نسخه آزمایشی

جن و شیطان در اسلام و سایر ادیان ۱۳۹۰/۵/۱۶ - ۹۴ بازدید

نظر ادیان در مورد جن، ارواح و شیاطین چیست؟ نظر قرآن و اسلام در این موارد ذکر شده چیست؟ آیا بر طبق آیات قرآن جن، ارواح و شیطان وجود خارجی در دنیا دارند؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبیل نقاشی ها و کنده کاریهای غارها نشان می‌دهد که انسان از ابتدای آفرینش وجود موجوداتی غیر از خود را در محیط پیرامونش حس کرده است. موجوداتی که ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و کرنش را در آنها ایجاد می‌کرده است.
پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبیله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط یا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و این آداب نسل به نسل تداوم یافت چنان که امروز هنوز در افریقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با این موجودات و یا دفع آنان صورت می‌گیرد. به عنوان مثال در آیین مسیحیت، جن گیری یک سابقه دیرینه دارد که اغلب کشیش ها اقدام به آن می‌کنند و در واقع معتقدند که شیطان در قالب جسم فردی رسوخ می‌کند. البته تقریبا به غیر از مسلمانان همگی این موجودات را ارواح شریر می‌نامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاییان امروزی بر مبنای یک تفکرسنتی وقتی در خیابان راه می‌روند دستهای خود را تکان می‌دهند تا از ارواح شریر دور بمانند و یا در روز معینی از سال مراسمی برپا می‌کنند که در آن عده ای بسیار از مردم لباسی شبیه به لباس اتاق عمل می‌پوشند، بوقی در دست می‌گیرند و در آن می‌دمند.
اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراوالطبیعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی کاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلکه انسان هم نمی تواند هیچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند. تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عامیانه «جن زدگی» می‌گویند که در واقع به همان مفهوم افسون و تسخیر است. ما استفاده از این اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانیم؛ اول این که، جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند که برطبق روایتی عامیانه معمولا برای ایجاد شر خلق گشته اند، و همواره محکوم به بدی کردن می‌باشند حال آنکه هیچ موجودی به خاطر بدی کردن آفریده نمی شود، مشیت پروردگار چنان است که راه تکامل و تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم این که اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدین معنی به کار می‌رود که جسم شخص جن زده را یک جن دیگر و یا روح متصرف شود. یعنی در واقع دو نوع سکونت در قالب یک بدن و این فقط یک نوع استثناست نه یک تصرف یا دشمنی و آزار، بدین جهت واژه جن زدگی به مفهوم عامیانه آن برای ما قابل قبول نیست.آنچه از این متون و بسیاری از متون دیگر برمی آید این است که واژه «جن» در فرهنگ های دیگر نیز وجود دارد ولی عموما آن را شیطان و یا ارواح شریر می‌نامند. در حالی که ما مسلمانان معتقدیم که در میان جنیان، جن صالح و نیکوکار نیز وجود دارد.شیطان «شیطان» در لغت از ماده «شطن» به معنای دور شدن است، لذا به شیطان، شیطان می‌گویند چون از فرمان خدا سرپیچی نمود، سپس از رحمت او دور ماند، و در اصطلاح «شیطان» مفهومی عام دارد که شامل هر موجود متمرد و طغیانگر و خرابکار می‌شود خواه از جن باشد یا از انسانها.
در عالم آفرینش جدا از موجودات محسوس، موجودات غیرمحسوسی نیز وجود دارند که وجود آنها به واسطه‌ی آیات الهی ثابت شده است یکی از آن موجودات غیرمحسوس جن است که برای ما در شرایط عادی، قابل درک حسی نیست و از آنجایی که شیطان نیز از جن است بدیهی است که آن هم از موجودات واقعی غیرمحسوس به شمار می‌آید. مؤید این مطلب (جن بودن و غیرمحسوس بودن شیطان) آیه‌ی ۵۰، از سوره‌ی کهف است که می‌فرماید: «وَ کانَ مِنَ الجِن» ابلیس از جن بود.
شیطان از جنس فرشتگان نبوده بلکه از طایفه‌ی جن بوده؛ چرا که شیطان دارای اولاد و ذریه است در حالی که فرشتگان فرزند ندارند، فرشتگان معصومند ولی شیطان معصوم نیست، شیطان از آتش آفریده شده اما فرشتگان از نور آفریده شده‌اند. فرشتگان رسول الهی‌اند در حالی که ابلیس از چنین مقام و مرتبه‌ای برخوردار نیست.
خلقت جن و شیطان بر خلقت انسان تقدم دارد، چرا که خداوند متعال در قرآن، سوره‌ی حجر، آیه۲۶ و۲۷ می‌فرماید: ( همانا ما انسان را از گل و لای سالخورده تغییر یافته، بیافریدیم و طایفه‌ی جن را پیش‌تر، از آتش گدازنده خلق نمودیم)
شیطان از دیدگاه ادیان مختلف:
-شیطان در یهودیت؛
شیطان در یهودیت، در لغت به معنای دشمن یا تهمت زننده است. و همینطور نام فرشته ای است که مؤمنین را مورد محک قرار میدهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد.
شیطان در مسیحیت؛
در بسیاری از شاخه های مسیحیت ، شیطان (دراصل لوسیفر) قبل از آن که از درگاه خدا طرد شود ، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که درخدمت خداوندگار بوده است . گفته می شود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی طرد شده است . همچنین گفته شده است که شیطان کسی بوده که به انسان گفته می تواند خدا شود . به همین سبب موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است . کلمه شیطان در انجیل ، اسم خصم یا مانع بشر است . در قسمت دیگر از کتاب انجیل ، شیطان برای تمرد کردن در برابر خدا تلاش می کرد اما درنافرمانی ناکام شد و خدا او را به جهنم تبعید کرد . شیطان ،اختراع کلیسا بود تا همه ی بدی ها را به او نسبت دهند . البته مقامات کلیسا می دانستند که شیطان ساخته و پرداخته دست خود آن ها است ؛‌ ولی متعصبان مذهبی که دنباله رو آنها شده بودند ، واقعا تصور می کردند که با نسبت دادن همه بدیها به شیطان به مذهب و کلیسا خدمت می کنند.
شیطان در زرتشت؛
دین در زرتشت تنها دینی است که از یک اعتقاد دین مشخص وام گرفته شده و در کتاب مقدس از آن یاد شده است. از آغاز صحیفه های عهد عتیق تا صحیفه اشعیای نبی، همواره منشا غایی همه چیز، و از جمله شر، یهود معرفی گردیده است. اما پس از اسارت و تبعید یهود، تغییر مشخصی صورت پذیرفت. اگر دو روایت مشابه مربوط به تجربه خاصی از حضرت داوود ، پادشاه قوم اسرائیل را در نظر بگیریم ، خواهیم دید که در سندی که مربوط به دوران پس از تبعید است ، در مطلب مشابهی که مربوط به دوران قبل از تبعید قوم یهود بوده، واژه شیطان جایگزین قوم یهود گردیده است. بنابراین این شیطان از اجزای اصلی کتاب مقدس نبود؛ بلکه بعدها از طریق دین زرتشتی وارد آن شده است. هنگامی که یهودیان به بابل تبعید شده بودند ، در تماس مستقیم با دین زرتشتی قرار گرفتند و ایده های دقیق و استادانه ای از ان دین وام گرفتند ؛ از قبیل مبحث فرشتگان و شیطان. اولی اهورامزدا نام دارد که نور است و حیات آفریدگار خوبی و پاکی؛ دومی که اهریمن است،‌ ظلمت است و پلیدی و خالق امور مضر و اشیای زشت و دروغ.
شیطان در بسیاری از ادیان، مظهر شرو ناپاکی است که این مفاهیم در تعالیم بنیانگذار دین زرتشت و همه متون بعدی این دین بوده است. از ویژگی های اصلی شیطان ،دروغ و فریب است و حداقل ۶۰۶ بار در گاته ها مورد سرزنش قرار گرفته است. اسم خاص انگره مینو به عنوان متخاصم ترین روح، فقط یک بار در تعالیم زرتشت به چشم می خورد. وجود خداوند نیک وشیطان که با یکدیگر مبارزه می کنند ، از مشخصات اصلی دین زرتشتی است و به نام اعتقاد به ثنویت جهانی (دوگانه پرستی) در میان سایر ادیان شهرت یافته است.انگره مینو وتعداد ب‍ی شماری از شیاطین وجود دارند که به طور منظم در مقابل فرشتگان خیر واهورا مزدا (خدای حکیم –ذات متعال ) قرار می گیرند. نام این شیاطین عبارتند از :گرسنگی، تشنگی، خشم، نفرت، حسد ، دروغ، خشکسالی، زمستان وبدکاری –نام این ارواح شرور، دیو می باشد که در زبان پارسی به صورت diu ودر زبان انگلیسی به نام devil تغییر یافت.
شیطان در مذهب بودائی؛
در دین بودائی، شیطان مظهر زشتی و پلیدی است و مردم را از اطاعت آن بازداشته است. به موجب عقیده بودا، شیطان نه تنها وارد کننده رنج در جهان بلکه صاحب هر رنج و بدی و محرک بزرگ تمام اندیشه و گفتارها و کردارهای زشت در وجود انسان است.
از نظر شکل و شمائل شیطان در عقاید بودائیان، آنها معتقدند که « شیطان » یا « مارا » به اشکال مختلفی دیده می شود. گاهی به شکل یک پیرمرد برهمن خزیده و تنگ نفس، گاهی به صورت یک دهقان، گاهی به شکل یک فیل و یا پادشاه تا برای فریب دادن مردان پاک و مقدس اقدام نماید. برخی از بودائیان اعتقاد دارند به اینکه شیطان به اندازه یک کوه ، پول دارد و کسانی را که علاقه پایان ناپذیر و حرص فراوان به پول و مال دنیا دارند با پرداخت مقداری پول می خرد و همیشه از این معامله راضی است و هیچ وقت هم پولهایش تمام نمی شود .
از نظر بودائی ها، از میان تمام دامهایی که شیطان برای فریب آدم گسترده،« دام زن » خطرناک ترین آنهاست. بطوری که نوشته اند تا مدتها بودا جز مردان، هیچ زنی را به کیش و آئین خود نمی پذیرفت ولی سرانجام در اثر اصرار نامادری اش « ماها پاچاپاتی » بودا با کمال کرامت راضی شد که زنان هم در شمار شاگردان او پذیرفته شوند.
چگونگی پیروز شدن بودا بر شیطان از این قرار است که همچون آفتاب که از درون ابرهای تیره شب بیرون می آید ، بودا نیز از درون تیرگی های ماری به نام « مایا » سربرمی آورد و هنگام زاده شدن او، یک شعاع نورانی پیدا شده و تمام جهان را می پیماید و مایا مانند ابرهای صبحگاهی در برابر نور خورشید می میرد. همانگونه که رب النوع خورشید با شیطان طوفان می جنگد، بودا نیز در جنگی سخت بر ضد « مارا »( شیطان، ابلیس) یعنی آن شیطان بدخواه در زیر درخت مقدس فاتح گشته و بودا به راه می افتد تا جهانیان را پند دهد و قانون مقدس خود را بر آنان ابلاغ نماید.
۶-نظر قرآن و اسلام در این موارد ذکر شده چیست؟
۷-آیا بر طبق آیات قرآن جن، ارواح و شیطان وجود خارجی(در دنیا) دارند؟ ۸-در صورت وجود آیا می توانند وارد دنیای انسانها شوند و انسانها را تسخیر کنند؟
۹-آیاتی از قرآن همراه با معانی آنها در مورد جن، ارواح و شیاطین، و وجود آنها در دنیا (اگر امکان دارد همراه با صدای تلاوت قاری و معنی آن) لازم دارم.
۱۰-آیا در بین جن، ارواح و شیاطین، مسلمان و غیر مسلمان داریم؟
۱۱-در مناطقی مشاهده میشود افرادی در جنگلها، در جاهای تنگ و تاریک گم میشوند، بعد از یک مدتی که پیدا میشوند قوه ی عقلانی خود را از دست میدهند (بعبارتی جن زده می شوند) آیا جن این چنین کارها را میتواند انجام دهد؟
بیش از ۲۰ بار، تنها لفظ «الجن» در سوره هاى مختلف قرآن کریم تکرار شده است و یک سوره نیز به این نام مى باشد و آیات فراوانى از آن در مورد جن است.
در مکه، مسجدى به نام مسجد جن وجود دارد. برخى گفته اند که گروهى از جن ها در آن مکان به پیامبرصلى الله علیه وآله ایمان آوردند و بنا بر نظر برخى، آیات ابتدایى سوره جن در آن جا نازل شد.
از جهت روایات هم مطالب فراوانى درباره جن وجود دارد. در کتاب بحارالانوار، بخش قابل توجهى با عنوان «حقیقت جن و احوال ایشان» و در مورد ابلیس و شیاطین جنى، وجود دارد. تقریباً مى توان گفت که یک جلد کامل بحارالانوار درباره جنیان است. در نتیجه، از جهت متون دینى، پاى مطلب بسیار محکم است و نمى توان این موجودات را انکار کرد و یا از خرافات برشمرد.
از آیات قرآن استفاده می شود که جن، تکلیف دارد. قرآن مى گوید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِو جنّ و انس را نیافریدم؛ جز براى آن که مرا بپرستند»( ذاریات (۵۱)، آیه ۵۶). البته این بدان معنا نیست که تکالیف آنها، مثل ما مى باشد؛ بلکه آنها هم به تناسب ساختار وجودى شان، بایدها و نبایدهایى دارند.
مطلب دیگر اینکه عنصر اصلى جن، آتش است.
قرآن مى فرماید: «وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍو خداوند، جن را از تشعشعى از آتش خلق کرد»(. الرحمن (۵۵)، آیه ۱۵)
بعضى از مفسرین گفته اند: وقتى آتش چند رنگ مى شود، به آن «مارج» مى گویند و این، اشاره به آن است که جنیان چند جور و چند مدل هستند.
در بحار الانوار روایتی از پیامبرصلى الله علیه وآله وجود دارد که حضرت می فرمایند : جن، پنج نوع است:
۱. قسمى که همیشه به صورت مارها در مى آیند.
۲. قسمى که همیشه به شکل عقرب ها درمى آیند.
۳. قسمى که همیشه به صورت حشرات زمینى درمى آیند.
۴. نوعى که داراى پر و بال هستند و در هوا مانند ابر و باد پرواز مى کنند و داراى انقباض و انبساطند (و مى توانند به شکل موجودات کوچک و بزرگ درآیند).
۵. جن هایى که داراى تکلیفند (یا گنه کارند یا درست کار) و خداوند براى آنها، مثل انسان ها، وعده و وعید داده است.
این جن ها، بیشتر در مکان هاى خلوت زندگى مى کنند و در مجالس هم شرکت مى کنند.( بحارالأنوار، ج ۸۷، ص ۲۲۴، باب ۹)
در آیه دیگرى آمده است: «وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ ما جن را از آتش سخت و برنده خلق کردیم »( حجر (۱۵)، آیه ۲۷)
تعبیر «من قبل»، به خاطر این است که سابقه خلقت جن، قبل از انسان است و حدود شش هزار سال قبل از ما، شیطان و ملائکه وجود داشتند.
مطلب بعدی اینکه بله، جن ها، مؤمن و کافر دارند. قرآن مى فرماید: «وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ به پیامبر گفتند: برخى از ما (-(جن ها )-)ایمان مى آورند و بعضى ظالمند و ایمان نمى آورند » (جن (۷۲)، آیه ۱۴)
در سوره احقاف، آیه ۲۹ تا ۳۲، داستان جن هاى ایمان آورنده، نقل شده است. بعضى ها ولایت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را قبول کردند و بعضى قبول نکردند؛ پس نوع پیشرفته جن ها، مثل انسان ها هستند و در برخى تکالیف، مشترکند.
مطلب دیگر اینکه ، جن ها مذکر و مؤنث دارند. قرآن مى فرماید: «رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ مردانى از انسان ها با رجالى از جن، همراه مى شوند » ( همان، آیه ۶)
این که مى گوید: «رجال»، معلوم مى شود که مرد دارند.
همچنین از آیات قرآن استفاده می شود که این طایفه، از نظر قدرت هاى ظاهرى، قوى تر از انسان ها هستند؛ یعنى محدودیت هاى شان کمتر است؛ چون مى توانند به جاهاى مختلف بروند؛ «وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً و ما بر آسمان دست یافتیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تیرهاى شهاب یافتیم »( جن (۷۲)، آیه ۸) اما اجنه از نظر شرافت، پایین تر از انسان هستند؛ زیرا انسان، اشرف مخلوقات است و علاوه بر این، آنها پیامبرى از جنس انسان دارند؛ ولى انسان ها پیامبرانى از جنس جن ندارند.
نتیجه اینکه:
جن چنان چه از مفهوم لغوى این کلمه به دست مى آید موجودى است ناپیدا که وجود آن را قرآن کریم تصدیق کرده و مشخصاتى را نیز براى آن معرفى کرده است از جمله این که: ۱- از شعله آتش خلق شده اند. ۲- مانند انسان داراى تکلیف و مسؤولیت هستند. ۳- داراى علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و استدلال مى باشند. ۴- گروهى از آنها مومن و گروهى کافر و داراى افراد خوب و بد هستند. ۵- آنها نیز مانند انسان مرگ و میر و تولید مثل دارند. ۶- همانند انسان در قیامت برانگیخته مى شوند و جزاى اعمال خود را مى بینند. ولى آنچه در زبان مردم مرسوم است که از آنها به از ما بهتران، پرى، همزاد و... تفسیر مى کنند و آنها را موجوداتى داراى اشکال عجیب و غریب و موذى و مضر به حال انسان و بدخواه او معرفى مى کنند و گاهى مزاحم دیگران مى شوند هیچ گونه پایه و اساسى ندارد و نه مورد تأیید عقل است و نه مورد تأیید قرآن و روایات اسلامى و اینها بیشتر زاییده توهمات و خیال پردازى عده اى خاص است که مى خواهند بازار کسب و دعانویسى و امثال اینها را گرم نگه دارند.
براى آگاهى بیشتر ر.ک:
۱- جن و شیطان، علیرضا رجالى تهرانى، ص ۱۵۳ – ۱۶۳؛
۲- دانستنى هایى درباره جن، ابوعلى خداکرمى، ص ۴۱ – ۱۸۹؛
۳- الجن فى الکتاب والسنة، اعداد ولى زاربن شاه زالدین، دارالبشائر الاسلامیه، بیروت، چاپ اول ۱۹۹۶ م ، ص ۹۴ - ۸۸ و بقیه کتاب در مورد مختصات و ماهیت جن.
۴- الجن فى القرآن والسنة، عبدالامیر على مهنّا، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، ۱۹۹۲م ، ص ۳۳ - ۳۱ و بقیه مباحث هم خواندنى است.
۵- الجن بین الاشارات القرآنیة وعلم الفیزیاء، عبدالرحمن محمد الرفاعى، مکتبة مربوسى الصغیر، چاپ اول ۱۹۹۷م.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.