جواب مولوی در دفاع از ابن ملجم ۱۳۹۸/۰۴/۱۳ - ۸۵۷ بازدید

دلیل دفاعی مولوی از ابن ملجم و انحرافات دیگرش چیست؟

احتمالا مولوی از زاویه مسلک جبری به این موضوع پرداخته و الا دلیل دیگری نمی‌شود برای این موضوع یافت .
مولوی، “ابن ملجم” (شکافنده شریان های مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام) را ، آلت حق مى شمارد، و بزرگ جنایت او را غیر قابل طعن و ملامت مى داند و اینچنین از زبان امیر عالم وجود، خطاب به “ابن ملجم” مى سراید : من همى گویم برو جف القلم ### ز آن قلم بس سر نگون گردد علم
هیچ بغضى نیست در جانم ز تو ### ز آن که این را من نمى دانم ز تو
آلت حقى تو فاعل دست حق ### چون زنم بر آلت حق طعن و دق [۱] وی همچنین از زبان امام علی (علیه السلام) خطاب به ابن ملجم می گوید:
لیک بى غم شو شفیع تو منم ### خواجه ى روحم نه مملوک تنم [۲] واکنش علمای امامیه به اشعار مولوی درباره ابن ملجم
علامه ملامحمد طاهر قمی از مشایخ اجازه علامه مجلسی و شیخ حر عاملی رضوان الله علیهم می نویسد: « و دلیل دیگر بر بدی اعتقاد ملای روم این بیت مثنویست :
غم مخور فردا شفیع تو منم ### خواجه روحم نه مملوک تنم این بیت را از زبان حضرت مرتضی علیه السلام گفته و مخاطب به این کلام ابن ملجم [لعنه الله علیه] است. پس بگمان و زعم ملای روم، حضرت مرتضی(علیه السلام) شفیع ابن ملجم خواهد بود و این رأی فاسد و مخالف اجماع اهل بیت علیهم السلام است و مخالف روایت مشهوره است که شیعه و سنی در کتابهای خود روایت کرده اند …. دلیل دیگر بر بدی اعتقاد ملای روی این ابیات مثنویست:
هیچ بغضی نیست در جانم زتو ### زانکه این را من نمیدانم زتو
آلت حقی تو فاعل دست حق ### چون زنم من آلت حق طعن و دق شک نیست که این حکایت، محض کذب و افتراست. هرگز حضرت رسول الله (ص) بابن ملجم نگفته که تو قاتل على خواهی بود و هرگز على (علیه السلام) باین عدو الله نگفته که بغض تو در دلم نیست.. این مذهب جبر است و حضرت مرتضی تصریح کرده که جبری کافر و مشرکست».[۳] شیخ آقا محمدعلی کرمانشاهی نیز در واکنش به این شعر مولوی می نویسد :
«و به اجماع مسلمین به وصیّت حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)، حضرت امام حسن (علیه السلام) ابن ملجم لعین را کشت و به اذن آن حضرت و حضرت امام حسین (علیه السلام)، جسد آن اشقى الآخرین را سوختند، و العذاب الآخره اشدّ و اخزى.»[۴] و همچنین علامه وحید بهبهانی می نویسد:
«و این افترا مانند افترائی است که مذکور شد از حکایت حضرت امیر[علیه السلام] به ابن ملجم [لعنه الله علیه] ، و وعدۀ شفاعت به او دادن… وکشتن را از ابن ملجم ندانستن، بلکه از خدا دانستن، زیرا که همه آنها کذب و افتراست، زیرا که ابن ملجم اشقى الاخرین بوده و قابل شفاعت نبوده.[۵] پی‌نوشت:
[۱] مولوى، جلال الدین محمد بلخى، مثنوى، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى ، تهران ، ۱۳۷۳، چاپ اول ، ص ۱۵۴
[۲] مولوى، جلال الدین محمد بلخى، مثنوى، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى ، تهران ، ۱۳۷۳، چاپ اول ، ص ۱۵۷
[۳] تحفه الاخیار فی شرح مونس الابرار، صص ۱۷۹ و ۱۸۰ و ۱۸۱
[۴] مقامع الفضل، تالیف شیخ محمدعلی کرمانشاهی، جلد ۱، صص ۴۵۱ و ۴۵۲ و ۴۵۳
[۵] خیراتیه در ابطال صوفیه، علامه وحید بهبهانی، ج ۲، ص

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.