جعده ۱۳۹۹/۰۴/۰۳ - ۱۲۳ بازدید

من شنیدم زن امام حسن (ع) با ایشان خوب نبوده و باعث شکست ایشان شده است. می شود به طور خلاصه توضیح دهید که قضیه چه بوده و چرا همچین همسری انتخاب کرده اند؟

درباره ازدواج‌های ائمه اطهار (علیهم السلام) که برخی از آنها ناموفق بودند به چند نکته توجه کنید :۱-ائمه اطهار (ع) اگر چه علم غیب داشتند ، امّا مکلف بودند که مثل افراد عادی جامعه زندگی کنند و از علم غیب خود جز در امور مربوط به امتشان و بخصوص به عنوان معجزه استفاده ننمایند. پس آنها نیز به هنگام تحقیق در امر ازدواج ، مثل ما افراد عادی ، کاری به باطن افراد نداشتند و طبق ضوابط عرفی تحقیق می نمودند. پس اگر تحقیقات ظاهری آنها نشان می داد که فردی اهل ایمان و صالح است ، دیگر باطن او و حالت آینده او را برملا نمی ساختند و طبق همان تحقیق ظاهری عمل می کردند ؛ همان طور که ما انسان‌های عادی هم ممکن است در روند تحقیق کسی را صالح تشخیص دهیم ، ولی بعد از مدّتی متوجّه شویم که آن شخص ، چنان که تحقیقات ما نشان می داد نیست. همچنین ممکن است شخص در هنگام تحقیق ، خوب بوده باشد ، ولی بعداً دچار انحرافات عقیدتی یا اخلاقی گردد ؛ چرا که انسان مختار است و هر لحظه امکان تغییر جهت در زندگی او وجود دارد. ۲-خداوند انسان‌ها را بی‌اختیار و بی‌اراده نیافریده است. همه ما تا آخر عمر از این موهبت برخورداریم. بسیاری از افراد پس از عمری مجاهدت و پرهیزگاری، در ادامه زندگی، مسیری دیگر می‌پیمایند و با اهل بیت (ع) دشمنی می‌ورزند. همسران اهل بیت نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آنان نیز ممکن است با واقع شدن در شرایطی، از دوستی با همسر و امام خود بازگردند و با آنان دشمنی کنند.
۳-با توجه به فرهنگ آن روزگار، ازدواج ها تنها بر اساس رعایت تناسب و کفو بودن انجام نمى پذیرفت؛ بلکه گاهى براى اداى احترام به یک شخصیت و یا براى ابراز علاقه یک قبیله به قبیله دیگر و یا جلوگیرى از انتقام قبیله اى صورت مى گرفت. به طورى که اگر طرف مقابل نمى پذیرفت، به عنوان رد احترام و گاهى در حد اعلان تنفّر و جنگ بود. بنابراین اگر چه برخى ازدواج ها، براى امامان معصوم بسیار سنگین بود ، ولى بزرگوارى شخصیت ایشان موجب مى شد که آن را بپذیرند. به تعبیر دیگر ، این گونه ازدواجها بیش از آنکه ازدواج با هدف زندگی مشترک باشند ، ازدواجهایی مصلحتی بودند. البته نه مصلحتهای کوچک و حقیر شخصی ، بلکه مصلحتهای بزرگ دینی که عدم رعایت آنها مساوی بود با نابودی دین یا نابودی یک قوم یا ملّت. پس در این گونه جریانات مربوط به بزرگان ، نباید آنها را با خودمان مقایسه نماییم ، بلکه باید شرائط خاصّ آنها را هم ملاحظه نماییم. در این گونه ازدواجها برای امّت اسلام نیز درسهای بزرگ و اتمام حجّتهایی وجود دارد. چون خداوند متعال با استدلال به همین همسران ناباب اولیای الهی ، بر انسانها احتجاج نموده و خواهد گفت که هر که خوب شده به اختیار خود خوب شده و هر که بد شده ، باز به اختیار خود بد شده است ؛ و شرائط محیطی خوب یا بد ، تأثیر تعیین کننده ای در خوبی و بدی انسانها ندارد. لذا خداوند متعال فرمود: « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قِیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ . خدا براى کسانى که کفر ورزیده اند، زن نوح و زن لوط را مثل آورده که هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند ؛ پس به آن دو خیانت کردند و کارى از دست [ شوهران ]آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان، به آتش داخل شوید» ( تحریم:۱۰) و نیز فرمود: « وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ . و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: « پروردگارا! خانه اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى ببخش(التحریم:۱۱).
زنان حضرت لوط و حضرت نوح (ع) با اینکه در بهترین محیط بودند ، ولی اهل جهنّم شدند و در مقابل ، همسر فرعون ، که بدترین محیط از نظر هدایتی بود ، از زنان برگزیده ی بهشت گردید.
۴-امام حسن علیه السلام زنان دیگری داشت و از آنها فرزندانی داشت ولی از این زن فرزندی نداشت .
بنابراین این زن از همان اول خائن نبود بلکه بعدا گمراه شد ، همانطوری که زن حضرت نوح هم اول خائن نبود وبعدا خائن شد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.