جنگ نرم و جمهورى اسلامى ۱۳۸۹/۸/۱۱ - ۲۵ بازدید

جنگ نرم و جمهورى اسلامى


کمیته خطر!
پروژه دلتا یکى از موضوعات مورد بررسى و در واقع راهبرد پیشنهادى کمیته خطر جارى در خصوص مسائل ایران مى باشد که در مهرماه ۸۴ به دولت بوش پیشنهاد شد. این کمیته جنگ سخت را بى فایده دانسته و خواستار توجه بیشتر دولت ایالات متحده به پروژه ى نرم افزارى «براندازى از دورن» شد!
در این راستا مارک پالمر - از اعضاى برجسته این کمیته و چهره با نفوذ دستگاه سیاست خارجى آمریکا - اعلام نموده است:
جنگ نرم و جمهورى اسلامى


کمیته خطر!
پروژه دلتا یکى از موضوعات مورد بررسى و در واقع راهبرد پیشنهادى کمیته خطر جارى در خصوص مسائل ایران مى باشد که در مهرماه ۸۴ به دولت بوش پیشنهاد شد. این کمیته جنگ سخت را بى فایده دانسته و خواستار توجه بیشتر دولت ایالات متحده به پروژه ى نرم افزارى «براندازى از دورن» شد!
در این راستا مارک پالمر - از اعضاى برجسته این کمیته و چهره با نفوذ دستگاه سیاست خارجى آمریکا - اعلام نموده است:
«ایران به لحاظ وسعت سرزمینى، کمیت جمعیت، کیفیت نیروى انسانى، امکانات نظامى، منابع طبیعى سرشار و موقعیت جغرافیایى ممتاز در خاورمیانه و نظام بین الملل، به قدرتى کم بدیل تبدیل شده که دیگر نمى توان با یورش نظامى آن را سرنگون کرد.»
در گزارش کمیته خطر جارى که تحت عنوان «ایران - امریکا، رهیافت جدید» توسط مارک پالمر جمع بندى و تدوین شد، تنها راه سرنگون سازى نظام جمهورى اسلامى، پیگیرى مکانیسم هاى جنگ نرم و استفاده از تکنیک هاى عملیات روانى تبلیغاتى با استفاده از سه تاکتیک دکترین «مهار»، «نبرد رسانه اى» و «ساماندهى و پشتیبانى نافرمانى مدنى»، مورد تأکید و توصیه قرار گرفت. کارشناسان مسائل سیاسى با توجه به تجارت تدوین کنندگان این گزارش و تأثیر تصمیمات این کمیته بر سیاست هاى دولت امریکا معتقدند که این گزارش حتى اگر به دستورالعمل اجرایى تبدیل نشود، سیاست خارجى آمریکا در آینده از روح کلى آن، الهام خواهد گرفت.
این گزارش داراى ۱۵ محور کلى به ترتیب زیر است:
۱. ایران باید در صدر برنامه سیاست خارجى امریکا در چهار سال آینده قرار گیرد. واشنگتن اکنون به رویکرد جدیدى نیاز دارد. باید همه نیروها براى این استراتژى بسیج شوند. باید درس هاى گذشته مورد بازبینى قرار گیرد، درس هایى که از فروپاشى بلوک شرق به یادگار مانده است و هم چنین درس هایى که از تغییر حکومت ها در کشورهایى مثل شیلى و اندونزى گرفته شد.
۲. این کشور علاوه بر برنامه هسته اى اش، با حمایت از گروه هایى چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامى و گروه هایى در عراق، مانع تحقق منافع امریکا در منطقه مى شود. از سویى دیگر ثروت رو به رشد نفت ایران، توانایى و ظرفیت آن را در داخل کشور و منطقه افزایش مى دهد. فرصتى که در این میان وجود دارد، استفاده از ضعف سیاست هاى اقتصادى و اختلافات درونى ایران است.
۳. دامن زدن به نافرمانى مدنى در تشکل هاى دانشجویى و نهادهاى غیردولتى و صنفى از ابزارهاى مهم فشار بر ایران است.
۴. باید براى بازگشایى سفارت ایالات متحده در تهران ابراز تمایل کنیم. همزمان باید یکى از بلندپایه ترین مقامات خود را به عنوان فرد شماره یک، در این سیاست جدید انتخاب و معرفى کنیم. این فرد مى تواند یکى از کنسول هاى وزارت خارجه باشد و باید به طور مرتب حمایت خود را از حقوق بشر و دموکراسى در ایران مورد تأکید قرار داد. از این طریق مى توانیم ارتباط خود را با مردم ایران تقویت کنیم.
۵. اگر قرار است گفتگو و تعامل با ایران صورت گیرد، باید با مقامات با نفوذ ایرانى و آن ها که قدرت واقعى و کافى براى تصمیم گیرى ها دارند، انجام شود.
۶. باید شبکه هاى متعدد رادیو و تلویزیونى را براى ایرانیان تدارک دید و پیام هاى خود را با پیشرفته ترین تکنولوژى هاى روز، به دست مردم ایران برسانیم.
۷. درباره فعالیت هسته اى ایران، باید با احتیاط و دوراندیشى و چند جانبه عمل کرد. باید فشارها را بر ایران بیشتر کرد و در صورت استنکاف ایران، پرونده این کشور را به شوراى امنیت فرستاد. گرچه اولویت اول، اعمال فشار دیپلماسى از طریق متحدان است به گونه اى که ایران داوطلبانه از فعالیت ها و برنامه هسته اى خود چشم پوشى کند.
۸. حمایت از اپوزیسیون هم مى تواند از عوامل مؤثر بر تغییر رژیم ایران باشد.
۹. باید فعالیت NGO ها را در ایران تسهیل کنیم و به صدور ویزا همت گماریم. دعوت فعالان جوان ایرانى به خارج، براى شرکت در سمینارهاى کوچک هم، اقدام مهمى است. این کار در صربستان، فیلیپین، اندونزى و شیلى و کشورهاى دیگر جواب داده است.
۱۰. سفارتخانه هاى کشورهاى دیگر هم مى توانند در تهران براى ما مؤثر باشند. حضور در جلسات محاکمه، درخواست مشترک براى آزادى زندانیان سیاسى، کمک مالى به خانواده هاى زندانیان و گروه هاى مخالف حکومت و حتى نظارت یا مشارکت در اعتراض ها، از جمله این راه هاى تأثیرگذار است. کنگره باید تصویب قانونى به نام «آزادى ایران» را بررسى کند تا حمایت کافى از آن را به عمل آورد.
۱۱. تضعیف ستون هاى حمایتى حکومت ایران که همانا سرویس هاى امنیتى و نظامى این کشور مى باشند، باید در دستور کار قرار گیرند.
۱۲. باید رهبران روحانى ایران را که در رأس قدرت هستند، وادار کرد از قدرت سیاسى به صورت مسالمت آمیز کناره بگیرند.
۱۳. باید قدرت بسیج و سپاه را از میان برد و در وزارت اطلاعات تغییرات اساسى ایجاد و یا به طور کلى آن را حذف کرد.
۱۴. گفتگو با دولت ایران هم باید در دستور کار باشد. ما باید تعامل خود را براى دیدار با مقامات ایران و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگرانى دو طرف نشان دهیم».(۱)


بسترها و زمینه هاى موفقیت دشمن در جنگ نرم
۱. گسترش رفاه طلبى و تساهل
اتخاذ برخى سیاست هاى اقتصادى در سال هاى پس از جنگ و در دولت سازندگى، با حرکت به سوى توسعه و رفاه جامعه و کم رنگ شدن عدالت اجتماعى، خواسته و ناخواسته زمینه ساز تغییر و تحولات در بینش و به تبع آن سبک و مدل زندگى مردم به ویژه در شهرهاى بزرگ شد که تفاوت هاى آشکارى با ارزش ها و الگوهاى دهه اول انقلاب داشت.
سیاست هاى فرهنگى مبتنى بر شعار تساهل و تسامح در دولت اصلاحات نیز به تشدید این روند دامن زد.
۲. تقویت جریان سکولار
تسامح و تساهل و تغییر سبک زندگى، زمینه مساعدى را براى ظهور و گسترش اندیشه هاى لیبرالیستى و سکولاریستى را فراهم کرد. تقویت جریان موسوم به روشن فکرى دینى و ارایه قرائت هاى مختلف از دین و طرح مقولاتى چون تکثرگرایى دینى و تفکیک دیانت از حکومت و... در سال هاى اخیر در جهت تقویت جریان سکولار بود.
۳. تضعیف نظام فقاهتى و جایگاه مراجع تقلید
به دلیل پیوستگى و ارتباط تنگاتنگ بین دو مجموعه نظام و روحانیت به ویژه مراجع معظم تقلید، هرگونه تضعیف این رابطه یا به چالش کشیدن شدن آن مى تواند بستر مناسبى را براى تضعیف پشتوانه دینى نظام و سرخوردگى و روگردانى دین داران از نظام و در نتیجه زمینه مناسبى براى پیشبرد جنگ نرم به وجود آید. در این راستا تحریکات و تحرکات دشمنان بسیار آشکار است.
۴. شایعه ناکارآمدى نظام اسلامى
در این سه دهه یکى از محورهاى اصلى تبلیغات دشمنان، ناکارآمد نشان دادن نظام اسلامى بوده است. میزان پذیرش این محور از سوى مردم بسته به نحوه عمل مجموعه قوا و نهادهاى حکومت است.
۵. رشد جمعیت جوان
فارغ از مضیقه هاى اقتصادى که به جهت تقاضاى بالاى این نسل در مقولاتى چون اشتغال، ازدواج و مسکن رخ مى دهد، جوانان اصلى ترین گروه هدف تهاجم فرهنگى و جنگ نرم هستند، تحریک جوانان در جهت طرح مطالبات بیش از حد و اعتراضات آنها در فضاهاى دانشگاهى و کارگرى زمینه مساعدى براى سوء استفاده دشمن را فراهم مى کند.
۶. تعمیق و تراکم شکاف هاى اجتماعى موجود
از دیگر بسترهایى که زمینه را براى پیشبرد جنگ نرم دشمن در کشور مهیا مى کند، تعمیق و گاه تراکم شکاف هاى اجتماعى است و فاصله انداختن میان نسل اول، دوم و سوم انقلاب، فاصله انداختن میان پدر و مادر و فرزندان و فاصله انداختن میان مسئولین، مردم و فاصله انداختن میان قومیت ها و مذاهب به رسمیت شناخته شده در کشور است. چنین شکاف هایى زمینه فعالیت هاى نرم دشمن را فراهم مى شود و میزان تأثیرگذارى این قبیل فعالیت ها بالا مى رود.

عوامل تشدید کننده موفقیت دشمن در جنگ نرم
۱. فقر کار تئوریک
در آستانه دهه چهارم انقلاب نیازمند نظریه پردازى هایى هستیم که اولاً دغدغه تطبیق مبنایى با زیرساخت هاى اسلامى - ایرانى را داشته باشند و ثانیاً توجه داشته باشند که براى استقرار جمهورى اسلامى در جهان باید استراتژى تدوین شود.
۲. ابهام در سیاست فرهنگى رسمى نظام
على رغم وجود نهادها و سازمان هاى عریض و طویل فرهنگى اما هنوز نمى توان از وجود یک سند مدون، جامع و رسمى به عنوان سیاست فرهنگى نظام جمهورى اسلامى سخن گفت. سندى که مبناى عمل و مراجعه تصمیم گیران و مدیران و فعالان فرهنگى و افکار عمومى باشد و رسما به اطلاع همه رسیده باشد و همگان لااقل در مقام قانون بر آن اتفاق داشته باشند و محوریت آن را بپذیرند.
۳. عمل زدگى مسئولین و مدیران فرهنگى
به تبع فقدان سیاست فرهنگى مدون و رسمى نظام و فقر نظرى، مسئولین نهادهاى فرهنگى در مواجهه با مسایل و تنگناهاى پیش آمده بیش تر دست به دامن آسان ترین و معمول ترین روش ها مى شوند و به جاى حل ریشه اى معضلات و چالش ها سراغ گزینه هایى رفته اند که در کوتاه مدت معضل را حل کند.(۲)

روش هاى مقابله با تهدیدات نرم
با بهره گیرى از سازوکارهاى مختلف، هم مى توان از اعمال تهدیدات نرم پیشگیرى کرد و هم مى توان با مداخله هاى مؤثر، دامنه تأثیرات آن ها را از میان راند. برخى از آن روش ها عبارتند از:
۱. واکسیناسیون فرهنگى جامعه؛ منظور از واکسیناسیون آگاه ساختن جامعه از انواع تهدیدات دشمن و ارائه راه حل مقابله با آن است. شواهد پژوهشى متعددى وجود دارد که نشان مى دهد «پیش آگهى»، افراد را در مقابل تغییر باورها و نگرش ها مصون و مقاوم مى سازد.
۲. تقویت اهرم هاى قدرت نرم؛ هر کشورى داراى برخى منابع قدرت نرم است که با شناسایى و تقویت آن ها مى تواند خود را در برابر دشمن مقاوم سازد. براى مثال در ایران «معنویت»، «ایدئولوژى اسلامى»، «پیشینه فرهنگى و تاریخى طولانى»، «حماسه آفرینى ها»، «مرجعیت»، «نوع نظام مردم سالارى دینى»، «نفوذ رهبرى» و... مى توانند به عنوان قدرت نرم، از مهمترین بنیان ها و اهرم هاى ثبات و مقابله با جنگ نرم باشند.
۳. عملیات روانى متقابل؛ عاملان تهدید نرم از تبلیغات، روش هاى نفوذ اجتماعى و عملیات روانى جهت تغییر نگرش ها، باورها و ارزش هاى جامعه هدف، استفاده مى کنند. با عملیات روانى و تبلیغات خلاقانه متقابل مى توان از دامنه تأثیر روش هاى مورد استفاده دشمن کاست.
۴. گسترش دامنه و شمول فعالیت هاى فرهنگى و افزایش فرآورده هاى فرهنگى جذاب؛ شهروندان یک جامعه اغلب جذب آن دسته از گروه هاى فرهنگى مى شوند که از نظر آنان از جذابیت بالایى برخوردار باشند. همچنین آنان آن دسته از محصولات فرهنگى را مورد استفاده قرار مى دهند که جالب، جذاب، بدیع و مطبوع باشد. بنابراین با ایجاد و گسترش گروه هاى فرهنگى جذاب و عرضه فرآورده هاى فرهنگى و هنرى مطلوب، مى توان از دامنه تأثیر تهدیدات نرم دشمن فروکاست.
۵. خلع سلاح روانى اپوزیسیون؛ اپوزیسیون همواره در پى آن است تا با شعارهاى جذاب و وعده بهبود شرایط بهتر زندگى، توده مردم جامعه را جذب نماید. پیداست که وقتى نظام حاکم خود چنین شرایطى را براى شهروندانش فراهم سازد، زمینه جذب مردم توسط اپوزیسیون را از میان مى راند.
۶. استفاده از راهبردهاى ویژه در مورد اقوام و اقلیت ها؛ اقلیت هاى جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابرى، زمینه مخالفت ورزى علیه نظام حاکم هستند(۳) اما زمانى که نظام حاکم با اجراى راهبردهاى مناسب اطمینان خاطر براى آنان فراهم آورد. مى تواند از آنها به عنوان فرصتى جهت تقویت خود استفاده نماید.
۷. تبدیل قدرت نرم دشمن به فرصتى براى افزایش قدرت نرم خود؛ حکومت ها با اتخاذ راهبرد مناسب و تدابیر خردمندانه و دقیق نه تنها مى توانند از تبدیل شدن قدرت نرم دشمن به تهدید براى خود ممانعت کنند، بلکه مى توانند آن را به فرصتى براى رشد و تعالى خویش تبدیل نمایند.(۴)


ابعاد قدرت نرم در فرآیند انقلاب اسلامى ایران
قدرت نرم در فرآیند انقلاب اسلامى ایران و آرمان ها و هنجارهاى انقلاب در سطح تحلیل داخلى، منطقه اى و بین المللى توانست راه گشاى ملت هاى مسلمان و نیز ملل جهان سومى و مستضعف گردد و ضمن احیاى هویت جهان اسلام، ارتقاى بیدارى اسلامى، به بازسازى تمدن اسلامى بر اساس تکیه بر خودباورى فرهنگى و پرچمداران انقلاب فرهنگى جهانى اهتمام ورزد.

الف. در سطح تحلیل داخلى
براساس زیرساخت ها و الزامات فکرى و فرهنگى سند چشم انداز بیست ساله نظام، تعمیق معرفت و بصیرت دینى آحاد جامعه و تقویت و تحکیم ارزش هاى اسلامى و اخلاقى در حوزه هاى فردى و اجتماعى و همچنین برجسته سازى مستمر و همه جانبه اندیشه هاى دینى و سیاسى حضرت امام خمینى(ره) و تعمیق تفکر و فرهنگ بسیجى در زمره اولویت هاى نرم افزارى نظام جمهورى اسلامى ایران قلمداد مى گردد. افزون بر این مى توان به ابعادى از قدرت نرم افزارى انقلاب اسلامى ایران از جمله رهبرى امام خمینى، وحدت و اعتماد ملى، توسعه دانایى محور، جنبش نرم افزارى و سیاست فرهنگى اشاره کرد.
۱. رهبرى امام خمینى(ره): رهبرى امام خمینى(ره) را مى توان در ارائه ارزش هایى دانست که مردم را به پیروى آگاهانه از فرامین ایشان با توجه به جذابیت باور قلبى مردم مشاهده کرد. به جهت حفظ ارزش هاى اسلامى با رهبران کاریزماى جهانى متفاوت مى باشد.
۲. اتحاد ملّى و انسجام اسلامى: انقلاب اسلامى ایران با بهره گیرى از اعتماد عمومى به عنوان سرمایه اجتماعى و بعد چهارم قدرت توانست به تعمیق وحدت و همبستگى ملى و تجمیع کلیه اقشار و گروه ها و دستجات مذهبى کشور همت گمارد و با بهره مندى از مشارکت عمومى و عدالت خواهى را در جامعه گسترش بخشد. وفاق اجتماعى به عنوان مظهر قدرت نرم توانست به ایفاى کارکردهایى چون همفکرى، همکارى و تعامل میان گروه هاى مختلف اجتماعى بیانجامد.
۳. توسعه دانایى محور: انقلاب اسلامى ایران زمینه را براى اهتمام همزمان به توسعه چند بعدى در ابعاد علمى، فرهنگى، اخلاقى، دینى و اجتماعى علاوه بر توسعه سیاسى و اقتصادى فراهم آورد.
انقلاب اسلامى رویکرد توسعه دانایى محور را براى تبدیل کشور به جامعه اى دانش بنیان اتخاذ کرد تا علم و اندیشه مسیر حیات فردى و جمعى را مشخص سازد و فرآورده هاى علمى با خود اقتدار، صلابت وعزت را به ارمغان آورد و نقش مؤثرى در تأمین امنیت و آرامش اجتماعى ایفا کند.
۴. جنبش نرم افزارى: انقلاب اسلامى ایران توجه به نوآورى و نواندیشى را در صدر اولویت هاى خود قرار داد به گونه اى که رهبر فرزانه انقلاب خواستار تحقق جنبش نرم افزارى همه جانبه و فراگیر شدند. این حرکت و نهضت مبنتى بر مؤلفه هاى زیر بود:
ایجاد فرهنگ تولید علم، ارتقاى قدرت علمى و جرأت علمى، پرورش و شکوفایى استعدادها، نفى الگوپذیرى تقلیدى از فرهنگ غرب، ایجاد تحولات و پیشرفت هاى علمى در چارچوب ارزش هاى دین مدار، ارتقاى روحیه خودباورى و اتکاء به نفس و اندیشه و اراده خودى، استفاده از ظرفیت هاى علمى بومى، تقویت بنیه پژوهش کشور، تعالى و رشد اقتصادى و علمى کشور با هویت بخشیدن به مراکز علمى، پیوند مفاهیم و اخلاق دینى با علم روز، ایجاد خلاقیت و نوآورى علمى، اهتمام به فراگیرى علم و دانش با ارتقاى ایمان و معنویت، عنایت به آزاداندیشى، دین باورى و نواندیشى دینى و نفى تحجر و جزم گرایى و تفکر و فرهنگ وارداتى غرب، هوشیارى در برابر تئورى هاى وارداتى، نفى تفکر تقلیدى و تبعى و اهتمام به فکر استقلالى به منظور پرهیز از انفعال و مجذوبیت و مبهوت بودن در برابر تحلیل هاى بیگانه، اهتمام به تولید علم و بومى کردن آن بر مبناى فرهنگ ملى و ارتقاى توسعه انسانى، گسترش و اعتلاى جنبش نرم افزارى در حوزه هاى علوم اجتماعى و انسانى بر اساس اصول و ارزش هاى ایران اسلامى، سیاستگذارى و برنامه ریزى براى توسعه و اعتلاى فعالیت هاى تحقیقاتى پیرامون نوآورى و دستیابى به فناورى هاى نوین.
۵. سیاست فرهنگى: انقلاب اسلامى ایران با هدف نشر و گسترش اندیشه و پیام اسلام، استقلال فرهنگ، تکامل روحى و اخلاقى، تحقق کامل فرهنگ اسلامى در عین اهتمام به درک مقتضیان زمان، اولویت خود را بر برنامه ریزى و اصلاح فرهنگ جامعه و نهادینه کردن آن مطابق با نیازهاى توسعه در جامعه دینى قرار داد و سیاست فرهنگى برگرفته از جهان بینى و انسان شناسى اسلامى بر اساس احترام به کرامت انسانى، سرشت معنوى بشر، خیرخواهى، کمال جویى، آرمان طلبى، استقلال گرایى، آزادى خواهى، عزت نفس و قدرت ایمان را محور فعالیت هاى خود قرار داد.
تقویت تفکر و تعقل و قدرت نقادى و آزاداندیشى، خردورزى، نظریه پردازى و نواندیشى دینى و نمونه هایى از راهبردهاى فرهنگى انقلاب اسلامى است. هم چنین مقابله با خرافات و موهومات و جمود و تحجر فکرى، مقدس مآبى و ظاهرگرایى و مقابله با افراط در تجددطلبى و خودباختگى در برابر بیگانگان. نشانه ارتقاى آگاهى هاى دینى و بنیان گرایى سیاست فرهنگى انقلاب اسلامى است.

ب. در سطح تحلیل منطقه اى
در زمره ابعاد قدرت نرم افزارى انقلاب اسلامى ایران در سطح منطقه اى مى توان به مواردى از جمله بازسازى تمدن اسلامى، ارتقاى بیدارى اسلامى، احیاى هویت جهان اسلام، محوریت ثبات منطقه اى و جهانى کردن مبارزه با صهیونیسم اشاره کرد که به طور مختصر به تحلیل آن پرداخته مى شود:
۱. بازسازى تمدن اسلامى؛ انقلاب اسلامى ایران با ایجاد خودباورى فرهنگى در میان ملت هاى مسلمان و بهره گیرى از فناورى هاى مدرن ارتباطى براى انتقال پیام نواندیشى دینى در جهان اسلام توانست رویکرد تمدنى خود را به ظهور رساند.
افزون بر این، انقلاب اسلامى تقویت بنیادهاى تمدن اسلامى را از رهگذر رفتار مسالمت آمیز و تعامل جوامع مسلمان بر اساس همکارى فرهنگى و بازرگانى و تحکیم روابط دوستى و مودت و اخوت و اهتمام رهبران به خواسته هاى ملت هاى مسلمان و تأکید بر تبادل اندیشه اى میان تمدن اسلامى زمینه سازى کرد.
۲. ارتقاى بیدارى اسلامى؛ انقلاب اسلامى توانست با ارتقاى آگاهى و بیدارى گسترده در بین مردم مسلمان، محروم و مستضعف جهان اسلام، روحیه شهامت و شجاعت لازم در آنان را براى مبارزه ایجاد کند و با ایجاد خودباورى نسبت به توان و امکانات درونى و تشویق لزوم شناخت فزونتر نسبت به تجربه تاریخى وعملى جنبش آزادى بخش، جرأت حرکت هاى مردمى را براى مبارزه بر اساس اندیشه هاى انقلابى اسلام فزونى بخشد.
۳. احیاى هویت جهان اسلام؛ انقلاب اسلامى ایران نشان داد که دین مى تواند عنصرى تأثیرگذار بر نظام تصمیم گیرى جهانى قلمداد گردد و جهان اسلام با تکیه بر باورها و هنجارهاى بومى از توان و قدرتمندى لازم براى شکل دهى به ساختارهاى اجتماعى و سیاسى برخوردار است. انقلاب اسلامى این خودباورى را به ملت هاى مسلمان اعطا کرد که مى توان با شناخت دقیق از فرهنگ اسلامى و باز تعریف آرمان هایى چون استقلال، آزادى، عزت و عدالت و با تکیه بر الگوى تفکر، آگاهى، تصمیم گیرى و اطلاع رسانى باب خلاقیت اسلامى را گشود.
۴. محوریت ثبات منطقه اى؛ انقلاب اسلامى ایران با ایفاى نقش سازنده در زمینه بازتولید منافع مشترک منطقه اى، مبارزه با تروریسم، توسعه همکارى هاى اقتصادى، سیاسى و فرهنگى، حمایت از روند ثبات منطقه اى بر اساس امنیت دسته جمعى، تباین الگوى توسعه همه جانبه و درون زا، بیدارى اسلامى و احیاى تفکر و ارزش هاى دینى، الهام بخشى در خاورمیانه براساس الگوى مردم سالارى دینى، تبیین مدل بومى اصلاحات درون زا در نظام هاى خاورمیانه، بهره گیرى از قدرت اطلاعاتى و رسانه اى براى تبیین پیام عدالت، صلح و عزت، پیروى از الگوى تعامل مؤثر و سازنده با کشورهاى اسلامى، اتخاذ دیپلماسى فعال و مؤثر در سیاست خارجى بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت، عضویت فعال و اثرگذار در سازمان هاى منطقه اى و فرامنطقه اى در جهت ارتقاى نقش دین در عرصه تصمیم سازى، تقویت راهبرد، تقویت جایگاه ایدئولوژى در نظام تصمیم گیرى منطقه اى و جهانى، گسترش همکارى هاى سازنده، مؤثر و چندجانبه منطقه اى و فرامنطقه اى براساس «منطقه گرایى نوین» و ارتقاى سطح آگاهى و بیدارى ملت هاى منطقه، توانست به اتخاذ تمهیداتى خلاق و سازنده براى تبدیل تهدیدها به فرصت ها و یا خلق فرصت هاى نوین مبادرت ورزد.
۵. جهانى کردن مبارزه با صهیونیسم؛ پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران، حمایت از حرکت ها و نهضت هاى آزادى بخش به ویژه در فلسطین از نقش و جایگاه ویژه اى برخوردار شد. انقلاب اسلامى ایران با تبیین اینکه «اسلام راه حل، و جهاد وسیله اصلى است» به مبارزات مردم فلسطین و انتفاضه آنان جنبه اى فراملى بخشید و مبارزه با رژیم صهیونیستى را جهانى کرد.

ج. در سطح تحلیل بین الملل
شرایط بروز قدرت نرم طى سال هاى اخیر به شکلى باورنکردنى تغییر یافته است. حجم گسترده اطلاعات و جهانى شدن، جهان را دستخوش تغییرات بنیادین ساخته است و موجب شکل گیرى جوامع و شبکه هاى مجازى شده که مرزهاى کشورها را در هم نوردیده و همکارى هاى فراملى قدرت نرم سازمان هاى بین المللى غیردولتى موجب جلب و جذب شهروندان براى ایجاد ائتلاف هاى بین ملتى شده است.
واقعیت آن است که در جهانى که همه از اطلاعات اشباع هستند آنچه از اهمیت برخوردار است اطلاعات نیست بلکه توجه ماست و این توجه به طور طبیعى به سمت اطلاعات معتبرتر جلب مى شود. از این رو شایسته است انقلاب اسلامى با به چالش کشیدن فرهنگ غرب، پرچمدارى انقلاب فرهنگى جهانى برافراز کند.
۱. پیدایش قدرت سوم در نظام بین الملل
انقلاب اسلامى ایران براساس اصل «نه شرقى و نه غربى» توانست علاوه بر شکستن ابهت استکبار جهانى و قطع دخالت بیگانگان در امور داخلى کشورهاى مستضعف، پیام و راه ثالثى را به جهانیان عرضه کند که بر استقرار و اجراى عدالت، اجراى قوانین و مقررات الهى، تکیه بر آزادى توأم با مسئولیت انسان در برابر خداوند، ایجاد محیط مساعد براى رشد فضائل اخلاقى، مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهى، تأمین حقوق همه جانبه مستضعفان، نفى استعمار و سلطه خارجى در عرصه هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، حمایت از مسلمانان و مظلومان جهان، قوت بخشیدن به قدرت اسلام و مسلمانان، گسترش فرهنگ اسلامى و اعتقادات معنوى در سراسر جهان و تحکیم وحدت امت اسلامى در جهت استقرار عدالت و نفى سلطه قدرت هاى استکبارى تأکید مى ورزد.
بدین ترتیب، انقلاب اسلامى ایران توانست عملاً قدرت و قطب سومى را در جهان ایجاد کند. بروز قطب و قدرت سوم در عرصه جهانى به دلیل عدم وابستگى به قطب هاى پذیرفته شده ى جهانى ناشى از اعتقادات دینى، ایمانى و اسلامى و حمایت و پشتیبانى گسترده مستضعفان جهان از آرمان هاى انقلاب بود که توانست نظم تحمیلى مبتنى بر سرمایه دارى و کمونیسم را بشکند.
۲. پرچمدارى انقلاب فرهنگى جهانى
انقلاب اسلامى ایران با تبیین اندیشه تحول بر مبناى معنویت و اسلام و احیاى دین در سطح جهان توانست ضمن به چالش کشیدن مکاتب مادى و ضد ارزش ساختن سلطه گرى قدرت هاى جهانى به دگرگون سازى معادلات سیاسى بین المللى مبادرت ورزد.


موانع و راهکارهاى ارتقاى قدرت نرم در روند تکاملى انقلاب اسلامى
انقلاب اسلامى ایران گرچه توانست جایگاه و اهمیت قدرت نرم را با توجه به نقش فرهنگ انقلاب اسلامى در جهان اسلام را از حاشیه به متن بکشاند و تعادل قدرت را در عرصه بین المللى به نفع کشورهاى جهان سوم رقم زند ولى لازم است به آسیب شناسى سیاست هاى قدرت نرم پرداخته شود و سپس راهکارهاى تقویت و گسترش توان و بهره گیرى از قدرت نرم مورد دقت قرار گیرد:
الف. آسیب شناسى جایگاه و نقش قدرت نرم در انقلاب اسلامى
در زمره ى آسیب هاى سیاست فرهنگى به عنوان خطمشى نرم افزارى نظام مردم سالار دینى مى توان به موارد زیر به عنوان موانع فراروى تحقق قدرت نرم در فرآیند انقلاب اسلامى اشاره کرد:
۱. عدم برنامه ریزى جامع و همه جانبه نگر به دلیل نبود یک سیستم ملى در برنامه ریزى آموزشى و روزمرگى و عدم هماهنگى سیاست هاى فرهنگى با سایر برنامه هاى توسعه کشور.
۲. عدم اتخاذ سیاست هاى تعاملى، پویا، ایجابى، هوشمندانه و سنجیده متناسب با پیش بینى آینده ى فرآیندهاى جهانى و منطبق با شناخت وضعیت طبقات و اقشار اجتماعى در داخل کشور.
۳. سیاست زدگى فرهنگى یا استیلاى سیاست بر فرهنگ به جاى تعامل و همگونى بین چهار حوزه سیاست، فرهنگ، اجتماع و اقتصاد.
۴. آسیب ها و ناهنجارى هاى اجتماعى ناشى از فقر، فساد و تبعیض که منجر به بى ثباتى و ضعف فرهنگى مى گردد.
۵. انفعال و خودباختگى روشنفکران سکولار و غربزده نسبت به فرهنگ غربى و غفلت آنان از تهاجم فرهنگى از بیرون و درون کشور.
۶. فقدان برنامه ریزى در نظام آموزشى کشور در جهت اسلامى شدن محیط دانشگاه ها و آموزش و پرورش.
۷. فقدان راهبرد مناسب و کارآمد در جهت به کارگیرى همه توانائى هاى فکرى و فرهنگى کشور و نیز فقدان سیاست منسجم فرهنگى براى رشد خلاقیت هاى فردى و مشارکت هاى جمعى و گروهى فرهنگى.
۸. افزایش تبلیغات رسانه هاى غربى علیه اسلام جهت ایجاد جو اسلام هراسى در جوامع خویش از رهگذر تبلیغ مواردى چون پیوند بنیادگرایى اسلامى با تروریسم، عدم سازگارى اسلام با دمکراسى و استفاده ابزارى از دین در کشورهاى اسلامى و به طو کلى القاى برداشت هاى نادرست از برخى مفاهیم دینى.
۹. فقدان سیستم مناسب ارزیابى و کنترل کیفى عملکردهاى فرهنگى در داخل کشور.
۱۰. وجود شکاف بین مدیریت هاى فرهنگى و مراکز تحقیقاتى و به طور کلى بى توجهى به امر مطالعه و پژوهش در امور و فعالیت هاى فرهنگى.

ب. راهکارهاى تقویت و گسترش توان بهره گیرى ازقدرت نرم در انقلاب اسلامى
به نظر مى رسد بهترین راه ارتقاى توان بهره گیرى از قدرت نرم در فرآیند انقلاب اسلامى اهتمام به اصلاح مدیریت فرهنگى در کشور باشد. در این زمینه مى توان به برخى راهکارها براى ارتقاى سیاست فرهنگى کشور و توان نرم افزارى انقلاب اسلامى اشاره کرد:
۱. هماهنگى میان سیاست هاى فرهنگى بخش دولتى و غیردولتى.
۲. مشخص کردن ضوابط و قوانین حاکم بر سیاست هاى فرهنگى.
۳. ایجاد انگیزه و تشویق فعالیت هاى فرهنگى در ابعاد اجتماعى، راهبردى، مالى و رسانه اى.
۴. برنامه ریزى جامع و فرابخشى و طراحى فرهنگى با در نظر گرفتن اصول ارزشى، امکانات و تسهیلات و ابزارهاى موجود و اراده مردم و نخبگان و نیز تدوین سیاست هاى فرهنگى جامع، صریح، روشن و هدفمند براساس ملاحظات فرهنگى جامعه داخلى و بین المللى.
۵. ایجاد وفاق بین نخبگان فکرى، فرهنگى و سیاسى به منظور برقرارى وحدت و ثبات سیاسى و فکرى در جامعه و سرمایه گذارى در ایجاد و گسترش مشارکت جمعى بر اساس تقویت ارزش هاى مشترک فرهنگى و نیز توزیع گسترده ى برخى مفاهیم و واژه هاى فرهنگى و مفهوم سازى ارزشى.
۶. تقویت آموزش در جهت ترویج و گسترش فرهنگ عمومى کمال جویى، علم طلبى، صداقت و سلامت و ارتقاى آگاهى هاى مدیران و کارکنان نهادهاى فرهنگى.
۷. محوریت قانون و قانونگرایى در تمامى کنش هاى فرهنگى و رفتارهاى اجتماعى، رعایت حقوق شهروندى و منزلت و کرامت انسانى و حیثیت اجتماعى و پرهیز از بروز بحران ها و تنش هاى قومى.
۸. ترویج و تحکیم آموزه هاى مکتب اسلام و اندیشه حضرت امام در باور و عمل مسئولان و آحاد جامعه، بسیج دستگاه هاى تعلیم و تربیت کشور و تحرک جدى و تلاش عمیق و هماهنگ آنان در جهت گسترش ارزش ها و هنجارهاى بومى و تقویت فرهنگ بسیجى شامل فرهنگ ایثار، شجاعت، عزت نفس، تواضع، اخلاص، تسلیم و بندگى در برابر خدا، غیرت و حیا، حق مدارى و مسئولیت پذیرى.
۹. تحرک فعال نهادهاى فکرى، آموزشى، تبلیغاتى و فرهنگى در جهت ارتقاى قدرت نرم افزارى ایران از رهگذر تصویرسازى مثبت رسانه اى، تحرک سازمان یافته نرم افزارى، نظریه پردازى و اندیشه ورزى و تقویت جنبش نرم افزارى در حوزه هاى فردى و اجتماعى.
۱۴. بهره گیرى از دیپلماسى عمومى براى درک پیام هاى انقلاب اسلامى توسط دیگران و تلاش براى انتقال مفاهیم به صورت زیبا و جذاب و تلاش براى زدودن چهره افراطى گرى از اسلام و خرافه زدایى از دین.(۵)

پی نوشت :
۱) مرسلى،بى تا:۵۲-۴۹.
۲) جنگ نرم و وضعیت کنونى ما: ۲۶۷-۲۵۱.
۳) احدى، ۱۳۸۲.
۴) مرادى،۱۳۸۸ :۶۴-۶۳.
۵) جنگ نرم: ۱۱۳-۸۳.


( منبع :جنگ نرم ، مرکز مشاوره معاونت تبلیغ و آموزش نهاد رهبری در دانشگاهها ، ۱۳۸۹ )

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.