جایگاه و اهمیت دعا و توجه به خداوند ۱۳۹۱/۵/۱۰ - ۸۲ بازدید

جایگاه و اهمیت دعا و توجه به خداوند
ارکان دعا

آیت الله حسن ممدوحی
ارکان دعا
یکی از نکته های بسیار ظریف در آیه کریمه(الاسراء) این است که به سه رکن اساسی دعا اشاره فرموده است:

جایگاه و اهمیت دعا و توجه به خداوند
ارکان دعا

آیت الله حسن ممدوحی
ارکان دعا
یکی از نکته های بسیار ظریف در آیه کریمه(الاسراء) این است که به سه رکن اساسی دعا اشاره فرموده است:
رکن اول: جاذبه بین داعی و مدعو (دعاکننده و مخاطب دعا) است که همان حالت دعا و ارتباط معنوی بین خالق و مخلوق می باشد.
رکن دوم: شخص دعاکننده است که باید این حالت در او یافت شود؛ یعنی دعاکننده باید به راستی خواهان و طالب باشد، چرا که- همان طور که در مباحث قبل گفته شد- باید زبان سر، ترجمان زبان دل باشد و لذا قلب لاهی (بازیگر) و ساهی (غافل) نمی تواند داعی باشد.
رکن سوم: مسئله مدعو است؛ یعنی انسان بداند که در دعا با چه کسی محشور است، خدای خود را بشناسد و دیگری را یار و شریک او قرار ندهد.
اکنون هر یک از این ارکان را به طور مبسوط مورد بررسی قرار می دهیم، تا با بصیرت بیشتری به آیین دعا بگرویم و بهتر بتوانیم از این گنجینه عالم غیب که به عالم شهادت آمده و در دستور کار بندگان قرار گرفته، استفاده ببریم.
رکن اول: جاذبه معنوی
یکی از نعمت های بزرگی که خداوند متعال به بندگان عطا فرموده، حال عظیم دعاست که در روایات نیز مورد تاکید واقع شده است.
۱-در روایتی آمده است:
من أعطی الدعاء، أعطی الاجابه ؛۱
به کسی از شما که توفیق دعا عنایت شده است، اجابت نیز عنایت شده است.
۲-شیعه و سنی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده اند که فرمود:
الدعاء سلاح المومن؛۲
دعا، اسلحه مؤمن است.
۳-نیز به نقل از پیامبر اکرم(ص) آمده است:
لایرد القضاء الا الدعاء؛۳
قضای الهی را چیزی جز دعا برنمی گرداند.
۴-امام صادق(ع) فرموده است:
الدعاء یرد القضاء بعد ما أبرم ابراماً، فاکثر من الدعاء، فانه مفتاح کل رحمه ، و نجاح کل حاجه ، و لا ینال ما عندالله- عزوجل- الا بالدعاء، و لیس باب یکثر قرعه الا یوشک أن یفتح لصاحبه؛۴
دعا، قضای الهی را برمی گرداند بعد از آن که قطعی شده باشد، پس بسیار دعا کن که دعا کلید رحمت و رسیدن به حاجت است. شما به آنچه که در نزد خدا است نمی رسید، مگر با دعا و هر که دری را بکوبد، صاحب خانه در را باز خواهد کرد.
۵-در نهج البلاغه، در ضمن سفارش های حضرت امیر مؤمنان(ع) به امام حسن(ع) آمده است:
ثم جعل فی یدیک مفتاتیح خزائنه، بما أذن لک فیه من مسالته، فمتی شئت استفتحت بالدعاء أبواب نعمته، و استمطرت شآبیب رحمته؛۵
آن گاه خداوند کلید خزاین خود را در دستان تو قرار داد و به تو اجازه داد که از او درخواست نمایی. پس هر زمان که بخواهی می توانی با دعا درهای نعمت الهی را به روی خود باز کنی و باران رحمت الهی را بر خود فرود آری!
۶-امام سجاد(ع) می فرماید:
الحمدلله الذی أنادیه کلما شئت لحاجتی، و أخلو به حیث شئت لسری بغیر شفیع، فیقضی لی حاجتی؛۶
سپاس خدایی را که هرگاه حاجتی داشتم، او را خواندم و بدون هیچ واسطه ای، در خلوت، سر خود را با او بازگو کردم و او نیز نیاز مرا برطرف ساخت.
بنابراین، دعا برکت عظیمی است که حضرت رب متعال- جل و علا- به بندگان خود عنایت نموده و گنجینه ای است که در معرض انتخاب آنان قرار داده است. اگر این توفیق نصیب کسی شد و موفق به دعا شد، غنیمتی پربها یافته است که شکرانه بسیار می طلبد؛ یعنی دعا با قطع نظر از اجابت آن و نتایج فوق العاده ای که بر آن مترتب است، فضیلتی بس بزرگ است. در دعای صباح آمده است:
الهی. ان لم تبتدئنی الرحمه منک بحسن التوفیق، فمن السالک بی الیک فی واضح الطریق؛ ۷
پروردگار من! اگر تو ابتدائاً رحمت خود را به واسطه توفیق زیبایت نازل نفرموده بودی، چه کسی می توانست مرا به سوی تو راهنمایی کند؟!
هم چنین در دعای عرفه امام حسین(ع) آمده است:
الهی، اطلبنی برحمتک حتی أصل الیک، و اجدبنی بمنک حتی أقبل علیک؛۸
خدایا! مرا به رحمت خود بطلب تا به تو بپیوندم و با منت خود مرا مجذوب بدار تا به تو روی آورم.
زیرا چه بسیار اتفاق می افتد که انسان در گرفتاری ها و پیشامدهای ناگوار دست به هر کاری می زند و به هر وسیله ای تمسک می جوید، ولی از توفیق حضور در این مرتبه برتر غافل است، حال آن که راهی که به نجات از گرفتاری می انجامد منحصراً دعاست؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید:
علیک بالدعاء فانه شفاء من کل داء؛۹
دعا، مایه بهبودی از هر درد و بیماری است.
هم چنین می فرماید:
الدعاء أنفذ من السنان الحدید؛ ۰۱
دعا، نافذتر از نیزه آهنین است.
از این رو، پس از تکاپوی بسیار و تحمل مصیبت ها و گرفتاری ها و درک این معنا که از هیچ کس کاری ساخته نیست، به دعا و مبدأ متعالی عالم متمسک می شود. البته این خود توفیق بزرگی است، ولی توفیق فراوان آن جاست که خداوند متعال در اولین مرحله گرفتاری، بنده خود را موفق به دعا کند و قبل از آن که هر دری را بکوبد و عاقبت کارش به یأس و نگرانی منجر شود، باب رحمت و مغفرت خود را به روی او گشاید و او را به دیگری واگذار نفرماید.
شیخ کلینی در همین باره، از امام صادق(ع) نقل می کند که:
هل تعرفون طول البلآء من قصره؟ قلنا: لا، قال: اذا الهم أحدکم الدعاء عند البلآء، فاعلموا أن البلاء قصیر؛ ۱۱
آیا علامت طولانی بودن بلا را از کوتاه بودن آن می شناسید؟ عرض کردیم: نه فرمود: هر گاه در هنگام بلا به شما الهام شد که دعا کنید، بدانید که بلاکوتاه خواهد بود.
هم چنین از امام کاظم(ع) آورده است که فرمود:
ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیلهمه الله- عزوجل- الدعاء الا کان کشف ذلک البلاء و شیکاً، و ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیمسک عن الدعاء الا کان ذلک البلاء طویلا؛ فاذا نزل البلاء فعلیکم بالدعاء و التضرع الی الله- عزوجل-؛
هیچ بلایی بر بنده مؤمن نازل نمی شود که خداوند- عزوجل- به او الهام دعا کند، جز این که به زودی آن بلا برطرف شود و هیچ بلایی بر بنده مؤمن نازل نمی گردد و او از دعا کردن خودداری نمی کند، جز این که آن بلا طولانی می گردد. بنابراین، هر گاه بلا نازل شد به درگاه خداوند- عزوجل- دعا و زاری کنید.
دعا، نوعی اجابت است
اگر با دیده دقت به مسئله دعا بنگریم، درخواهیم یافت که دعا خود نوعی اجابت است؛ به همین جهت، هر دعایی همراه با دو اجابت خواهد بود: یکی اجابت قبل از دعا (توفیق دعا) و دیگری بعد از دعا. و ظاهراً می توان گفت که انسان تا کاری که در خور این رحمت خاص باشد انجام ندهد، هرگز به این توفیق عظیم نخواهد رسید، زیرا خود توفیق، توفیق آور است. نیز، عدم موفقیت در دعا معلول سهل انگاری هایی است که قبلا انجام گرفته است. در این زمینه، شواهد بسیاری از حضرات معصومین(ع) وجود دارد که حتی بعضی از آنها به این مسئله تصریح کرده اند. از جمله رسول خدا(ص) فرمود:
ان الله اذا أراد أن یستجیب لعبد أذن له فی الدعاء؛۲۱
هرگاه خداوند اراده فرماید که دعای بنده خود را اجابت کند، به او اذن دعا می دهد.
هم چنین فرمود:
من فتح له منکم باب الدعاء، فتحت له أبواب الرحمه ؛۳۱
هر کس از شما که دری از دعا به روی او باز شده باشد، ابواب رحمت به سوی او گشوده شده است.
نیز از طریق اهل بیت(ع) همین معنا بسیار وارد شده است که:
من أعطی الدعاء، أعطی الاجابه ؛ ۴۱
به هر کس از شما که توفیق دعا عطا شده است، اجابت آن نیز عنایت شده است.
حافظ! وظیفه تو دعا گفتن است و بس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید ۵۱
درخواست توفیق دعا از خداوند
امام سجاد(ع) به درگاه خداوند عرض می کند:
خدایا! مرا چنان قرار ده که هنگام اضطرار به تو پناه آورم و هنگام نیازمندی از تو بخواهم و هنگام بیچارگی به درگاه تو زاری کنم. خدایا، چون درمانده شدم، مرا به یاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردیدم، به فروتنی برای درخواست از غیر خود و چون ترسیدم، به زاری کردن پیش غیر خودت آزمایش مفرما، تا مبادا به سبب آن سزاوار خواری و دوری از رحمت تو گردم. (۶۱)
۲-فذکروک بمنک و شکروک بفضلک و دعوک بأمرک؛ ۷۱
پس با منت تو، تو را یاد کردند و به فضل تو از تو سپاس گزاری نمودند و به فرمان تو، تو را خواندند.
۳-واعمر لیلی بایقاظی فیه لعبادتک و تفردی بالتهجد لک، و تجردی بسکونی الیک، و انزال حوائجی بک؛ ۸۱
و شبم را با شب خیزی برای انجام عبادت و شب زنده داری و آرام گرفتن به تو در خلوت و درخواست حوایجم از تو، آباد گردان.
۴-فانا بک و لک و لا وسیله لنا الیک الا أنت: ۹۱
ما به تو و برای توایم و هیچ وسیله ای برای رسیدن به درگاهت جز تو نداریم.
۵-اللهم أنا لک و بک و الیک و منک؛۰۲
خدایا! من برای تو و به تو و به سوی تو و از توام.
از این مضامین بلند چنین برمی آید که آنچه در عالم ملک به وقوع می پیوندد، چه آن جا که ابر بر آسمان ظاهر می گردد و می بارد، یا آن جا که درخت، سر از خواب برمی دارد و می شکوفد و چه آن جا که عابد یا زاهدی به رکوع و سجود و دعا موفق می شود، همه و همه کرامت و فضیلتی است که خداوند متعال بر بندگان روا داشته و به طور مستقیم به آنان عطا فرموده است.
هم دعا از تو، اجابت هم ازتو
ایمنی از تو، مهابت هم زتو ۱۲
بنابراین اگرچه:
تا نگرید کودک حلوافروش
بحر رحمت درنمی آید به جوش ۲۲
ولی گریه کودک نیز خارج از نظام کل نیست و هرگز بریده از مبدأ عالم نمی باشد. پس، دست به دعا برداشتن خود محتاج به تأییدی است که از جانب حضرت حق - جل و علا- صورت می گیرد.
حضرت سیدالشهدا(ع) در این زمینه می فرماید:
لم یمنعک جهلی و جرأتی علیک أن دللتنی الی ما یقربنی الیک و وفقتنی لما یزلفنی لدیک؛ ۳۲
نادانی و گستاخی من بر تو، مانع از آن نشد که تو مرا به آنچه مایه قرب من به توست رهنمون گردی و به آنچه مرا در نزد تو منزل می بخشد، موفق بداری.
بر این اساس، در مثنوی معنوی حکایت شخصی را نقل کرده که چون لبیک نمی شنید، از دعا کردن پشیمان گشته بود، ولی حضرت خضر(ع) در خواب از طرف خداوند- عزوجل- به او پیام داد:
گفت آن الله تو لبیک ماست
آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
حیله ها و چاره جویی های تو
جذب ما بود و گشاد این پای تو
ترس و عشق تو، کمند لطف ماست
زیر هر یارب تو، لبیک هاست
جان جاهل زاین دعا جز دور نیست
ز آن که یا رب گفتنش دستور نیست
بر دهان و بر دلش قفل است و بند
تا ننالد با خدا وقت گزند۴۲
بنابراین هرکسی به حریم دعا راه نمی یابد، به ویژه آن جا که سؤال از مرتبه ای بلند و مقامی رفیع باشد که اجابت در این زمینه به توفیق و تأیید بیشتری نیازمند است، چه دعای هرکس به مقدار معرفت و درایت اوست و حکایت از شأن، مقام و مرتبه شخص دارد. البته کسی که بتواند حتی اندکی به آن قله بلند رسیده و آن را فتح کند، مشمول یکی از نعمت های بی نهایت الهی گردیده است که نظیر ندارد و کسی هم از عهده شکر آن برنخواهدآمد. «هنیئا لارباب النعیم نعیمهم» خوشا برای نعمت داران، نعمتی که به آنها ارزانی شده است!» اینجاست که اهل معرفت درخواست «و اقبل توبتی» ۵۲ توبه مرا بپذیر.» نموده اند و کسی که به این مرتبه برسد، دیگر دعای او هرگز از اجابت به دور نخواهدبود.
من غلام آن که نفروشد وجود
جز بدان سلطان با افضال و جود
چون بگرید آسمان گریان شود
چون بنالد، چرخ یا رب خوان شود ۶۲
این حال، دریافت مرتبه عبودیت و بندگی به معنای تمام کلمه است که سیدالشهداء(ع) در دعای «عرفه» به آن اشاره نموده است.
الهی، انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیرا فی فقری» ۷۲
من در حال بی نیازی نیازمندم، پس چگونه در حال نیاز، نیازمند نباشم؟!
آری، فقر در مرحله غنا همان فقر وجودی و ذاتی است که هرگز از نظام موجودات جدا نیست.
این سخن اقتباس از آیه کریمه زیر است که می فرماید:
«یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هوالغنی الحمید» (فاطر۵۱)
ای مردم! همه شما به خدا نیاز دارید و تنها خداوند است که بی نیاز و ستوده است
منظور از این فقر، نیاز انسان به لوازم زندگی، پوشاک، خوراک، مسکن و... نیست. بلکه فقر وجودی و ذاتی مطمح نظر است که در مقابل غنای ذاتی (والله هوالغنی» می باشد. شاید تعداد کسانی که به مرتبه دقیق مصداقی این مقام می رسند، در هر قرن به شماره انگشتان دست نرسد.
سخن دراین زمینه بسیار، ولی خارج از حد این رساله است. از این رو، نقل آنها بی ثمر و چه بسا شتاب زدگی باشد.
جاذبه دایمی
درحالت جاذبه دایمی، دیگر انسان فقط به هنگام احساس اضطرار و درماندگی به درگاه خدا روی نمی آورد، بلکه کسانی که به این مقام رسیده اند، در همه احوال پیوسته مشغول دعا هستند، به طوری که یک لحظه غفلت در وجود آنان راه ندارد و پیوسته درحال حضور هستند، زیرا هیچ مانعی، توانایی انصراف آنان را از آن جهت خاص ندارد. در اولین مرحله این مقام هم، شیطان رجیم راه نداشته و نمی تواند در کمین آنان بنشیند، چه رسد به عالی ترین مراتب معارف؛ چنان که در قرآن کریم آمده است:
«قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین¤ الا عبادک منهم المخلصین» (ص ۲۸ و ۳۸)
شیطان گفت: به عزت تو سوگند! که همه را گمراه خواهم کرد مگر آن دسته از بندگانت که دل از غیر بریده و با تمام وجود برای تو خالص شده اند.
و دراین مرتبه، حالت جاذبه بین عبد و رب به عالی ترین مرتبه رسیده و دعای «و املا قلبی حبا لک و خشیه منک ۸۲ دلم را از دوستی و بیم خود آکنده ساز.» درباره آنان مستجاب شده و در ظرف دل آنان برای رخنه غیر، جایی نمانده است، زیرا آنان در زمره کسانی درآمده اند که امام سجاد(ع) آنان را چنین توصیف می فرماید:
خدایا! مرا از آن گروه از مردم قرار ده که نهال های شوق دیدارت در باغ دلهایشان سبز و خرم گشته و سوز محبت تو سراسر قلب آنها را فرا گرفته است. از آن رو، آنان در آشیان های افکار عالی انس، نشیمن یافته و به باغ های مقام قرب و شهود می خرامند و از سرچشمه محبتت با جام لطف می آشامند.( ۹۲)
خلاف طریقت بود که اولیا
تمنا کنند از خدا جز خدا ۰۳
در نظر این گروه از بندگان خدا، دعا یعنی جذب و انجذاب میان خالق و بنده که خود عبادتی عظیم است و اجابتی است که به طور مستقل از جانب حضرت ربوبی نازل شده است؛ از این رو، دیگر در انتظار اجابت نیستند. به همین دلیل، بسیاری از بزرگان در حال دعا به چیز دیگری نمی اندیشند و چون خود را بنده ای می دانستند که به دعا امر شده اند، امتثال امرکرده و دعا می کردند و اگر دعایشان به اجابت می رسید، آن را نعمت و فضل دیگری می دیدند که خداوند متعال به آنان ارزانی فرموده است. امام صادق(ع) فرمود:
لقد دعوت الله مره فاستجاب و نسیت الحاجه، لان استجابته باقباله علی عبده عند دعوته اعظم و اجل مما یرید منه العبد؛۱۳
زمانی که از خداوند درخواستی داشتم و دعا کردم، دعایم مستجاب شد و من خواسته خود را فراموش کردم؛ زیرا استجابت دعا به واسطه روی آوردن خداوند بر بنده، بسیار بزرگ تر و مهم تر از آن چیزی است که بنده می خواهد.
پیامبراکرم(ص) می فرمایند:من شغله ذکری عن مسألتی، اعطیته افضل ما اعطی السائلین؛۲۳
بنده ای که یاد من او را از درخواستش باز دارد؛ به او بهتر از آن چیزی که به دیگران عنایت می کنم، خواهم داد.
و نیز در حدیث دیگری آمده است:ان العبد لتکون له الحاجه الی الله فیبدا بالثناء علی الله و الصلاه علی محمد و آله حتی ینسی حاجته فیقضیها من غیر ان یسأله ایاها؛۳۳
گاهی بنده حاجتی دارد و آن را از خدا می خواهد از این رو، به ستایش خداوند می پردازد و بر محمد و آل محمد درود می فرستد تا جایی که خواسته خود را فراموش می کند. پس خداوند حاجت او را برآورده می سازد بدون آنکه او حاجتش را بیان کرده باشد.
نیز امام سجاد(ع) در مناجات «محبین» به خداوند متعال عرض می کند:
الهی... فاجعلنا ممن... هیمت قلبه لارادتک و اجتبیته لمشاهدتک، و اخلیت وجهه لک، و فرغت فواده لحبک و رغبته فیما عندک... و قطعت عنه کل شیء یقطعه عنک»۴۳
معبودا!... پس ما را از کسانی قرار ده.... که دل هایشان را سرگشته خواست خود گردانیده و برای مشاهده ات برگزیده و به تمام وجود متوجه خود نموده و دل ایشان را برای دوستی خود از هر چیز پاکیزه ساخته و به آنچه نزد تو است، راغب و متمایل گردانیدی و... از هرچیزی که آنان را از تو دور می کند، قطع کرده ای.
۱-کافی، ج ۲، ص ۵۶، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹؛ ج ۵۱، ص ۳۱۲ و بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۴.
۲-کافی، ج ۲، ص ۸۶۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۸۳ و ۹۳ و بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۲۸۸ و ۴۹۲.
۳-بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۲۹۶، ۰۰۳.
۴-کافی، ج ۲، ص ۰۷۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۶۲ و بحارالانوار، ج ۰۹،
ص ۵۹۲.
۵-نهج البلاغه، نامه ۱۳؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۷۹۳ و بحارالانوار، ج ۰۹،
ص ۱۰۳.
۶-اقبال الاعمال، ص ۷۶؛ البلد الامین، ص ۵۰۲ و بحارالانوار، ج ۹۵،
ص ۲۸
۷-بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۹۳۳ و ج ۱۹، ص ۲۴۲.
۸-همان، ج ۵۹، ص ۶۲۲ و اقبال الاعمال، ص ۹۴۳.
۹-کافی، ج ۲، ص ۴۷۰؛ ج ۶، ص ۳۱۴ و تهذیب، ج ۹، ص ۳۱۱.
۰۱-کافی، ج ۲، ص ۹۶۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۸۳ و بحارالانوار، ج ۰۹،
ص ۵۲۹ و ۷۹۲.
۱۱-کافی، ج ۲، ص ۱۷۴؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۴۴ و بحارالانوار، ج ۰۹،
ص ۱۳۸ و ۲۸۳.
۲۱-المیزان، ج ۲، ص ۲۴ و سیوطی، الدر المنثور، ج ۴، ص ۸۲۳.
۳۱-المیزان، ج ۲، ص ۲۴، به نقل از الدرالمنثور.
۴۱-کافی، ج ۲، ص ۵۶؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹؛ ج ۵۱، ص ۳۱۲ و بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۴.
۵۱-دیوان حافظ، تصحیح قدسی، غزل ۵۴۱.
۶۱-صحیفه سجادیه، دعای ۰۲.
۷۱-همان، دعای ۵۴.
۸۱-همان، دعای ۷۴.
۹۱-بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۷۴۱.
۲۰-همان، ج ۳۷، ص ۴۷۱، ج ۰۰۱، ص ۰۰۱ و مستدرک الوسائل، ج ۷۱،
ص ۶۶۲.
۱۲-مثنوی معنوی، دفتر دوم، ص ۸۲۱.
۲۲-همان، ص ۲۲۱.
۳۲-اقبال الاعمال، ص ۹۳۳؛ بحاراانوار، ج ۵۹، ص ۶۱۲ و البلد الامین،
ص ۱۵۲.
۴۲-مثنوی معنوی.
۵۲- کافی، ج۴، ص۰۷۴ و من یحضره الفقیه، ج۲، ص۴۶۸ و ۷۴۵.
۶۲- مثنوی معنوی.
۷۲-بحارالانوار، ج۹۵، ص۵۲۲ و ۷۲۲ و اقبال الاعمال، ص۸۴۳.
۸۲- کافی، ج۲، ص۵۸۵، بحارالانوار، ج۸۴، ص ۹۴۲ و ۱۷۲ و مصباح المتهجد، ص۳۴۱.
۹۲- بحارالانوار، ج۹۱، ص ۰۵۱
۰۳- بوستان سعدی
۱۳- مصباح الشریعه، ص۲۳۱؛ بحارالانوار، ج۰۹، ص ۳۲۳ و مستدرک الوسائل، ج۵، ص۱۷۲.
۲۳-بحارالانوار، ج۰۹،ص۳۲۳ و مصباح الشریعه، ص۲۳۱.
۳۳- بحارالانوار، ج۰۹، ص ۲۱۳ و مستدرک الوسائل، ج۵، ص۶۱۲.
۴۳- بحارالانوار، ج۱۹، ص۸۴۱.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.