جواب کسی که آبروی مارا ببرد ۱۳۹۲/۰۴/۲۵ - ۱۳۳۷۱ بازدید

اکه کناه ما را در جمع افشا کنند و آبروى ما را ببرند ما در جواب جه کنیم؟ ما هم آبروى طرف را ببریم؟ دشمنى کنیم؟

دوست خوبم؛ خداوند به هیچ عنوان راضی نیست که آبروی بنده اش مورد خدشه  واقع شود. امام صادق علیه‌السلام: «المومن اعظمُ حرمةً مِن الکعبة؛ احترام مومن، از احترام کعبه، بالاتر است.» لذا همانطور که کعبه برایمان محترم است آبروی مؤمن هم باید اینچنین باشد. دوست عزیز؛ اگر چه شخصی که گناه شما را افشا کرده، کار درستی نکرده، اما راه حل مشکل، مقابله به مثل و بردن آبرویش نیست. شما باید منطقی با ایشان صحبت کنید. در ذیل مباحثی پیرامون پوشاندن عیوب دیگران خدمتتان عرض می کنیم:
پرده درى نسبت به مؤمن از بزرگ ترین محرمات الهى است و این پرده درى را قرآن مجید شدیداً نهى فرموده و به مسلمانان دستور اکید مى دهد که عیب و لغزش و گناه برادر مسلمانت را بپوشان و نسبت به او از پرده درى بپرهیز و از فاش کردن سر او و عیب او و خطاى او برحذر باش؛ قرآن و روایات ستر عیب و کتمان سر مسلمان را عبادت دانسته و هرکس عیب مسلمانى را بپوشد در پیشگاه خداى بزرگ از اجر بزرگ بهره مند خواهد شد.
همه ما مسلمانان و مؤمنان بر اساس امر: «تخلقوا باخلاق اللّه» باید از فاش کردن عیب پنهانى و گناه نهانى یکدیگر بپرهیزیم، چنانچه خداوند عزیز و پروردگار مهربان از فاش کردن گناه ما ابا دارد و دوست دارد بنده اش در میان مردم با آبرو و عزت و با اعتبار و کرامت زندگى کند. امام رضا(ع) می ­ فرمایند: «بر مؤمن سزاوار است که از پروردگار و پیامبر و امام خود سه خصلت را بیاموزد: خصلتى که از پروردگار باید بیاموزد، عیب پوشى و کتمان است...» (سید نعمت الله جزائرى ،قصص الأنبیاء( قصص قرآن)،فاطمه مشایخ ،تهران ،انتشارات فرحان ،اول، 1381 ش ،ص817)
اهمیت مساله پوشاندن عیب دیگران و حفظ حرمت و آبروی مومن بارها در قالب آیات و روایات مورد تاکید قرار گرفته است .  
فضیلت عیب پوشی :
  در فضیلت وشرافت عیب پوشی و پرهیز از عیبجویی، روایات بسیاری ذکر شده است که به بیان پاره ای از آنها می پردازیم:
-امیر المؤمنین(ع) فرمود: خوشا بحال آن کس که از عیب دیگران چشم بپوشد و به عیب هاى خود نگاه کند. (علامه مجلسی؛ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، عزیز الله عطاردى ، تهران ، انتشارات عطارد،1378 ش ، ج 1 ،ص 499)
-امام علی(ع) می فرمایند: اى بنده خدا! در گفتن عیب کسى شتاب مکن. شاید خدایش بخشیده باشد و بر گناهان کوچک خود ایمن مباش؛ شاید براى آنها کیفر داده شوى! پس هر کدام از شما که به عیب کسى آگاه است به خاطر آنچه که از عیب خود مى داند باید از عیب جویى دیگران خود دارى کند. (سید رضی؛ نهج البلاغة، محمد دشتى ، قم ، مشهور،1379 ش ، اول ، خطبه 140 ، ص 259)
-حضرت عیسى(ع) به اصحابش فرمود: بگوئید ببینم اگر کسى ببیند گوشه اى از جامه برادرش (در خواب) کنار رفته و عورتش نمایان شده، بقیه را هم عقب مى زند یا آن را مى پوشاند؟ گفتند: البته آن را مى پوشاند. فرمود: ابدا، شما جامه را یکباره عقب مى زنید. آنها فهمیدند که سؤال جنبه مثال دارد. گفتند: یا روح اللَّه، مقصد چیست؟ فرمود: این مثال مردى است که از برادرش عیبى بیند و نپوشاند. (حسن بن شعبه حرانى؛تحف العقول، احمد جنتى ، تهران ، مؤسسه امیر کبیر، اول، 1382 ش ،ص811 )
علل وانگیزه عیب پوشی:
-رضای خداوند:   حضرت رسول اکرم(ص) می فرمایند: خداوند باحیا و پرده پوش است و حیا و پرده پوشى را دوست دارد.( پاینده ، ابو القاسم ؛ نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص ، تهران ، دنیاى دانش، چهارم ، 1382 ش ، ص294)
- جنبه عمومى و همگانى پیدا نکردن گناه:حضرت على(ع) فرمود: اگر مؤمنى را بیابم (و ببینم) بر کار بد و گناهى مشغول است همانا او را به لباس خود و یا به لباس او می پوشانم. (مقصود آنست که شخص داراى ایمان اگر گناهى در خلوت و پنهانى انجام می دهد و کسى او را در آن حال ببیند نباید عمل او را آشکار سازد و بر کسى دیگر خبر کند بلکه باید پرده پوشى نماید؛ زیرا این خود گناه بزرگى است(آشتیانى ،میرزا احمد؛طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز،تهران ، کتابخانه صدوق ،سو م ، 1362 ش ، ج 2 ، ص 38 )
- پوشاندن عیب خود:  به حکم عقل چون آدمی نمی پسندد که عیب او بر همه آشکار شود لذا باید عیب پوش مردم باشد تا خداوند متعال نیز عیب پوش او باشد. در روایتی مردی به پیامبر خدا(ص) عرض کرد: دوست دارم خداوند عیبهای مرا بپوشاند. حضرت فرمودند: عیبهای برادرانت را بپوشان.( محمدی ری شهری ،محمد؛میزان الحکمه،قم،دارالحدیث،اول،1377ش، ج9 ،ص4221) پس انسان به خاطر آنچه از خود سراغ دارد باید عیب برادرش را بپوشاند.
آثار عیب پوشی :
-آمرزش الهی : حضرت رضا(ع) می فرمایند: «...و آن کس که گناه را پنهان مى دارد مشمول آمرزش الهى است» ( شیخ کلینی؛اصول کافى،حاج سید جواد مصطفوى ، تهران ، کتاب فروشى علمیه اسلامیه ،اول، ج 4،ص160)
-وارد شدن بر بهشت : رسول خدا(ص) فرمودند: هیچ فردی، عیبی از برادر مسلمانش نبیند که آن را بپوشاند، مگر اینکه به بهشت درآید. (نراقی ،مولامهدی ؛علم اخلاق اسلامی(ترجمه کتاب جامع السعادات)،ترجمه سید جلال الدین مجتبوی،انتشارات حکمت،1366ه.ش،اول، ج2،ص363)
-پوشانده شدن عیوب او در قیامت : از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود: «هیچ بنده اى عیب بنده اى را پوشیده نمى دارد مگر آنکه خداوند به روز قیامت عیب او را پوشیده مى دارد.» (خرمشاهى، بهاء الدین – انصارى، مسعود؛پیام پیامبر، تهران ، منفرد،اول ،1376 ش ،ص591)
- پوشانده شدن عیوب او در دنیا وآخرت : پیامبراسلام(ص) می فرمایند: هر که عیب برادرش را بپوشد خدا در دنیا و آخرت عیوبش را به پوشاند. (آیت الله مشگینی ،نصایح ، احمد جنتى ، قم، الهادى ، بیست و چهارم،1382 ش ،ص 22)
-عیب پوشی همانند نجات دادن دختر زنده به گور شده
رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس زشتکاری مؤمنی را بپوشاند، چنان است که دختر زنده به گور شده ­ ای را نجات دهد. ( میزان الحکمه ،ج9، ص4221)
آثار عدم عیب پوشی: 
-مشمول غفران الهی نشدن : رسول خدا(ص) فرمود: «همه امّت من بخشش مى یابند، جز پرده دران...( پیام پیامبر،ص591)
-فاش شدن عیوب او توسط خداوند : امام علی(ع) می فرمایند: هر که دنبال عیبهای مردم بگردد، خداوند عیبهای او را بر ملا سازد.( شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم، ج 5، ص 371)
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: اى جمعیتى که به زبان ایمان آورده و به قلب تسلیم خدا نشده اید! عیوب و لغزش هاى مسلمانان را دنبال نکنید، کسى که دنبال لغزش ها و عیوب مردم باشد، خداوند عیوب او را دنبال خواهد کرد و خدا او را رسوا خواهد نمود
-ذلیل شدن : حضرت رضا(ع) می فرمود: «آن کس که گناه را نشر دهد مخذول و مطرود است.» (اصول کافى-ترجمه مصطفوى،ج 4،ص 160)
-در حکم آغاز کننده آن زشتی بودن : از امام صادق(ع) روایت شده است: رسول خدا(ص) فرمود: «اگر کسى زشتى را آشکار سازد، همچون آغازگر آن است» (پیام پیامبر ، ص 593)
-محروم شدن از دوستی دلها : امام علی(ع) می فرمایند: هر که در عیبهاى نهانى مردم تفحّص کند، خدا او را از دوستى دلها محروم گرداند. (شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم ، ج 5 ،ص 371)
کسى که نسبت به برادران و خواهران مسلمان و مؤمن خود، همانند حضرت حق، پرده پوشى کند و عیوب آنان را بپوشاند، به رحمت پروردگار اتصال پیدا کرده و از عنایت و لطف او برخوردار شده است؛
نکات:
- از وظایف دینی پیروان قرآن شریف این است که همواره مراقب عزت خویش و عزت برادران ایمانی خود باشند، نه قدمی بردارند که مایه ذلت خودشان شود و نه به آبروی برادران دینی خود آسیب برسانند. این مطلب ضمن روایات متعددی از رسول اکرم صلی‌الله علیه واله وسلم و ائمه طاهرین علهیم‌السلام خاطر نشان گردیده است.
- آبرو بسیار ارزش دارد و همه مردم در برابر آبروی یک «فرد» مسئولند و دفاع از آبرو و حیثیت، واجب است.
- از موارد حفظ آبرو و شرف دیگران در اسلام می‌توان به این نکته اشاره کرد که: برای اثبات زنا، چهار شاهد مقرر کرده است، و حتی اگر سه شاهد گواهی دهند، هر سه شلاق می‌خورند، ولی برای اثبات قتل، دو شاهد کافی است.
- آبروی زن و مرد مومن، محترم و لطمه زدن به آن گناه بزرگی است.
خلاصه کلام اینکه:
پرسشگر عزیز؛ به طور کلی خداوند برای اهل ایمان حریمی را قرار داده و حریم مؤمن بسیار محترم است . چنانکه در روایات می‌خوانیم: حفظ آبروی مؤمن به اندازة خون او احترام دارد و ارزشمند است؛ به همین دلیل ما هم باید حرمت دیگران را رعایت کنیم. ذهن؛ انسان را به سوی افکار منفی‌ جهت می‌دهد، شیطان هم به آن دامن می‌زند؛ ولی شما اجتناب کنید. احیاناً اگر ما از حریم دیگران اطلاعاتی پیدا کردیم و از راز دیگران با خبر شدیم؛ حق بازگو کردن آن را نداریم.
خدای سبحان عیوب بندگان خود را می پوشاند، که اگر کتمان او نمی‌بود - و او ستارالعیوب نمی‌بود - اکثر مردم رسوایی‌های زیادی داشتند، زندگی کردن مشکل می‌شد ولی خداوند پوشاننده عیب‌هاست.
دوست خوبم؛ آبرو و شخصیت دیگران را محترم بدان و سعى کن از اعتبار دیگران کم نکنى، به عیب خود مشغول باش و براى آن بکوش که رفع عیب از اعظم مسائل زندگى و از بهترین کارهاست و هرچه براى تو انجامش و برنامه‌ اش سود ندارد از آن درگذر و بترس از این ‌که با مشغول شدن به عیب دیگران از طریق غیبت و تهمت افترا عمرت را فنا کنى و این سرمایه گران‌بهاى هستى را از دست بدهى.
دوست عزیز، ‌با آن شخصی که گناهی از شما بر ملا کرده، صحبت کن. و قلبا نیز از گناهش در گذر. مطمئن باش خدای جبار این گذشت شما را، جبران می کند.

نظرات

میهمان
سلام من دختری مجرد هستم و چند سال پیش خطایی کردم و خطای خودمو قبول کردم اما از نظر درونی پاکم به خودم مطمعنم یه نفر از اهالی محل منو در محلی دیده باکسی که قصد ازدواج داشته و و بعد دوسه سال آبروی منو در محل کارم برده حتی برای ازدواج کردن هم نگاه بد میکنن که مشکل داره اما چیزی پیش نرفته😔 نمیدونم چی بگم و چیکار کنم خیلی دلم شکسته و بخدا توکل کردم
بگین چیکار کنم
سکوت کنم. و فقط بخدا توکل کنم خدا خودش مسئله ازدواجمو یاری کنه
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، انسان گاهی به واسطه غفلت و کوتاهی کاری انجام داده و آبروی خودر را در محیطی از دست می دهد ، بعد از این ماجرا زندگی کردن در آن محیط برای انسان مشکل می شود ، در این زمان شیطان که استاد حیله و نیرنگ است وارد می شود و تلاش می کند که انسان را از رحمت بی پایان خداوند ناامید کند و با توجیهاتی که «آبروی از دست رفته که جبران نمیشود » و توجیهات دیگر می خواهد انسان را بیشتر در گرداب گناه غوطه ور کند .
*** راه حل
الف ) صبر
صبر این است که انسان در هنگام ناملایمات، بی‌تابی نکند به این شکل که در درون ملتهب نشود، زبان به شکایت نگشاید و حرکاتی که غیر معمول است انجام ندهد.معنای صبر: خویشتن داری و شکیبائی بر انجام واجب و تکلیف و مرتکب نشدن معصیت و حرام. خدای متعال به صابران وعده بهشت و اجر بدون حساب داده است. انما یوفى الصابرون اجرهم بغیر حساب (زمر, ۱۰)
صبر ایمان به قضا و قدر و حکمت خداوند است (بداند برای سنت الهی تبدیل و تحویلی نیست و آنچه از دست رفته باز نمی گردد پس بی صبری فایده ندارد) اگر انسان همه چیز خود را از خدا بداند دیگر در حوادث و یا جایی که چیزی از او گرفته می شود، گویی اتفاقی نیفتاده و همواره این شعار را الگوی رفتار خویش نماید (ما از خدائیم و به او باز می گردیم) ، دنیا فانی دانسته و به این نتیجه می رسد که آفریده شده تا با آزمایش های مختلف الهی وجودش را صیقل داده و مستعدّ زندگی جاودانه نماید. و خداوند انسان را در رنج و سختی آفریده و شادی و سلامت بدون غم و بیماری نیست. ب) هجرت
«هجرت» در زندگی بشر و پیشرفت انسان تعیین کننده ای داشته و دارد؛ اسلام به عنوان آخرین دین الهی در ابعاد مختلف مسئله هجرت را مطرح کرده و بر آن پای فشرده است.
قرآن در بیش از ۱۴به زبانهای مختلف دستور به هجرت داده است.
گاهی با زبان ملامت، می گوید «مگر سرزمین خدا گسترده نبود، چرا دست به هجرت نزدید؟»[نساء/سوره۴، آیه۹۷]
کسی که در راه خدا هجرت کند، نقاط امن فراوان گسترده ای در زمین می یابد. «وَمَنْ یُهاجِرْ فی سَبیلِ اللّه ِ یَجِدُ فِی الاَْرْضِ مُراغَما کَثیرا وَسَعَةً...» [ نساء/سوره۴، آیه۱۰۰] ؛ «آن که در راه خدا هجرت کند، موضعهای بسیار وسیعی در زمین می یابد.»
طبق این آیه اسلام با صراحت دستور می‌دهد که اگر در محیطی بخاطر عواملی نتوانستید آنچه وظیفه دارید انجام دهید به محیط و منطقه امن دیگری مهاجرت کنید. [تفسیر نمونه، ج۴، ص۹۰]
*** بنابراین به شما پیشنهاد می شود در صورت امکان از محیطی که در آن به هر دلیلی آبروی شما رفته و ماندن در آن محیط برای شما مشکل است ، مهاجرت کرده و در جایی دیگر که می توانید با حفظ آبرو زندگی کنید به زندگی خود ادامه دهید . ج ) موانع و مشکلات ازدواج و رفع آنها
اولین نکته ای که شایسته است بدان توجّه داشته باشید آن است که باید ببینید دلایل تأخیر در ازدواج‌تان و موانع ازدواج شما چیست؟ و با دقت این موانع را شناسایی و برای رفع آن‌ها تلاش کنید. گاهی وقت‌ها راهی جز این نیست که شما یک تغییری در خود و یا در ساختار خانواده ایجاد کنید. یعنی بررسی کنید که علت این رخداد چیست؟ اگر خود یا خانواده‌تان مقصر هستید آن را مرتفع سازید، چه این‌که اگر بافت خانواده تغییر نکند هم‌چنان این مشکل باقی خواهد ماند. برای ایجاد تغییر باید راهکار مناسب پیدا کرد؛ مثلاً اگر افرادی را در فامیل می‌شناسید که می‌توانند نقش مؤثر داشته باشند مشکل را با آن‌ها در میان بگذارید تا مشکل‌گشایی کنند و با بصیرت دادن به پدر و مادرتان شرایط را تغییر دهند. گاهی اوقات نیز خانواده باید در رفتارهای اجتماعی خود تجدید نظر کند؛ چه بسا برخی از اشتباهات گذشته به ساختار خانواده شما و هم‌چنین به وجهه اجتماعی آن آسیب وارد کرده؛ باید نقاط ضعفی که باعث این آسیب‌ها شده شناسایی و سپس در صورت امکان جبران کرد.
۱. حضور در جمع
به اندازه دیده شوید. تصدیق می‌کنید که مردم که نمی‌توانند بیایند یکی یکی درب خانه‌ها را بزنند و دختران جوان دم بخت را جستجو کنند پس لازم است شما در محافل و مجامعی که در آن شأن و حرمت‌تان حفظ می‌شود به اندازه لازم حضور داشته باشید، به ویژه در محافل مذهبی مثل مساجد و حسینیه‌ها ، البته با نیت جلب رضایت خداوند، نه صرفاً جهت دیده شدن.
این را گفتم چون بعضی از دختر خانم‌ها یا در کنج خانه با چیپس و پفک و تلویزیون و تلفن و اینترنت مشغولند یا برعکس دائماً بدون رعایت شأن و منزلت‌شان در حیاط یا سلف سرویس دانشگاه و امثالهم مشغول جلوه نمایی هستند که در هر دو صورت مردم در موردشان قضاوت خوبی نخواهند داشت. پس برای حضور در اجتماع تعادل را حفظ کنید.
۲ . حفظ عفت در اجتماع
درست دیده شوید. حتماً می دانید که ناپاک‌ترین پسران هم برای ازدواج‌شان به دنبال دخترانی پاک می‌گردند (که البته خدای متعال، به استناد آیه ۲۶ سوره مبارکه نور [نور/سوره۲۴، آیه۲۶]
مانع چنین ازدواجی می‌شود) لذا هم‌چنان در انظار مردم عفیف و پاک حاضر شوید و در صورتی که مانتویی یا چادری هستید، لطفاً کامل از این دو پوشش استفاده کنید چون معنی ندارد دختر خانمی چادر را مثل شنل به سر کند در حالیکه مانتوی قرمزش زیر آن جلوه نمائی کند یا موهایش از زیر چادر به وضوح در معرض دید نامحرم باشد یا دختر خانمی مانتو بدن نما به تن کند یا روسری را آن‌چنان به سر کند که نیمی از موی سرش را بیش‌تر نپوشاند. این‌ها را گفتم که بگویم مردم از کیفیت پوشش شما در موردتان قضاوت می‌کنند.
۳. حفظ ادب
مؤدب باشید. من که تا به حال کسی را ندیده‌ام که معتقد باشد که کم ادب است، اما حتماً شما هم اطراف‌تان انسان‌های مؤدب زیادی را دیده‌اید و از نوع کلام و برخوردشان لذت برده‌اید (آدم‌های متملق را نمی‌گویم) در هر صورت هر چقدر بیش‌تر مراقب اعمال و گفتارتان باشید خصوصاً اینکه تمرین کنید خوب و به جا و به اندازه سخن بگویید برایتان بهتر است؛ حالا برای اینکه متوجه شوید که چقدر مودب هستید کافیست نگاهی به رفتار و گفتارتان با پدر و مادر و اطرافیانتان بیاندازید.
از خدا خواهیم توفیق ادب/ بی ادب محروم ماند از لطف رب.
۳ . پایین آوردن سطح توقع
سطح توقعات‌تان را اندکی پایین بیاورید، خصوصاً اگر تحصیلات بالایی دارید در مورد سطح تحصیلات طرف مقابل‌تان سخت‌گیری نکنید. در جامعه امروز ما، برخی پسران واجد شرایط ازدواج نسبت به برخی دختران از سطح تحصیلات پائین‌تری برخوردارند که آن هم دلایل متعددی دارد که واضح‌ترین آن‌ها خدمت مقدس سربازی است، لذا هنگام انتخاب همسر هم به دنبال موردی با سطح تحصیلات پائین‌تر یا همسطح خودشان می‌گردند و البته این مورد ناشی از مسائل فطری مردهاست که دوست دارند جلوی همسرشان همه چیز تمام باشند، لذا سطح توقعات‌تان را پایین آورده و این مسئله را در جمع‌ها و مناسبت‌های مختلف بیان کنید.
۴ . عدم رویاپردازی
مرد رؤیاهایتان را فراموش کنید. دختران معمولاً در خیالات‌شان برای جزئیات زندگی آینده‌شان طرح و نقشه‌ها دارند برعکس پسران. اما این خیالات خصوصاً در مورد مرد زندگی‌شان گاهی دردسرساز می‌شود. این را گفتم که خواهش کنم به پسرانی که از راه صحیح به خواستگاری‌تان می‌آیند بی‌جهت و بدون تحقیق در احوالات‌شان جواب رد ندهید، صرفاً چون شبیه مرد رویاهای‌تان نیستند. چون امکان دارد خیلی گزینه‌ها متعدد نباشد و بی‌همسر بمانید و بدانید هیچ زنی تابه حال با مرد رؤیاهایش ازدواج نکرده، پس شما هم منتظرش نباشید. در صورتی که خواستگار یا خواستگارانی برای شما آمد، ضمن در نظر گرفتن معیارهای و ملاک‌های ازدواج موفق، از وسواس و سخت‌گیری بیش از حد اجتناب کنید و اگر حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد شرایط را داشت، حتماً به او جواب مثبت دهید، مطمئنا با هنرمندی دو طرف می‌توانید بقیه شرایط را نیز در ادامه زندگی خودتان تکمیل نمایید.
۵ . حفظ اعتماد به نفس
قیافه شما خوب است؛ شاید تا به حال چند خواستگار به منزل شما آمده باشد و پس از یک جلسه اعلام انصراف کند که این اعلام انصراف می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد از جمله نپسندیدن رفتار یا گفتار یکی از اعضای خانواده شما یا احساس اختلاف فرهنگی یا اقتصادی و...؛ یکی از موارد هم شاید این باشد که آقا پسر چهره شما را نپسندیده باشد که مهم نیست به قول استاد قرائتی «بعضی از زن‌ها را آدم می‌بیند دماغ‌شان مثل لامپ است و مرد هم لبانش مثل شتر ولی خوش و خرم و با عشق با هم زندگی می‌کنند» حالا حتماً نیاز نبود استاد قرائتی هم بفرمایند چون اگر درست به اطراف‌مان نگاه کنیم خیلی از من و شما نا خوشگل‌ترها هم ازدواج کرده‌اند پس با حفظ اعتماد به نفس صبور باشید و امیدوار به رحمت پروردگار و روی خودتان عیب نگذارید.
۶ . تحصیل هنر
هنر بیاموزید؛ خود شما هم اگر قرار باشد برای برادرتان به دنبال همسری شایسته باشید، دختری که فنون خانه‌داری اعم از خیاطی و آشپزی و... را خوب فرا گرفته یا خط خوشی دارد و یا خوب نقاشی می‌کند را در اولویت قرار می‌دهید تا دختری که بدون هیچ هنر و سررشته خاصی منتظر است پسرها درب منزل‌شان را از پاشنه در بیاورند. یادتان هست که: هنر برتر از گوهر آمد پدید.
۷ . زیباخویی در کنار زیبارویی
اگر زیبارو هستید، زیبا خو هم باشید. خصوصیت منفی غرور و از خود راضی بودن بعضاً دامن‌گیر کسانی که چهره زیبایی دارند می‌شود (مرد و زن هم ندارد). اما شایسته است دختر خانمی که از نعمت چهره زیبا برخوردار است مراقب باشد در دام غرور و تکبر بی‌جا گرفتار نشود، چون با این خصوصیت یا منزوی می‌شود یا دشمنان زیادی پیدا می‌کند و بالعکس چنین دختری اگر مسیر افتادگی و خضوع را در پیش گیرد به سرعت در بین خانم‌های دوست و فامیل محبوب و مورد احترام می‌شود.
افتادگی آموز اگر طالب فیضی / هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.
۸ . افزایش ارتباط با اقوام و دوستان
ضمن رعایت حجاب و مسائل شرعی، سعی کنید با اقوام و خویشان و دوستان ارتباط بیش‌تری داشته باشید و در جلسات خانوادگی و خویشاوندی حضوری فعال داشته باشید؛ خصوصاً در مجالس زنانه با ظاهری آراسته و زیبا حاضر شوید. تلاش کنید روابط اجتماعی خود را افزایش دهید و در این‌گونه روابط با دیگران با گرمی و مهربانی برخورد کنید، البته نه با نامحرمان.
۹ . استفاده از دوران مجردی
همواره این نکته را به خاطر داشته باشید که خوشبختی و عاقبت به خیری صرفاً در گروی ازدواج نیست. انسان باید قدر لحظه لحظه‌های عمر خود را بداند به ویژه ایام مجردی را، چون فردا روز حسرتش را می‌خورید. چون اگر توفیق ازدواج برای‌تان ممکن شد، پس از طی شدن دوران شیرین اول زندگی خیلی مسائل برای‌تان عادی می‌شود و طعم روزمرگی را خواهید چشید، آنگاه وظیفه همسرداری و تربیت اولاد و احیاناً کار و درس، شما را گاهی به این حسرت وا می دارد که ای کاش قدر آرامش مجردی را بیش‌تر می‌دانستم. تازه این در صورتیست که ازدواج موفقی داشته باشید و الّا خدای نکرده ازدواجی که منجر به جدائی بشود که هیچ. اگر هم ازدواج مقدر شما نباشد که باز پشیمان می‌شوید که چرا ایام خوش نوجوانی و جوانی‌ام را به جای این‌که به انجام وظائف و کارهای روزانه‌ام بپردازم به فکر و خیال و حرص و جوش ازدواج گذشت و البته تجربه نشان داده که دخترانی که با نظم فکری و روحی و به روال معمول زندگی می‌کنند در ازدواج هم موفق‌ترند. اگر به اطراف‌تان وسیع‌تر و دقیق‌تر نگاه کنید، می‌بینید دختران بسیاری هستند چون شما که هنوز همسر مناسبی نصیب‌شان نشده ولی آرام و نجیب دوران تجرد خود را با رضایت و نشاط در سایه تسلیم به درگاه الهی می‌گذرانند و هیچ شکایتی ندارند.
خواندن کتابهای خوب، انجام عبادات و ارتباط قلبی با خدا، رفتار خوب با پدر و مادر و اطرافیان، صرف وقت با دوستان شایسته و پاک، تفریحات سالم، فراگیری هنر و علم را می‌توان از مصادیق یک زندگی مجردی خوب دانست.
میهمان
سلام مادرم ابروی منو جلوی پدرم برد اصلا نمی دونم چی کار کنم نمی تونم با پدرم روبه رو شوم چه کارکنم؟؟ ولی از مادرم خیلی کینه دارم برام هیچی جز مردن مهم نیس
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی؛ شرایط تان را درک می کنیم و می توانم تصور کنم چه فضایی در خانه شما حاکم است. متأسفانه برخی والدین، اخلاق اسلامی را در محیط خانه رعایت نمی کنند و موجبات ناراحتی اعضای خانواده خود را فراهم می نمایند. در مواجهه با این وضعیت شما باید به نکات زیر توجه کنید :
۱ - اگر مادری حقوق فرزندش را رعایت نکند (زور بگوید، بد اخلاقی کند و ...) فرزند نمی تواند به این بهانه حقوق مادرش را نادیده بگیرد و تلافی کند، شما باید زندگی خود را طوری مدیریت کنید که هیچ بی احترامی نسبت به مادرتان نشود؛ این تکلیف دینی شماست.
۲ . البته هر کس باید پاسخگوی اعمال بد خود باشد و مادر شما هم باید در پیشگاه الهی پاسخگو باشد ، امام جعفرصادق علیه‌السلام : « مَن رَوی مُؤْمِنٍ رِوایَةً یُریُدبِها شَینَهُ وَ حَدْمَ مُروُءَ تِهِ لِیَسقُطَ مِن أَعیُنِ النّاسِ، اَخرَجَهُ اللهُ عَزَّ وجَلَّ مِن وِلایَتِهِ الی وِلایَةِ الشّیطانِ. » ؛ هرکس داستانی نقل کند و قصدش ظاهر ساختن بدی‌ها و ریختن آبروی مؤمنی باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد خداوند متعال ولایت خود را از او برمی‌دارد و ولایت شیطان را جایگزین آن می‌نماید. [ثواب و عقاب‌الاعمال، ص ۵۴۷]
۳ . شما می توانید برای حل مشکل با یکی از اعضای خانواده که او را قبول دارید و پدر شما هم از ایشان حرف شنوی دارد ، صحبت کرده تا ایشان با پدر شما صحبت کرده و مسئله را برای پدر شما روشن کند .
۴ . انسان گاهی به واسطه غفلت و کوتاهی کاری انجام داده و آبروی خودر را در محیطی از دست می دهد ، بعد از این ماجرا زندگی کردن در آن محیط برای انسان مشکل می شود ، در این زمان شیطان که استاد حیله و نیرنگ است وارد می شود و تلاش می کند که انسان را از رحمت بی پایان خداوند ناامید کند و با توجیهاتی که «آبروی از دست رفته که جبران نمیشود » و توجیهات دیگر می خواهد انسان را بیشتر در گرداب گناه غوطه ور کند .
در چنین مواقعی دو راهکار برای حل مشکل ارائه شده :
ا . صبر
صبر یعنی اینکه در هنگام مشکل بی‌تابی نکند و در درون ملتهب نشود، زبان به شکایت نگشاید و حرکاتی که غیر معمول است انجام ندهد ، صبر هرگز به معنى تحمل بدبختیها و تن دادن ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست، بلکه صبر و شکیبایى به معنى پایدارى و استقامت در برابر هر مشکل و حادثه در راه کمال و خدایی شدن انسان است ، در سختی‌ها روح و جسم انسان ورزیده می‌شود و دراین راه صبر کمک کننده است ، امیرمومنان علیه‌السّلام فرمودند: «الصبر عون علی کل امر» [ تمیمی آمدی، محمد، غررالحکم و دررالکلم، ص۴۶] صبر و شکیبایی به پیشرفت هر کار (مهمی) کمک می‌کند.»
اا . هجرت
«هجرت» در زندگی بشر و پیشرفت انسان تعیین کننده ای داشته و دارد ، گاهی انسان مجبور می شود به دلیل مسائل مختلف از جمله حفظ آبرو از محیطی به محیط دیگر مهاجرت کند ، بنابراین به شما پیشنهاد می شود در صورت امکان از محیطی که در آن به هر دلیلی آبروی شما رفته و ماندن در آن محیط برای شما مشکل است ، مهاجرت کرده و در جایی دیگر که می توانید با حفظ آبرو زندگی کنید به زندگی خود ادامه دهید ، «وَ مَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَ سَعَةً...» [نساء/سوره۴، آیه۱۰۰] ؛ «کسی که در راه خدا هجرت کند جاهای امنِ فراوان و گسترده‌ای در زمین می‌یابد...».
طبق این آیه اسلام با صراحت دستور می‌دهد که اگر در محیطی بخاطر عواملی نتوانستید آنچه وظیفه دارید انجام دهید به محیط و منطقه امن دیگری مهاجرت کنید. [تفسیر نمونه، ج۴، ص۹۰]
میهمان
من تا ابروشو نبرم اروم.نمیشممممم
میهمان
باسلام همسرم بسیار نامرد بدهن فحاش هرزه و بدجنس ۴بار قران تیک تیک کرده قران زیر پاهاش لگد مال کرده ب ائما پیامبر فحاشی کرده و تهمت زنا داده هر ظلمی ک فکر کنید درحق بنده انجام داده و یک نامرد ب تمام معناست وابروی من ب ناحق پیش همه برده حالاسوالم اینه خدا وقتی اینهمه ظلم میبینه چرا هیچ کاری نداره باهاش این انصاف نیست عدالت نیست اون خودش میگ خدا نمیتونه کاری بمن کنه تا الان ک حرفش صدق میکنه خدا هیچ کاری باهاش نداره من این چیزارو دیدم دارم از امید ب خدا هم قطع امید میکنم واقعا خدا چرا هیچ کاری با این ادم نداره .
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ،
الف ) مهلت به گناهکار و عذاب بزرگ
هر گناهکاری در همین دنیا عواقب گناه خود را می بینند ، بنابرین اگر می بینیم به ظاهر در این دنیا مجازات نمی شوند به این معنا نیست که عدل خدا جاری نشده ، بلکه خدا به افرادی که گناهان بزرگ را انجام می دهند مهلت داده و در موقعیت مناسب آنها را به عذاب دردناکی مبتلا می کند ؛ خداوند متعال در آیات ۱۷۷و ۱۷۸ آل عمران می فرماید : « إِنَّ الَّذینَ اشْتَرَوُا الْکُفْرَ بِالْإِیْمانِ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ « (۱۷۷) « « وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لاَِّنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْماً وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ‌ »
قطعاً کسانی که ایمان را با کفر معامله کردند، هرگز به خداوند ضرری نمی‌رسانند و برای آنان عذاب دردناکی است(۱۷۷) و کسانی که کافر شدند، مپندارند مهلتی که به آنان می‌دهیم برایشان خوب است، همانا به آنان مهلت می‌دهیم تا بر گناه (خود) بیفزایند و برای آنان عذابی خوارکننده است.(۱۷۸)
اهل کفر، داشتن امکانات، بدست آوردن پیروزی‌ها و زندگی در رفاه خود را نشان شایستگی خود می‌دانند، در حالی که خداوند آنان را به دلیل آلودگی به کفر و فساد، مهلت می‌دهد تا در تباهی خویش غرق شوندو پس از آن آنها را به عذاب دردناکی مبتلا می کند . ب ) پاداش صبر بر بد اخلاقی همسر
در برخی روایات آمده است که عذاب قبر از سه دسته از زنان بر داشته شده و آنان با حضرت فاطمه سلام الله علیها محشور می شوند. یک دسته از آنان کسانی هستند که در برابر بد اخلاقی شوهران شان از خود صبر و بردباری نشان می دهند. در پایان این حدیث آمده است: یُعْطِی اللَّهُ کُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِیدٍ وَ یَکْتُبُ لِکُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ عِبَادَةَ سَنَةٍ(وسایل الشیعه ۲۹ جلدی، شیخ حر عاملی، ج ۲۱، ص ۲۸۵، چاپ مؤسسه آل البیت، قم، سال انتشار ۱۴۰۹،ق.) یعنی خداوند به هر یک از این سه گروه از زنان به خاطر صبر و بردباری ثواب هزار شهید را می دهد، و برای هر یک از آنان ثواب یک سال عبادت در نامه عمل شان نوشته می شود. در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) آمده است. هر مردی بر بد اخلاقی زنش صبر و بردباری از خود نشان دهد، خداوند پاداشی را که به حضرت داود - یا حضرت ایوب (حار الانوار، علامه مجلسی، ج۷۳، ص ۳۶۷، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، سال انتشار ۱۴۰۴ ق.)- علیهما السلام به خاطر تحمل بلاها داده است به آن مرد می دهد. و اگر زنی بد اخلاقی شوهرش را تحمل کند و صبور باشد خداوند به او ثواب و پاداشی را که به جناب آسیه یعنی یکی از چهار زن برتر بهشتی داده است، عنایت می کند . ( بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۴۷.)
میهمان
سلام.چند روز پیش خواهرم به من تهمتهای زیادی زد وپیش همسر وخانواده من من را رسوا کرد..من تا بحال آبروی کسی را نبرده ام خیلی چیزهای زیاد دیده ام اما اصلا به خود شخص هم نگفتم چه برسد آبروی کسی راببرمچرا باید اینچنین میشد درحالیکه من هرروز باخدادرارتباطم وهمیشه به خودش توکل میکنم حتی در این مورد هم سکوت کردم وبخدا توکل کردم گفتم در این شر حتما خیری هست با اینکه دیگه خجالت میکشم با خانوادم روبرو بشم ولی بازم صبر میکنم.اما من که باکسی اینکار را نکردم چررا اینجوری باید امتحان پس بدم!؟
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، شاید سوال شما از این حدیث باشد که امام صادق سلام الله علیه فرمودند : « مَن عَیَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّى یَرکَبَهُ. » [ میزان الحکمة: ح ۱۴۸۵۴ ]
کسى که مؤمنى را براى گناهى سرزنش کند، نمیرد تا خودش آن گناه را مرتکب شود.
حدیث درست و صحیح است ، ولی این به این معنا نیست که هر کسی مورد سرزنش قرار می گیرد ، خود او قبلا کس دیگری را مورد سرزنش قرار داده است ، بلکه بلا و مصیبتی که بر مومن وارد می شود دلایل مختلف دارد .
پرسشگر گرامی ؛ برای پاسخ به سوال خود به نکات زیر توجه نمایید :
الف ) بلا برای مومن
آنچه در این مسأله مهم است، جهان بینى انسان است. اگر انسان جهان بینى دینى داشته باشد ، دنیا و رنج هایش را بد نمى داند، بلکه به عکس رنج ها را عاملى براى تحّرک بشمار مى آورد; چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم سوره نساء، آیه ۱۰۴می فرماید : «ان تکونوا تألمون فانهم یألمون کما تألمون و ترجون من الله ما لایرجون» ( اگر شما(مومنان) رنج مى کشید، کافران نیز همان گونه که شما رنج مى کشید، رنج مى کشند، و حال آن که شما امیدى به خدا دارید که آنان ندارند).
زیرا رنج ها وابستگى انسان را به دنیا کم مى کنند و او را به راه مى اندازند. این ذات دنیاست که با تغییر احوال و فصول و مرگ حتمى، به انسان آگاهى مى دهد که اینجا جاى ماندن و قرار نیست. بنابراین برخوردارى ها و بلاها، معیار سعادت نیستند و از همین جاست که نقش بلاها در سیر و سلوک معنوى و شکوفایى قابلیت هاى درونى مؤمن آنقدر اهمیت پیدا مى کند که در حدیث آمده است: «البلاء للولاء » ( کسانى که ایمان بیشترى دارند، رنجشان بیشتر است».
فراموش نکنیم دنیا دار مکافات نیز هست و در بسیارى و در بسیارى از موارد انسان نتیجه حرکت هاى خلاف نظام خود را مى بیند، چه مؤمن باشد و چه کافر، در اصول کافى« باب بلا و امتحان» روایات متعددی در این زمینه ذکر شده است .
مقصود روایت آن است که تصور نشود وقتی کسی مؤمن شد و رضای الهی را کسب کرد دیگر گرفتار نمی شود بلکه گرفتاری ها فلسفه خاص خود را دارد. هر مؤمنی آزمایش می شود تا صداقت او معلوم شود ولی آزمایش لزوما همراه با گرفتاری و بلا و بدبختی نیست، بلکه با خیر و شر آزمایش می شود. گاهی با مقام و موقعیت و مال و منال آزمایش می شود. گاهی با گرفتن مال تصور نشود هر که مؤمن شد بیچاره و بدبخت و گرفتار می شود بلکه اگر مؤمن گرفتار شد نباید تعجب کند، زیرا مؤمن با گرفتاری آزمایش می شود.
خلاصه سخن آنکه تصور نشود مؤمن همیشه در آسایش است بلکه گاهی هم گرفتار می شود،ودر گرفتاری هم رضایت درونی دارد وهمواره شاد است.اینطور نیست که همیشه گرفتار باشد .
نکته دیگر آن است که مؤمن واقعی چون تسلیم رضای الهی است هنگام گرفتاری هم شاد است چون آن را هدیه الهی می داند و مؤمنان واقعی آرامش روحی و روانی واقعی دارند. اگر کسی وظایف خود را انجام داد. این نوع بلا از برای ارتقای درجه و از لطف های خداست. اما اگر به جهت سستی و بی احتیاطی بود مقصر خود اوست و مکافات عمل اوست. ب ) اقسام بلا
با این مقدمه مى توان گفت که سختى و بلا بر چند قسم است و هر یک بر صنف خاصى وارد مى شود:ش
۱) بلاهایى براى رسوا ساختن مشرکان و کافران خبیث است .
۲) بلاى وارد بر مؤمن که زاییده ى گناه وى است و موجب ریزش گناه او مى گردد «و ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم؛ و هر مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست».امیرمؤمنان على(ع) مى فرماید: سپاس و ستایش خدایى را که رنج و گرفتارى پیروان ما را مایه ى زدوده شدن گناهان آنان در دنیا قرار داد تا بااین رنجها و بلاها طاعتشان سالم ماند و سزاوار پاداش آن شوند.
۳) بلاى وارد بر مؤمن براى تصحیح ایمان است. امام صادق(ع) مى فرماید: «بلا و گرفتارى براى مؤمن زیور است و براى آن که خرد ورزد کرامت است. زیرا گرفتار بلا شدن و شکیبایى و پایدارى کردن در برابر آن ایمان را تصحیح مى گرداند.
۴) بلاى وارد بر مؤمن موجب بیدارى او است: امام صادق(ع) مى فرماید: هیچ مؤمنى نیست مگر آن که هر چهل روز یک بار به وسیله ى بلا و گرفتارى متنبه مى شود. این بلایا به مال او مى رسد یا به فرزندش یا به خودش که پاداش آن را مى بیند و یا اندوهى به او مى رسد که نمى داند از کجا رسیده است.
۵) بلاى وارد بر مؤمن باعث ارتقاى ایمان است، چرا که ایمان خود داراى درجات گوناگونى است و مؤمنین نیز داراى درجاتند و خداوند سبحان در این باره مى فرماید: «هم درجات عندالله؛ مؤمنان نزد خداوند داراى درجات هستند» جناب رسول الله(ص) در مورد این نوع بلا مى فرماید: خداوند براى انسان مقام و منزلتى در نظر گرفته است که او با کرده خود بدان نمى رسد تا آن که در بدن خود به بلایى گرفتار شود و بدین وسیله به آن مقام رسد.
۶) بلاى وارد بر انبیاء و مقربان درگاه الهى است که براى ارتقاى کمال انسانى انبیاء است و لذا جناب ابراهیم نبى(ع) با پیروزى در امتحان به مقام امامت رسیده است. «و اذ ابتلى ابراهیم ربّه بکلمات فأتمهنّ، قال انّى جاعلک للناس اماما ؛ بیاد آر هنگامى که خداوند ابراهیم را به امورى چند امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد خدا به او گفت: من ترا به پیشوایى خلق برگزینم». با این مقدمه روشن مى شود که هیچ گروهى و هیچ فردى نیست که مورد آزمایش و امتحان قرار نگیرد و بلکه همه انسان ها لحظه به لحظه و دم به دم مورد آزمایش قرار مى گیرند. ج) وظیفه مؤمنین در قبال مصائب
رسول خدا(ص) می فرماید: «إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً ابْتَلَاهُ فَإِنْ صَبَرَ اجْتَبَاهُ وَ إِنْ رَضِیَ اصْطَفَاهُ؛[۱] چون خدا بنده ای را دوست بدارد او را [در دنیا] مبتلا می گرداند، پس اگر صبر کرد او را بر می گزیند و اگر راضی [و خشنود] شد او را خالص می گرداند.»
در زیارت عاشورا می خوانیم: «اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ لَکَ عَلَی مُصَابِهِمْ؛[۲] بار خدایا تورا ستایش می کنیم ستایش سپاس گزاران بر مصیبتی که بر آنان وارد می شود.»
اگر چه بلاها در زندگی انسانها به خصوص مؤمنین امری طبیعی است و باعث ترفیع درجه، پاک شدن گناهان و... می شود؛ اما باید دانست خود را در دام سختیها انداختن و یا رنج و بلا را از خداوند متعال درخواست کردن، مورد نکوهش بسیار قرار گرفته است.
چنانکه روزی رسول گرامی اسلام(ص) برای عیادت بیماری بر بستر او حاضر شد و از او احوالپرسی کرد. آن بیمار عرض کرد: «نماز مغرب را به امامت شما به جا آوردم و شما در نماز سوره قارعه را خواندید. پس از آن با خود گفتم پروردگارا! اگر من گناهی کرده ام که می خواهی در آخرت مرا به کیفر آن برسانی، پس از تو می خواهم که تعجیل کنی و در دنیا مرا پاک گردانی. پس از این دعا بود که چنین بیمار شدم.
رسول خدا(ص) به او فرمود: «بِئْسَمَا قُلْتَ أَ لَا قُلْتَ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ فَدَعَا لَهُ حَتَّی أَفَاقَ؛[۳] چیز بدی گفتی، چرا چنین دعا نکردی که: پروردگارا، نیکی دنیا و آخرت را نصیب ما کن و ما را از عذاب آخرت در امان بدار. پس از آن، رسول خدا- صلی الله علیه وآله-برای آن مرد بیمار دعا کرد و او بهبود یافت».
امام صادق(ع) نیز به اصحاب خود سفارش می فرمودند که: «سَلُوا رَبَّکُمُ الْعَفْوَ وَ الْعَافِیَةَ فَإِنَّکُمْ لَسْتُمْ مِنْ رِجَالِ الْبَلَاءِ فَإِنَّهُ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ شُقُّوا بِالْمَنَاشِیرِ عَلَی أَنْ یُعْطُوا الْکُفْرَ فَلَمْ یُعْطُوهُ؛[۴] از پروردگار خود عفو و عافیت درخواست کنید چون شما مرد [میدان حوادث و] بلیات نیستید. امتهای پیش از شما از گروه بنی اسرائیل، افرادی بودند که بدنشان را با اره نجاری دو نیم می کردند که [آنها تسلیم شوند و] کفر را [بر ایمان] ترجیح دهند؛ ولی آنان به هیچ وجه کفر را بر نمی گزیدند.»
سیره انبیا و اولیای الهی بر این بوده است که هیچگاه از خداوند، بلا و مصیبت نخواسته اند و همواره درخواست رفع بلا و طلب عافیت بوده است.
پس؛ مؤمن نباید خود را (برای رسیدن به ثواب) در معرض بیماری و بلا قرار دهد؛ چنانکه امام سجاد(ع) در دعاهای خود، رهایی از بلا و بیماری را طلب کرد: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْبِسْنِی عَافِیَتَکَ، وَ جَلِّلْنِی عَافِیَتَکَ، وَ حَصِّنِّی بِعَافِیَتِکَ، وَ أَکْرِمْنِی بِعَافِیَتِکَ، وَ أَغْنِنِی بِعَافِیَتِکَ، وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَافِیَتِکَ، وَ هَبْ لِی عَافِیَتَکَ وَ أَفْرِشْنِی عَافِیَتَکَ، وَ أَصْلِحْ لِی عَافِیَتَکَ، وَ لَا تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَافِیَتِکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَافِنِی عَافِیَةً کَافِیَةً شَافِیَةً عَالِیَةً نَامِیَةً، عَافِیَةً تُوَلِّدُ فِی بَدَنِی الْعَافِیَةَ، عَافِیَةَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ؛[۵] بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و تندرستیت را بر من بپوشان، و مرا به تندرستیت فرو بر، و به تندرستیت نگاهدار، و به تندرستیت گرامی ام فرما، و به تندرستی بی نیازم گردان، و تندرستیت را به من عطا کن، و تندرستیت را به من ببخش، و تندرستیت را برایم بگستران، و تندرستیت را به من شایسته نما، و میان من و تندرستیت در دنیا و آخرت جدایی میانداز. بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا تندرستی ده، تندرستی که مرا [از پزشکان یا از درخواست] بی نیاز کند و [بیماریهای ظاهری و باطنی را] بهبودی ببخشد و بالاتر و برتر [از بیماریها بطوریکه بر هر مرض تسلّط داشته] و افزون شونده باشد، تندرستی که در تنم تندرستی دنیا و آخرت بیاورد».
* آنچه از آیات و روایات ائمه اطهار: بدست می آید در مقابل بلا و مصائب، چند چیز مورد سفارش قرار گرفته است.
۱. صبر و شکیبایی
امام صادق(ع) می فرماید: «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ هُوَ مُبْتَلًی بِبَلَاءٍ مُنْتَظِرٌ بِهِ مَا هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ فَإِنْ صَبَرَ عَلَی الْبَلِیَّةِ الَّتِی هُوَ فِیهَا عَافَاهُ اللَّهُ مِنَ الْبَلَاءِ الَّذِی یَنْتَظِرُ بِهِ وَ إِنْ لَمْ یَصْبِرْ وَ جَزِعَ نَزَلَ بِهِ مِنَ الْبَلَاءِ الْمُنْتَظِرُ أَبَداً حَتَّی یُحْسِنَ صَبْرَهُ وَ عَزَاءَهُ؛[۶] هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه به بلائی گرفتار است و بلای بزرگ تر و گرفتاری شدیدتری هم به دنبال او در انتظار است. اگر در همان بلا صبر و شکیبایی داشته باشد خداوند آن بلای بزرگ تر را برطرف می نماید و اگر صبر نکرده و بی تابی نماید بلای بزرگ تر که در انتظار او است فرا می رسد و مرتب گرفتاریها بیش تر می گردد تا وقتی که صبر نیکو و شکیبائی را انتخاب کند.»
۲. دعا
امام علی(ع) می فرماید:«وَلَوْ أنَّ النَّاسَ حِینَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا الَی رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِیَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فَاسِد؛ٍ[۷] اگر مردم به هنگام نزول عذابها، و گرفته شدن نعمتها، با درستی نیّت و با قلبهای پر از محبّت در پیشگاه خدا زاری کنند، آنچه از دستشان رفته را باز خواهد گرداند، و هر گونه فسادی را برای آنان اصلاح خواهد کرد.»
۳. صدقه
«صدقه» از سفارشات اسلام است و علاوه بر اینکه برای پیشگیری از گرفتاری و دور کردن بلاهای مقدر شده، بسیار مؤثر است برای خلاصی از بلا نیز مورد سفارش قرار گرفته است.
رسول خدا(ص) می فرماید: تَصَدَّقوُا وَ دَوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَةِ فَاِنّ الصَّدَقَةَ تَدْفَعُ عَنِ الْاَعْرَاضِ وَ الْاَمْرَاضِ وَ هِیَ زِیَادةٌ فِی اَعْمَارِکُمْ وَ حَسَنَاتِکُمْ؛[۸] صدقه بدهید و بیماران خود را با صدقه درمان کنید ؛ زیرا صدقه، از پیشامدهای ناگوار و بیماریها جلوگیری می کند و بر عمر و حسنات شما می افزاید.»
۴. اندیشه و عبرت
موعظه دادن به مؤمنان از حکمتهای نزول بلا است. پس باید در هنگام رسیدن بلا و مصیبت، برای پی بردن به حکمت آن تلاش کنیم؛ تا اگر عقوبت است، استغفار کنیم، اگر تأدیب و هشدار است هشیار شویم، و اگر یادآوری وظیفه است، به یاد آن بیفتیم... .
۵. تسلیم در برابر خواست خدا
از جمله سفارشهای اولیای دین تسلیم شدن در برابر خواست خداوند متعال می باشد. حکایت شده است که؛ «فردی درون چاه افتاده بود و مرتب تقاضای کمک می کرد. مردی که از کنار چاه می گذشت به کمک او رفت و به آن فرد گفت: صبر می کنی تا طنابی بیابم و باز گردم؟ فرد درون چاه گفت: اگر صبر نکنم چه کنم».
صبر بر بلا و سختیها زمانی با ارزش است که با رضایت کامل در مقابل خواست الهی باشد نه با ناراحتی و شکایت از اوضاع موجود. امیر المؤمنین(ع) می فرماید: «أوحَی اللَّهُ ُِ تَعاَلَی اِلَی دَاوُدَ یَا دَاوُودُ تُرِیدُ وَ اُرِیدُوَلَا یَکُونُ اِلَّا مَا اُرِیدُ فَاِنْ أسْلَمْتَ لِمَا اُرِیدُ أَعطَیْتُکَ مَا تُرِیدُ وَ اِنْ لَمْ تُسْلِمْ لِمَا أُرِیدُ أَتْعَبْتُکَ فِیمَا تُرِیدُ ثُمَّ لَا یَکُونُ اِلَّا مَا اُرِیدُ؛[۹] خداوند متعال به داوود۷ وحی فرمود: ای داوود! تو می خواهی و من می خواهم؛ ولی فقط آن چیزی واقع می شود که من می خواهم. پس، اگر تسلیم خواست من شوی، خواست تو را هم تامین می کنم؛ اما اگر تسلیم خواست من نشوی، تورا در راه خواسته ات به رنج و زحمت می افکنم و آنگاه همان می شود که من می خواهم.»
***نتیجه
۱. بلا و مصیبت، علل مختلفی دارد و لازم است انسان مؤمن با دقت، عوامل آن را بررسی کرده و در قبال آن به وظیفه خود عمل نماید.
۲. باید به خاطر سپرد که انسان مؤمن مورد بلا و مصیبت قرار می گیرد؛ چرا که حکمت نزول بلا برای بندگان خالص، آسایش سرای جاویدان است.
۳. صبر و تسلیم، راز پیروزی در امتحان الهی است؛ و مصائب، هدیه ای الهی برای افراد پرهیزگار است. پی نوشت ها:
[۱]. مسکن الفواد عند فقد الأجبه و الأولاد، شهید ثانی، قم، کتابخانه بصرتی، ص۸۴.
[۲]. کامل الزیارات، ابن قولویه، قم، انتشارات مرتضویه، ۱۳۵۶ ق، ص۱۷۹.
[۳]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۷۸، ص۱۷۴.
[۴]. المحاسن، احمد برقی، قم، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ق، قم، دوم، ج۱، ص۲۵۰.
[۵]. صحیفه سجادیه، دعای ۲۳، قم، دفتر نشر الهادی، اول، ۱۳۷۶، ص۱۱۲.
[۶]. شیخ حر عاملی، قم، مؤسسه آل البیت:، ج۲، ص۴۲۲.
[۷]. همان، ج۵، ص۱۸۴.
[۸]. کنز العمال، علامه علاء الدین هندی، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۵ق، چ پنجم، ج۶، ص۳۷۱.
[۹]. بحار النوار، علامه مجلسی، ج۵، ص۱۰۴.
میهمان
من اگر اون کسی که آبروی منو برده ببخشم خدا باز هم اورا مجازات میکند
پرسمان
سلام علیکم، این شخص از دوجهت گناه کرده یکی اینکه حرف خدا را مخالفت کرده و آبروی کسی را برده و دیگر اینکه حق الناس به گردنش آمده پس اگر حق الناس صاف بشود و از او راضی شوند می ماند حق الله که اگر استغفارحقیقی بکند انشاالله خدا او را می بخشد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.