خضوع کن} (آل عمران ، آیه ۴۳)
روز دیگر باز فرشتگان نازل شدند و گفتند: {اى مریم ! خدا تو را بشارت مى دهد به مولودى که نامش مسیح عیسى بن مریم است و در دنیا و آخرت آبرومند خواهد بود و از مقربان الهى است} (آل عمران ، آیه ۴۵)
{او در گهواره مانند روزى که بزرگ خواهد شد، با مردم سخن خواهد گفت ، و یکى از بندگان شایسته خداوند مى باشد}.( آل عمران ، آیه ۴۶)
{مریم گفت : خدایا! چگونه ممکن است من صاحب پسرى شوم و حال آنکه بشرى با من تماس نگرفته است . فرشته گفت : با این وصف خدا این کار را خواهد کرد و آنچه را بخواهد مى آفریند. وقتى خدا فرمانى صادر کند (و چیزى را اراده نماید) همینکه بگوید: بشو، مى شود} (آل عمران ، آیه ۴۷)
دنباله داستان را در سوره مریم بخوانید که خداوند ماجراى حامله شدن مریم دوشیزه نمونه و پاک سرشت عصر را شرح مى دهد: {اى پیغمبر! به یادآور داستان مریم را هنگامى که از کسانش کناره گرفت و به نقطه اى در مشرق جایگاه خود رفت در آنجا او پرده اى کشید و دور از چشم آنها مشغول آبتنى شد.
درست در همین هنگام ما روح القدس را به سوى او فرستادیم . روح القدس ‍ مانند انسانى معتدل و خوش ترکیب در مقابل او مجسم شد. چون مریم آن انسان زیبا و خوش قامت را دید، گفت : من به خدا پناه مى برم و ازاو مى خواهم که توازاوبترسى و مردى پارساباشى و گمان بددرباره من نبرى !
روح القدس فرشته الهى گفت : نه ، من بشر نیستم ، من فرستاده خداى تواءم و آمده ام تا از جانب خدا کودکى پاک سرشت به تو موهبت کنم .
مریم گفت : چگونه ممکن است من بچه اى داشته باشم و حال آنکه بشرى با من تماس نگرفته است و زناکار هم نبوده ام ؟
فرشته گفت : با این وصف خداوند اراده کرده است که این کار جامه عمل بپوشد. فرشته افزود خدایت مى گوید این کار براى من که خداى تو هستم آسان است (و مسئله مشکلى نیست ) ما او را نشانه اى از قدرت نمایى خود براى مردم قرار مى دهیم و رحمتى از جانب خود مى دانیم و در هر صورت باید بدانى که این کار انجام گرفته است } (مریم ،آیه ۲۲-۱۶)
با همین تجسم روح القدس در مقابل مریم که دوشیزه اى باوقار و جوان و در آن لحظه با بدن لخت مشغول آبتنى بود و گفتگویى که میان او و فرشته الهى رد و بدل شد، مریم که خود را برهنه و در یک قدمى جوانى زیبا و متناسب مى دید، تکان سختى خورد و حالت قاعدگى پیدا کرد.
همین معنا موجب شد که به طرز اسرارآمیزى و برخلاف موازین طبیعى و دانش طبیعى و فقط با اراده و خواست الهى آبستن شود. چیزى که براى نخستین بار اتفاق مى افتاد و بعد از او هم در جهان اتفاق نیفتاده است . این فقط یک معجزه بود و خواست خداوند؛ زیرا اراده خداوند بالاتر از موازین طبیعى و قوانین علمى و محاسبات ماست .
مریم با روح و اراده خداوند حامله شد و همین احساس حاملگى او را به محل دورى کشاند. در آنجا درد زاییدن به سراغ او آمد و به درخت نخلى پناه برد.
او که مى دید دوشیزه اى دست نخورده آبستن شده است و یک لحظه دیگر وضع حمل مى کند بقدرى هراسان شد که گفت : {اى کاش ! پیش از این واقعه مرده بودم و از خاطره ها فراموش شده بودم . درست در همین هنگام از زیر درخت نخلى خشکیده صدایى آمد که : اى مریم ! غمگین مباش ! خدایت از زیر پایت چشمه آبى جارى ساخته است و این را نشانه لطف خود درباره تو قرار داده است .
اى مریم ! شاخه درخت نخل را (که سبز و بارور شده است ) تکان ده تا رطب تازه فرو افتد. سپس از آن رطب تازه بخور و چشمت روشن باشد. اگر پس از وضع حمل بدخواهان یهود زاییدن و بچه دار شدن تو را بهانه کردند و دیدى که درباره آن سؤ ال مى کنند، به آنان بگو: من براى خدا نذر کرده ام روزه بگیرم ، بنابراین با کسى سخن نمى گویم} (مریم ، آیه ۲۷-۲۲)
به دنبال آن ، مریم زایید و عیسى نوزاد زیباى خود را پاک و پاکیزه و پیچیده در قنداق ، در بغل گرفت و به میان قوم آمد، شهرى که این ماجرا در آن به وقوع پیوست (ناصره) واقع در فلسطین بود که امروز هم هست و به زادگاه حضرت عیسى معروف است . چون عیسى در (ناصره) متولد شد، خود او را (عیساى ناصرى) مى گفتند و به همین علت هم پیروانش را (نصرانى) یا (نصارا) مى خوانند.
ملامت حضرت مریم توسط قومشمریم که خود از اولاد یعقوب یعنى دودمان بنى اسرائیل و قوم یهود بود، همینکه با آن کیفیت و حال و وضع ، نوزاد را به بغل گرفته و به میان قوم خود آورد، گفتند:{ اى خواهر هارون ! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت سابقه بدکارى داشته است تو که دختر هستى این بچه را از کجا آورده اى ؟ مریم با الهام غیبى اشاره به نوزاد کرد که از خود وى جویا شوید. گفتند: چگونه با نوزادى که در گهواره (قنداق ) است سخن بگوییم ؟}( مریم ، آیه ۲۷-۲۲)
در هیمن لحظه عیسى نوزاد گفت : {من بنده خدایم و (معانى ) کتاب آسمانى به من داده شده و خدا مرا پیغمبر نموده است و هر جا باشم پر برکت قرار داده و سفارش کرده است که تا زنده ام نمازگزارم و زکات بدهم . و سفارش کرده است که نسبت به مادرم نیکوکار باشم و ستمگر و سنگدل نباشم .
درود بر من روزى که متولد شدم و روزى که مى میرم و روزى که زنده مى شوم}
خداوند شخصیت مریم را در آیه آخر سوره تحریم بدینگونه بازگو مى فرماید:{مریم دختر عمران نمونه کامل یک فرد با ایمان بود.رحمش پاک و ما روح خود را در آن دمیدیم . او سخنان خداى خود و کتب او را تصدیق داشت و شخصا نیز از بندگان فرمانبردار خداوندبود}
از پیامبر اکرم (ص ) سؤال شد، معناى بتول چیست ، اینکه از شما شنیده ایم که مریم (ع ) و فاطمه (ع ) بتول بوده اند؟ رسول خدا(ص ) در جواب فرمود: (بتول) آن زنى را مى گویند که هرگز آثار حیض و نفاس معمول زنانه در او مشاهده نشود، زیرا حالت حیض شدن در دختر پیغمبران مکروه میباشد.
عیسى بن زید میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که : فاطمه (س ) بدین علت محدثه نامیده شده است که ملائکه از آسمان فرود مى آمدند و او را ندا مى کردند، چنانکه مریم فرزند عمران را ندا میکردند.
در حدیث مشهوری از ائمه شیعه نقل شده که : در میان تمام زنان جهان در طول دوران هستى فقط چهار زن توانستند به مقامات بسیار والایى نایل شوند - حضرت مریم و حضرت خدیجه و آسیه همسر فرعون و حضرت فاطمه (س).
خلاصه :
حضرت مریم شخصیت مهم و شناخته شده ای است طوری که تمام ادیان ابراهیمی او را می شناسند . در بین این ادیان اسلام نظر بسیار ویژه ای نسبت به ایشان دارد طوری که در مقایسه با نظر دیگر دین ها متوجه میشویم که آنها چه تهمت هایی به این انسان شریف و معصوم زده اند .
آیات و روایات زیادی در قرآن و کلام امامان شیعه درباره حضرت مریم وجود دارد که به علت قوانینی که مدیریت برای هر مقاله گذاشته مجبور شدیم به چند نکته از آن اشاره کنیم.
منابع :
قران- تفسیر طبرى ، ج ۳ ص ۱۸۰- اصابه ، ج ۴ ص ۳۶۶- استیعاب ، ج ۲ ص ۷۲۰ و ۷۵۰- البدایة و النهایة ، ج ۲ ص ۶۱- مشکل الاثار، ج ۱ ص ۴۸- تفسیر بغوى ، ج ۱- کفایة الطالب ، ص ۲۱۸- مناقب ابن مغازلى ، ص ۳۶۳- سیر اعلام النبلاء، ج ۲ ص ۱۲۷- المعجم الکبیر، ج ۲۳ ص ۷- تاریخ ذهبى ، ج ۳ ص ۴۶- مناقب آل ابى طالب ، ج ۳ ص ۳۲۲- کشف الغمة ، ج ۱ ص ۴۵۰- مستدرک حاکم ، ج ۳ ص ۱۸۵-۶۶۵ پرسش و پاسخ (در محضر علاّمه طباطبائى قدس سره) جمع آوری از : محمد حسین رخشاد- ببحار، ج ۴۳ ص ۳۱- ارشاد اهل القبله، صفحه ۳۰- علل الشرایع
زندگی آسیه:
آسیه دختر مزاحم بن عبید بن ریان بن ولید از فرزندان ونسل پیامبران واز قوم بنی اسرائیل است ،ودرسال ۳۸۲۸فرعون مصر به نام « رامسیس » اورا به زنی گرفت، ودختری به نام «انیسا» به دنیا آورد و چون این دختر،علیل و بیمار غیر قابل علاج بود،با مالیدن آب دهان موسی درهمان دوران کودکی به وی ، او را بهبود بخشیدند.
آسیه هم زمان با جادوگران فرعون که دریک صحنه سیاسی واجتماعی صورت گرفت با دیدن معجزات حضرت موسی ایمان آورد،و پس از تحمل شکنجه های سنگین به شهادت رسید.۱

شخصیت آسیه:
اگر کسی شخصیت سیاسی ودنیوی واجتماعی آسیه را در ذهن خویش تصور نماید ، وبداند که او همسر کسی بود که ادعای خدایی داشت و تمام زرق وبرقهای مصر پهناور ومردم آن سامان در اختیار او بودمتوجه می گردد که وی چگونه خود را در برابر آن همه عوامل مادی نباخت و با این وضع ، وی از نظر ایمانی کسی شد که خانه اوپناه مستمندان و مؤمنین بود! و با اخلاص تمام درنهان به بندگی خدا می پرداخت ، و اززنان ممتاز جهان به شمار می آمد.
آسیه زنی است که در صحنه های خاص مورد عنایت خداوند قرار گرفته واو را مادر مؤمنین لقب داده ، و رسول گرامی اسلام وی را در ردیف فاطمه وخدیجه ومریم بهترین زنان اهل بهشت خوانده است.۲
همسر فرعون بدون اینکه تحت هدایت پیامبری از پیامبران الهی قرار گیرد،باهدایت فطری خویش نهایت خلوص را به نمایش می گذارد وشخصیتی از برای خویش ترسیم می کند که او را به صورت الگوواسوه مؤمنان درمی آورد.
خداوند برای تمامی کسانی که ایمان آورده اند ، بدون دخالت جنسیت آنان ،همسر فرعون را مثال می آورد تا نشان دهد که رستگاری تنها منوط به ایمان خالص به خدا ورسول و حسن اطاعت از پروردگار است واتصال وخویشاوندی با طاغیان و مستکبران هرگز نمی تواند به حال کسی که ایمان آورده است ضرری زند.۳
آری اوریشه پاک داشت، واز نسل پاک به وجود آمد، و بزرگترین افتخارش این بود که از اولاد پیامبران بود ، ودرنهان ایمان خود را حفظ کرده بود، واز دیدن معجزات موسی به وی نیز ایمان آورد ، ودر راه ایمان و عقیده به شهادت رسید.۴

ایمان آسیه:
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم ):
ثلاثة لم یکفروا بالوحی طرفةعین؛مؤمن آل یس و علی بن ابیطالب وآسیه إمرأة فرعون ۵
سه نفر هرگز نسبت به وحی کافر نبوده اند ،آن سه نفر عبارتند از : مؤمن آل یس ،علی بن ابی طالب ،وآسیه

همسر فرعون .
براین اساس ، آسیه حتی قبل ازنبوت حضرت موسی به خدای یگانه ایمان داشته است. او تنها فرد مؤمن ویکتا پرست از خانواده فرعون است که بر شریعت حضرت ابراهیم استوار بوده است. وی درعین اینکه موحد بود ،ولی ایمان خود را مخفی می کرد .
اوبه خدای یگانه ایمان داشت و مخفیانه معبود واقعی خود را پرستش می کرد.اگر چه در کاخ فرعون زندگی می کرد، ولی هیچ سنخیتی با آنان نداشت.بر خلاف نظرکسانی که علت خداجویی رانیاز میدانند،اوهیچ گونه نیازی نداشت واگر اراده می کرد،تمام ذخایر مصر را دراختیار اوقرار می گرفت .وی ملکه مصراست وهر خواسته اش برآورده شده .
آری او تنها یک نیاز داشت وآن هم عبادت بود از محیطی که بتواند به راحتی در آن محیط عقیده وایمان خود را اظهار کند وبه عبادت خدای یگانه بپردازد.۶
اما در این که چه زمانی آسیه ایمان خود را به نبوت موسی اظهار کرد،اختلاف نظر وجود دارد برخی گفته اند : وقتی که عجز و ناتوانی ساحران درمقابل معجزه موسی را مشاهده کرد،ایمان به نبوت آن حضرت را اظهار کرد وفرعون نیز بارها او را نهی کرد، اما او دست از اعتقادش برنداشت.۷
برخی نیزگفته اند،آرایشگر دختر فرعون به خدای یگانه ونبوت موسی ایمان داشت ، ولی ایمان خود را مخفی می کرد، روزی شانه از دستش افتاد و نا خود آگاه نام خدا را بر زبان آورد . دختر فرعون گفت: منظورت از خدا پدرم فرعون می باشد؟ اودرجواب گفت : منظورم خدای ما وخدای پدرت می باشد. جریان ایمان اوبه فرعون گزارش داده شد ،فرعون دستور داد تا او را به طرز فجیعی به شهادت برسانند . آسیه که شاهد شهادت او بود ، دید که ملائکه روح او را به طرف آسمان بالا بردند. دراین جا ایمان واعتقادش به یقین رسید و ایمان به نبوت موسی را اظهار کرد.۸

اسوه بودن آسیه:
در تعلیل اسوه بودن این زن، خداوند متن دعای اورانقل می کند ، دعایی که خود ترسیمی جامع از نهایت عبودیت زنی است که دربالاترین بهره وری دنیوی بوده است.اما منزلتهای ظاهری نه تنها او را مانند شوهرش نفریفته ، بلکه از تمامی آنان ، آنچنان چشم پوشیده وبر منزلت درجوار رحمت حق چشم دوخته است که گویی نفرت از استکبار در او ریشه ای عمیق دارد. جمله ای که او در آرزومندی برای قرب به خداوند ادا می کند ، شایسته دقت بسیار است .
وی می گوید: «ای پروردگار من ، نزد خودت از برای من در بهشت خانه ای بساز» اول اینکه با کلمه (رب) ، که نشانه احساس قرب بنده به پروردگار خویش است ، آغاز می کند به کار بردن قید عندک (نزد خودت) قبل از بیان خواسته خویش ، نشانگر این است که قرب الهی برای او مسئله اصلی و خواست اساسی او بوده است.اصل برای او « قرب عندالله » بوده است ،جایگاهی که نه قابل وصف است و نه عقل انسان قادراست آن را درک کند.۹
با این جملات نهایت رشد و ارتقای اوبه ترسیم کشیده می شود واز این روست که پیامبرفرمود «قسم به کسی که به اوقسم یاد می کنند، اگر فرعون نیز اقرار می کرد که موسی برای او « روشنی چشم » است ، همانگونه که همسرش چنین اقرار کرد (گفت)،خداوند اورا نیز هدایت می کرد ، همانگونه که همسرش را هدایت کرد ولیکن فرعون به سبب شقاوتی که خداوند بر او نوشته بود (ازاین اقرار) خود داری کرد » ۱۰

فضایل آسیه:
الف: آسیه در قرآن
در قرآن مجید حداقل در دوجا به نام و نقش آسیه اشاره شده ، یکی از آنها در سوره قصص آیه ۹ است که در رابطه با شفاعت از موسی بن عمران است که هنگام گرفتن وی از آب، فرعون خواست موسی را بکشد، ولی آسیه گفت:
وقالت امرئت فرعون قرّت عین لی ولک لا تقتلوه عسی أن ینفعنا اونتخذه ولدا ...
او را نکش ، او نور دیده برای من و تواست ، او به ما فایده می بخشد ، و ما وی را به فرزندی می گزینیم .
مورد دوم در سوره تحریم آیه ۱۱ است که فرعون برای بازگرداندن آسیه از ایمان به آیین موسی ، وی را زیر شکنجه گرفته بود،و او ازخدا می خواست که خداوند ، او را از اهل بهشت قرار داده واز عذاب وشکنجه فرعون و ستمگران دیگرنجات دهد. ۱۱
« وضرب الله مثلاً للذین آمنوا امرأت فرعون اذ قالت رب ابن لی عند ک بیتاً فی الجنة ونجنی من فرعون ...»

ب: آسیه در روایات
۱. آسیه شاخص صبر
پیامبر اسلام (صل الله علیه و اله وسلم) آسیه را ، برای زنان صابر ، شاخص صبر واستقامت قرار داده ، فرموده است : هرگاه زنی در مقابل اخلاق و رفتار ناپسند شوهرش بسیار صبور و شکیبا باشد؛ به گونه ای که اگر نتوانست دراو اثر بگذارد ، حداقل تابع اعمال نا شایست و کج رویهای او نباشد ، خداوند اجر و پاداشی همانند اجر و پاداش آسیه به او خواهد داد.
....من صبر علی سوء خلق زوجها اعطاها مثل ثواب آسیة بنت مزاحم ۱۲

۲. زنی که پیامبر به او سلام می رساند .
آسیه زنی است که پیامبر اکرم به او سلام رساند و حامل این سلام پیامبر ، خدیجه کبری بود؛ سلامی که سراسر برکت ورحمت است .
معاذ بن جبل ـاز اصحاب پیامبر اسلام (صل الله علیه واله وسلم) می گوید: حضرت خدیجه (سلام الله علیها ) در بسترمرگ بود. پیامبر به ایشان فرمود: ای خدیجه ، گویا از سختی قرار گرفتن در بستر مرگ ناراحتی ، و حال آنکه خداوند در سختیها خیر کثیر قرار داده است . ای خدیجه ، هنگامی که به سرای جاوید رسیدی وبر هورهای خود واردشدی ، سلام مرابه آنان برسان ! خدیجه پرسید : ای رسول خدا !منظورت چه کسانی است؟ فرمود : آسیه ، مریم ، و حلیمه خواهر موسی ۱۳

۳. آسیه همنشین خدیجه وفاطمه دربهشت
یکی دیگر از افتخارات این بانوی بزرگ آن است که وی دربهشت ، همنشین خدیجه و فاطمه است .
امام صادق می فرمایند: هنگامی که حضرت خدیجه از دنیا رفت، فاطمه گرد پدرش رسول الله می گردید ومداوم می گفت مادرم کجاست !جبرئیل نازل شد وبه پیامبر گفت : به فاطمه بگو ، مادرت درخانه ای از مروارید قرار دارد که غرفه هایش از طلا و ستونهایش از یاقوت سرخ است.اوبین حضرت آسیه ومریم جای دارد....۱۴

ج: مقام آسیه در قیامت
آسیه،چنان مقام ومنزلتی نزد خداوند دارد که بهشت آرزوی دیدار او را دارد.
پیامبر اسلام می فرماید : بهشت مشتاق دیدار۴ زن است، مریم دختر عمران ، آسیه دختر مزاحم ، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد.۱۵
آسیه از برجسته ترین وبا فضیلت ترین زنان اهل بهشت است. ۱۶
بالاترازاین ها ، او زن برگزیده خداوند است که مشمول عنایت خاص حضرت حق شده است .
پیامبر گرامی اسلام می فرماید : خداوند تبارک وتعالی از هریک از کلام ، ملائکه ، انبیاء ـ ایام ، اماکن وزنان چهار فرد را انتخاب کرده است .آن چهارفرد که از زنان برگزیده شده اند عبارتند از : مریم دختر عمران ، آسیه دختر مزاحم ، فاطمه زهرا وخدیجه دخترخویلد.۱۷

د: مقایسه آسیه با زنان دیگر
اگر خداوند کریم زمانی حضرت مریم را مأمور دفاع و حفظ حجت خود، حضرت عیسی میکند ، اگر خدیجه را آفرید تا ثروت خود را به پای محمد صلی الله علیه و آله وسلم ) بریزد ودر سخت ترین شرایط یار ویاور اوباشد .
اگر فاطمه پا به عرصه گیتی گذارد ،تا غم واندوه جانکاه علی را به جان بخرد وتسکین دهنده آلام تنهایی وغربت اوباشد .
آسیه نیزمأموریتی خدایی دارد که موسی را چونان جان شیرین حفظ و حراست کند تا روزی بتواند پایه های استبداد واستکبار فرعون را درهم ریزد و امتی را از ظلم و بیداد نجات دهد.۱۸
همچنین قرآن کریم آسیه و همسران لوط و نوح رابا هم مقایسه می کند و می فرماید : زنان لوط و نوح علی رغم این که در خانه نبوت بودند وبا پیامبران خدا مصاحبت ومعاشرت داشتند ،به خدای یگانه کفر ورزیدند و گمراه شدند. درمقابل آسیه زنی است که همسر فرعون است و درمحیطی زندگی می کند که همه اش کفر و ظلم و بیداد است ،ولی تحت تأثیر همسر و محیط قرار نگرفت وبه خدای یگانه ونبوت موسی ایمان آورد.۱۹

هـ : کیفیت شهادت آسیه
درکیفیت شهادت اوگفته شده که آن بانوی مقاوم و صبور در گرمای خورشید شکنجه می شد ، خداوند ملائکه را مأمور کرد تا بر او سایه افکندند و قبل از اینکه روح از بدنش خارج شود ، جایگاه خود را دربهشت مشاهده کرد ولبخند رضایتی بر لبانش نشست . فرعون که قلب سیاه و فکرقاصرش قدرت درک این مسائل را نداشت گفت : نگفتم که او دیوانه شده.۲۰
برحسب نقل دیگری، فرعون دستور داد تا قصابی پوست آسیه را زنده زنده از بدنش جدا کرده ، سرش را برید.وقتی قصاب شروع به این کار کر د، سکنه عالم بالا به جزع وفزع در آمدند وبرحالت آسیه ناراحت شدند واز خداوند متعال خواستند که او را نجات دهد. خداوند حلیم به آنان خطاب کرده و فرمود آسیه کنیزمن است ومشتاق لقای مولایش شده است. ببینید که در حال احتضار چه می گوید؟ چون ملائکه توجه کردند ، شنیدند که اومی گفت « رب ابن لی بیتاً ...»
می توان گفت که آسیه « سیدة الشهیدات»است ،زیرا هیچ یک ازآن سه بانوی دیگر ، که پیامبر اکرم می فرمایند به کمال رسیده اند وبرترین زنان اهل بهشت اند، مانند آسیه لحظات سختی را زیر شکنجه به سر نبرده اند وبه شهادت برسند. تنها این بانوی صبوراست که گفته شده ملائکه ، هنگام مشاهده او در زیر شکنجه سخت فرعون، به حال اوگریه کرده اند.۲۱

آسیه از منظر علامه طباطبائی:
علامه طبا طبائی درتوصیف عبودیت آسیه می گوید:
وقتی ایمان کسی کامل شد ظاهر و باطنش هماهنگ وقلب وزبانش هم آواز می شود . چنین کسی نمی گوید مگر آنچه را می کند و نمی کند مگرآنچه را می گوید ودر دل آرزوئی نمی پروراند و درزبان درخواست آن را نمی کند مگر همان چیزی را که باعمل خودآن را می جوید و چون خدای تعالی در خلال تمثیل حال این بانو واشاره به منزلت خاصه ای که درعبودیت داشت دعایی را نقل می کند که اوبه زبان راند«رب ابن لی عندک بیتاً فی الجنة ...» این دعای او عنوان جامعی برای عبودیت اوست.۲۲
آری همسر فرعون از لذات و تجملات زندگی مادی چشم پوشید و بودن در جوار پروردگار خودرا آرزو نمود و خداوند برای مؤمنین او را اسوه ایمان معرفی نمود واومی تواند بهترین اسوه برای مؤمنات و پویندگان راه حق باشد.

پی نوشت:
۱- علی اکبر ،بابا زاده :سیمای زنان در قرآن ، ص۱۰۸
۲- همان ، ص۱۰۹
۳- منیر، گرجی، ص۸۷
۴- ناصر ، مکارم شیرازی : تفسیر نمونه،تهران ، دارالکتب اسلامیة ، ۱۳۶۶،ج۲۴،ص۳۰۲
۵- مومن آل یس-حبیب نجار-کسی است که اولین بار با فرستادگان حضرت عیسی در شهر انطاکیه روبه رو میشود وپس از مشاهده معجزاتی از انها،ایمان آوردوازمردم و حاکم آن شهر که بت پرست بودند خواست که از آن فرستادگان پیروی کنند،داستان سوره یس درباره اووفرستادگان میباشد.(تفسیر المیزان،ذیل سوره یس آیه ۲۰)
۶- رک: علی ، جلالوند :آسیه : الگوی مقاومت ، قم ، انتشارات نورالسجاد، ۱۳۸۰،ص۶۷-۶۴
۷- ناصر ، مکارم شیرازی ،همان، ج۲۴،ص۲۰۳،(استفاده از CDجامع الاحادیث)
۸- عزالدین،ابن اثیر: تاریخ کامل ، برگردان: حسین روحانی،تهران،انتشارات اساطیر ، چاپ دوم،۱۳۷۴،ج۱،ص۱۲۶.
۹- منیر گرجی : ص۸۸
۱۰- همان ،ص۸۹
۱۱- علی اکبر ، بابا زاده ، سیمای زنان در قرآن ، ص۱۰۷
۱۲- رک: محمدتقی ،مجلسی : همان ، ج۱۰۳،ص۲۴۷،(استفاده ازCDجامع الاحادیث)
۱۳- همان، ج۱۶،ص۱،(استفاده ازCDجامع الاحادیث)
۱۴- همان، ج۸،ص۵۳،(استفاده ازCD جامع الاحادیث)
۱۵- همان، ج۴۳،ص۵۳،(استفاده ازCDجامع الاحادیث)
۱۶- همان ،ج ۸،ص۱۷۸،(استفاده ازCDجامع الاحادیث)
۱۷- رک:علی جلالوند: همان، ص۷۵-۷۴
۱۸- علی جلالوند، ص۷۵
۱۹- همان ، ص۷۶
۲۰- رک: عباس ،قمی :سفینة البحار،ج ۱،ص۹۲
۲۱- علی، جلالوند، ص۹۴،همان
۲۲- محمد حسین ،طباطبائی : المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، بی جا، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ۱۳۶۳،ج۱۹،ص۶۹۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.