جمهوری دموکراتیک اسلامی ۱۳۹۰/۸/۱۸ - ۵۲ بازدید

جمهوری دموکراتیک اسلامی گفتمان سیاسی روشن‌فکران مسلمان دموکرات و احزاب و سازمان‌های اسلامی اپوزیسیون و خارج از حاکمیت است که با ارایه‌ی تفسیری دموکراتیک از اسلام به دنبال جایگزینی حاکمیت مردم به جای حاکمیت الهی و مردمی نظام ولایت فقیه می باشند .در توضیح این موضوع ابتدا به چگونگی طرح این مقوله پرداخته و سپس توضیحاتی پیرامون آن ارائه می نمائیم :
جمهوری دموکراتیک اسلامی گفتمان سیاسی روشن‌فکران مسلمان دموکرات و احزاب و سازمان‌های اسلامی اپوزیسیون و خارج از حاکمیت است که با ارایه‌ی تفسیری دموکراتیک از اسلام به دنبال جایگزینی حاکمیت مردم به جای حاکمیت الهی و مردمی نظام ولایت فقیه می باشند .در توضیح این موضوع ابتدا به چگونگی طرح این مقوله پرداخته و سپس توضیحاتی پیرامون آن ارائه می نمائیم :
یکم . انتخاب نوع حکومت روز هفدهم بهمن ماه ۱۳۵۷ یعنی پنج روز پس از ورود حضرت امام (ره) به ایران، مهندس بازرگان طی فرمانی از طرف رهبر انقلاب اسلامی ایران، مأمور تشکیل دولت موقت گردید.[۱]یکی از وظایف دولت موقت پس از پیروزی انقلاب اسلامی برگزاری رفراندوم به منظور تثبیت نظام جمهوری اسلامی بود. حضرت امام خمینی (ره) قائل بود که باید همه پرسی برگزار شود تا جریان انقلاب اسلامی و پذیرش حکومت اسلامی توسط مردم با عدد و ارقام مشخص شود.[۲] مرحوم دوانی می‌نویسد: «از طرف دولت موقت و شورای انقلاب، روز دهم و یازدهم فروردین برای رفراندومِ تعیین رژیم آینده کشور ایران اعلام گردید.»[۳] در آن زمان، یکی از اختلافات موجود بین دولت موقت و جریان اسلامی، در جریان تصمیم گیری برای نوع حکومت ایران پیش آمد. جریان اسلامی حکومتِ«جمهوری­اسلامی»می‌خواست،نهضت­آزادی­«جمهوری دموکراتیک اسلامی»، عده‌ای «جمهوری خلق اسلامی» و گروهی دیگر که از جبهه ملی بودند­«جمهوری ایران» را خواستار بودند.[۴] ابتدا همه آن‌ها دغدغه این را داشتند که نوع و شیوه حکومت آینده بتواند فضای سیاسی گسترده‌ای را در نظام سیاسی خود پوشش دهد و گروه‌های زیادی را جذب کند که حضرت امام (ره) طی سخنانی حرف آخر را زدند و فرمودند: من از ملت ایران انتظار دارم که به جمهوری اسلامی رأی دهند که تنها این مسیر انقلاب اسلامی است.»[۵] در بخشی از پیامی که حضرت امام (ره) به مناسبت رفراندوم ۱۱ و ۱۲ فروردین صادر فرمودند، آمده است: «این رفراندوم چیزی است که همه ملت ما باید در آن شرکت کنند. من توصیه می‌کنم که همه ملت در این رفراندوم که سرنوشت ما، ملت ما و کشور و مذهب ما را تعیین می‌کند شرکت کنند...»[۶] حضرت امام (ره) در این پیام فرمودند: «عموم مردم در انتخابات آزادند در اینکه به جمهوری­اسلامی­رأی ­نه­ یا­ آری بدهند.»[۷] سرانجام روز ۱۰ و ۱۱ فروردین سر رسید. مردم با کمال نظم و آزادی رأی خود را به صندوق انداختند و ۲/۹۸ درصد مردم، معادل بیست میلیون نفر که واجد شرایط بودند به جمهوری اسلامی رأی دادند و بدینگونه رژیم جمهوری اسلامی به جای رژیم پوسیده شاهنشاهی ایجاد شد.[۸] پس از خاتمه کار از طرف امام خمینی (ره) رهبر انقلاب، ۱۲ فروردین به عنوان روز جمهوری اسلامی اعلام و تعطیل عمومی شد. که هر ساله نیز چنین خواهد شد.[۹]
دوم . جمهوری اسلامی یا جمهوری دموکراتیک اسلامی از شهید مطهری پرسیدند: “عده ای واژه جمهوری دموکراتیک اسلامی را به کار می برند و گویا قصد امام از تاکید بر حذف کلمه دموکراتیک، توجه دادن به تفاوتی است که در دموکراسی غربی و آزادی های اسلامی وجود دارد” لطفا در این مورد توضیح دهید و تفاوت این واژه ها را مشخص کنید.
ایشان در پاسخ فرمود: “در اسلام، آزادی فردی و دموکراسی وجود دارد؛ ولی با تفاوتی که میان بینش اسلامی و بینش غربی وجود دارد، روشن می شود که در این عبارت، کلمه دموکراتیک، حشو و زاید است. به علاوه در آینده، وقتی که مردم در دولت جمهوری اسلامی، یک سلسله آزادی ها و دموکراسی ها را به دست آوردند، ممکن است بعضی ها پیش خود این طور تفسیر کنند که این آزادی ها و دموکراسی ها نه به دلیل اسلامی بودن این جمهوری، بلکه به خاطر دموکراتیک بودن آن است. یعنی این جمهوری، دو مبنا و دو بنیاد دارد؛ بنیادهای دموکراتیک و بنیادهای اسلامی. ما می خواهیم تاکید کنیم که چنین نیست. اولا: به مصداق مصرع معروف “ چون که صد آمد، نود هم پیش ماست”. وقتی از جمهوری اسلامی سخن به میان می آوریم، به طور طبیعی آزادی و حقوق فردی و دموکراسی در بطن آن است. ثانیا: اساسا مفهوم آزادی به آن معنا که فلسفه های اجتماعی غرب اعتقاد دارند، با آزادی به آن معنا که در اسلام مطرح است، تفاوت عمده و بنیادین دارد. ما که می خواهیم کشوری بر اساس بنیادهای اسلامی پیدا کنیم، نمی توانیم این ریزه کاری ها و ظرافت ها را نادیده بگیریم. در باب این که ریشه و منشا آزادی و حقوق چیست، گفته اند، انسان آزاد آفریده شده است. پس باید آزاد باشد؛ اما سوال این است که چرا همین پاسخ در مورد مثلا گوسفند صادق نیست؟!
در غرب، ریشه و منشا آزادی را تمایلات و خواهش های انسانی می دانند و آن جا که از اراده انسان سخن می گویند، در واقع، فرقی میان تمایل و اراده قایل نمی شود. آن چه آزادی فردی را محدود می کند، آزادی امیال دیگران است هیچ ضابطه و چارچوب دیگری نمی تواند آزادی انسان و تمایلات او را محدود کند. آزادی به این معنا که مبنای دموکراسی غرب قرار گرفته است، نوعی حیوانیت رها شده است؛ حال آن که مساله در مورد انسان، این است که او در عین این که انسان، حیوان است و در عین این که حیوان است، انسان است. آدمی یک سلسله استعدادهای مترقی و عالی دارد که ملاک انسانیت او است.
تفکر منطقی انسان و نه هر چه که نامش تفکر است، تمایلات عالی او نظیر؛ تمایل به حقیقت جویی، تمایل به خیر اخلاقی و تمایل به جمال و زیبایی، تمایل به پرستش حق و ... این ها از مختصات و ملاک های انسانیت است. بشر به حکم این که در سرشت خود، دو قطبی آفریده شده و به تعبیر قرآن، مرکب از عقل و نفس است، محال است که بتواند در هر دو قسمت وجودی خود، از بی نهایت درجه آزادی برخوردار باشد. رهایی هر یک از دو قسمت، مساوی است با محدود شدن قسمت دیگر. اگر تمایلات انسان را ریشه و منشا آزادی و دموکراسی بدانیم، همان چیزی به وجود خواهد آمد که امروز در مهد دموکراسی غربی شاهد آن هستیم. در این کشورها، مبنای وضع قوانین در نهایت امر چیست؟ خواست اکثریت، اگر از این ها بپرسیم: “آیا برای انسان، صراط مستقیمی وجود دارد، که اورا به تکامل معنوی برساند؟” جواب منفی می دهند؛ یعنی معتقدند راه همان است که خود انسان آن گونه که می خواهد، می رود و این نظر تئوری معروف “ملا نصرالدین” است که روزی سوار قاطر بود پرسیدند کجا می روی؟
گفت: هر جا میل قاطر باشد.
در نقطه مقابل این نوع دموکراسی و آزادی، دموکراسی اسلامی قرار دارد. دموکراسی اسلامی، بر اساس آزادی انسان است؛ اما این آزادی انسان در آزادی شهوات خلاصه نمی شود. این که می گوییم در اسلام، دموکراسی وجود دارد، به این معنا است که اسلام می خواهد آزادی واقعی در بند کردن حیوانیت و رها ساختن انسانیت را به انسان بدهد. می نویسند وقتی کوروش وارد بابل شد، مردم را در اعتقادات شان آزاد گذشت؛ یعنی بت پرست ها را در بت پرستی، حیوان پرست ها را در حیوان پرستی؛ همه را آزاد گذاشت و هیچ محدودیتی برای آنان قایل نشد. در معیار غربی، کوروش یک مرد آزادی خواه به حساب می آید، ولی در تاریخ، ماجرای ابراهیم خلیل را هم درج کرده اند. او بر عکس کوروش معتقد بود که این گونه عقاید جاهلانه مردم، عقیده نیست. زنجیرهایی است که عادات سخیف بشر به دست و پای او بسته است و در اولین فرصت، بت ها و معبودهای دروغین مردم را در هم شکست. با معیارهای غربی، کار ابراهیم خلیل بر ضد اصول آزادی و دموکراسی است؛ چرا؟ چون منطق انبیا غیر از منطق انسان امروز غربی است.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) هنگامی که وارد مکه شد، بت ها را خرد کرد و به این وسیله، آزادی واقعی را به آن ها ارزنی داشت. از دیدگاه اسلام، آزادی و دموکراسی حق انسان بماهو انسان است. حق، ناشی از استعدادهای انسانی انسان است، نه ناشی از میل افراد و تمایلات آنها، حال آن که این واژه در قاموس غرب، معنای حیوانیت رها شده را متضمن است. دلیل دیگری که در تاکید بر حذف کلمه دموکراتیک مورد نظر امام بوده، رد تقلید از غرب و معیارهای آنان است.
از نظر امام، به کار بردن این کلمه نوعی خیانت به روحیه مستقل این ملت محسوب می شود؛ زیرا ما گوهر آزادی را در فرهنگ خودمان داریم و بی نیازیم از این که دست طلب به سوی دیگران دراز کنیم.
(پیرامون انقلاب اسلامی، مطهری، مرتضی، ص ۱۰۰ به بعد) پاورقی [۱]- عمید زنجانی، عباسعلی؛ انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ص ۵۳۱. [۲]- شادلو، عباس؛ انقلاب اسلامی از پیروزی تا تحکیم، تهران، نشر مؤلف، ۱۳۸۶، ص ۵۹. [۳]- دوانی، علی؛ نهضت روحانیون ایران، بی‌جا، بنیاد فرهنگی امام رضا (ع)، ج۱۰، ص ۲۹۶-۲۹۵. [۴]- شادلو، عباس؛ پیشین، ص ۵۸. [۵]- همان به نقل از کیهان ۹/۱۲/۵۷. [۶]- دوانی، علی؛ پیشین، ص ۳۰۰ به نقل از روزنامه اطلاعات، ۱۱ فروردین. [۷]- همان. [۸]- همان، ص ۲۹۶. [۹]- همان. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱/۱۰۰۱۰۸۱۹۳)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.