جمعیت برزخ تحمل عذاب برزخی ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ - ۴۹۲ بازدید

باسلام هرکس بعد ازمرگ به برزخ انتقال میابد حال این سوال پیش می اید کسانی که گناه انها به قدری زیاد است که عذابهای برزخی برای پاک کردنشان کافی نیست وطبقروایات باید در اخرت تطهیرشوند با توجه به این مقدمه اگرکسی ۲۰۰سال قبل ازقیامت بمیرد باکسی که ۱۰۰سال مانده به قیامت بمیردباقبول این مقدمه که خداوند عادل است چرا باید یک نفر امتداد بیشتری ازعذاب برزخی را که جای شفاعت ندارد را رانسبت به دیگری متحمل شودبا انکه در قیامت امکان شفاعت وجود دارد بلکه قطعی هم است اصل سوال من در مورد این است که چرا اشخاصی که به قیامت نزدیکتراز افراد ادوار گذشته اندکمتر تحمل برزخ رامینمایند


ممکن است چنین پنداشته شود که چون قیامت کبری برای همه ی انسانها در یک لحظه رخ می دهد ، لذا هر که زودتر مرده به همان اندازه نیز بیشتر در عالم برزخ حضور خواهد داشت. این پندار از آنجا ناشی می شود که ما انسانها ، به عالم مادّه ، که عالم زمانی است ، خو کرده ایم و همه ی امور را زمانی می پنداریم. امّا چنین پنداری درست نیست ؛ چرا که عالم برزخ ، عالمی است مجرّد از مادّه که زمان به معنی حقیقی کلمه در آن راه ندارد. پس اگر درباره ی عالم برزخ از واژه های مربوط به زمان استفاده شود ، از باب مجاز و ضیق تعبیر می باشد. چون در زبان بشر، واژه ها مربوط به گذشته هستند یا مربوط به حال هستند، یا مربوط به آینده.
با این بیان روشن می شود که زمان مردن افراد در عالم مادّه ، هیچ ربطی به میزان عذاب یا پاداشی که در عالم برزخ می بینند ندارد. حتّی اگر کسی در آخرین لحظه ی قبل از قیامت نیز بمیرد تمام مراحل برزخی خود را با تمام جزئیّاتش خواهد گذراند ؛ چرا که مواقف و منازل برزخی هر کسی ، جزئی از سیر تکوینی اوست ؛ و از نظر فلسفی محال است موجودی یکی از مراتب سیر صعودی خود را نگذرانده وارد مرتبه ی بعدی شود. و چون زمان در عالم برزخ موجود نیست ؛ لذا سخن از مدّت عذاب و پاداش نیز آنجا مطرح نمی باشد. نظیر موجودات ذهنی ما که از دسترس زمان به دور می باشند. برای مثال تمام فرمولهای ریاضی همواره ثابتند و گذر زمان در آنها تأثیری ندارد. یا تصویری که ما از یک حادثه یا صورت کودکی شخصی داریم همواره در ذهن ما به همان صورتی که داشته ، باقی است و گذر زمان آن را پیر و فرسوده نمی کند. لذا اگر ما تصویر کودکی یک شخص بزرگسالی را به یاد آوریم همچنان صورت کودکی او خواهد بود و نه صورت بزرگی او ؛ یعنی صورت ذهنی ما از کودکی او ، دیگر بزرگ شدنی نیست.
توجّه شود که زمان ، مقدار حرکت است ؛ و حرکت یعنی خروج تدریجی شیء از حالت بالقوّه برای رسیدن به حالت بالفعل ؛ و قوّه، حامل می خواهد که همان مادّه است. لذا هر جا زمان وجود دارد ، مادّه نیز وجود خواهد داشت. پس اگر در عالم برزخ ، زمان وجود داشته باشد ، لاجرم آن عالم نیز مادّی خواهد بود. و اگر عالم برزخ مادّی شد ، دیگر برزخ نیست بلکه گوشه ای از دنیاست. البته توجّه شود که مادّه و جسم یکی نیستند. عالم برزخ، جسمانی است ولی مادّی نیست. چون جسم بر دو گونه است: جسم مادّی و جسم غیر مادّی.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.